به گزارش تأمین 24، ادامه این روند، فشار طاقتفرسایی به منابع مالی سازمان تأمین اجتماعی وارد خواهد کرد و شاید بتوان گفت که آینده این سازمان بیننسلی را برای همه ذینفعان این سازمان با مخاطرههایی مواجه خواهد کرد. تأمین اجتماعی امروز نیازهای همه شاغلان به خدمات درمانی و بیمهای را برطرف کرده و از سویی دیگر آینده همین شاغلان را به عنوان بازنشستگان و مستمریبگیران آینده تأمین میکند.
در حال حاضر این موضوع یکی از مهمترین چالشهای ساختاری سازمان تأمین اجتماعی به شمار میرود. بر اساس آخرین آمارهای موجود، تعداد کل بازنشستگان مشاغل سخت و زیانآور تا سالهای اخیر حدود ۲۱ درصد از کل بازنشستگان سازمان تأمین اجتماعی را تشکیل میدهد و بررسیها نشان میدهد این گروه سهمی حدود ۵۰ درصد در برخی آمارهای بازنشستگی پیش از موعد دارند.
حال که بازنشستگان عادی کمتر از 50 درصد از کل افراد بازنشسته سازمان تأمین اجتماعی را تشکیل میدهند باید برای آسیبشناسی این موضوع بیشتر تلاش کرد که چرا باید بازنشستگان پیش از موعد به ویژه در بخش مشاغل سخت و زیانآور از دیگر گروههای بازنشستگی پیشی بگیرند و همین مسأله منابع تأمین اجتماعی را به شدت تحت تأثیر قرار دهد.
نرگس اکبرپور روشن، عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی گفت: براساس آمارهای موجود بازنشستگیهای پیش از موعد در حال حاضر در سازمان تأمین اجتماعی حدود ۵۰ درصد مجموع بازنشستگان یا مستمریبگیران این نهاد بیمهای را به خود اختصاص داده است. یعنی برخی افراد از این شرایط و قوانین موجود در حوزه بازنشستگیهای پیش از موعد استفاده کردند و در نهایت با سنوات ارفاقی بازنشسته شدند.
اکبرپور روشن در گفتوگو با تأمین 24 افزود: از مجموع این گروههای بازنشستگان، ۲۰ درصد آنان را افراد بازنشسته در مشاغل سخت و زیانآور تشکیل میدهند یعنی فقط همین یک مورد سخت و زیانآور یک قانونی دارد که پس از سالها هنوز درست اجرا نشده است و آن الزاماتی که کارفرما با فرصت دو ساله دارند برای اینکه شرایط سخت و زیانآوری در کارگاه تحت پوشش خود را رفع کنند، استفاده نکردهاند.
او ادامه داد: با همه این اوصاف میتوان گفت که به دلیل نداشتن ضمانت اجرایی و عدم نظارت بر اجرای درست این قانون، کار در حوزه بازنشستگیهای پیش از موعد را به اینجا رسانده است که سازمان تأمین اجتماعی با ۵ میلیون ۲۰۰ هزار نفر بازنشسته اکنون در مجموع ۵۰ درصد بازنشستگیهای ثبت شده آن در حوزه پیش از موعد است.
معمای مشاغل سخت باید حل شود
انواع بازنشستگیها در سازمان تأمین اجتماعی وجود دارد اما پس از گذشت بیش از 50 سال از فعالیت رسمی تأمین اجتماعی یعنی از سال 1354 تاکنون روز به روز بر تعداد بازنشستگیهای پیش از موعد افزوده میشود. شاید اثرات این نوع بازنشستگیها از امروز در منابع تأمین اجتماعی به خوبی دیده نشود اما زمانی که مصارف این نهاد بیمهگر روند افزایشی پیدا کرده است، اثرات آن را بر منابع در آینده بهتر خواهیم دید.
براساس آمارهای موجود سازمان تأمین اجتماعی در سال 1404 طبق آخرین دادهها، ماهانه 100 هزار میلیارد تومان برای پرداخت مستمری به همه گروههای بازنشستگان و مستمریبگیران تحت پوشش این سازمان هزینه میشد و 25 هزار میلیارد تومان نیز در حوزه درمان و دیگر بخشها به عهده این سازمان بود. حال با توجه به افزایش حقوقها و مستمریها و اجرای متناسبسازی حقوق بازنشستگان و رشد هزینههای درمانی، برآورد هزینههای ماهانه تأمین اجتماعی در سال جاری به 210 هزار میلیارد تومان خواهد رسید.
بخش عمدهای از این هزینههای ماهانه سازمان تأمین اجتماعی به پرداخت مستمری مربوط به 5 میلیون و 200 هزار بازنشسته و مستمریبگیر تعلق میگیرد. حال اگر نظارت جدی روی انواع بازنشستگی در این نهاد بیمهگر انجام نشود، سالانه بیش از 400 هزار نفر بازنشسته جدید به این سازمان اضافه خواهد شد که بخش عمدهای از آنان با دریافت سنوات ارفاقی به عنوان بازنشسته پیش از موعد به جمع بازنشستگان این سازمان اضافه خواهند شد؛ به هر حال باید مسیری را برای کاهش مشاغل سخت و زیانآور در ایران فراهم کرد.
خروج نیروهای جوان از تأمین اجتماعی
یکی از مهمترین چالشهای حوزه بازنشستگی در سازمان تأمین اجتماعی خروج نیروهای جوان با سنین پایین و با استفاده از بازنشستگیهای پیش از موعد است. البته که بخش عمدهای از این گروهها در حوزه مشاغل سخت و زیانآور با 20 سال سابقه فعالیت در کارگاههای مشمول تأمین اجتماعی از این قانون استفاده میکنند.
مهمترین آسیب در این حوزه «عدم تحقق سالمسازی محیط کار» و «گسترش بیضابطه دامنه این مشاغل» در بخش مشاغل مربوط به کارگاههای تحت پوشش سازمان تأمین اجتماعی است. با وجود تاکید قانون بر حذف عوامل سخت و زیانآور از محیط کار، آمارها نشان میدهد از میان کارگاههایی که موظف به سالمسازی بودهاند، تنها حدود ۳ درصد اقدام مؤثری در این راستا انجام دادهاند.
این خلاء نظارتی موجب شده است که به جای کاهش تدریجی مشاغل سخت و زیانآور با بهبود فناوریها، دامنه این مشاغل در ایران گسترش یابد و تعداد بازنشستگان در این بخش روندی افزایشی داشته باشد، در حالی که تجربه سایر کشورها بر حذف تدریجی این عوامل و تحدید دامنه مشاغل سخت و زیانآور متمرکز است.
هزینهزایی هنگفت برای تأمین اجتماعی
هزینه بازنشستگی زودهنگام برای سازمان بیمهگر تأمین اجتماعی با جامعه آماری بالای بازنشستگان تحت پوشش بسیار سنگین است. بررسیها نشان میدهد به طور میانگین سنوات ارفاقی برای بازنشستگی در این مشاغل بیش از هشت سال است. این هزینهها ناشی از کاهش سنوات پرداخت حق بیمه از یک سو و افزایش دوره دریافت مستمری از سوی دیگر به شمار میرود.
حال به دلیل افزایش تعداد بازنشستگان پیش از موعد، به نوعی ناترازی در منابع و مصارف سازمان تأمین اجتماعی در حالی رخ میدهد که براساس برخی آمارها نرخ بازنشستگی در این گروه در ایران بسیار بیشتر از میانگین سایر کشورهاست و عملاً منابع مازادی برای تأمین نسل جوان باقی نمیگذارد.
بازگشت به کار و تشدید بحران اشتغال
یکی از پارادوکسهای تلخ این حوزه، بازگشت بسیاری از بازنشستگان پیشازموعد به عنوان نیروهای جوان با سنین پایین، به چرخه کار است. به دلیل عدم کفایت مستمری و حفظ توانایی کار، بخش قابل توجهی از این افراد دوباره جذب بازار کار میشوند، این نیروها با تجربه بالا و هزینه کمتر برای کارفرما، فرصت شغلی جوانان جویای کار را تهدید میکنند.
سن برخی از بازنشستگان مشاغل سخت و زیانآور حتی به 40 سال هم میرسد، همین مسأله باعث شده که با توجه به تجربه 20 ساله فعالیت در برخی مشاغل، میتوانند با استفاده از فرصتهای شغلی دوباره، مسیر جدیدی از اشتغال را برای خود ایجاد کنند، غافل از اینکه همین اقدام آنها، راه ایجاد فرصت شغلی برای دیگر جوانان را خواهد بست.
عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی گفت: گاهی اینگونه بازنشستگیها مسیر اشتغال دیگر افراد جوان و جویای کار را خواهند بست زیرا سن پایین این گروههای بازنشسته باعث میشود که همچنان راهی برای اشتغال دوباره خود پیدا کنند. تجربه بالا و سابقه فعالیت در مشاغل مختلف، این راه را برای آنها تسهیل میکند.
به گفته او، زمانی که این اتفاق افتاد و تعداد بازنشستگان پیش از موعد به ویژه در مشاغل سخت و زیانآور روند افزایشی پیدا کرد، به نوعی حرکت به سمت اصلاحات آغار شد اما اقدامات درباره اصلاحات باید زودتر اتفاق میافتاد و در کشورها با افزایش امید به زندگی، سن بازنشستگی به طور منظم و قاعدهمند افزایش پیدا میکند.
اکبرپور روشن ادامه داد: به عنوان نمونه در کشوری همچون آلمان زمانی که اعلام میشود قرار است سن بازنشستگی افزایشش یابد، یعنی کاملا مشخص و روی اصول و محاسبات این اصلاحات انجام میشود ولی ما دقیقا مسیر برعکس عمل میکنیم. امید به زندگی افزایش پیدا کرد، سن موثر صندوقهای کشور کاهش پیدا کرد. یعنی کمتر از آن چیزی که به طور متوسط در قانون آمده به عنوان بازنشستگی، بازنشسته شدند که به آن بازنشستگی پیش از موعد میگویند.
چرا از سیاستهای جهانی استفاده نمیکنیم
در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، سیاست اصلی در قبال مشاغل سخت و زیانآور، «سالمسازی محیط کار» و «رفع عوامل زیانآور» است تا نیازی به بازنشستگی زودهنگام نباشد. در این کشورها، مزایای بازنشستگی پیش از موعد مشروط به عدم توانایی جسمی واقعی و با اعمال نرخهای کاهش یافته اکچوئری (محاسبات بیمهای) است.
اما در ایران، سالمسازی محیط کار ضمانت اجرایی مؤثر ندارد و عمدتاً به صورت صوری دنبال میشود. محاسبات دقیق بیمهای در تعیین سنوات ارفاقی رعایت نمیشود و در نهایت نظام تشخیص و احراز سختی کار، عمدتاً مبتنی بر کمیتههای اداری است تا نظارت میدانی. در همین راستا تغییر رویه از سیاست «بازنشستگی زودهنگام جبرانی» به سیاست «پیشگیری و سالمسازی فعال» و همچنین درجهبندی مشاغل بر اساس شدت سختی و زیانآوری، ضرورتی اجتنابناپذیر است.
اکبرپور روشن افزود: این مدل بازنشستگیها آسیب عجیبی به منابع سازمان تأمین اجتماعی وارد میکند. این مسأله بسیاری از منابع این نهاد بزرگ بیمهای را تحت تأثیر قرار میدهد. این داستان قدیمی است که متاسفانه فقط تأمین اجتماعی اینگونه نیست در صندوقهای دیگر هم بعضا مشاهده میشود که وضعیت به مراتب بدتر است.
به گفته او، پس از اینکه خواستیم شعارهای بهبود معیشت و افزایش عدالت و این موارد را دنبال کنیم در برخی موارد، مسیر را به دلیل تداخل امور سیاسی در تصمیمگیریهای کاملا اقتصادی و بیمهای بدتر کردیم و از مسیر اصلی منحرف شدیم. حتی راه اجرای درست آن را به سمت نادرست آن هدایت کردیم.
وی بیان کرد: در صورتی که در کشورهای دیگر این مسیر به صورت بسیار منظم پیش میرود ناگفته نماند که بسیاری از کشورها هم حتی از این مسیر عبور کردند و اینگونه نیست که تنها برای ایران اتفاق افتاده باشد. با مطالعه درباره دیگر کشورها به اطلاعاتی دست خواهید یافت که در برخی کشورهای دیگر هم در دوران فراوانی، منابع برای بهرهبرداریهای سیاسی خودشان، سن بازنشستگی را کم کردند. یعنی طرح را به سمت سخاوتمندانهتر شدن برده بودند.
اگرچه حمایت از کارگران شاغل در شرایط دشوار یک ضرورت انسانی و قانونی است، اما رویه فعلی به دلیل «نبود نظارت کافی»، «گسترش بیرویه مشاغل سخت و زیانآور» و «نادیده گرفتن محاسبات بیمهای»، خود به یک تهدید ملی تبدیل شده است. تداوم این وضعیت نه تنها سازمان تأمین اجتماعی را به سمت ورشکستگی سوق میدهد، بلکه به دلیل بازگشت این بازنشستگان به بازار کار، فرصت اشتغال برای نسل جوان را نیز محدود میکند.