در آستانه فرارسیدن روز پزشک، دکتر هوشنگ عطاپور، پزشک عمومی و دستیار تخصص داخلی دانشگاه علوم پزشکی آذربایجان غربی، از مسیر 27 ساله فعالیت خود در حرفه پزشکی، انگیزههایش برای ادامه تحصیل و دغدغههای جامعه پزشکی گفت و بر ضرورت حفظ جایگاه علمی و اقتصادی پزشکان، واقعیسازی تعرفهها و اصلاح نظام بیمهای برای جلوگیری از مهاجرت پزشکان تأکید کرد.
به گزارش تامین24، عطاپور از پزشکان عمومی و از فارغالتحصیلان دانشگاه علوم پزشکی تهران است که علاوه بر فعالیت حرفهای در حوزه پزشکی، در عرصههای فرهنگی، اجتماعی و اجرایی نیز فعالیت داشته است. او در حال حاضر دستیار تخصص داخلی در دانشگاه علوم پزشکی آذربایجان غربی و کارمند رسمی مدیریت درمان سازمان تأمین اجتماعی است.
عطاپور درباره آغاز فعالیت حرفهای خود گفت: سال ۱۳۷۶ کار پزشکی را با گذراندن دوره خدمت سربازی به عنوان پزشک قانونی شهرستان ارومیه شروع کردم و پس از آن در سازمان تأمین اجتماعی، بیمارستان امام رضا(ع) و بیمارستان امام خمینی(ره) ارومیه به فعالیت پزشکی ادامه دادم. مدتی نیز در جمعیت هلال احمر استان همدان به عنوان مدیرعامل فعالیت کردم و همواره در کنار طبابت، در فعالیتهای اجرایی، فرهنگی و اجتماعی در خدمت مردم بودهام.
وی علاقه به پزشکی را به دوران کودکی خود مرتبط دانست و افزود: از کودکی به رشته پزشکی علاقه داشتم و شاید یکی از دلایل آن، مراجعه اقوام و خویشاوندان روستایی ما به پزشک و اقامت آنها در خانهمان بود. گاهی سه تا چهار بیمار به صورت همزمان در خانه ما بستری بودند و سرم دریافت میکردند. بعدها که بزرگتر شدم، به ارزش و جایگاه معنوی و اجتماعی این رشته نیز پی بردم و همین شناخت، اراده من را برای دنبال کردن این مسیر مستحکمتر کرد.
این پزشک با اشاره به جایگاه حرفه پزشکی اظهار کرد: پزشکی از جمله حرفههایی است که دانشپایه بوده و یادگیری و بهکارگیری آن به آموزش مستمر، دقیق و پشتکار نیاز دارد. یک پزشک با مهمترین و ارزشمندترین دارایی هر فرد، یعنی جان انسانها، سروکار دارد و برای حفظ سلامت و صیانت از جان انسانها و جوامع تلاش میکند. از این منظر، پزشکی علاوه بر جایگاه علمی، دارای جایگاه معنوی و الهی است.
عطاپور ادامه داد: من سال ۱۳۶۸ با رتبه یکرقمی در رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران پذیرفته شدم و سال ۱۳۷۶ فارغالتحصیل شدم. پس از فارغالتحصیلی و در دوران سربازی، فعالیت خود را در پزشکی قانونی ارومیه آغاز کردم. انگیزه من برای پزشکی، علاقهای فردی برای پزشک شدن بود و هنوز هم همان علاقه و حس را نسبت به رشته خودم دارم.
وی با اشاره به ادامه تحصیل خود پس از سالها فعالیت حرفهای گفت: بعد از ۲۷ سال کار در حرفه پزشکی عمومی، مجدداً درس خواندم و در آزمون سخت دستیاری شرکت کردم و خوشبختانه توانستم در رشته مورد علاقهام و در شهر ارومیه پذیرفته شوم. احساس میکردم بیمارانی که من را به عنوان پزشک معالج خود انتخاب میکنند، حق دارند از دانش علمی بهروز برخوردار باشند تا کیفیت تشخیص و درمانم را افزایش دهم.
دغدغه اقتصادی پزشکان
این پزشک، مهمترین دغدغه جامعه پزشکی را حفظ جایگاه علمی و دانشپایه این حرفه عنوان کرد و گفت: پزشکی نیازمند تلاش مستمر برای کسب دانش و مهارت مبتنی بر فناوری است. هر چهار سال کتابهای مرجع پزشکی ویرایش میشوند و مطالب جدید حاصل از تحقیقات گسترده علمی وارد این منابع میشود. حفظ چنین روحیه علمی مستلزم آن است که پزشکان، بهویژه پزشکان جوان، دغدغه نان و نیازهای مالی نداشته باشند.
عطاپور افزود: یک پزشک پس از حدود ۳۰ سال درس و مطالعه، طی کردن آزمونهای سخت و کشیکهای شبانهروزی وارد بازار کار میشود. چنین فردی که از نخبگان جامعه محسوب میشود، باید از نظر مالی و جایگاه اجتماعی تثبیت شود تا بدون دغدغه به طبابت بپردازد و خدای ناکرده برای کسب درآمد بیشتر از مسیر خدمت صحیح و متعهدانه منحرف نشود.
وی واقعیسازی تعرفههای پزشکی و قطع ارتباط مالی مستقیم پزشک و بیمار را از مهمترین راهکارهای اصلاح وضعیت موجود دانست و اظهار کرد: یکی از پیشنهادهایی که دلسوزان جامعه پزشکی مطرح کردهاند اما تاکنون مورد توجه کافی قرار نگرفته، واقعیسازی تعرفههای پزشکی و قطع ارتباط مالی پزشک با بیمار است. متأسفانه هنوز تعرفههای پزشکی با ارزش واقعی خدمات ارائهشده فاصله زیادی دارد.
عطاپور ادامه داد: در همین شهر، دستمزد یک آرایشگر با تعرفه ویزیت پزشک متخصص برابر و در برخی نقاط حتی بالاتر است. این به معنای بالا بودن دستمزد آرایشگر نیست، بلکه نشان میدهد تعرفههای پزشکی بسیار پایینتر از ارزش واقعی خدمات است و همین مسئله میتواند پزشکان جوان را نسبت به ادامه فعالیت در داخل کشور ناامید و به مهاجرت ترغیب کند.
مهاجرت پزشکان و ضرورت اصلاح نظام سلامت
این پزشک درباره راهکارهای جلوگیری از مهاجرت پزشکان متخصص گفت: مشکل اصلی، مخدوش شدن جایگاه اقتصادی و اجتماعی پزشکان به دلیل درآمدهای پایین است؛ درآمدی که تناسبی با سطح دانش، مهارت و جایگاه شغلی آنها ندارد. ادامه این روند در نهایت میتواند به سلامت عمومی آسیب بزند، زیرا مهاجرت نخبگان پزشکی و خروج پزشکان از حرفه پزشکی، ظرفیت درمانی کشور را کاهش میدهد.
وی با اشاره به روند سالمندی جمعیت کشور افزود: ایران در حال پیر شدن است و بیش از دهههای گذشته به پزشک نیاز دارد. پزشکان متخصص با مهارتهای گوناگون و مجهز به آخرین فناوریهای پزشکی، نیاز اساسی جامعه هستند و اکنون در بسیاری از تخصصهای پزشکی با کمبود جدی مواجهیم. اگر روند مهاجرت و خروج از حرفه پزشکی ادامه پیدا کند، ممکن است این کمبودها شدیدتر شود و ما محتاج واردات پزشکان از کشورهای دیگر باشیم.
عطاپور تأکید کرد: افزایش تعداد دانشجویان پزشکی بدون توجه به ارتقای کیفیت آموزشی و تضمین درآمد و رفاه آنها میتواند بحرانهای جدیدی ایجاد کند. پزشکی که آموزش مناسب ندیده باشد، به دلیل افزایش بیرویه تعداد دانشجویان بدون متناسبسازی زیرساختهای آموزشی و جذب و نگهداشت اعضای هیأت علمی، نمیتواند مشکلات درمان کشوری با جمعیت ۹۰ میلیون نفر و روند رو به سالمندی را حل کند.
وی خاطرنشان کرد: باید نگاه دقیقی به اقتصاد درمان، آموزش پزشکی و اولویتهای زیرساختی سلامت، از جمله تأمین تختهای کافی بیمارستانی و جذب استاد و اعضای هیأت علمی داشته باشیم. متأسفانه با رویههای فعلی پرداخت کارانه پزشکان در سیستم دولتی، اعضای هیأت علمی تنها به دلیل علاقه به آموزش و روحیه جهادی در سیستم آموزشی باقی ماندهاند.
عطاپور با انتقاد از وضعیت بیمهها نیز گفت: سیستم سلامت ما نیازمند بازبینی جدی است. بیمههای پایه و تکمیلی ما بهشدت ناکارآمد هستند و نظام پزشکی نیز عملاً از روند تصمیمگیریهای حیاتی دور نگه داشته میشود و نقشی در تعیین تعرفههای پزشکی ندارد.
وی ادامه داد: وزارت بهداشت و درمان باید تکلیف ناترازی بیمههای پایه و تکمیلی را روشن کند. پرداختهای بسیار دیرهنگام بیمهها به پزشکان، داروسازان و مراکز درمانی دولتی و غیردولتی و مؤسسات پزشکی، آنها را با ناترازی شدید مالی مواجه میکند و در نهایت کارانه پزشکان نیز با تأخیر پرداخت میشود.
خاطرهای که اهمیت معاینه بالینی را یادآوری کرد
این پزشک در ادامه با بیان خاطرهای از دوران فعالیت خود در اورژانس بیمارستان امام رضا(ع) ارومیه، بر اهمیت توجه پزشکان به معاینه بالینی و شرح حال بیمار تأکید کرد و گفت: این خاطره تلنگری به همکاران جوان است که باید به معاینات بالینی و شکایت بیمار بیش از آزمایشها و پاراکلینیک اهمیت دهند، چرا که در بسیاری از موارد میتواند نجاتبخش باشد.
عطاپور ادامه داد: یک روز عصر که در اورژانس بیمارستان امام رضا(ع) کشیک بودم، مرد ۳۶ سالهای که نسبتاً چاق بود، با درد قفسه سینه در خلف جناغ برای ویزیت مراجعه کرد. در شرح حال مشخص شد که بیمار سه روز است این درد را دارد و به چند پزشک و بیمارستان در شهر مراجعه کرده، اما به دلیل طبیعی بودن نوار قلب و آزمایشها، با احتمال درد گوارشی و معده مرخص شده است.
وی افزود: مجدداً از بیمار نوار قلب گرفتم که طبیعی بود، اما با توجه به کیفیت درد شدید خلف جناغ، با انکال قلب صحبت کردم و دستور بستری بیمار در CCU را نوشتم. چون بیمار همراه نداشت، کارکنان اورژانس برای تشکیل پرونده رفتند و من نیز مشغول نوشتن دستورات بخش شدم. در همان لحظه، ناخودآگاه حسی به من تلنگر زد که سری به بیمار بزنم.
عطاپور گفت: وقتی به اتاق احیا رسیدم، دیدم بیمار دچار سیانوز سر و صورت شده و سپس تشنج کرد. بلافاصله کد احیا را فراخواندیم و عملیات احیا آغاز شد. خوشبختانه با حضور بهموقع تیم احیا، قلب بیمار که دچار آریتمی شده بود، برگشت. در نوار قلب مجدد، علائم سکته قلبی آشکار شد و بیمار به CCU منتقل و پس از آن برای تعبیه استنت قلبی به مرکز فوقتخصصی ارجاع شد.
او در پایان با اشاره به اهمیت مسئولیت پزشک در برابر جان بیماران خاطرنشان کرد: این تجربه نشان میدهد که در پزشکی، توجه دقیق به شرح حال، شکایت بیمار و معاینه بالینی در کنار استفاده از امکانات تشخیصی، اهمیت بسیار زیادی دارد و گاهی یک تصمیم بهموقع میتواند جان یک انسان را نجات دهد.