به گزارش تامین ۲۴، حوالی ساعت ۶ صبحِ نهم اردیبهشت در مزون ۷ شرکت زغالسنگ پروده طبس، که شرکت پیمانکار الماس مته شمال در آن فعالیت میکرده، معدن ریزش کرد و یک معدنکار جان خود را از دست داد.
ظاهراً در زمان حادثه، ۱۴ نفر در کارگاه حضور داشتهاند که ۱۲ نفر موفق به فرار میشوند و دو نفر دیگر در محل باقی میمانند. یکی از دو کارگر با مصدومیت از زیر آوار سنگین خارج شد اما دیگری فوت کرد؛ در این حادثه، هیچ انفجاری رخ نداده بود؛ تنها ریزش آوار دیوارههای سست معدن، مصیبت آفرید.
چند روز بعد، ۲۹ اردیبهشت ماه، دوباره یک حادثه مرگبار در معادن ذغالسنگ طبس رخ داد؛ در آن روز، یک کارگر در معدن نگین منطقه معدنی پرورده طبس بر اثر گازگرفتگی جان خود را از دست داد.
شرح این حادثه دوم، به غایت دردناک و نشاندهنده کمبود شدید تجهیزات ایمنی در معادن ذغالسنگ کشور است: «بر اساس بررسیهای اولیه، سه نفر از نیروهای عملیاتی در زون کاری خود مشغول فعالیت بودهاند که در جریان انجام کار، مشخص میشود یکی از تجهیزات مورد نیاز از جمله شیلنگ دچار کمبود شده است. در همین رابطه، یکی از کارگران به نام جواد پسرکلو جهت تأمین شیلنگ به سمت یک دویل (مسیر ارتباطی عمودی/تونلی کوچک) مراجعه میکند. این دویل که بهعنوان مسیر ارتباطی میان لایههای زغالی یا تونلهای فرعی مورد استفاده قرار میگیرد، ظاهراً در زمان حادثه یا استفاده نشده بوده و یا از تهویه مناسب برخوردار نبوده است. در نتیجه، کارگر هنگام ورود به این فضا، دچار گازگرفتگی شده و متأسفانه در همان محل جان خود را از دست میدهد.»
دو حادثه مرگبار تنها در یک ماه (اردیبهشت)، در همان محدودهای اتفاق افتاد که شب اول مهر ۱۴۰۴، در مرگبارترین حادثه معادنِ تاریخ مدرن کشور، ۵۴ معدنکار جان خود را از دست دادند؛ معادن ذغالسنگ پرورده طبس، یک سال و چند ماه بعد همچنان «ناایمن» هستند و همچنان کارگران راهروهای زیرزمینی ذغالسنگ قربانی میشوند.
شواهد به خوبی نشان میدهد وضعیت ایمنی معادن ذغالسنگ کشور در مناطق معدنی از جمله طبس در خراسان جنوبی اصلاً مساعد نیست؛ مقایسه تعداد حوادث در معادن زغالسنگ ایران با متوسط جهانی نشان میدهد نسبت تلفات انسانی در این بخش، بهطرز قابلتوجهی بالاتر از میانگین کشورهای پیشرفته در حوزه معدن است و به گفته کارشناسان، علت اصلیِ این تفاوت آماری، کمبود تجهیزات ایمنی در معادن ذغالسنگ ایران، قدیمی و فرسوده بودن تجهیزات است؛ در حالی که بسیاری از کشورها با استفاده از فناوریهای نوین ازجمله روباتهای پایشگر، حسگرهای هوشمند گاز و نرمافزارهای تحلیل خطر، وقوع حوادث را تا سطح حداقلی کنترل کردهاند، در ایران همچنان روشهای سنتی و پرخطری مورد استفاده قرار میگیرند. معادن ذغالسنگ کشور عموماً به شیوه سنتی کار میکنند؛ در بسیاری از این معاد ن زیرزمینی، سامانه تهویه بهدرستی کار نمیکند یا به دلیل هزینهبر بودن تعمیرات، بهطور موقتی از مدار خارج شده است. در برخی موارد نیز مسیرهای اضطراری خروج یا فاقد تابلوهای راهنما هستند یا در زمان بحران، به دلیل ریزش یا انسداد غیرقابلاستفاده میشوند.
«ابراهیم رحیمیان» دبیر اجرایی خانه کارگر طبس که خود کارگر باسابقهی معادن ذغالسنگ این شهر است و بیش از بیست سال در همین راهروهای زیرزمینی و خطرناک کار کرده؛ در ارتباط با حوادث مرگباری که بدون توقف قربانی میگیرند؛ به تامین ۲۴ گفت: «در منطقه طبس که تعداد زیادی معادن ذغالسنگ فعال وجود دارد، ۹۵ درصد این معادن به شیوه سنتی و دستی اداره میشوند؛ به این معنا که مانیتورینگ مرکزی ندارند و سنجش گاز هم به شیوه دستی صورت میگیرد؛ از قضا حوادث مرگبار هم در همین معادن اتفاق میافتد».
او ادامه داد: عدم رعایت ایمنی و بیتوجهی به هشدارها، یعنی بازی با جان کارگران. بعد از حادثهی بزرگ معدن طبس و مرگ بیش از ۵۰ کارگر، ما بارها تاکید کردهایم که باید به سمت مکانیزه کردن و مانیتورینگ مرکزی معادن برویم اما گوش شنوایی نبود! بیشتر کارگاههای معدنی پیمانکاری هستند و کارفرمایان بخش خصوصی به دلیل اینکه قیمت خرید ذغالسنگ پایین است و به ادعای خودشان، سود چندانی ندارند، برای ایمنسازی معادن و به طور مشخص اتوماتیکسازی معادن ذغالسنگ هزینه نمیکنند.
به گفته رحیمیان، پیش از این فرزندان خانوادههای کارگری طبس تمایل زیادی به استخدام در معادن ذغالسنگ داشتند اما امروز اینگونه نیست: «بعد از حادثه معدن طبس بسیاری از خانوادهها دیگر اجازه نمیدهند فرزندانشان وارد معادن شوند. آنها میگویند با همین وضعیت بخور و نمیر کنار میآییم اما در عوض فرزندمان در سن جوانی جان خود را از دست نمیدهد!»
دبیر اجرایی خانه کارگر طبس، در ادامه به لزوم ورود مسئولانه دولت و نهادهای دولتی به موضوع ایمنسازی معادن ذغالسنگ و خرید تجهیزات ایمنی برای این معادن اشاره کرد و افزود: دولت باید ایمنسازی معادن به خصوص معادن پرخطر ذغالسنگ را در اولویت قرار دهد؛ انتظار داریم در دوران پساجنگ، بخشی از پولهای آزاد شده کشور را به این امر اختصاص دهند.
او در توضیح بیشتر گفت: از دهه ۸۰ شمسی به بعد، خصوصیسازی معادن ذغالسنگ به طور جدی در دستور کار قرار گرفت؛ بیشتر معادن ذغالسنگ را به افراد واگذار کردند و حالا در این اقتصادی که درگیر رکود و تورم است، کارفرمایان برای ایمنی هزینه نمیکنند؛ اگر یک بازرسی میدانی از منطقه طبس انجام شود، به خوبی مشخص میشود که تا چه اندازه تجهیزات ایمنی معادن فرسوده هستند؛ بنابراین انتظار داریم دولت به میدان بیاید و برای ایمنی معادن هزینه کند.