
به گزارش تأمین ۲۴، این نهاد اجتماعی نه تنها بر امنیت روانی نیروی کار اثر میگذارد، بلکه به طور مستقیم بر انباشت سرمایه انسانی، بهرهوری و در نتیجه، عرضه مؤثر نیروی کار در سطح کلان اقتصاد مؤثر است. پرسش اساسی این است که آیا تأمین اجتماعی صرفاً یک هزینه برای تولید است یا میتواند به عنوان یک سرمایهگذاری استراتژیک برای پایداری منابع و تضمین آینده جامعه کارگری عمل کند؟
شاید بتوان مهمترین مسأله در این زمینه را تأثیر این نهاد بر پایداری منابع و تضمین آینده کارگران دانست زیرا به عنوان یکی از بزرگترین سازمانهای بیمهگر حامی همه جامعه کارگران و شاغلان فضای کسبوکار به شمار میرود. این موضوع علاوه بر توسعه فعالیتهای حوزه جامعه کارگری به تأمین منابع پایدار و ماندگاری این نهاد کمک جدی خواهد کرد.
به هر حال میتوان گفت که سازمان تأمین اجتماعی به عنوان موتور محرک بهرهوری یا بار سنگین بر دوش تولید محسوب میشود، این موضوع را میتوان در بررسی نقش صندوقها در توسعه جامعه کارگری به خوبی نشان داد.
حمیدرضا نائب خسروشاهی، کارشناس بیمههای اجتماعی در همین رابطه به تأمین ۲۴ گفت: تأثیرگذاری سازمان تأمین اجتماعی و جامعه کارگری به عنوان دو نهاد و جمعیت تعیینکننده در عرصه تولید، اقتصاد و بیمههای اجتماعی آنجا مشخص میشود که توسعه فعالیتهای اقتصادی، زمینه رشد اشتغال نیروی کار و افزایش شمار بیمهشدگان تأمین اجتماعی را فراهم آورده و توسعه خدمات این سازمان نیز ارتقاء رفاه و معیشت کارگران تحت پوشش را به دنبال خواهد داشت.
نائب خسروشاهی ادامه داد: از آنجا که تأثیرپذیری و اثرگذاری متقابل تأمین اجتماعی و کارگران از یکدیگر موجب رشد فرایند تولید، توسعه اقتصادی و آرامش نسبی جامعه کارگری میشود، با افزایش شمار بیمهشدگان از میان قشر کارگر، استمرار و پایداری سازمان ناشی از تأمین بهموقع منابع حاصل از وصول حق بیمه از این گروه تحت پوشش محقق خواهد شد.
نوع و میزان تاثیرگذاری متقابل تأمین اجتماعی و جامعه کارگری بر یکدیگر موضوع بسیار روشنی است.
نقش اساسی تأمین اجتماعی در فرایند تولید
سازمان تأمین اجتماعی، فراتر از یک نهاد حمایتی نقش اساسی در فرایند تولید و بهرهوری دارد. البته این نقش در انباشت سرمایه انسانی و یادگیری ضمن کار، افزایش بهرهوری نیروی کار و ایجاد ثبات و امنیت روانی جامعه هدف و کارگری بیشتر نمایان میشود.
یکی از مهمترین کانالهای اثرگذاری تأمین اجتماعی بر تولید، اثر آن بر انباشت سرمایه انسانی است. بر اساس مطالعات جدید اقتصاد کلان، سیستمهای تأمین اجتماعی میتوانند بر تمایل افراد به انباشت مهارت و دانش از طریق مکانیسم «یادگیری ضمن انجام کار» تأثیر بگذارند.
تحقیقات نشان میدهد: حذف سیستم تأمین اجتماعی میتواند منجر به افزایش قابل توجه عرضه مؤثر نیروی کار تا بیش از ۱۰ درصد شود، زیرا افراد برای حفظ درآمد در دوران سالمندی، انگیزه بیشتری برای کار و در نتیجه انباشت سرمایه انسانی پیدا میکنند . این یافته حاکی از آن است که طراحی یک سیستم تأمین اجتماعی میتواند به عنوان یک محرک یا یک ترمز برای انباشت سرمایه انسانی عمل کند. سیستمهایی که مشوق کار در سنین بالا هستند، میتوانند منجر به افزایش بهرهوری در کل چرخه زندگی کاری شوند.
همچنین هزینههای تأمین اجتماعی از دو منظر کمّی و کیفی باعث ارتقای بهرهوری نیروی کار میشود. با افزایش امنیت شغلی و کاهش نگرانیهای ناشی از آینده، زمینه برای افزایش عرضه نیروی کار فراهم میشود. با فراهم کردن بستر مناسب برای حفظ و ارتقای سلامت نیروی کار و کاهش فشارهای روانی، کیفیت و تمرکز نیروی کار در حین تولید افزایش یافته و در نتیجه، بهرهوری کل بهبود مییابد.
خسروشاهی افزود: تأمین اجتماعی به عنوان بزرگترین سازمان بیمهای کشور با اقشار مختلف جامعه ارتباط داشته و خدمات مناسب بیمهای، درمانی و بازنشستگی به همه افراد تحت پوشش ارائه میدهد. در حال حاضر گستردهترین قشر دریافتکننده خدمات گسترده تأمین اجتماعی، جامعه کارگری تحت پوشش این سازمان محسوب شده و به واسطه بیمهپردازی این گروههای مشمول، بخش قابل توجهی از منابع تأمین اجتماعی فراهم میشود.
به گفته او، با توجه به اینکه پایداری سازمان تأمین اجتماعی ارتباط مستقیم با حفظ رابطه این نهاد با بیمهشدگان تحت پوشش سازمان دارد، با رشد چتر بیمهای سازمان، استمرار و پایداری تأمین اجتماعی محقق خواهد شد. البته اقداماتی همچون توسعه پوشش بیمهای براساس تکالیف قانونی طبق قانون یکم تأمین اجتماعی و اصل ۲۹ قانون اساسی از رویکردهای اصلی این سازمان در دستور کار است.
ایجاد ثبات و امنیت روانی در محیط کار
در همین رابطه، تضمین امنیت در دوران پیری و ازکارافتادگی، نگرانی اساسی کارگر را کاهش میدهد. این امنیت روانی، منجر به کاهش تنشهای کارگری، افزایش وفاداری به کارفرما و در نتیجه، افزایش بهرهوری و کاهش هزینههای ناشی از جابجایی نیروی کار میشود.
برخی از چالشها در حوزه تولید شامل کاهش انگیزه عرضه نیروی کار در سنین بالا و پوشش ناقص و غیررسمی بودن اشتغال میشود. اگر سیستم به گونهای طراحی شود که افراد را به بازنشستگی زودهنگام ترغیب کند، میتواند به «ضدتولید» تبدیل شود. مطالعات نشان میدهد که حذف مزایای تأمین اجتماعی، عمدتاً از طریق اثر درآمدی، انگیزه کار در سنین بالا را به شدت افزایش میدهد . در مقابل، سیستمهای کنونی با ایجاد انتظار دریافت مستمری بدون نیاز به کار، بخش قابل توجهی از نیروی کار باتجربه را از چرخه تولید خارج میکنند.
پوشش ناقص و غیررسمیبودن اشتغال به عنوان یکی دیگر از چالشهای موجود به شمار میرود. بحران اصلی بسیاری از سیستمهای تأمین اجتماعی (مانند کشورهای آمریکای لاتین) این است که مدل سنتی بیسمارکی که مبتنی بر اشتغال رسمی و حقوقبگیری بود، هرگز به طور کامل در این کشورها محقق نشده است . در بسیاری از اقتصادها، بخش بزرگی از نیروی کار (خویشفرما، کارگران خانگی و مشاغل غیررسمی) تحت پوشش نیستند. این موضوع نه تنها آینده این کارگران را با خطر مواجه میکند، بلکه پایه مالی صندوقهای تأمین اجتماعی را نیز تضعیف کرده و منابع لازم برای سرمایهگذاری در تولید را کاهش میدهد.
کارشناس بیمههای اجتماعی گفت: شاید موضوع فرار بیمهای در کارگاههای فعال تولیدی و اقتصادی به عنوان یکی از مهمترین مشکلات در سازمان تأمین اجتماعی به حساب آید زیرا در حوزه بیمهشدگان و کارگران مشاهده میشود که برخی افراد با وجود داشتن اشتغال، تحت پوشش سازمان تأمین اجتماعی نیستند و یا در بعضی موارد با وجود پوشش سازمانی، تحت عنوان عناوین شغلی مربوطه یا دستمزدهای واقعی بیمه نشدهاند.
وی ادامه داد: طبیعتاً با توجه به ارائه تمامی تعهدات سازمان تأمین اجتماعی بر مبنای دو مولفه سابقه بیمهپردازی و دستمزد واقعی، کارگران و نیروی کار تحت پوشش تأمین میشود انتظار حساسیت بیشتر نسبت به موضوعات اشاره شده و رعایت پرداخت مزد واقعی و حتی بیمهپردازی کامل جامعه از سوی کارفرمایان وجود دارد.
به گفته خسروشاهی، کارگران باید ضمن پیگیری سوابق بیمهای خود، دستمزدها و عناوین شغلی مربوطه را بررسی کنند تا در زمان بازنشستگی و یا برخورداری از هر نوع تعهد سازمان، حقوق آنان تضییع نشود. البته بخشی از این آگاهیبخشی با ارسال پیامک به همه مشمولان و بیمهپردازان از سوی سازمان تأمین اجتماعی در حال انجام است تا این افراد بدانند که هر ماه وضعیت بیمهپردازی آنها به چه شیوهای است.
وی بیان کرد: از آنجا که سازمان تأمین اجتماعی تأثیر شگرفی بر فرایند تولید و رشد و توسعه فعالیتهای جامعه کارگری دارد، این سازمان بیمهای با کارکردهای خود امنیت و آرامش خاطر نیروی کار را برای دوران فراغت از اشتغال فراهم کرده است که همین موضوع، ارتقاء بهرهوری تولید را به دنبال خواهد داشت.
تضمین آینده کارگران
مهمترین موضوعاتی که در چهارچوب نقش سازمان تأمین اجتماعی به مسائلی همچون پایداری منابع و تضمین آینده کارگران کمک میکند، پایداری منابع وابسته به اشتغال رسمی، کافی نبودت رشد اقتصادی و تأثیر بر عدالت و انسجام اجتماعی از این اقدامات مهم به حساب میآید.
پایداری منابع یک صندوق تأمین اجتماعی به طور مستقیم به نسبت پشتیبانی (تعداد بیمهپرداز به مستمریبگیر) وابسته است. پوششندادن مشاغل غیررسمی، بزرگترین تهدید برای پایداری منابع است.
برای تضمین آینده کارگران، ضروری است که پوشش بیمهای به همه انواع اشتغال (از جمله کار از راه دور، کار پارهوقت و خویشفرمایی) تسری یابد و مکانیسمهای انعطافپذیر برای وصول حق بیمه ایجاد شود.
اگرچه رشد اقتصادی و افزایش اشتغال میتواند از طریق افزایش درآمدهای مالیاتی به بهبود وضعیت صندوقها کمک کند، اما به تنهایی برای رفع کسری ساختاری صندوقها کافی نیست . عواملی مانند تغییر ساختار سنی جمعیت و کاهش نرخ مشارکت نیروی کار، اثر رشد اقتصادی را خنثی میکنند. بنابراین، تضمین آینده کارگران نیازمند اصلاحات پارامتریک (مانند تنظیم سن بازنشستگی) و اصلاحات ساختاری (مانند گسترش پوشش) است.
از منظر عدالت اجتماعی، هزینههای تأمین اجتماعی از طریق اثر بازتوزیعی خود، محیط اقتصادی-اجتماعی باثباتی را ایجاد میکند که خود مشوق رشد اقتصادی است. این ثبات اجتماعی، بستر لازم برای فعالیتهای بلندمدت تولیدی و سرمایهگذاری را فراهم آورده و به طور غیرمستقیم به پایداری منابع در بلندمدت کمک میکند.
کارشناس حوزه تأمین اجتماعی گفت: نیروی کار شاغل با وجود پوشش خدماتی تأمین اجتماعی، تأمین معیشت و تضمین آینده را دارد و پس از اشتغال نیز از خدمات گسترده این نهاد بیمهگر بهرهمند میشوند.
همچنین در صورت ازکارافتادگی کلی یا فوت کارگران تحت پوشش تأمین اجتماعی، خانواده آنها از این خدمات استفاده میکنند. در این شرایط است که نیروی کار مشمول قوانین سازمان با آرامش بیشتری در اختیار کار و تولید بوده و بهرهوری و کارایی مطلوبتری از خود نشان خواهد داد.
خسروشاهی افزود: کارفرمایان نیز با وجود اینکه بیشترین دغدغه در حوزه کار را درباره غرامت دستمزد، بیماری و حوادث کار میدانند، با بیمهپردازی کامل و اعلام دستمزد واقعی میتوانند همه این خدمات را برای کارگران آسیبدیده به سازمان تأمین اجتماعی ارجاع دهند و در نهایت به جذب نیروی کار و افزایش اشتغال تمایل بیشتری داشته باشند.
وی اظهار کرد: در شرایط کنونی ظرفیت تأمین اجتماعی و جامعه کارگری در ارتقای شاخصهای تولید بسیار قابل توجه است، در همین راستا توسعه کمی و کیفی سازمان تأمین اجتماعی در بخشهای بیمهشدگان و گسترش خدمات قابل ارائه به جامعه تحت پوشش، رشد تولید و بهرهوری نیروی کار را به دنبال خواهد داشت.
نقش تأمین اجتماعی در فرایند تولید و توسعه
فعالیتهای جامعه کارگری، نقشی دوگانه و حیاتی است. از یک سو، با ایجاد امنیت روانی و تشویق به انباشت سرمایه انسانی، میتواند به عنوان موتور محرک بهرهوری عمل کند. از سوی دیگر، طراحی نامناسب آن (که منجر به بازنشستگی زودهنگام شود) یا پوشش ناقص آن (که ناشی از گسترش مشاغل غیررسمی است) میتواند به باری بر دوش تولید تبدیل شود.
برای تحقق نقش مثبت تأمین اجتماعی در پایداری منابع و تضمین آینده کارگران مواردی همچون اصلاح نظام بازنشستگی به گونهای که مشوق کار و انباشت سرمایه انسانی در سنین میانسالی و سالمندی باشد، موردنیاز است.
توسعه پوشش بیمهای به تمام مشاغل غیررسمی و انعطافپذیر کردن سیستم وصول حق بیمه متناسب با ظرفیت درآمدی این گروهها و ایجاد تعادل بین نقش حمایتی و نقش تولیدی صندوقها، به نحوی که تأمین اجتماعی نه به عنوان یک هزینه، بلکه به عنوان یک سرمایهگذاری بلندمدت در نیروی کار کشور دیده شود، از دیگر موارد لازم به شمار میرود.
در نهایت، تضمین آینده کارگران در گرو داشتن صندوقهایی پایدار است و پایداری صندوقها نیز در گرو پویایی و بهرهوری جامعه کارگری. این دو مقوله کاملاً در هم تنیده شدهاند.