1-آنگونه که رسانه های داخلی و خارجی اعلام کرده اند، جنگ تحمیلی رمضان، با پذیرش پیشنهادات 10 گانه ایران از سوی آمریکا به مدت دو هفته و با هدف مذاکره درباره جزییات و دستیابی به صلح پایدار متوقف شده است. در این حال، قرار است طی دو هفته پیش رو، ایران همچنان کنترل تنگه هرمز را در اختیار داشته باشد و مناسبات حاکم بر این تنگه طی جنگ را همچنان اعمال کند. از همین رو است که برخی از مقام ها، سناتورها و روزنامه نگاران آمریکایی این آتشبس و پذیرش پشنهادات ایران را «شکست» دونالد ترامپ ارزیابی کرده اند. مقام های ایرانی نیز اعلام کردهاند، در حالی که هیچ گونه اعتمادی به طرف مقابل ندارند و همچنان دستان نیروهای مسلح روی ماشه است، وارد این مذاکرات خواهند شد. از این رو، همچنان سرنوشت جنگ در ابهام قرار دارد، اما یکی از سناریوهای «محتمل» این است که پس از دو هفته یادشده، ایران و آمریکا به فرمول صلح پایدار دست یابند، فرمولی که در آن، افزون بر لغو تحریم های اولیه و ثانویه علیه کشورمان، «کنترل تنگه هرمز به دست ایران» تداوم یابد و درآمدهای جدید و قابل توجهی را به اقتصاد کشور سرازیر کند.
2- جنگ بزرگ آمریکا و متحدانش علیه ایران که طی دهه های اخیر و به ویژه از اوایل دهه 1390 در قالب اعمال تحریم های یکجانبه آغاز شده بود، یک جنگ تمام عیار اقتصادی بود و هست. اگر از رکوردهای مثبت اقتصاد طی سال های اجرای «برجام» که منجر به رشد 12 درصدی اقتصاد در سال 1395و تک رقمی شدن تورم شد، بگذریم؛ طی 14 ساله گذشته، ماهیت و هسته مرکزی جنگ آمریکا علیه ایران «اقتصادی» بود و در این عرصه، مشکلات متعددی را برای دولت و مردم کشور ایجاد کرد. در چنین شرایطی است که بکارگیری «اهرم اقتصادی» تنگه هرمز علیه منافع اقتصادی آمریکا و متحدان او، موازنه قوا در عرصه اقتصاد را به ارمغان آورد. در این حال، «وزنکشی» نظامی میان ایران و آمریکا و متحدانش در دو جنگ تحمیلی در سال های 1404 و 1405 نیز قدرت نظامی و اعتبار تسلیحاتی ایران در برابر متجاوز را هویدا کرد و این نکته حاصل آمد که دست نیروهای نظامی ایران نه تنها خالی نیست، بلکه قابلیت همآوردی و مقابله با متخاصم را نیز دارد.
بی گمان، در این وزنکشی نظامی، به علت بیاخلاقی های متجاوزان، تعداد قابل توجهی از هموطنان عزیز کشور و از جمله دختران و پسران مدرسه شجره طیبه میناب به فیض شهادت نایل آمدند و برخی ساختمان ها، بیمارستان ها، دانشگاه ها، مراکز نظامی و انتظامی، و زیرساخت های مختلف کشور مورد تهاجم قرار گرفت و آسیب دید و در مجموع بار مضاعفی را به اقتصاد ایران تحمیل کرد.
3- اقتصاد ایران اما از پیش از جنگ 12 روزه و جنگ رمضان، از مسایل، مشکلات و پیچیدگی های زیادی رنج می بُرد که نیازمند ساماندهی دوباره سیاست های کلان اقتصادی- اجتماعی بود و هست. اگر چه درمان مسایل اقتصادی در یک دوره زمانی چند ماهه ممکن نیست، اما در صورت جاری شدن درآمدهای نفتی و درآمدهای حاصل از کنترل تنگه هرمز به اقتصاد ایران، در کوتاه مدت، افزون بر شوک مثبت به بازارها و کسب و کارها، زمینه آغاز بازسازی سریع خرابی های ناشی از جنگ فراهم می شود. در این حال، فراموش نکنیم که رفع تحریم های خصمانه علیه ایران به تحریم های نفتی محدود و محصور نیست و معنایی فراتر از فروش نفت دارد، معنایی به وسعت رفع تحریم های مالی و تجاری و عادی شدن مناسبات تجاری ایران در منطقه و جهان؛ شرایطی که افزون بر هموارسازی زمینه ورود سرمایه های خارجی، بستر انتقال فناوری های نوین در حوزه های صنعتی مختلف به ایران را ایجاد می کند.
4-معنا و مفهوم این تحولات، در کنار لزوم بازسازی خرابیهای جنگ و جبران مشکلات قبلی اقتصادی، افزایش فعالیت های اقتصادی و تولیدی در کشور خواهد بود. مساله ای که برای نهادی همچون سازمان تامین اجتماعی حیاتی است. این سازمان تا پیش از جنگ دوم و سوم تحمیلی، تحت تاثیر رشد منفی اقتصاد و اشتغال، کاهش اشتغال رسمی، خروج زودهنگام برخی از کارگران از چرخه بیمه پردازی تحت لوای «مشاغل سخت و زیان آور» و ... از روند نزولی«نسبت پشتیبانی» رنج می بُرد و از همین رو، منابع درآمدی آن به شدت در حال تضعیف شدن بود، اما با بروز دو جنگ اخیر و به ویژه جنگ رمضان، این نسبت حیاتی، بیش از پیش آسیب دید و منابع مالی سازمان را تحلیل برد. تجاوز و تخریب زیرساخت های اقتصادی و کارخانهجات بزرگ و کلیدی کشور از سویی منجر به بیکاری جمعیت قابل توجهی از کارگران و کارکنان کشور و لزوم برقراری مقرری بیکاری برای آنها شد و از سوی دیگر، کاهش منابع سازمان تامین اجتماعی از محل دریافت حق بیمه ماهانه را به دنبال داشت. به عبارت دیگر، پدیده جنگ، همچون پدیده بازنشستگی های ارفاقی، منابع مالی سازمان تامین اجتماعی را به طور همزمان از سمت درآمدها (کاهش) و هزینه ها (افزایش) متاثر کرده و می کند. در چنین شرایطی است که دستیابی به صلح پایدار که متضمن رفع تمامی تحریم ها و اعمال حاکمیت ایران بر تنگه هرمز باشد، به معنای افزایش فعالیت های اقتصادی و رفع محدودیت های مالی سازمان تامین اجتماعی از محل رشد اشتغال (افزایش حق بیمه های دریافتی) و دریافت مطالبات از دولت ارزیابی می شود. همزمان تداوم اجرای طرح های تحولی در این نهاد نیز، «سازمان تامین اجتماعی» را بیش از پیش در مسیر ارایه خدمات بیمه ای و درمانی به کارگران و حمایت از تولید تقویت خواهد کرد.