ارزشمندی انسان و توجه به حرمت و عزت نفس انسان ها، نگرشی انسانی و فرهنگی است، یعنی ابتدا بایستی نگرش انسان های شاغل در یک سازمان نسبت به مشتریان تغییر یابد تا فرهنگ مشتری گرایی حاصل و به مرور علاوه بر توسعه فرهنگ بیمه پردازی گفتمان بیمه های اجتماعی که مبتنی بر توسعه ارتباطات اجتماعی است نیز ایجاد شود.
بررسی ها نشان می دهد هزینه ها و خسارت های مالی و انسانی ناشی از برخی نقصان ها در فرهنگ تکریم و مشتری مداری در سازمان های عمومی عامل و باعث اصلی افزایش شایعات و در نهایت کاهش سرمایه اجتماعی و نارضایتی است.
توجه به مشتریان (بیمه شدگان، مستمری بگیران و کارفرمایان) در واحدهای اجرایی بخش بیمه ای و درمانی قبل از اینکه نیاز به تدوین ساختار داشته باشند، نیازمند تعیین راهبردهای تخصصی ارتباطی و فرهنگی است.
بنابراین یکی از راه های مهم توسعه و نهادینه سازی فرهنگ و توسعه گفتمان بیمه های اجتماعی در جامعه ایرانی تقویت فرهنگ تکریم ارباب رجوع و مشتری مداری در سازمان تامین اجتماعی است.
قاموس انسانی مشتری مداری، انسان مداری است، ارزش نهادن به انسان به عنوان ارزنده ترین موجود و شریف ترین مخلوقی که خداوند آفریده است، غایت و هدف نهایی فرهنگ سازی و توسعه فعالیت های ارتباطی و فرهنگی در سازمان تامین اجتماعی است.
بر اساس دانش مدیریتی هر سازمان خدمت رسانی نیازمند نظام مطلوب و کارآمد پاسخگویی است تا با عمل به شیوه های علمی فرهنگی و ارتباطی که مورد تأیید جامعه هدف است حداکثر رضایتمندی را در برداشت ها و نگرش ها و دیدگاههای مخاطبان ایجاد نماید.
سازمانهای دولتی و عمومی برای مردم و با فشار افکار عمومی ایجاد می شوند و رهبران افکار عمومی از همین طریق سازمانها را در برابر مردم پاسخگو می کنند. اهمیت توجه به مشتریان و مخاطبان در قرن حاضر به حدی است که به اعتقاد کارشناس و نخبه علم مدیریت «پیتر دراکر» اندیشمند حوزه مدیریت، درون چهار دیواری یک سازمان یا شرکت نتیجه ای حاصل نمی شود، نتیجه واقعی برای هر کسب و کاری آن است که مخاطبان و مشتریان (مراجعان) آن سازمان از خدمات و اقدامات و پاسخگویی آن سازمان رضایت داشته باشند.
با توجه به این موضوع فعالیت های ارتباطی و فرهنگی که در سازمان تامین اجتماعی به واسطه تلاش کارشناسان و مدیران روابط عمومی صورت می پذیرد معطوف به اقدامات و فعالیت هایی است که ضمن تغییر نگرش ها و باورهای همگانی به حوزه تامین رضایتمندی مخاطبان نیز نفوذ کرده و با اقناع مطلوب مخاطبان و کارکنان سازمان باعث و عامل توسعه فرهنگ بیمه پردازی و گفتمان تامین اجتماعی در بین ذینفعان و عامه مردم این کشور شود.
ایجاد و بقاء هر سازمانی به حضور مشتریان و مراجعه کنندگان آن بستگی دارد و این نکته که مشتریان اصل و محور فعالیت های یک سازمان هستند به صورت یک اصل اساسی غیر قابل تغییر درآمده است و در آن هیچ شک و شبهه ای وارد نمی شود.
قوانین و مقررات و حتی کارکنان و مدیران سازمان ها صرفاً ابزاری هستند برای هدف اصلی سازمان که برآورده نمودن نیازهای مشتریان یا همان ارباب رجوع است. از این زاویه فعالیت های ارتباطی و فرهنگی نقش و اثرگذاری مهمی در جلوگیری یا کاهش بحران ها و ترمیم خرابی ها در سازمان های عمومی دارد.
رسیدن منابع و مصارف سازمان به نقطه سربهسری و افزایش سریع نسبت هزینه ها به درآمدها، از جمله بحران های مهمی است که سازمان تامین اجتماعی این روزها با آن رو برو شده و به عنوان یک دغدغه و تهدید مهم در مراجع تصمیم گیر از آن یاد می شود. در برابر این تهدیدها، با گسترش کیفی و کمی اقدامات و فعالیت ارتباطی و فرهنگی ضمن کاهش مشکلات با تغییر نگرش مدیران و کارکنان تامین اجتماعی در ارتباط با مخاطبان، استفاده از شیوه های نوین اطلاع رسانی و فرهنگی به ویژه تاکید بر اقناع مطلوب مخاطبان باعث پرداخت حق بیمه ها با طیب خاطر شده و تا اندازه زیادی زمینه را برای اقدامات اصلاحی مانند اجرای طرح های جدید مدیران عالی تامین اجتماعی فراهم خواهد کرد.
گسترش فعالیت های ارتباطی و فرهنگی اثر بخش در عمل می تواند به تقلیل مشکلات بزرگی مانند فرار بیمه ای فراگیر کارفرمایان و پیمانکاران که به صورت فرار بیمه ای کارگاهی (شناسایی نشدن کارگاه)، تعدادی (اعلام نکردن مشخصات واقعی بیمه شدگان) و ریالی(اعلام نکردن دستمزد واقعی بیمه شدگان) است کمک کند.
طی سال های اخیر فرارهای بیمهای به ویژه در نوع کارگاهی، تعدادی و ریالی آن عمق و گستره بیشتری یافته و برخی از پدیدهها نیز موجد و یا مستمسک رشد و نمو این پدیده مذموم شده اند. برای پیشگیری از این پدید ناپسند به رغم افزایش اقدامات نظارتی با انجام اقدامات فراگیر ارتباطی و فرهنگی می توان ضمن متقاعدسازی جامعه کارفرمایان و جلب اعتماد و اطمینان ذینفعان تاثیر قابل قبولی بر پیشگیری یا کاهش این پدیده ناپسند داشت.
در حقیقت با توسعه و فراگیر نمودن اقدامات ارتباطی و فرهنگی موثر از طریق سیاستگذاری های متمرکز با تولید و ارئه خدمات اثر بخش ارتباطی و فرهنگی می توان در کاهش مشکلات سازمان تامین اجتماعی سهیم شد و نقش ایفا کرد.
بدون تردید مدیران و متولیان حوزه روابط عمومی و فرهنگی سازمان تامین اجتماعی با سیاستگذاری های تخصصی در این بخش و تدوین راهبردهای مبتنی بر واقعیات حاکم بر جامعه ایرانی با تدوین برنامه های کارشناسی امکان اثربخشی بر افکار عمومی و هدایت انتظارات فزونی یافته جامعه کارگری و بازنشستگی، کارفرمایی و نهاد دولت را خواهند داشت.
شاید این ادعا که بخش اعظم مشکلات سازمان تامین اجتماعی را می توان با اقدامات ارتباطی و فرهنگی و زایش و گسترش گفتمان بیمه های اجتماعی در میان طبقات مختلف جامعه ایرانی تا اندازه زیادی رفع کرد حرفی گزاف و خارج از منطق نباشد. در این نگرش باید بپذیریم که فرهنگ همه چیز است و بیراه نیست که سقراط می گوید؛ هرجا که بشر را دوست بدارند، فرهنگ را هم دوست خواهند داشت.