یکی از منابع زیستی — یعنی منابع لازم برای بقا و معیشت در چرخهٔ زندگی، در این نوشته به همین معنا به کار میبرم — که تأمینکننده نیازهای فردی و خانوادگی در جوامع امروز است، تأمین اجتماعی است. بعد اصلیِ منابع زیستی در رفاه اجتماعی تبلور مییابد و بخش عمدهای از آن وامدار نظامهای تأمین اجتماعی است. در جوامع امروز، نهادهای تأمین اجتماعی مدرنترین ساختار در حوزه رفاه اجتماعی به شمار میروند و در بسیاری از کشورها به یکی از ابرچالشهای دولتها بدل شدهاند. عناصری که این برتری را تعیین میکنند، به کارویژههای این نهادها بازمیگردند؛ کارویژههایی که از هر جهت به حفظ آرامش و امنیت فردی و خانوادگی کمک شایانی میکنند.
امروزه نهادهای تأمین اجتماعی از دوره نوزادی بیرون آمدهاند و بلوغ لازم را در جوامع به دست آوردهاند. این دستاورد حاصل عملکرد و ماهیت کمکرسانی منظم و فارغ از تبعیض است. عناصر زیر ماهیت و وظایف خاص صندوقهای بیمهای را توضیح میدهد و در مجموع، تشخص نهادی تأمین اجتماعی را از ذخیرهسازی تا عدالت آشکار میکند:
۱- ذخیرهسازی: منابع زیستی پایهایترین مایحتاج انسانی را تضمین میکنند و نظامهای تأمین اجتماعی ضمن سازماندهی این نیازها، به ذخیرهسازی آنها اقدام می کنند. در ذخیرهسازی منابع زیستی، کلیه نیازهای زندگی در ذیل چارچوبی خاص تجمیع میشوند و در مراحل مختلف زندگی به مصرف میرسند. عامل اولیه در هزینهکرد این منابع، نیازهای مقطعی نوع بشر است که در طول زندگی مراحل مختلفی را طی میکند. پدیدههای طبیعی و ساختاری میتوانند به استفادهٔ مجدد از منابع منجر شوند؛ منابع باید کفاف مواجهه با پدیدههای ممکنالوقوع را داشته باشند و بتوانند در حد نیاز به آنها پاسخ دهند.
نهادهای تأمین اجتماعی منابع متراکمی از فرصتهای پیش رو را در اختیار افراد میگذارند. ضمن اینکه از تنظیمگری پویا در طول زمان برخوردارند؛ سازوکاری که اقتضا میکند در مسیر خود، ضمن برخورد منطقی با چالشهای مالی، بر مشکلات آتی فائق آیند.
۲- تشخص نهادی و ساختاری: تشخص نهادی — یعنی اعتبار و هویت مستقلی که ماهیت صندوقها به آنها میدهد، مستقل از خواست متولیان — خواستهای واقعی و ساختاری است که از ابتدای ظهور هر نهاد بیمهٔ اجتماعی به آن معنا میبخشد. تنظیمگری پویای مالی نظامهای تأمین اجتماعی، خواستهای است که تنها به تصمیم متولیان، تصمیمگیران یا قانونگذاران محدود نمیشود؛ بلکه ماهیت این صندوقها این تشخص را مطالبه و تشدید میکند. تشخص و اعتبار نهادهای بیمهٔ اجتماعی، علاوه بر ماهیت، امری اقتضایی نیز هست و این نهادها را در سطح بالایی از حوزهٔ رفاه اجتماعی قرار میدهد. به همین خاطر، سطوح مدیریتی و سیاسی کشور باید این حقیقت برخاسته از ماهیت صندوقهای تأمین اجتماعی و بازنشستگی را بپذیرند و در راستای آن حرکت کنند؛ در غیر این صورت، به پایههای رفاه اجتماعی در جامعه ضربه خواهند زد. البته فارغ از پذیرش متولیان، نظامهای تأمین اجتماعی این اعتبار و تشخص را به دست میآورند و به آن تداوم میبخشند.
نقش تأمین اجتماعی در جامعه و اثرات مثبت و فراگیر آن، چنین وضعیتی را به وجود میآورد. با این وجود، باید پذیرفت که بخشی از اعتبار و تشخص هر نهاد بیمهای به نوع عملکرد خاص آن صندوق مرتبط است. اگرچه در مجموع، ساختار این نهادها خودبهخود تشخص و اعتبار را به دست میآورد، ولی باید پذیرفت که سطح فعالیت و موفقیت در مأموریتها و میزان تأمین خواستههای اعضا بر این تشخص تأثیر خواهد گذاشت.
۳- فقرزدایی و برقراری عدالت اجتماعی: نظام تأمین اجتماعی در هر کشوری از بروز فقر ساختاری و گسترده جلوگیری میکند. فقرزدایی یکی از کارویژههای اصلی این نظامهاست. اگرچه تجربهٔ تاریخی در زمینهٔ تأمین اجتماعی محدود است و قدمت آن بیش از صد سال نیست، ولی همین میزان نیز نقش و جایگاه آنها را در زوال فقر و فلاکت و عدالت توزیعی بهخوبی اثبات کرده است.مناسبات بیمهای مستتر در نظامهای تأمین اجتماعی، عامل اصلی این عدالت توزیعی و فقرزدایی است. چارچوبهای خاص بیمهای، جامعه را از پولپاشی، گداپروری و از این قبیل که آثار مخربی در فرهنگ جوامع و ساختار اقتصادی و اجتماعی بر جای میگذارند، مصون میدارند. حس سرباری در چنین سیستمی وجود ندارد و تبلیغ نمیشود. هر کس حاصل دسترنج خود را برداشت میکند و مدیون دیگری نیست. دوری از حمایت صرف و بدون تعهد، این ساختار را منطقی و قابل پذیرش میکند. چون با وجود این ساختار منظم و عدالتمحور، دیگر نیازی به اقدامات چالشبرانگیز، مبهم و آیندهسوز نیست. کمک در تأمین اجتماعی دارای مرزهای مشخص و محاسبات دقیق است و این امر، اگر به درستی اجرا شود، از سوءاستفادهٔ احتمالی، تنپروری و وابستگی مالی و روانی جلوگیری میکند.
شاید این ویژگی مهمترین نقش و دستاورد نظامهای بیمهٔ اجتماعی باشد.
۴- مدرن بودن و خروج از ساختار سنتی: ظهور تأمین اجتماعی در جوامع، باعث کاهش نقشهای سنتی در کمک و یاری و دستگیری از نیازمندان شده و ساختارهای گذشته را به کلی دگرگون کرده است. کمکهای مستقیم و بدون توجه به چارچوبهای حقوقی و مالی، به تدریج جای خود را به نوعی ساختاربندی مدرن و دقیق داده است. این پدیده بازتعریف جدیدی را از کمکرسانی در مواقع لزوم به وجود آورده است. مفهوم و تعریف جدید، با حفظ کرامت انسانی، کمکرسانی را ساختارمند کرده است و وابستگی فردی به خانواده و دولت را کاهش داده و عناصر جدیدی در موضوع کمک و رفاه اجتماعی مطرح کرده است.
نتیجه: تجمیع عوامل و عناصر فوقالذکر، برتری خاصی به نظامهای بیمهٔ اجتماعی داده است که در هیچیک از اعصار زندگی بشر وجود نداشته است. به همین خاطر است که نقش و جایگاه محوری و مهم نظامهای تأمین اجتماعی، این موضوع را در جوامع امروزین چنان چالشبرانگیز کرده است. مشکلات و چالشهای این نهادها که در اکثر کشورها به عنوان ابربحران یا ابرچالش مطرح میشود، به خاطر اهمیت و جایگاه مهم و رفیع این نهادها در جوامع امروزین است.
تأمین اجتماعی فقط یک صندوق نیست؛ یک قرارداد اجتماعی است. از روزی که عضوی از خانواده بیمار میشود تا روزی که کارگر بازنشسته میشود، این نهاد پشت زندگی میایستد. اما این پشتوانه رایگان نیست؛ با مشارکت، نظم و شفافیت زنده میماند. صندوقی که امروز کوچک میشماریم، فردا امنیت یک خانواده است.