
اجرای نظاممندسازی مشاغل و ثبت دقیق دستمزدها میتواند حلقه مفقوده پیوند میان بازار کار و پایداری نظام تأمین اجتماعی را احیا کند.
به گزارش تأمین ۲۴، وضعیت ساماندهی عناوین شغلی به حدی رسیده است که این موضوع را میتوان به عنوان زمینلرزه زیر پای صندوقهای بازنشستگی دانست. با توجه به اینکه صندوقهای بازنشستگی کشور در وضعیت «ورشکستگی بیصدا» به سر میبرند. شاخص کلیدی «نسبت پشتیبانی» (تعداد بیمهپرداز به ازای هر مستمریبگیر) در برخی صندوقهای اصلی مانند صندوق بازنشستگی کشوری به حدود ۰.۴۷ رسیده، در حالی که رقم مطلوب بینالمللی حداقل ۳ است. این بدان معناست که منابع ورودی به شدت از تعهدات خروجی کمتر است.
تأثیر مستقیم بر منابع
ناترازی در نسبت پشتیبانی باعث وابستگی شدید به بودجه عمومی شده است. سهم صندوقها از بودجه عمومی دولت از ۱۳.۲ درصد در سال ۱۳۹۶ به ۱۶.۴ درصد در بودجه ۱۴۰۵ افزایش یافته و با احتساب کلیه بدهیها، به نزدیک یکپنجم کل بودجه کشور میرسد. این روند، ظرفیت دولت برای سرمایهگذاری در زیرساخت و اشتغالزایی را تحلیل میبرد.
بخشی از این مشکل ریشه در بازار کار دارد. برآوردها نشان میدهد، از حدود ۲۳ میلیون شاغل، تنها حدود ۱۷ میلیون نفر در صندوقها بیمهپرداز هستند. این یعنی حدود ۶ میلیون شاغل غیربیمهپرداز وجود دارد که نه سهمی در منابع صندوقها دارند و نه مستمری آیندهای برای خود میسازند. از سوی دیگر، افزایش مستمر و فزاینده تعداد بازنشستگان (به طور متوسط در هر ۱۰ دقیقه یک نفر به صندوق بازنشستگی کشوری افزوده میشود) فشار را مضاعف کرده است.
غلامحسین عابدیروش، کارشناس بیمههای اجتماعی در همین رابطه گفت: برای حل بخشی از مشکلات مرتبط با حوزه اشتغال و دستمزد واقعی کارگران، در واقع سازمان تأمین اجتماعی باید به سمت نظاممند کردن عناوین شغلی در لیستهای حق بیمه حرکت کند. همچنین در حوزه دستمزدهای صنف یا دستمزدهای مقطوع باید مزد واقعی در لیست حق بیمه مورد توجه سازمان تأمین اجتماعی قرار گیرد؛ بسیاری از مشاغل موجود خیلی از دستمزدهای اعلامی بالاتر دریافت میکنند.
عابدیروش در گفتوگو با تأمین ۲۴ بیان کرد: در مجموع اینکه برای تحقق دستمزدهای واقعی در اعلام لیست حق بیمه ما باید به سمت گفتوگو با شرکای اجتماعی سازمان تأمین اجتماعی حرکت کنیم و حوزههای فرهنگی سازمان تأمین اجتماعی باید در این ارتباط سیاستها را به راهبرد و راهبردها را به اقدام تبدیل کند.
تعریف دوباره پیوند کار و تأمین اجتماعی
در این شرایط، نظاممندسازی عناوین، شرح وظایف و سطوح شغلی یک اقدام زیرساختی و راهبردی محسوب میشود. این اقدام در حوزه اشتغال مزایای شفافسازی و عینیتبخشی به شغل، پایهگذاری برای مذاکرات منطقیتر و کاهش فاصله دستمزد مصوب با معیشت را برای کارگران به دنبال دارد.
در مبحث شفافسازی و عینیتبخشی به شغل، تعریف استاندارد برای هر شغل، جایگاه واقعی فرد در فرآیند تولید و ارزش اقتصادی کار او را مشخص میکند. این عینیت، پایهای محکم برای مذاکره بر سر دستمزد شفاف و واقعی (و نه فقط حداقلی) فراهم میآورد.
همچنین با پایهگذاری برای مذاکرات منطقیتر؛ هنگامی که شرح وظایف و مسئولیتها به وضوح تعریف شده باشد، تعیین دستمزد متناسب با آن از حالت چانهزنیهای غیرشفاف و یکجانبه خارج میشود. این موضوع به ویژه با توجه به ضعف ساختاری مکانیسم سهجانبهگرایی (دولت، کارگر، کارفرما) در تعیین دستمزد در ایران، اهمیتی دوچندان مییابد.
در همین رابطه، کاهش فاصله دستمزد مصوب با معیشت میتواند به عنوان یکی از مشکلات اصلی، عقبماندگی مزمن دستمزدها از نرخ تورم محسوب میشود. ساماندهی مشاغل و تعیین دستمزد واقعی بر مبنای ارزش کار، میتواند به کاهش این شکاف و بهبود قدرت خرید کارگران در دوران اشتغال کمک کند.
ارتباط مستقیم با حقوق بازنشستگی آینده
مزایای این نظاممندسازی تنها به دوران اشتغال محدود نمیشود و تأثیر مستقیم و حیاتی بر میزان مستمری دوران بازنشستگی دارد، زیرا دستمزد واقعی منجر به مستمری واقعی خواهد شد. مستمری بازنشستگی در سازمانهایی مانند تأمین اجتماعی، بر اساس میانگین دستمزدهای آخرین سالهای خدمت محاسبه میشود.
اگر دستمزدها به صورت غیررسمی، ناقص یا کمتر از مقدار واقعی ثبت شده باشند، میانگین محاسبهشده به طور مصنوعی پایین میآید و در نتیجه، مستمری نهایی فرد به شدت کاهش مییابد. نظاممندسازی مشاغل و الزام به ثبت دستمزد واقعی، تضمین میکند که تمامی دریافتیهای مشمول محاسبه، به درستی در سابقه فرد منعکس شده و مستمری آینده وی منصفانهتر و کافیتر خواهد بود.
کارشناس حوزه تأمین اجتماعی معتقد است، در نهایت اینکه باید یکی از راهکارهای نجات سازمان تأمین اجتماعی و دیگر صندوقهای بازنشستگی و بیمهای واقعی کردن حقوق و دستمزد نیروی کار تحت پوشش این نهادها دانست.
وی اضافه کرد: اصلاح عناوین شغلی به عنوان یکی از موضوعات با منافع فراوان برای همه گروههای مشمول در سازمانها و صندوقهای بازنشستگی است زیرا این موضوع میتواند به رشد مزیتهای دوران بازنشستگی و حتی زمان اشتغال افراد بسیار تأثیرگذارتر باشد.
به گفته او، اجرای همه اقدامات در حوزه بیمهشدگان باید منفعتی برای همه گروههای مشمول داشته باشد در این ارتباط اصلاح عنوان شغلی برای جامعه کارگری میتواند بر ارائه خدمات در دوران بازنشستگی هم تأثیرگذار باشد زیرا در صورت انتخاب شغل واقعی، علاوه بر دستمزد واقعی، حقوق بازنشستگی اینگروهها نیز روند افزایشی دارد.
عابدیروش ادامه داد: از سویی دیگر اصلاح عناوین شغلی بر منابع صندوقهای بازنشستگی پر راستای ایفای تعهدات و خدمات موردنیاز به همه گروههای تحت پوشش مؤثر خواهد بود زیرا برنامهریزی برای اجرای تعهدات با تأمین منابع امکانپذیر است و اصلاح عناوین شغلی بر رشد این منابع تأثیر جدی خواهد داشت.
تقویت پایه درآمدی صندوقها
ثبت دستمزد واقعی به معنای افزایش پایه حق بیمه و در نتیجه، ورود منابع مالی بیشتر به صندوقهاست. این امر به کاهش وابستگی صندوقها به بودجه عمومی و افزایش توانایی آنها برای ایفای تعهدات، از جمله پرداخت مستمریهای کافی، کمک میکند. در واقع، کارگران با پرداخت حق بیمه بر مبنای دستمزد واقعی، در حال سرمایهگذاری مستقیم برای تضمین آینده مالی خود هستند.
ساماندهی عناوین و دستمزدهای شغلی، تنها یک اقدام اداری نیست، بلکه گامی اساسی به سوی عدالت در بازار کار و امنیت در نظام بازنشستگی است. این کار باعث میشود، برای کارگران، دستمزد دوران اشتغال، بازتاب دهنده واقعی ارزش کارشان باشد و مستمری آیندهای خود را متناسب با آن دریافت کنند.
همچنین در صندوقهای بازنشستگی منجر به این میشود که منابع مالی پایدارتر و واقعیتری از محل حق بیمه وصول شود و از فشار بر بودجه عمومی کاسته شود. در حوزه نظام اقتصادی نیز با رسمیسازی بیشتر روابط کار و شفافیت مالی، به سلامت و پایداری بلندمدت اقتصاد کمک شود.
بدون چنین اصلاح ساختاری در بازار کار، چالش صندوقهای بازنشستگی نه تنها حل نخواهد شد، بلکه با افزایش جمعیت سالمند، به بحرانی غیرقابل مدیریت برای نسلهای آینده تبدیل خواهد شد.
سازمان تأمین اجتماعی با حدود ۵۰ میلیون بیمه شده و مستمریبگیر تحت پوشش نیازمند دریافت وصول حقبیمههای واقعی از سوی کارفرمایان است، زیرا در حال حاضر حدود ۸۰ درصد وصولی حقبیمهها با پرداختیهای جامعه کارگری و بیمهشدگان این سازمان محقق میشود.
با توجه به ارتباط معنادار بین اعلام دستمزد واقعی و دریافت حقوق در دوران بازنشستگی، باید اصلاح عناوین شغلی را به عنوان یکمسأله حیاتی و مهم برای همه افراد مشمول اجرایی کرد که با دستمزدهای واقعی و انتخاب شغل مناسب با عناوین شغلی واقعی علاوه بر بازنشسته شدن با شرایط بهتر، تأمین اجتماعی نیز به سمت تأمین منابع پایدار حرکت کند.