بدون هیچ شک و شبهه ای بروز جنگ ۱۲ روزه و التهاباتی که آن جنگ تا شروع جنگ تحمیلی ۴۰ روزه رمضان به بازار کسب و کار کشور وارد ساخت و با توجه به بمباران شدید صنایع بزرگ و توقف فعالیت بسیاری از مراکز تولیدی کشور پیش بینی میشود حداقل در نیمه اول سال ۱۴۰۵ این سازمان با کاهش ۳۰ تا ۴۰ درصدی پرداخت حق بیمه از سوی کارفرمایان مواجه گردد. دلیل این ادعا هدف قرار گرفتن صنایع تولید فولاد، پتروشیمی و توقف مشاغل اینترنتی است. با توجه به آمار و ارقام اعلام شده در رسانه ها جنگ ۴۰ روز باعث گردیده بیش از ۷۰ درصد تولید محصولات پتروشیمی، فولاد و آهن متوقف گردد.
توقف تولید آهن و فولاد یعنی احتمالا بیش از ۲٫۵ میلیون نفر در صنعت خودرو سازی بیکار خواهند شد و مزید بر آن با احتمال بسیار زیاد صنعت ساخت و ساز ساختمان هم به کما خواهد رفت در این صنعت هم با احتمال به یقین بیش از ۵ میلیون نفر به صورت مستقیم و غیر مستقیم تحت تاثیر این بحران به سمت بیکاری کشانده خواهند شد.
توقف فعالیت صنایع بزرگ پتروشیمی کشور نیز به معنای توقف یا کاهش تولید صنعت پلاستیک و لاستیک و تولید محصولات شوینده و بهداشتی و طیف وسیعی از صنایع تولیدی وابسته به آن مانند تولید کودهای شیمیایی، فوم، طلق و ظروف یکبار مصرف و تولید لوازم خانگی و صنایع نساجی و تمامی صنایعی که وابسته به پتروشیمی و پالایشگاهی هستند زنجیره وار به این بحران افزوده خواهند شد که در واقعیت باعث تحمیل چند میلیون نفر از کارگران به تامین اجتماعی برای دریافت مقرری بیمه بیکاری خواهد شد.
علاوه بر این موارد حدود ۱۰ میلیون نفر از شاغلین اینترنتی کشور مدتهاست در بیکاری جانفرسا بسر می برند. این موضوع در آینده نزدیک فشار بسیار سنگینی به منابع ثابت درآمدی این سازمان وارد خواهد ساخت. با توجه به ارتباط مستقیم وضعیت اقتصادی کشور با فعالیت مطلوب تامین اجتماعی پیش بینی میشود ادامه وضعیت نه جنگ نه صلح نیز در عمل باعث فشار مضاعف به منابع و افزایش مصارف این سازمان شود.
با این وصف به نظر می رسد نهاد دولت و سایر قوا باید در اولین فرصت «طرح نجات سازمان تامین اجتماعی »را با مشارکت تمامی شرکای اجتماعی این سازمان عملیاتی نمایند. طرح نجات سازمان تامین اجتماعی میتواند با تعیین بودجه لازم از محل پرداخت دیون تامین اجتماعی و تعیین ردیف بودجه خاص ویژه شرایط جنگی با کمک و همراهی مجلس و دولت عملیاتی گردد. از طرف دیگر با توجه به اینکه سازمان تامین اجتماعی یکی از فعال ترین سازمانهایی بوده که در بطن میدان جنگ حضوری افتخار آفرین داشته و موفق گردیده در شدیدترین بحران تحمیل شده به کشور امنیت اجتماعی این مرز و بوم را با تامین معیشت حداقل نیمی از جمعیت کشور محقق سازد نیازمند پشتیبانی همه جانبه از سوی نظام می باشد.
این سازمان بواسطه سرمایه اجتماعی ای که به دلیل رسوخ در بافت جمعیتی کشور دارد محل بسیار مناسبی برای اجرا و جذب منابع حاصل از نهادهای خیریه جمعیتی است. در حقیقت شاید بتوان با تغییر مسیر درآمدهای بسیاری از نهادهایی که وظیفه ارتقای وضعیت رفاهی معیشتی طبقات آسیب پذیر کشور را برعهده دارند و یا کسب فتوای شرعی برای کانالیزه کردن درآمدهای سازمان های مانند اوقاف به مصارف تامین اجتماعی از کانال جمعیت تحت پوشش این سازمان امکان استمرار بخشی به امنیت اجتماعی آحاد ملت را فراهم ساخت.
از آن سو با توجه به این که این سازمان مدیریت بخش بزرگی از مراکز تولیدی کشور مانند دارو، درمان ، سیمان ، پتروشیمی ، نفت و گاز و ... را بر عهده دارد لازم است با بسیج تمامی امکانات خود به بازسازی و ارتقای سطح تولید و ارتقای تاب آوری در راستای اقتصادمقاومتی با تامین وحدت و امنیت ملی اقدام نماید. سازمان تامین اجتماعی مفتخر است که در نیم قرن گذشته همواره نقش پر رنگی در امید آفرینی برای فردایی بهتر داشته است و به طور قطع در این برهه حساس نیز یاور همیشگی نظام جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.
این سازمان که از اولین روزهای آغاز جنگ تحمیلی ۸ ساله با پرداخت ۵۰۰ میلیون تومان یاور نظام مقدس جمهوری اسلامی بوده است اینک نیازمند پشتیبانی از سرمایه ها و داشته های مادی و معنوی خود است. باید به این واقعیت اذعان کرد که استمرار فعالیت این سازمان مردمی بزرگ نشان از ادامه حاکمیت نظام و پایداری دولت جمهوری اسلامی است به همین دلیل روشن کمک همه جانبه به این سازمان نقش تعیین کننده ای در استمرار حاکمیت ایران اسلامی دارد.