
عضو هیأت علمی پژوهشکده اقتصاد پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در گفتوگو با تأمین ۲۴ با بیان اینکه تأمیناجتماعی بر اساس استانداردهای بینالمللی پوششی حیاتی در برابر مخاطراتی مانند بیکاری، بیماری و سالمندی است چالشهای بنیادین پیش روی این نظام در ایران را تشریح کرد.
نرگس اکبرپور با استناد به داده های مرکز آمار ایران، روند پیری جمعیت را سریع و نگرانکننده توصیف کرد. وی اعلام کرد که سهم جمعیت سالمند کشور از ۱۰.۵ درصد در سال ۱۴۰۰، در یک بازه زمانی کوتاه به ۲۸.۳ درصد در سال 1430خواهد رسید. به گفته این اقتصاددان، این تحول ساختاری، پایههای نظام بازنشستگی «مزایای معین و پرداخت جاری» را که به شدت به نسبت جمعیت شاغل به بازنشسته وابسته است، آسیبپذیر می کند.
پیامدهای چندوجهی یک تحول جمعیتی
وی در تشریح آثار این پدیده توضیح داد: تحولات جمعیتی ایران از یک سو باعث کاهش نیروی کار مولد می شود و از همین رو، کاهش درآمد حقبیمه رخ خواهد داد و از سوی دیگر، سبب افزایش سنگین هزینههای مستمری، درمان و مراقبت میشود. باتوجهبه سهم کنونی درمان از کل هزینههای سازمان تأمین اجتماعی، که در سال ۱۴۰۲، حدود ۱۹ درصد بوده است، میتوان تصور کرد که افزایش شمار سالمندان از حیث درمان بهتنهایی چه بار مالی بزرگی در پی خواهد داشت.
عضو هیأت علمی پژوهشکده اقتصاد پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ادامه داد که این تحول، خواستهها و انتظارات جدیدی را در حوزههایی مانند اشتغال، مسکن و به ویژه «مراقبتهای بلندمدت از سالمندان» ایجاد میکند که پاسخگویی به آنها نیازمند طراحی سیاستهای اجتماعی نوین است.

افزایش شکاف میان امید زندگی و سن بازنشستگی
این استاد دانشگاه با ارائه دادههای تاریخی نشان داد، در حالی که سن قانونی بازنشستگی در کشور ثابت مانده، امید زندگی به طور مستمر افزایش یافته است. به طوری که متوسط امید زندگی از حدود ۵۵ سال در دهه ۱۳۵۰، به بیش از ۷۷ سال در سالهای آغازین دهه ۱۴۰۰ رسیده است. این موضوع به معنای آن است که افراد به طور متوسط بیش از ۱۷ سال پس از سن قانونی بازنشستگی، زندگی میکنند و مستمری دریافت میکنند.
نقطه نگرانکنندهتر، پدیده «بازنشستگی پیش از موعد» است که سن مؤثر خروج از کار را برای مردان به ۵۷.۲ و برای زنان به ۵۴.۳ سال کاهش داده و باعث شده تا بیش از نیمی از بازنشستگان تأمین اجتماعی، زودتر از موعد مقرر بازنشسته شوند.

هشداری جدی درباره سقوط نسبت پشتیبانی
اکبرپور با ارائه آمار دقیق نسبت پشتیبانی (تعداد افراد بیمهپرداز به ازای مزایابگیران) هشدار داد که این شاخص حیاتی برای تمامی صندوقهای بازنشستی در حال سقوط است.
عضو هیأت علمی پژوهشکده اقتصاد پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی اعلام کرد که این نسبت برای صندوق تأمیناجتماعی از 6.05 در سال ۱۳۹۳ به 3.89 در سال ۱۴۰۲، برای صندوق بازنشستگی کشوری از 0.92 به 0.49 و برای صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستاییان و عشایر از 29.10 به 8.7 کاهش یافته است. به گفته وی، این روند آشکارا نشاندهنده افزایش فشار بر صندوقها و حرکت به سمت کسری است. او تأکید کرد که این وضعیت در حالی در ایران رخ داده است که در پنجرۀ جمعیتی به سر میبرد، حتی در حال حاضر هم نسبت پشتیبانی در کل جمعیت کشور (جمعیت در سن کار به افراد بالای 60 سال) حولوحوش عدد 6 است.

راهکارهای پیشنهادی برای مدیریت بحران
اکبرپور در تشریح راهکارهای کوتاهمدت و بلندمدت برای عبور از این چالش گفت: در حوزه جمعیت و اشتغال باید با اتخاذ سیاستهای مؤثر، نرخ باروری را افزایش داد و همزمان با مدیریت مهاجرت، از پتانسیل جمعیتی مهاجران بهره برد. همچنین افزایش نرخ مشارکت اقتصادی، به ویژه در بین زنان، از طریق سیاستهای توانمندسازی، فرهنگسازی، ایجاد مهدکودکهای محل کار و گسترش دورکاری ضروری است.
وی افزود: علاوه بر این در حوزه بازنشستگی و بازار کار باید طول دوره اشتغال افراد را افزایش داد. این مهم از طریق افزایش تدریجی و قاعدهمند سن بازنشستگی، اعطای پاداشهای مالی برای دیرتر بازنشسته شدن، وضع جریمه برای بازنشستگیهای زودهنگام غیرضروری و طراحی سازوکار «بازنشستگی تدریجی» که امکان کاهش تدریجی ساعات کار بعد از سن قانونی بازنشستگی را فراهم میکند، قابل دستیابی است.
اکبرپور با یادآوری تجربه کشورهای توسعهیافته در مواجهه با پدیده سالمندی، تأکید کرد که غفلت از این بحران قریبالوقوع، منجر به کسری شدید صندوقها، وابستگی به بودجه عمومی دولت و ناگزیری به اجرای اصلاحات دشوارتر در آینده خواهد شد.