
هوشمندسازی خدمات سازمان تأمیناجتماعی بهعنوان بزرگترین سازمان بیمهگر عمومی غیردولتی که بیش از نیمی از جمعیت ایران را تحت پوشش دارد، یک انتخاب فناورانه نبوده، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای تحقق عدالت اجتماعی، تضمین دسترسی برابر به خدمات بیمهای و مدیریت پایدار این صندوق در بافت پیچیده اقتصادی و جمعیتی ایران محسوب می شود. این تحول دیجیتال، پاسخی حیاتی به نیاز میلیونها بیمهشده، کارگر، بازنشسته و کارفرماست که انتظار دارند خدمات عمومی در عصر دیجیتال، سریع، شفاف و در دسترس باشد.
دستاوردهای هوشمندسازی در میدان عمل
الهام عبیدی، رئیس شعبه ۲۵ تهران، تحول دیجیتال را فراتر از یک بهبود فنی و گامی بلند در مسیر تحقق عدالت اجتماعی میداند. به گفته وی، با بهرهگیری از دادهکاوی و هوش مصنوعی، نیازهای غالباً پنهان گروههای آسیبپذیر دقیقتر شناسایی و خدمات هدفمند به آنها ارائه میشود.
عبیدی به پروژههای شاخصی مانند «لیست هوشمند» و «ثبت الکترونیک اعتراض به احکام» اشاره میکند که تجربه کاربری را متحول کردهاند. وی تصریح میکند: «این تحول دیجیتال، امکان برنامهریزی کلانتر، دقیقتر و دادهمحور را برای بزرگترین نهاد بیمه اجتماعی کشور فراهم کرده است.»
همچنین علی تیموری، رییس شعبه ۲۷ تهران، بر کاهش خطاهای ناخواسته هم از سوی مراجعان و هم کارکنان تأکید دارد و استقبال گسترده از خدمات آنلاین را گواهی بر صرفهجویی در وقت و انرژی مردم میداند. این نظر نیز توسط رحیم فتاحی ولیلایی، رییس شعبه ۲۴ تهران با ارائه آمار عینی تقویت میشود اینکه«کاهش چشمگیر مراجعات فیزیکی تا ۷۰ میلیون مورد در سطح کشور» نتیجه مستقیم گسترش خدمات غیرحضوری است.
در این مسیر، مهدی دنیایی، رییس شعبه ۱۶ تهران، هوشمندسازی را پاسخی به نیاز جامعه امروز برای سرعت و دقت معرفی میکند و میافزاید: «این نیاز، ما را به سمت تأمین اجتماعی دیجیتال سوق میدهد.» ابوالفضل معمارپور، رییس شعبه ۳ تهران نیز بر این باور است که حرکت به سمت دیجیتالیسازی کامل، گامی ضروری برای تحقق عدالت اجتماعی است.
محمد شکری، رییس شعبه شهید مدرس تهران نیز اهداف کلان را کاهش مراجعات حضوری و اصلاح سریع برخط لیستها توسط کارفرمایان میداند که به ارتقای رضایتمندی میانجامد. وی هوشمندسازی را عاملی برای کاهش زمینههای فساد و تبعیض و تسهیل تصمیمگیری دقیقتر مدیران ارزیابی میکند.
چالشهای پنهان در مسیر تحول
با وجود دستاوردهای درخشان، مدیران شعب به چالشهای عمیقی اشاره میکنند که ادامه مطلوب مسیر را مشروط به رفع آنها میدانند.
حسین صادقیطلب، رئیس شعبه شهریار، بر نیاز به یک پایگاه داده جامع و یکپارچه به عنوان پیشنیاز اصلی تأکید میورزد. وی توضیح میدهد: «با توجه به قدمت شعبه و وجود تعداد زیادی پرونده نیمهفعال، دسترسی به اطلاعات این پروندهها به یکی از چالشهای اصلی تبدیل شده است.» به گفته وی، تکمیل این پایگاهداده، مستلزم همکاری و تعامل دادهای با سایر نهادها مانند شهرداری، امور مالیاتی و اتاق اصناف است.
اما یکی از حیاتیترین چالشهای مطرح شده، مربوط به ضعف زیرساخت ارتباطی است. محمد محمودی، رئیس شعبه شهرستان بهارستان این مشکل را به وضوح تشریح میکند: «ضعف زیرساخت مخابراتی و ناپایداری اینترانت، موجب کندی شدید سامانهها، اختلال در خدمات و در نهایت نارضایتی مراجعان شده است.»
وی ادامه میدهد: «به دلیل محدودیت پهنای باند و قطعیهای مکرر، نه تنها دسترسی به سامانههای سازمانی مختل میشود، بلکه کلاسهای آموزشی آنلاین نیز به صورت ناقص برگزار میشوند.» محمودی ارتقا به فیبر نوری را یک ضرورت اجتنابناپذیر برای تداوم خدمات الکترونیک میداند.
تلفیق ظرفیتها و فائق آمدن بر چالشها
شبکه گسترده شعب در سراسر کشور، به همراه نیروی انسانی آگاه به ضرورت تحول (همانگونه که از بیانات تمامی مدیران مشهود است)، یک سرمایه اجتماعی و سازمانی بینظیر محسوب میشود. دستاوردهای کمی و کیفی گزارششده (مانند کاهش ۷۰ میلیون مراجعه و رضایت ۸۶ درصدی) نشان میدهد بستر فرهنگی و فنی لازم برای پذیرش گسترده خدمات دیجیتال در جامعه بیمهشدگان و کارفرمایان فراهم است. پروژههای موفق شاخصی مانند «تامین من» و «لیست هوشمند»، پتانسیل بالای نهاد تأمین اجتماعی برای نوآوری را ثابت کردهاند.
چالشهای کلیدی و نیازهای فوری برای بهبود عملکرد
رفع گلوگاه زیرساختی: چالش زیرساخت ارتباطی که محمودی به آن اشاره کرد، تنها مختص یک شعبه نیست و یک تهدید سراسری برای کلیت خدمات دیجیتال محسوب میشود. سرمایهگذاری فوری و هماهنگی با نهادهای مخابراتی برای ارتقای شبکه به فیبر نوری و افزایش پهنای باند نیازی غیرقابل اغماض است.
یکپارچهسازی دادهها و فرآیندهای برونسازمانی: چالش مطرح شده توسط صادقیطلب نشاندهنده مانع بزرگ جزیرهای بودن دادهها در دستگاههای دولتی است. در راستای از میان برداشتن این مانع به نظر میرسد همکاری و انعقاد تفاهمنامههای عملیاتی با نهادهای همکار (مانند ثبت احوال، وزارت کشور، سازمان مالیاتی)میتواند موثر واقع شود.
تداوم آموزش و پشتیبانی از نیروی انسانی و جامعه هدف: با آزاد شدن وقت کارکنان از کارهای تکراری (آنگونه که دنیایی اشاره کرد)، باید برنامهریزی مدون برای ارتقای مهارتهای تحلیلی، مشاورهای و ارتباطی نیروها صورت پذیرد. همچنین، آموزش مستمر بیمهشدگان مسن یا کمدسترس، از طریق روشهای خلاقانه، ضروری است.
تدوین سند راهبردی امنیت سایبری و حریم خصوصی: با متمرکز شدن حجم عظیمی از اطلاعات حساس شخصی و مالی در بستر دیجیتال، تقویت زیرساخت امنیتی، تدوین پروتکلهای شفاف حفاظت از داده و ایجاد اعتماد عمومی نسبت به این موضوع، حتما در صدر اولویتهای مدیریتی قرار گرفته است.
به گزارش تأمین 24 ، تحول دیجیتال در تأمیناجتماعی، از مرحله شروع و اجرای پروژههای پایلوت موفق عبور کرده و به مرحله تعمیق و یکپارچهسازی رسیده است. تکمیل موفقیت آمیز طرح هوشمندسازی کامل خدمات سازمان تأمین اجتماعی ، دیگر صرفاً در گرو توسعه نرمافزارهای داخلی نیست، بلکه به طور جدی وابسته به تصمیمگیری فراسازمانی، سرمایهگذاری در زیرساخت ملی و ایجاد هماهنگی بیندستگاهی است. مدیران میدانی، با درکی عمیق از ظرفیتها و موانع، به وضوح این مسیر را ترسیم کردهاند و از سوی دیگر نیز عزم سیاستگذاری کلان باید بر این مهم متمرکز شود که با با تکیه بر ظرفیت های موجود در سازمان ضمن رفع چالشهای زیرساختی و فراهم آوردن امکان پیوند دادهای امن با سایر نهادها، این تحول انسانمحور را به سرانجام کامل برساند.