به گزارش تأمین ۲۴، با افزایش نرخ سالمندی و رشد فزاینده تعداد مستمریبگیران و بازنشستگان، درآمدهای حقبیمه دیگر به تنهایی پاسخگوی تعهدات بلندمدت در هیچ صندوقهای بیمهای نیست و این موضوعات سازمانها و صندوقهای بازنشستگی را با خطر جدی کسری ساختاری روبرو کرده است. در چنین شرایطی این صندوقها باید از وضعیت بنگاهداری خارج و به سمت سهامداری و سرمایهگذاری درست حرکت کنند.
عبور از بنگاهداری شاید در چنین شرایطی بهترین گزینه برای همه صندوقهای بازنشستگی و بیمهگر اجتماعی باشد تا با گذر از کسری بودجه برای اجرای تعهدات سنگین خود در قبال مستمریبگیران و بازنشستگان، این معادله دشوار صندوقهای بازنشستگی به نتیجه مطلوبی برسد. در حال حاضر برخی آمارها بیانگر این قضیهای که مصارف بسیاری از صندوقهای بازنشستگی از منابع آنها پیشی گرفته است.
همین افزایش مصارف نسبت به منابع نشان از ناترازی مالی صندوقهای بازنشستگی دارد زیرا هرساله به تعداد بازنشستگان و مستمریبگیران این سازمانها و صندوقهای بیمهای افزوده شده و این یعنی روند افزایشی مصارف و از طرفی دیگر تعداد بیمهشدگان روند مثبتی را نسبت به سالهای گذشته دنبال نمیکند.
شاید این وضعیت صندوقهای بازنشستگی و بیمهای به دلیل وجود اینگونه شرایط به عنوان هشداری جدی درباره آینده بازنشستگان باشد، زیرا اگر به همین منوال و مدل سرمایهگذاری حرکت داشته باشند، اصلاح ساختار سرمایهگذاری تحت عنوان ضرورتی فوری و اجتنابناپذیر برای این صندوقها به شمار میآید که باید در سریعترین زمان ممکن این اصلاحات انجام شود.
حال باید دید که همچنان سایه بنگاهداری بر سر مستمریبگیران و بازنشستگان صندوقهای بازنشستگی سنگینترین خواهد شد یا نه. زیرا براساس نظرات و اعلام برخی از کارشناسان و طبق محاسبات موجود، حرکت به سمت سهامداری میتواند به داد تأمین اجتماعی و دیگر صندوقهای بازنشستگی برسد. این مسأله برخی از ناترازیهای منابع و مصارف به دلیل رشد تعداد بازنشستگان پیش از موعد را کاهش میدهد و همین موضوع به پایداری مالی صندوقها کمک خواهد کرد.
گرهای در حوزه سرمایهگذاری
بررسیها در بزرگترین صندوقهای بازنشستگی کشور نشان میدهد که سالهاست بخش عظیمی از داراییهای صندوقهای بازنشستگی و بیمهگر در قالب تملک سهام بنگاههای غیرتخصصی و بعضاً زیانده، بلاتکلیف مانده است. این رویکرد بنگاهداری، نه تنها بازدهی قابلقبولی برای صندوق به ارمغان نیاورده، بلکه منابع نقدینگی را در مسیر داراییهای راکد گرفتار کرده است. کارشناسان اقتصادی معتقدند که حرکت از بنگاهداری به سمت سهامداری حرفهای، تنها راه برونرفت از این معضل به شمار میرود. صندوقها باید بهجای مدیریت مستقیم کارخانجات و شرکتها، به سبدگردانی فعال و سرمایهگذاری در طرحهای زودبازده و بازار سرمایه روی آورند تا هم ریسک مدیریتی کاهش یابد و هم بازدهی واقعی (فراتر از نرخ تورم) محقق شود.
حسن صادقی، رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری در گفتوگو با تأمین 24 گفت: اگر سرمایهگذاری، متناسب با میزان سرمایه امکان سودآوری برای صندوق بازنشستگی نداشته باشد، عملاً مسیر درستی را طی نخواهد کرد. در واقع در هیچ کشوری، این شکل از سرمایهگذاری منابع و دارایی بازنشستگان و بیمهپردازان مورد پذیرش نیست.
صادقی با بیان اینکه برای سودآوری بیشتر سرمایهگذاری باید صندوقهای بازنشستگی از ساختار بنگاهداری به سمت سهامداری حرکت کنند، ادامه داد: زیرا در بخش سهامداری، حاشیههای اداره بنگاه اقتصادی و تولیدی نیست و صرفاً با مدیریت سهام مواجه هستیم. بنابراین باید به اصلاحات زمینهساز برای حرکت از بنگاهداری به سمت سهامداری روی آوریم.
البته در این بین از نقش اصلاحات بیمهای در افزایش منابع درآمدی و کاهش مصارف نباید غافل شد؛ به اعتقاد کارشناسان با اتکا به اصلاحاتی نظیر پیشگیری از فرار بیمهای در حوزه کارفرمایی میتوان انتظار رشد بسیار بالای منابع درآمدی حاصل از آن را داشت.
لزوم بازدهی سودآور برای ایفای تعهدات
سازمان تأمین اجتماعی به عنوان یک نهاد غیردولتی بدون بودجه دولتی اما عمومی، برای پرداخت حقوق ماهانه میلیونها بازنشسته با جمعیتی حدود پنج میلیون و ۲۰۰ هزار نفر، ناگزیر از کسب سودآوری پایدار است. تأمین منابع پایدار از محل فروش اموال یا استقراض، راهکارهای مقطعی و التهابی به شمار میرود که تنها بر عمق بدهیهای این سازمان بزرگ بیمهگر میافزایند. حال باید دید که رویکرد تأمین اجتماعی در این سالها که خروج از بنگاهداری بوده به مسیر درست خود هدایت میشود تا علاوه بر سرمایهگذاری مناسب و بلندمدت، پایداری منابع این سازمان به نتیجه برسد.
آنچه امروز ضرورت دارد، طراحی پورتفوی سرمایهگذاری با نگاه به صنایع پیشرو، پروژههای زیربنایی با بازده تضمینی و ورود به بازارهای مالی با مدیریت ریسک حرفهای است. اگر سرمایهگذاریها سودآور نباشند، عملاً ارزش واقعی مستمریها در برابر تورم تحلیل میرود و شکاف بین منابع و مصارف روزبهروز عمیقتر میشود.
اصلاحات ساختاری؛ نسخه نجات پایداری صندوقها
کارشناسان و صاحبنظران حوزه رفاه و تأمین اجتماعی بر این باورند که اصلاحات بنیادین در قوانین حاکم بر سرمایهگذاری صندوقها و تغییر نگرش هیأت امنا، میتواند به نوعی صندوقهای در آستانه بحران را نجات دهد. این اصلاحات نهتنها در حوزه مالی، بلکه در حاکمیت شرکتی، شفافیت و انتخاب مدیران مجرب نیز باید جاری شود. صندوقهایی که امروز برای اصلاح ساختار خود و حرکت به سمت الگوی سهامداری اقدام کنند، در دهههای آینده قادر به حفظ کرامت معیشتی بازنشستگان خواهند بود و از فشار بر بودجه عمومی دولت جلوگیری میکنند.
صادقی با بیان اینکه در همه حوزههای مرتبط با صندوقهای بازنشستگی به ویژه سازمان تأمین اجتماعی باید اصلاحات به شکل موثر در دستور کار قرار گیرد، اضافه کرد: به نظر میرسد اگر دولت به تعهداتش عمل کرده و نهادهای تصمیمساز و متولی را ملزم به حرکت در مسیر اصلاحات موردنیاز صندوقها کند، تأثیرات مثبت آن در بلندمدت متوجه سازمانهای بیمه اجتماعی خواهد بود.
به باور این کارشناس حوزه تأمین اجتماعی؛ سازمان تأمین اجتماعی نیز در صورت انجام اصلاحات موردنظر، تا دههها بدون دغدغه امکان ادامه حیات و ارائه خدمات و تعهدات بلندمدت و کوتاهمدت به جامعه بزرگ ذینفعان خود را خواهد داشت. این موضوع را میتوان نتیجه دست زدن به اصلاحات به ویژه در حوزه راهبری صندوقها در بخشهای بیمهای و سرمایهگذاری دانست.
تأثیر بلندمدت عمل به تعهدات دولت و همافزایی نهادها
اگرچه اصلاح درونسازمانی صندوقها حیاتی است، اما نقش دولت و نهادهای تصمیمساز مانند مجلس و شورای عالی کار را نمیتوان نادیده گرفت. دولت باید هرچه سریعتر بدهیهای قطعی خود به صندوقهای بیمهای را تسویه کرده و اجازه دهد داراییها بدون دخالت حاکمیتی، بر اساس منطق اقتصادی بهینهسازی شوند. همزمان، نهادهای تصمیمگیر با اصلاح قوانین مزاحم و تسهیل ورود صندوقها به بازارهای مالی نوین، بستر را برای این تحول فراهم کنند. تجربه جهانی نشان داده که هماهنگی بین سیاستگذار و مجری، در بلندمدت میتواند صندوقهای بازنشستگی را از یک نهاد هزینهبر به یک موتور محرک اقتصادی تبدیل کند.
رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری با اشاره به این مسأله که در صورت بیتوجهی به موضوع اصلاحات و عدم حرکت به سمت سهامداری و خروج از فضای بنگاهداری، صندوقهای بازنشستگی در کشور ما ورود به چالشهای عمیق و ناترازیهای بزرگی را تجربه خواهند کرد.
او معتقد است که تجربه یونان و نوع مواجهه با بحران صندوقهای بازنشستگی در این کشور و انجام اصلاحات در این نهادها، زمینه حل اساسی این موضوع را موجب شد. در نهایت اینکه پیش از بحرانی شدن مسأله صندوقهای بازنشستگی باید به سمت اجرای راهحل حرکت کنیم.
هشدار نسبت به تداوم وضع موجود
کارشناسان هشدار میدهند که اگر امروز برای حرکت به سمت سهامداری و اصلاحات در سرمایهگذاری چارهاندیشی نشود، کسری انباشته صندوقها طی یک دهه آینده به ابعاد غیرقابل کنترلی خواهد رسید و در آن شرایط، حتی افزایش سن بازنشستگی یا کاهش مزایا نیز گرهگشا نخواهد بود. به عبارت روشنتر، تداوم بنگاهداریِ ناکارآمد، بهمعنای چندبرابر شدن چالشهای مالی و کاهش شدید توان پرداخت به نسلهای آینده بازنشستگان است.
بنابراین، امروز بیش از هر زمان دیگری، همگان به این باور رسیدهاند که نجات صندوقهای بازنشستگی، نه با استدعای بودجه دولتی، بلکه با جراحی ساختاری در حوزه سرمایهگذاری و عبور از مدیریت سنتی به سمت سهامداری هوشمند امکانپذیر است. باید از همین امروز برنامهریزی کلان برای این انتقال آغاز شود تا فردایی پایدار برای بازنشستگان رقم بخورد.