نظامهای بازنشستگی در جهان براساس دو الگوی طرحهای بیمهای و غیربیمهای فعالیت داشته و مزایای بازنشستگی نیز براساس حقبیمه یا منابع عمومی دولت تامین میشود. در مقابل برخی کشورها ترکیبی از این دو الگو را بهکار گرفتهاند که نظام بازنشستگی چندلایه نامیده میشود.
به گزارش تامین24 براساس هشتمین گزارش «اداره کل روابطعمومی و امور بینالملل سازمان تأمیناجتماعی» که مبتنی بر مطالعات تجارب بینالمللی و رهنمودهای «اتحادیه بینالمللی تأمیناجتماعی» است، نظامهای بازنشستگی از منظر ساختار و تامین مالی به دو گروه تقسیم میشوند؛ یک گروه از طریق اجرای طرحهای بیمهای به تامین مالی دست مییابند و گروهی دیگر از طریق طرحهای غیربیمهای منابع مالی بازنشستگی را فراهم میکنند.
در طرحهای مبتنی بر حقبیمه، مزایای بازنشستگی ارتباط مستقیمی با پرداخت حقبیمه و سابقه بیمهپردازی دارد. در این شیوه، بیمهشده و کارفرما ممکن است هر دو در تامین مالی مشارکت داشته باشند و دولت نیز سهمی را برعهده بگیرد.
در مقابل، مزایای غیربیمهای معمولا با پرداخت مستقیم مالیاتها و منابع عمومی دولت تامین میشود و عواملی مانند اقامت، سن، درآمد و سایر شرایط اجتماعی افراد نقش موثری در برخورداری آنها از این مزایا دارد. در این حالت ارتباطی میان دریافت مزایا و سابقه پرداخت حقبیمه وجود ندارد.
اما در عمل بسیاری از کشورها ترکیبی از این دو الگو را بهکار گرفتهاند که به آن نظام بازنشستگی چندلایه گفته میشود.
نظامهای بازنشستگی چندلایه دارای چهار سطح و لایه اصلی است؛ «لایه صفر» یا حداقل اجتماعی برای حمایت غیربیمهای. «لایه اول» شامل بیمه اجتماعی اجباری. «لایه دوم» شامل طرحهای شغلی و مکمل و «لایه سوم» شامل پساندازهای داوطلبانه فردی است.
حال باید دید منابع مالی این چهار لایه چگونه تامین میشود؛ در لایه صفر منابع مالی عمدتا از منابع عمومی و مالیات تامین میشود. لایه اول بر مشارکت اجباری کارفرما و کارکنان مبتنی است. لایه دوم میتواند اجباری یا داوطلبانه و شغلی یا غیردولتی باشد و لایه سوم نیز بر پساندازهای اختیاری افراد استوار است.
در همین زمینه بانک جهانی نیز معماری پنجلایهای را مطرح میکند که در آن علاوه بر لایه غیربیمهای و لایه بیمهاجتماعی، یک لایه اجباری مبتنی بر حسابهای اندوختهای، یک لایه داوطلبانه و یک لایه غیرمالی شامل حمایتهای خانوادگی، مسکن، دارایها و خدمات اجتماعی درنظر گرفته شده است.
از منظر سطحبندی کشورها در تبعیت از نظام بازنشستگی چندلایه باید گفت در برخی کشورها بیمهاجتماعی جزء اصلی نظام است؛ در حالی که در برخی دیگر، بیمهاجتماعی در کنار کف غیرمشارکتی یا لایههای دوم بازنشستگی قرار گرفته است.
برای نمونه، اتریش و الجزایر در گروه نظامهای عمدتاً مبتنی بر بیمهاجتماعی قرار گرفتهاند.
آلمان، بلژیک، آرژانتین و قبرس دارای بیمهاجتماعی در کنار کف حمایتی هستند.
سوئیس ترکیبی از بیمهاجتماعی و لایه دوم اجباری دارد.
بلغارستان، ارمنستان و چین ترکیبی از بیمهاجتماعی، لایه دوم و کف حمایتی را به کار گرفتهاند.
در دانمارک و استرالیا لایه دوم و کف حمایتی اهمیت زیادی دارد و نیوزیلند نمونهای از نظام مبتنی بر کف عمومی است.
در نتیجه میتوان گفت، مشارکت دولت در تامین مالی در یک سطح یا یک شکل ثابت باقی نمیماند؛ در کشوری که دولت مسئول اصلی تامین یک کف درآمدی عمومی است، ساختار مشارکت دولت با کشوری که بیمهاجتماعی اجباری را بهطور مستقیم یارانه میدهد یا بخشی از تعهدات آن را تامین میکند، تفاوت دارد.
