با گذشت سالها از عمر نهاد روابطعمومی در کشور هنوز تعریف مناسبی از جایگاه این حرفه کلیدی در سازمان ها وجود ندارد و نمایه موثری در نقد و رشد این حوزه مهم برای تصمیم سازی و تسهیل روابط برون و درون سازمانی ترسیم نشده است.
در حال حاضر روابطعمومیها در اکثر دستگاهها بیشتر نقش واحد تشریفاتی را بازی می کند و برگزاری جشنها، مراسم بازنشستگی و تقدیر، مراسم استقبال رسمی و برنامههای از این دست فعال هستند در حالیکه رسالت سازمانی این حوزه در حد مشورت در تصمیم سازی و تسهیلگری راهبردهای توسعه است.
نهاد روابطعمومی عمر چندانی در سازمانها و ادارات کشور ندارد و به علت ضرورت و نیاز در سازمانها ایجاد نشده بلکه به دلیل الزامهای اداری شکل گرفته و به همین دلیل تاکنون به صورت جدی به بازی گرفته نشده است.
نگاه سازمانها به روابطعمومی نگاه دسته چندمی است و بود و نبود آن برای ادارات و سازمان مهم نیست، در حالیکه روابطعمومی باید قلب راهبری تصمیمهای سازمانی باشد و همگام با مدیر و بدنه سازمان گامهای محکم بردارد.
مشکل بیشتر سازمانها در کشور ارتباط ضعیف روابطعمومیها با رسانه است، زیرا روابطعمومیها جایگاه اصلی خود را نیافتهاند و با تکالیف سنتی و غیرحرفهای نمیتوانند پاسخگوی نیازهای رسانه و تعامل سازنده با آن برای بهرهگیری از ظرفیتهایش در راستای خدمت به مردم و تعالی سازمانی باشند.
روابطعمومیها در برخی از دستگاهها به عنوان ادارههای دسته چندمی و بعضا به محلی برای تبعید کارمندان تبدیل شده در حالیکه نبض سلامت اداری و روابط سازنده، از نشاط و پویایی تصمیم سازی این نهاد بر میخیزد.
تقابل و همراه بودن روابطعمومی با رسانه و بالعکس موجب کارآیی هرچه بیشتر این دو نهاد می شود و ترسیم محتوایی ارتباط معنایی و کلامی جامعه و رشته فهم امور و گفتمانهای قالب در این لایهها و بخشها به عهده روابطعمومی و رسانه است.
روابطعمومی و رسانه نه تنها در مقابل یکدیگر نیستند، بلکه مکمل هم هستند و هر دو باید وظایف ذاتی خود را به خوبی انجام دهند تا زمینه رشد و پیشرفت جامعه را فراهم کنند.
روابطعمومیها باید حقایق را به رسانهها منتقل کنند و رسانهها نیز باید بی طرفانه به مسایل بپردازند و نگاه نقادانه با هدف اصلاحگری و رشد داشته باشند.
متأسفانه روابطعمومی در برخی از سازمانها به اتاق خبری برای تولید مطالبی تبدیل شده است که منافع و بقای مدیر ارشد سازمان را حفظ کند و در برخی از سازمانها به واحد تبلیغات (تبلیغات غیرحرفهای پرهزینه و کماثر) تبدیل شده تا منافع مدیر روابطعمومی را حفظ کند.
روابطعمومیها گاهی توسط افراد غیرمتخصص از مسیر خود منحرف شده و به واحدهایی تبلیغاتی، پوسترچسبان، برگزارکننده مراسم آیینی و تولیدکننده اخبار سیاسی تبدیل شده اند.
ما با گونههایی از روابطعمومی در سازمانها روبهرو هستیم که منافع مردم را نادیده میگیرند یا در اولویت قرار نمیدهند و همینجاست که باید اشاره شود ما به نوعی از روابطعمومی احتیاج داریم که حافظ منافع مردم باشد و منافع مردم را بالاتر از هر اولویتی قرار دهد.
روابطعمومی باید حافظ منافع مردم باشد، زیرا فلسفه روابطعمومی، مردمداری است و بدون تأمین منافع مردم، منافع شخصی و سازمانی فقط بهصورت ناپایدار و موقت تأمین خواهد شد. امروزه سازمانهای پیشگام بر این اصل استوارند که وقتی منافع مردم تأمین شود منافع سازمانی و شخصی هم تأمین میشود.
فلسفه روابطعمومی، مردمداری و شنیدن صدای مردم است و نه بلندگو بودن و داد زدن بر سر مردم. مردم ولینعمت سازمانها هستند. مردم، ارباب سازمانها هستند و روابطعمومیها قبل از اینکه سازمانها این مهم را درک کنند باید این فلسفه را درک و برای سازمان تبیین کنند.
اگر یک روابطعمومی در سازمانی طرف مردم را بگیرد، نشان بلوغ آن سازمان است؛ چرا که اگر منافع مردم تأمین شود حتما منافع سازمان نیز تأمین میشود.
متأسفانه روابطعمومیها در برخی دستگاهها، مباحث درون سازمانی و ارتباطات کارمندی و همچنین ارتباط با مردم و شنیدن صدای مردم را فراموش کردهاند.
سهم نظرات، پیشنهادها و انتقادات کارکنان و مردم در بهبود امور و فعالیتهای سازمانها نادیده گرفته میشود و متأسفانه روابطعمومیها در رصدکردن اطلاعاتِ محیطی ناکارآمد نشان دادهاند؛ چرا که ارتباط مردم و روابطعمومیها قطع شده است و در چنین شرایطی منافع سازمان و مردم هر دو لطمه میخورد و بهجاست که با برقراری ارتباطات دوسویه هر دو طرف بازی برنده میشوند.
منافع مردم یعنی ارتباطات دوسویه؛ یعنی در ارتباطات، شنیدن مهمتر از گفتن است؛ یعنی پاسخگویی سریع و دقیق به سؤالات مردم و اطلاعرسانی بهموقع و شفاف.
بر اساس منابع علم ارتباطات، چهار محور علمیگرایی، پژوهشگرایی، سیستماتیک بودن و ایدهآلی بودن از شاخصترین ویژگیهای یک روابطعمومی سرآمد است، به طوریکه زمانی مشاورههای مدیر روابطعمومی موثر و کارآمد است که بر اساس پژوهشهای صحیح و کارآمد مطرح شود.
پژوهشمحوری اولویت اجرایی روابطعمومی سرآمد است، بنابراین به نظر میرسد فعال کردن بخش افکارسنجی یکی از ارکان مهم روابطعمومیها به شمار میآید.
جانِ کلام؛ روابط عمومی یعنی تعامل هدفمند با مردم و در همین رابطه روابط عمومی باید صدای واقعی مردم باشد و تعامل هدفمند با مردم و مخاطبان را سرلوحه تمام برنامههای خود قرار دهد.