به گزارش تأمین 24، تأمین اجتماعی تنها با تکیه بر تعهدات بیننسلی و سهجانبهگرایی میتواند به همه تعهدات خود عمل میکند، تعهداتی که حدود 53 درصد جمعیت کشور در قالب 50 میلیون نفر را دربرمیگیرد، از بیمهشدگان تا مستمریبگیران و بازنشستگان همه در بخشهای سهگانه درمانی، بیمهای و بازنشستگی از این سازمان خدمت دریافت میکنند.
سازمان تأمین اجتماعی به عنوان یکی از مهمترین نهادهای بیمهگر کشور، رویکرد خود را بر پایه دو رکن اساسی استوار کرده است که کارشناسان آن را کلید موفقیت این سازمان در بلندمدت میدانند. نخست، اصل تعهدات بیننسلی که بر اساس آن، منابع و سرمایههای نسلهای مختلف به گونهای مدیریت میشود که منافع همه نسلها تأمین شود و دوم، اصل سهجانبهگرایی که مبتنی بر مشارکت فعال سه ضلع دولت، کارفرمایان و بیمهشدگان در اداره سازمان است .
تحقق سهجانبهگرایی با همکاری شرکای اجتماعی
تأکید سازمان تأمین اجتماعی همیشه بر این موضوع هست که برای نهاییسازی و پیادهسازی کامل اصل سهجانبهگرایی، تلاشهای گستردهای به کار گرفته شده است. با این حال، در این مسیر، سازمان برای تحقق همه برنامههای تحولآفرین خود، نیازمند همراهی و مشارکت جدیتر شرکای اجتماعی یعنی نمایندگان بیمهشدگان، کارفرمایان و دولت است.
مصطفی سالاری، مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی پیشتر با تأکید بر لزوم حل مسائل با استفاده از ظرفیت رویکرد سهجانبهگرایی و با انتقاد از سوءاستفاده برخی از قانون اصلاح عناوین شغلی، گفتت: صندوق تأمین اجتماعی متعلق به بیش از 49 میلیون نفر از افراد جامعه است و صیانت از این منابع بینالنسلی باید از طریق استفاده از ظرفیت شرکای اجتماعی و تحقق اصل سهجانبهگرایی انجام شود.
در همین راستا برخی از کارشناسان معتقدند که باید رویکرد سهجانبهگرایی در یک اتاق فکر مطرح و رسیدگی شود تا حل مسائل اتفاق بیفتد. انتظار این است که این اتاق فکر ایجاد شود و مسائلی که جامعه با آن روبهرو است در این اتاق فکر به صورت کارشناسی مورد نقد و بررسی قرار گیرد و راه حل آنها پیدا شود.
به نظر میرسد در عمل، این رویکرد سهجانبه با چالشهایی مواجه بوده و برخی نهادهای واسط، نقش پررنگتری پیدا کردهاند که خود ضرورت بازتعریف نقشها را آشکار میسازد.
حسن صادقی، رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری بر این موضوع تأکید جدی دارد که مهمترین ویژگی سازمان تأمین اجتماعی تعهدات بیننسلی با اجرای اصل سهجانبهگرایی است و میگوید: سازمان تأمین اجتماعی از سال ۱۳۵۴ که تاریخ آغاز سیر تکمیلی قانون این سازمان بوده، جمعیت مشخصی را تحت پوشش داشته و هر ساله تعدادی به آنها اضافه شده که این مسأله گویای پوشش بیمهای بخش بزرگی از جامعه کار و تولید توسط این سازمان است.
صادقی با اشاره به بهرهمندی ۵۳ درصد جمعیت کل کشور از خدمات سازمان تأمیناجتماعی تصریح کرد: منافع بیمه اجتماعی برای سازمان درآمد هزینهای وابسته بودن به منابع دولتی است اما منابع درآمدی سازمان تأمیناجتماعی صرفاً از محل وصول حق بیمه کارگران تأمین میشود.
پوشش گسترده بیمهای؛ برنامهای عملیاتی در دست اجرا
سازمان تأمین اجتماعی در حال حاضر، گسترش پوشش بیمهای را به عنوان یکی از برنامههای عملیاتی و اولویتدار خود در دستور کار قرار داده است. بر اساس آخرین آمارها، در حال حاضر ۵۳ درصد از جمعیت کشور تحت پوشش خدمات این سازمان قرار دارند و این رقم نشاندهنده نقش کلیدی و فراگیر تأمین اجتماعی در معیشت و سلامت آحاد جامعه است.
با وجود این ظرفیتهای عظیم، کارشناسان به برخی موانع در مسیر تحقق اهداف سازمان اشاره میکنند. به عنوان نمونه، پدیده «فرار بیمهای» (عدم تمایل کارفرمایان به بیمه کردن کارگران) نه تنها درآمدهای سازمان را کاهش میدهد، بلکه در سازوکار تعهدات بیننسلی و نیز همکاری سهجانبه اخلال ایجاد کرده و چرخه پایدار حمایتهای اجتماعی را با خطر مواجه میسازد.
بررسیها نشان میدهد، انگیزه مشارکت در نسلهای جوانتر به دلیل نگرانی از ناترازیهای صندوقها، کمتر است و این موضوع یکی از نتایج مستقیم چنین ناهنجاریهایی به شمار میرود.
رییس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری اظهار کرد: باید همه شرکای اجتماعی بدانند که استواری و پایداری سازمان تأمین اجتماعی بر همین اصل سهجانبهگرایی است و باید همه برای رسیدن به اهداف و تحقق برنامههای این نهاد بزرگ بیمهای به ویژه در قبال همه بیمهشدگان و مستمریبگیران تلاش کنند.
وی بیان کرد که اکنون حق بیمه کارگران شامل 7 درصد سهم حق بیمه کارفرمایان و ۲۰ درصد دولت و منهای سه درصد بیمه بیکاری است. اگر به عنوان نمونه برای پرداخت حقبیمهها همه شرکای اجتماعی و کارفرمایان به تعهدات خود عمل کنند، بسیاری از تعهدات سازمان تأمین اجتماعی در این بخش عملیاتی میشود.
صادقی با اشاره به اینکه مهمترین ویژگی سازمان تأمیناجتماعی تعهدات بینالنسلی و اصل سهجانبهگرایی است، اضافه کرد: اکنون با وجود فرار بیمهای هم تعهدات بیننسلی دچار اشکال شده و هم حوزه سهجانبهگرایی کمرنگ شده است.
گنجینهای برای نسلها و ضامنی برای آینده
ویژگی بارز سازمان تأمین اجتماعی، ایفای نقش امین نسلهای امروز و فردا است. این صندوق صرفاً یک نهاد مالی نیست، بلکه پلی است میان نسلها؛ بهگونهای که منابع نسل فعلی، تضمینکننده آسایش نسلهای آینده خواهد بود.
مهمترین مزیت این رویکرد، عدالت بیننسلی است. در این الگو، نسل جوان با اطمینان از اینکه حمایتهایش در دوران میانسالی و سالمندی تداوم مییابد، مشارکت میکند. از سوی دیگر، صیانت از اموال بیمهشدگان (ذخایر بیننسلی) با مدیریت منابع و مصارف، نه تنها اعتماد کنونی را جلب میکند، بلکه سرمایهای برای پاسخگویی به تعهدات آینده (مانند دوران سالمندی جمعیت) محسوب میشود. این امر سازمان را از یک نهاد صرفاً هزینهبر، به سرمایهگذار در امنیت اجتماعی بدل میکند.
صادقی معتقد است که گنجینهای که سازمان تأمین اجتماعی در اختیار دارد متعلق به همه بیمهشدگان و مستمریبگیران تحت پوشش است و باید همه به خوبی از آن حفاظت کنیم تا این سازمان بیننسلی بتواند برای نسلهای آینده هم همچنان پایدار و مستمر بماند.
وی بیان کرد: سازمان تأمین اجتماعی که بیش از 50 سال خدماترسانی به همه مخاطبان و ذینفعان تحت پوشش را به عهده دارد، ثمره این همه پایداری و ماندگاری خود را از همکاری و همراهی شرکای اجتماعی و اجرای اصل سهجانبهگرایی میداند. اصلی که امروز به نفع کارگران و شاغلان در کارگاههای مشمول تأمین اجتماعی با کارگران تحت پوشش است و فردا هم همین افراد را به عنوان بازنشسته و مستمریبگیر خدمات گستردهای به آنها ارائه میدهد.
رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری افزود: این سازمان بزرگ بیمهگر نسل به نسل برای همه باید پایدار بماند، در همین مسیر مشارکت همه کارفرمایان، شرکای اجتماعی و حتی همه ذینفعان در این مسیر ضرورتی انکارناپذیر است، اما مهمتر از آن اگر اصل سهجانبهگرایی برای این سازمان بیننسلی اجرایی شود، تعهدات تأمین اجتماعی برای همه گروههای مشمول به نتیجهای مطلوب خواهد رسید.
تأثیر بر اجرای تعهدات؛ از آرمان تا عمل
پیادهسازی این مزایا، تأثیری دوگانه بر اجرای تعهدات دارد. از یک سو، تقویت اعتماد عمومی و اطمینان از آینده، مشارکت بیمهشدگان و کارفرمایان را افزایش داده و وصول درآمدها را منظمتر میکند. از سوی دیگر، این مدل با پایداری منابع، سازمان را برای مدیریت بحرانهای جمعیتی مانند افزایش امید به زندگی و سالمندی جمعیت، توانمند میسازد.
البته، این مسیر بدون چالش نیست. عواملی همچون فرار بیمهای، صندوق را در عمل به سمت بازتوزیع بیننسلی سوق میدهد که با نرخ بازدهی مورد انتظار، همخوانی ندارد و نشان میدهد اجرای ایدهآل این اصل، نیازمند همراهی جدیتر شرکای اجتماعی و رفع موانعی مانند فرار بیمهای است.