
به گزارش تأمین 24، اما پرسش اینجاست: آیا شستا توانسته است بخش اعظم منابع موردنیاز تأمین اجتماعی را تأمین کند؟ در چنین شرایطی باید میزان منابع پایدار سازمان را مشاهده کرد تا به پاسخ این پرسش برسیم که البته بارها مصطفی سالاری، مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی گفته است که سود سهام شرکتهای سازمان تأمین اجتماعی و شستا در مجموع ۱.۵ درصد درآمدهای سالانه این سازمان را تشکیل میدهد.
سالاری نهم اردیبهشت در نشست هماندیشی با اعضای مجمع کارآفرینان ایران در چارچوب جلسات «هماندیشی برای تحولآفرینی» اظهار کرد: در حال حاضر ماهانه ۵ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر از سازمان تأمیناجتماعی حقوق بازنشستگی دریافت میکنند و عمده درآمد ما برای تامین این هزینهکرد از طریق وصول حقبیمه از کارفرمایان و نیروی کار صورت میگیرد.
مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی همچنین در نشست با تشکلهای کارفرمایی سیستان و بلوچستان در چارچوب سلسله نشستهای «هماندیشی برای تحولآفرینی» بیان کرد: سهم بنگاهداری و شرکتهای زیرمجموعه، چه شستا و چه غیر آن، در مجموع کمتر از 3 درصد منابع این سازمان را تأمین میکند و اساساً عددی نیست که تمرکز اصلی سازمان بر آن باشد. تمرکز اصلی باید بر بیمهگری اجتماعی باشد؛ وظیفهای ملی که اگر آینده آن امروز درست ترسیم نشود، چالشهای جدیتری ایجاد خواهد کرد.
در همین ارتباط باید سازمان تأمین اجتماعی از بنگاهداری تا سهامداری تغییر مسیر در حوزه اقتصادی خود داشته باشد تا بتواند به منابع پایدار خود و سودآوری بیشتر دسترسی داشته باشد و شاید بتوان این موضوع را به عنوان مسیری گریزناپذیر در حوزه اقتصاد تأمین اجتماعی تلقی کرد.
سهم ناچیز در منابع تأمین اجتماعی
بر اساس آمارهای موجود، سهم سوددهی شستا و شرکتهای تابعه آن در تأمین منابع کلان سازمان تأمین اجتماعی، همچنان بسیار کمتر از انتظارات اولیه است. در حالی که بیش از ۸۰ تا ۹۰ درصد منابع جاری سازمان همچنان از محل وصول حقبیمه کارفرمایان تأمین میشود، سهم منابع حاصل از فعالیتهای اقتصادی و سرمایهگذاریهای شستا در بهترین حالت، عددی تکرقمی و ناچیز است.
این یعنی سازمان تأمین اجتماعی همچنان یک پایه درآمدی شکننده و وابسته به سلامت بنگاههای اقتصادی کشور دارد و هر رکود یا بحرانی میتواند بخشی از منابع این نهاد بیمهگر را با مشکل مواجه کند و ممکن است حتی در پرداخت مستمری میلیونها بازنشسته و مستمریبگیر تحت پوشش مشکلاتی ایجاد شود.
حسن صادقی، رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری نیز در این باره در گفتوگو با تأمین 24 اظهار کرد: شرکت سرمایهگذاری تأمین اجتماعی «شستا» که بیش از یک تریلیون و چند صد هزار میلیارد تومان سرمایه دارد چرا نباید بتواند حداقل ۲۵ هزار میلیارد تومان تعهد خود را اجرایی کند؛ این مدل سرمایهگذاری نمیتواند هیچ کمکی به سازمان تأمین اجتماعی داشته باشد. باید با این حجم از شرکتها و فعالیتهای اقتصادی بیشترین حجم منابع سازمان را تأمین کرده و از طرفی دیگر ساختار را هم به سمت نظام سهامداری نه نظام بنگاهداری پیش ببرد.
صادقی ادامه داد: در حوزه اقتصادی هم باید انقلابی رخ دهد و از بنگاهداری به سمت سهامداری حرکت کنیم زیرا معتقدیم که در بخش سهامداری، سود وافری به سازمان تأمین اجتماعی داده میشود نه در بنگداری. البته اکنون برای دو تا چندین هزار عضو هیأتمدیره مجموعه شرکتهای شستا، حقوقهای چندصد میلیون تومانی تأمین میکند و آورده آنچنانی هم برای بیمهشدگان تأمین اجتماعی ندارد.
به گفته وی، در نهایت در سال گذشته تعهد این شرکتهای سرمایهگذاری در 6 سال چقدر بوده چقدر توانسته است، پرداخت کند که البته این ارقام نیز با تلاش مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی دریافت شده است، یعنی شخص مدیرعامل واقعا تلاشگر بوده و شجاعت به خرج داده است.
گذار ضروری
نکته دارای اهمیت آن که بسیاری از کارشناسان حوزه رفاه و تأمین اجتماعی بر این باورند، مدل سنتی «بنگاهداری» مستقیم توسط شستا -یعنی مالکیت و اداره صدها شرکت تولیدی، خدماتی و صنعتی- دیگر پاسخگوی نیازهای امروز نیست. این مدل هزینههای سنگین اداری، مدیریتی و ریسکهای عملیاتی بالایی را به سازمان تأمین اجتماعی تحمیل میکند.
آنچه به عنوان راهکار جایگزین مطرح میشود، گذار به مدل «سهامداری حرفهای» است. در این مدل، شستا به جای اداره مستقیم بنگاهها، سهام شرکتهای سودآور و کارآمد را در اختیار میگیرد و با نظارت بر عملکرد آنها، بدون دخالت در امور اجرایی، سود پایدار و بالاتری کسب میکند.
تجربه صندوقهای بازنشستگی موفق در جهان نشان میدهد که سهامداری فعال اما غیرمدیریتی، بازدهی بسیار بهتری نسبت به بنگاهداری مستقیم دارد. متأسفانه در حال حاضر، شستا همچنان درگیر مدیریت زیاندهی برخی بنگاههای زیرمجموعه خود است و نتوانسته به این مدل کارآمد مهاجرت کند.
سمت و سوی اقتصاد درمان در تأمین اجتماعی
یکی دیگر از حوزههای مغفول در تأمین منابع، بخش درمان تأمین اجتماعی است. سازمان تأمین اجتماعی مالک بزرگترین شبکه بیمارستانی کشور (پس از وزارت بهداشت) است. اما این مراکز درمانی عمدتاً با زیاندهی و ناکارآمدی بودجهای مواجه هستند.
مفهوم «اقتصادی شدن درمان» به معنای بازرگانیسازی و گرانفروشی نیست، بلکه به معنای بهینهسازی فرآیندها، کاهش هزینههای سربار، مدیریت صحیح منابع انسانی و تجهیزاتی، و افزایش بهرهوری است. در حالی که بسیاری از بیمارستانهای تأمین اجتماعی با کمبود نقدینگی و تجهیزات روبهرو هستند، در صورت اعمال اصلاحات اقتصادی، این مراکز میتوانند از یک هزینهساز صِرف، به منبع درآمدی مکمل برای سازمان تبدیل شوند.
رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری در این رابطه گفت: بنابراین تأمین منابع سازمان تأمین اجتماعی و سرمایهگذاری حوزه شستا باید به سمت اصلاحاتی پیش برود که از بنگاهداری به سمت سهامداری حرکت کند، در حوزه درمان هم نیازمند این موضوع است که درمان اقتصادی را اداره کند، امروز درمان، اقتصادی اداره نمیشود چرا باید در حوزه دارو این همه هزینه به عهده سازمان تأمین اجتماعی باشد و بعد بیمهشده برای بیماری خاص خود نتواند به تعهدش عمل کند.
به گفته او، در حوزه درمانی در سازمان تأمین اجتماعی، مستلزم این است که باید نقاط ضعف را ببینیم و اصلاحات آن را تعریف کنیم تا بتوانند درمان ما هم اقتصادی اداره شود و هم رضایتمندی جامعه هدف را دنبال کنیم.
لزوم اصلاحات ساختاری
سازمان تأمین اجتماعی برای عمل به تعهدات کوتاهمدت و بلندمدت خود، چارهای جزء انجام یک بسته اصلاحات همهجانبه ندارد. این بسته باید شامل سه محور اصلی اصلاح نظام درآمدی با تقویت شستا و حرکت از بنگاهداری به سهامداری حرفهای، اصلاح نظام هزینهای به همراه اقتصادیسازی خدمات درمانی و حذف هزینههای زائد و در نهایت اصلاح نظام بیمهپردازی با جلوگیری از فرار بیمهای کارفرمایان و پوشش کامل کارگران باشد.
صادقی ادامه داد: البته معتقدم در همه حوزهها ما نیاز به اصلاحات اساسی داریم و به نظر میرسد اگر دولت به تعهداتش عمل کند، از طرفی دیگر سازمان تأمین اجتماعی و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی را ملزم کنند که در جهت این اصلاحات حرکت کنند تا سازمان حداقل تا ۳۵ سال آینده بدون دغدغه به حیات خودش ادامه دهد.
رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری بیان کرد: نباید مسائل همین گونه دیده شود بلکه باید همه برای حل مشکلات موجود تلاش کنیم، در حوزه تأمین اجتماعی قبل از اینکه به وضعیت نامطلوبی برسیم باید به سراغ این مولفهها و اصلاحات بیمهای حرکت کنیم. سازمان در چنین شرایطی نیاز به اصلاحات بیمهای و حرکت به سمت سهامداری برای سودآوری بیشتر در شرکتهای سرمایهگذاری تأمین اجتماعی دارد.
تنها راه نجات
بدون تأمین پایدار و متنوع منابع، سازمان تأمین اجتماعی به تدریج توانایی پرداخت مستمری و هزینههای درمانی خود را از دست خواهد داد. در این میان، شستا میتواند یک ناجی باشد یا یک باری دیگر روی دوش سازمان. گذار از بنگاهداری به سهامداری، اقتصادیسازی درمان، و اصلاحات ساختاری در هر دو حوزه، دیگر یک انتخاب نیست؛ یک الزام اجتنابناپذیر است. در غیر این صورت، دهه آینده، دوران سختی برای میلیونها بیمهشده و بازنشسته تأمین اجتماعی خواهد بود.
سازمان تأمین اجتماعی به عنوان بزرگترین نهاد بیمهگر در حال حاضر حدود 50 میلیون نفر را در بخش بیمهشدگان و مستمریبگیران تحت پوشش دارد که 5 میلیون و 200 هزار نفر بازنشسته و مستمریبگیر از این جمعیت بیشترین خدماتگیرنده از این نهاد را شامل میشوند و بخش عمدهای از تعهدات این سازمان برای پرداخت مستمری این گروهها اختصاص داده میشود.
براساس آخرین دادههای آماری سازمان تأمین اجتماعی در سال گذشته ماهانه 125 هزار میلیارد تومان هزینههای سازمان در بخش پرداخت مستمری و هزینه درمانی برای همه گروههای تحت پوشش بود که 100 هزار میلیارد تومان آن به عنوان بیشترین مصارف این نهاد بیمهگر برای مستمری پرداختی به گروه مستمریبگیران اختصاص داشته است. با توجه به رشد قیمتها و نرخ تورم در سال جاری این هزینهها نیز با رشد فزایندهای نسبت به سال گذشته مواجه خواهد شد.
در چنین شرایطی باید شرکتهای سرمایهگذاری تأمین اجتماعی و کارفرمایان بخش دولتی و خصوصی نسبت به پرداخت تعهدات خود در راستای حقبیمههای مربوط به بیمهشدگان اقدام کنند تا همچنان سازمان تأمین اجتماعی بتواند با وصول این حقبیمهها بتواند به تعهدات کوتاهمدت و بلندمدت خود در قبال همه گروههای مشمول در این سازمان عمل کند.






