با پایان اشتغال کارگر و خاتمه قرارداد کار به هر دلیل، کارگر از ۳ پرداخت یا امتیاز برخوردار می شود:
۱- حق سنوات یا پاداش پایان خدمت: حق سنوات؛ مبلغ مقطوعی است که به ازای اشتغال کارگر پرداخت می شود. بر این اساس برای هر سال سابقه ۳۰ روز حقوق به عنوان حق سنوات یا پاداش پایان خدمت توسط کارفرما پرداخت شود.در ماده ۲۴ قانون کار آمده است:"در صورت خاتمه قرارداد کار، کار معین یا مدت موقت، کارفرما مکلف است به کارگری که مطابق قرارداد، یک سال یا بیشتر، به کار اشتغال داشته است برای هر سال سابقه، اعم از متوالی یا متناوب بر اساس آخرین حقوق مبلغی معادل یک ماه حقوق به عنوان مزایای پایان کار به وی پرداخت نماید."
در این ماده کسانی که بازنشسته، ازکارافتاده و یا فوت می کنند از ۳۰ روز حق سنوات برخوردار می شوند که در صورت احراز، این مبلغ به شخص کارگر پرداخت می شود و در صورتی که کارگر فوت کرده باشد به وراث قانونی وی تعلق می گیرد. حق سنوات برای موارد اشتغال کمتر از یکسال به نسبت مدت اشتغال قابل پرداخت است. درقرارداد مدت موقت نیز حق سنوات باید با پایان قرارداد به کارگر پرداخت شود.حق سنوات در انتهای خدمت کارگر پرداخت می شود، اگر حق سنوات در قراردادهای دائمی سالانه پرداخت شود علی الحساب محسوب می شود و هنگام بازنشستگی و....مابه التفاوت آن با توجه به آخرین حقوق کارگر باید محاسبه و پرداخت شود.
نکته مهم این است که حق سنوات، ماهیتاً طلب کارگر از کارفرماست و به همین دلیل با مطالبات دیگر کارگر قابل جمع است. همچنین اگر کارفرما در پرداخت آن تأخیر کند، کارگر میتواند از طریق مراجع حل اختلاف اداره کار پیگیری کند. حق سنوات تنها به کارگر شاغل تعلق ندارد؛ بلکه در مواردی مانند فوت، بازنشستگی و ازکارافتادگی نیز به عنوان یک حق مکتسب قانونی شناسایی میشود. اگر قرارداد کار به صورت مدت موقت منعقد شده باشد، پایان مدت قرارداد نیز از مصادیق خاتمه کار محسوب میشود و کارفرما نمیتواند به بهانه تمدید نشدن قرارداد از پرداخت حق سنوات امتناع کند.
حق سنوات حتی به کسی که کار را بدون رعایت شرایط استعفا ترک کند تعلق می گیرد. زیرا طبق رای هیات عمومی دیوان عدالت اداری حق سنوات حق مکتسبه کارگر از بابت اشتغال وی در بازه زمانی مربوطه است و در هر شرایطی باید به کارگر پرداخت شود.
۲- بازخرید مرخصی های استحقاقی استفاده نشده در طول خدمت: در صورتی که کارگر دارای مرخصی استحقاقی استفاده نشده باشد در پایان کار و فسخ قرارداد کار باید معادل ریالی آن بر اساس آخرین حقوق و مبنای حق السعی مقرر در قانون، محاسبه و به کارگر پرداخت شود. هر کارگر می تواند ۹ روز از مرخصی سالانه خود را ذخیره کند، جمع مرخصی مذکور در بازه زمانی اشتغال با پایان قرارداد، بازخرید شده و معادل ریالی آن به کارگر قابل پرداخت است. درباره بازخرید مرخصی استحقاقی باید به این نکته توجه کرد که مرخصی استفادهنشده، یک مزیت رفاهی نیست؛ بلکه در پایان رابطه کارگری و کارفرمایی به یک مطالبه مالی مرتبط با کار تبدیل میشود. بنابراین کارفرما نمیتواند با استناد به اینکه کارگر خودش مرخصی نرفته است، از پرداخت معادل ریالی آن خودداری کند. مبنای محاسبه نیز آخرین حقوق و مزایای مشمول حقالسعی کارگر است. اگر کارگر در طول سالهای خدمت بخشی از مرخصی خود را استفاده کرده باشد، تنها مانده مرخصی قابل بازخرید است.
همچنین در قراردادهای کوتاهمدت که کارگر فرصت استفاده از مرخصی را نداشته است، این حق به نسبت مدت اشتغال قابل محاسبه است. ذخیره ۹ روز مرخصی نیز یک حق قانونی است و کارفرما نمیتواند آن را به طور یکطرفه حذف یا مشروط کند.
۳- مستمری بازنشستگی، بازماندگان یا ازکارافتادگی: در صورتی که طبق قانون تامین اجتماعی، کارگر شرایط بازنشستگی را پیدا کند می تواند درخواست مستمری بازنشستگی نماید. همچنین چنانچه کارگر قادر به کار نباشد و توسط کمیسیونهای پزشکی ازکارافتاده شناخته شود مستحق دریافت مستمری ازکارافتادگی کلی خواهد بود. از موارد دیگر در پرداخت مستمری، فوت بیمه شده یا بازنشسته است که در صورت چنین اتفاقی، خانواده با پایان قرارداد به اشکال فوق، از امتیازات مذکور بهره مند می شود.مستمری؛ مبلغی بلاانقطاع است که تحت عنوان حقوق به کارگر یا به خانواده او در صورت فوت، بازنشستگی یا ازکارافتادگی کارگر، توسط سازمان تامین اجتماعی پرداخت می شود.
مستمری، برخلاف حق سنوات، یک پرداخت مستمر و ماهانه است که هدف آن جبران درآمد ازدسترفته بیمهشده و تأمین معیشت او یا بازماندگانش است. به همین دلیل، شرایط برقراری مستمری کاملاً تابع قانون تأمین اجتماعی و آییننامههای آن است. برای مثال، در بازنشستگی، میزان سابقه، سن و میانگین دستمزد دورههای بیمهپردازی نقش تعیینکننده دارد.در ازکارافتادگی کلی نیز نظر کمیسیون پزشکی سازمان تأمین اجتماعی مبنای تصمیمگیری است. در مورد فوت، مستمری بازماندگان تنها به افراد تحت تکفل تعلق میگیرد و نه به همه وراث. این تفکیک بسیار مهم است، زیرا ممکن است شخصی وارث قانونی متوفی باشد، اما از نظر سازمان تأمین اجتماعی تحت تکفل او محسوب نشود. بنابراین برای دریافت مستمری بازماندگان، باید شرایط قانونی مربوط به هر یک از بازماندگان احراز شود.
تفاوت مستمری با حق سنوات در این مطلب قصد داریم تفاوتهای حق سنوات با مستمری را مورد بررسی قرار دهیم:
۱-حق سنوات مبلغ مقطوعی است که به صورت یکجا به حساب کارگر و یا وراث او واریز می شود. اما مستمری به صورت مستمر و ماهانه جهت تامین معیشت و نیازهای بیمه شده و خانواده او پرداخت می شود.
۲- پرداخت حق سنوات بر عهده کارفرماست و باید در پایان خدمت به وی پرداخت شود. ولی مستمری از طرف سازمان تامین اجتماعی پرداخت می شود.
۳- در صورت فوت بیمه شده حق سنوات به وراث کارگر تعلق می گیرد ولی مستمری به افراد تحت تکفل پرداخت می شود. در قانون مدنی و قانون تامین اجتماعی افراد تحت تکفل و وراث با هم فرق دارند.
در قانون تامین اجتماعی افراد تحت تکفل عبارتند از: همسر یا همسران، فرزندان و پدر و مادر. اما در قوانین حسبی و قانونمدنی وراث بر اساس نزدیکی سببی یا نسبی به فرد متوفی به درجات و طبقات مختلف تقسیم می شوند که به صورت عمودی، ارث بین آنها تقسیم می شود.حق سنوات بر اساس سهم الارث مندرج در قانون مدنی و در چارچوب جدول ارث تقسیم می شود. ولی در مستمری سهم هر یک از افراد تحت تکفل متفاوت از سهم الارث است که طبق ماده ۸۱ قانون تامین اجتماعی قابل پرداخت است . در مستمری بازماندگان همسر یا همسران ۵۰ درصد و پدرو مادر ۲۰ درصد و فرزندان ۲۵ درصد از مستمری سهم دارند. باید توجه داشت که کلیه مستمری حین فوت در صورت فوت بازنشستگان به بازماندگان تعلق می گیرد و اگر احدی از مستمری بگیران شرایط لازم را از دست دهد، سهم وی به نسبت به سایر بازماندگان اضافه می شود. در هر صورت کل مستمری استحقاقی بازماندگان بین آنها پرداخت می شود.اما اگر احدی از مستمری بگیران از دریافت مستمری انصراف دهد و این انصراف در دفاتر اسناد رسمی به ثبت برسد سهم او به سایر بازماندگان قابل انتقال نیست. البته ممکن است عده ای نظر مخالفی داشته باشند، ولی به لحاظ حقوقی واگذاری سهم مستمری کسی که از حق خود بطور قانونی و رسمی و داوطلبانه انصراف داده به سهم سایرین غیر اصولی و غیر منطقی است.
۴- حق سنوات جزء دارایی کارگر محسوب می شود و در صورت فوت کارگر این مبلغ بر اساس سهم الارث بین وراث تقسیم می شود. اگر کسی طلبی از کارگر متوفی داشته باشد می تواند طلب خود را از حق سنوات وصول کند. ولی مستمری که به بازماندگان تعلق می گیرد، ارث نیست و جزء دارایی کارگر متوفی محسوب نمی شود و متعلق به افراد تحت تکفل است. بنابراين طلبکاران نمی توانند از مستمری برقراری، مطالبات خود را وصول کنند.
۵- در حق سنوات ممکن است که کارفرما هر سال حق سنوات را به کارگر پرداخت کند، البته پرداخت آن علی الحساب بوده و در انتهای خدمت باید مابه التفاوت آن پرداخت شود. اما مستمری در صورت احراز شرایط بازنشستگی در پایان خدمت و انفکاک از کار پرداخت می شود. همچنین در صورت ازکارافتادگی کلی و ترک کار مستمری ازکارافتادگی برقرار می شود. پرداخت مستمری فوتنیز در صورت فوت و پایان قهری قرارداد کار قابل پرداخت است .
۶- مبنای محاسبه و پرداخت حق سنوات آخرین حقوق کارگر است. اما مستمری بیمه شده بر اساس میانگین دستمزد دو سال آخر که بر اساس آن حق بیمه پرداخت شده تعیین و پرداخت می شود. از نظر اجرایی و حقوقی، مهمترین تفاوت حق سنوات و مستمری را میتوان در «منبع پرداخت»، «نحوه محاسبه» و «هدف پرداخت» خلاصه کرد. حق سنوات از دارایی کارفرما و بهعنوان بدهی او به کارگر پرداخت میشود، در حالی که مستمری از منابع سازمان تأمین اجتماعی و بر پایه سوابق بیمهای فرد برقرار میشود. به همین دلیل، اگر کارفرما در پرداخت حق سنوات کوتاهی کند، کارگر باید از طریق اداره کار و مراجع حل اختلاف پیگیری کند؛ اما اختلاف در مستمری در حیطه سازمان تأمین اجتماعی است. همچنین حق سنوات پس از فوت کارگر به دارایی او ملحق میشود و طلبکاران میتوانند از آن مطالبات خود را وصول کنند، ولی مستمری بازماندگان ماهیت حمایتی دارد و به همین دلیل قابل توقیف یا انتقال به طلبکاران نیست. در واقع باید گفت که مستمری بازماندگان متعلق به افراد تحت تکفل است و از داریی کارگر و بیمه شده متوفی خارج است .
در نهایت، حق سنوات یک پرداخت یکباره و مقطوع است، اما مستمری یک تعهد بلندمدت و مستمر است که تا زمان زوال شرایط قانونی ادامه مییابد.این تفاوتها باعث میشود کارگر، کارفرما و بازماندگان باید در زمان خاتمه قرارداد کار، دقیقاً بدانند هر حق از چه مسیری قابل مطالبه است و چه مدارکی برای اثبات آن لازم است.