
به گزارش تأمین ۲۴، در این میان، شرکای اجتماعی شامل تشکلهای کارگری، کارفرمایی و بازنشستگی نه تنها ذینفعان اصلی، بلکه ارکان تصمیمسازی و نظارت بر عملکرد سازمان محسوب میشوند. همین مسأله باعث شده که نقش شرکای اجتماعی در ارتقای خدمات تأمین اجتماعی بیشتر نمایان باشد.
سازمان تأمین اجتماعی که حدود ۱۶ میلیون و ۸۰۰ هزار بیمهشده اصلی را در یک میلیون و ۴۰۰ هزار کارگاه تولیدی، اقتصادی و خدماتی تحت پوشش دارد، به طور یقین با همفکری و همراهی شرکای اجتماعی همچون کارفرمایان بخش دولتی و خصوصی میتواند به تعهدات همه جانبه خود عمل کند.
براساس آخرین دادههای آماری سازمان تأمین اجتماعی در سال ۱۴۰۴ اجرای تعهدات این نهاد بیمهگر در حوزه پرداخت مستمری و درمانی به ۱۲۵ هزار میلیارد تومان رسیده که ۱۰۰ هزار میلیارد تومان آن در حوزه تعهدات بلندمدت و مربوط به پرداخت مستمری برای حدود پنج میلیون بازنشسته و مستمریبگیر تحت پوشش هزینه میشود.
تأکید بر اصل سهجانبهگرایی
قانون ساختار نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی مصوب ۱۳۸۳، بر اصل خدشهناپذیر سهجانبهگرایی تأکید دارد. بر این اساس، حضور نمایندگان تشکلهای صنفی در مراجع عالی تصمیمگیری همچون هیأت امناء و نیز مراجع حل اختلاف (هیأتهای بدوی و تجدیدنظر تشخیص مطالبات) تضمینکننده اداره مطلوب سازمان است.
همانگونه که مدیریت سازمان تأمین اجتماعی نیز با تأکید بر این اصل، شرکای اجتماعی را «همراهان راهبردی» و «پیشگامان» حل چالشها معرفی کرده است، همه این موضوعات نشان میدهد که با شرکای اجتماعی میتوان بسیاری از چالشها و مشکلات پیشرو را حل کرد.
همکاری ویژه شرکای اجتماعی میتواند سازمان تأمین اجتماعی را در راستای اجرای همه تعهدات کوتاهمدت و بلندمدت برای همه گروههای تحت پوشش با ۵۳ درصد جمعیت کشور همراهی کند زیرا تأمین اجتماعی از منابع دولتی هیچ بودجهای دریافت نمیکند و با منابع داخلی تعهدات خود را اجرایی میکند.
بازوی اجرایی و مشاور امین؛ مصادیق عینی مشارکت
از آنجا که شرکای اجتماعی تنها در جایگاه ناظر ظاهر نمیشوند، بلکه در عمل به بازوی اجرایی سازمان تأمین اجتماعی تبدیل شدهاند. برای نمونه، انجمنهای صنفی کارگران ساختمانی در امر بازرسی و غربالگری متقاضیان بیمه، نقش مؤثری ایفا کرده و با صحتسنجی شرایط احراز، به کاهش تخلفات و بهرهوری منابع کمک میکنند.
همچنین در موضوع مهم و حساس متناسبسازی حقوق بازنشستگان، جلسات همفکری با تشکلهای صنفی به ارائه راهکارهای عملی و قابل پیادهسازی با همفکری و همکاری شرکای اجتماعی منجر شده است. این مسأله نیز حاکی از آن است که با همکاری شرکای اجتماعی میتوان به سمت تحول در سازمان تأمین اجتماعی حرکت کرد.
محسن ریاضی، مدیرکل تأمین اجتماعی غرب تهران گفت: تعامل مستمر و سازنده سازمان تأمین اجتماعی و تشکلهای شرکای اجتماعی موجب برکات و نتایج فراوانی برای جامعه تحت پوشش تامین اجتماعی است و بازگشت بانک رفاه کارگران به مجموعه تامین اجتماعی یکی از نتایج همکاری و تعامل سازنده در این مجموعه بزرگ محسوب میشود.
ریاضی اظهار کرد: جلسات شورای راهبردی شرکای اجتماعی استان تهران از ابتدای سال در هر فصل برگزار شده است و از همراهی و حضور مستمر و ارزشمند روسای تشکلها که در این جلسات حضور موثری دارند، تشکر میکنیم.
وی با بیان اینکه بیشترین خدمات تأمین اجتماعی در دو بخش بیمهای و درمانی و همچنین بالاترین وصول منابع بیمهای کشور در استان تهران انجام میشود، افزود: در زمینه تعامل با شرکای اجتماعی نیز در استان تهران با برگزاری جلسات منظم و حضور مستمر نمایندگان تشکلها در جلسات شورا و سایر برنامههای تعاملی، آموزشی و فرهنگی شاهد شکلگیری ارتباطی بسیار خوب و سازنده هستیم و نتیجه این همکاری در بهبود خدمترسانی و شنیدن صدای جامعه تحتپوشش بسیار موثر است.
مزیتهای تحولآفرین مشارکت اجتماعی
نقش شرکای اجتماعی فراتر از همکاریهای موردی، دارای مزیتهای ساختاری و تحولآفرین است که برخی از آنها همچون افزایش مشروعیت و مقبولیت تصمیمها، بهبود کیفیت خدمات و رضایتمندی، کمک به پایداری مالی صندوق و تسهیل تحول دیجیتال است.
برهمین اساس میتوان گفت که زمانی که تصمیمات سخت مانند اصلاح قوانین بازنشستگی یا مدیریت منابع با مشارکت کارگران و کارفرمایان اتخاذ شود، اجرای آنها با مقاومت کمتری مواجه شده و بروز تنشهای اجتماعی کاهش مییابد. زیرا اصلاح قوانین بازنشستگی (نظیر سنوات ارفاقی) باید با پیشگامی خود شرکای اجتماعی انجام شود تا صندوق متعلق به آنان متضرر نشود.
همچنین با بهبود کیفیت خدمات و رضایتمندی، دریافت بازخورد مستقیم از ذینفعان، نقشه راه روشنی برای اصلاح فرآیندها ارائه میدهد. تأکید مدیریت سازمان تأمین اجتماعی بر این نکته اسا که «بدون دریافت بازخورد از صاحبان اصلی خدمات، هیچ طرحی نباید عملیاتی شود»، نشاندهنده نگاه تحولگرا به مقوله مشارکت است.
در راستای کمک به پایداری مالی سازمان تأمین اجتماعی، کارفرمایان به عنوان اصلیترین منبع تأمین بودجه (بیش از ۹۵ درصد کارفرمایان به تعهدات خود عمل میکنند)، شرکای قابل اعتماد سازمان محسوب میشوند. مشارکت آنان در طرحهای وصول حقبیمه و همچنین همراهی در خروج سازمان از بنگاهداری و حرکت به سوی نظام مالی-تعهدی، از ارکان پایداری صندوق است.
تسهیل تحول دیجیتال در سازمان تأمین اجتماعی نیز از دیگر راهکارهای ضروری در این عرصه به شمار میرود، اجرای موفق طرحهایی مانند «۳۰۷۰» (ارائه غیرحضوری خدمات) و هوشمندسازی خدمات، زمانی به موفقیت کامل میرسد که شرکای اجتماعی (به ویژه کارفرمایان) در استفاده از سامانهها و ارائه بازخورد، همراهی کنند.
چالشها و افق پیشرو
با وجود ظرفیتهای بالای سهجانبهگرایی، چالشهایی همچون کاهش ضریب پشتیبانی یعنی نسبت شاغلان به تعداد بازنشستگان و مشکلات اقتصادی کارفرمایان، ضرورت این مشارکت را دوچندان کرده است. فعالان صنفی معتقدند که برای تحقق کامل اهداف، باید نشستهای سهجانبه به صورت منظم و زمانبندی شده در سطح استانها و کشور برگزار شود تا صدای واقعی جامعه هدف به طور دقیق شنیده شود.
مدیرکل تأمین اجتماعی غرب تهران جلسات آموزشی قوانین و مقررات تأمین اجتماعی را از اقدامات مهم تعاملی این اداره کل برشمرد و گفت: این جلسات به صورت منظم در تمامی شعب تابعه اداره کل غرب تهران برگزار میشود و در هر شعبه رابطان بیمهای شرکتهای محدوده فعالیت و همچنین نمایندگان تشکلهای کارگری، کارفرمایی و بازنشستگی در جلسه حاضر میشوند و متناسب با سوالات و مطالبات مطرح شده از سوی نمایندگان شرکتها، مباحث مربوط به قوانین و مقررات تامین اجتماعی و رویههای اجرایی سازمان تشریح میشود.
وی ادامه داد: از ابتدای سال آینده با آسیبشناسی جلساتی که سال جاری برگزار شد، سعی میشود که جلسات موثرتری برگزار شثد و از نظرات و پیشنهادات تشکلها نیز برای بهبود این جلسات استقبال میکنیم.
ریاضی از همراهی و حمایتهای مدیرکل امور فرهنگی و اجتماعی سازمان تامین اجتماعی در زمینه برگزاری جلسات شورای راهبردی و سایر برنامههای فرهنگی اجتماعی به ویژه در زمینه تعامل مستمر با شرکای اجتماعی تشکر کرد.
نقش شرکای اجتماعی در خدماترسانی بهتر سازمان تأمین اجتماعی، نقشی کلیدی و غیرقابل انکار است. از تصمیمسازی در سطوح عالی سیاستگذاری گرفته تا اجرای دقیق قوانین و نظارت بر حسن انجام کار، این مشارکت یک ضرورت راهبردی است. حرکت به سوی درمان رایگان، تحول دیجیتال و اصلاح ساختارهای مالی، تنها در سایه تعامل واقعی و بالندگی شرکای اجتماعی محقق خواهد شد. آینده تأمین اجتماعی در گرو تقویت این سرمایه اجتماعی و نهادینهسازی گفتوگوی اجتماعی است.