بازنشستگی پیشازموعد، بهویژه برای مشاغل سخت و زیانآور، همواره یکی از موضوعات بحثبرانگیز در نظام تأمین اجتماعی بوده است. از یک سو، این سیاست بهعنوان حمایت از کارگرانی که در معرض آسیبهای شغلی قرار دارند، ضروری به نظر میرسد و از سوی دیگر، پیامدهای مالی برای صندوقهای بازنشستگی و تأثیر آن بر اشتغال جوانان، چالش برانگیز است.
به گزارش تأمین 24، شاید خروج زودهنگام کارگران و نیروی کار ماهر فرصتی برای جوانان از مشاغل سخت و زیانآور برای استفاده از تجربیات خود در اشتغال دوباره باشد، اما از طرف دیگر پنجره فعالیت برخی دیگر از جوانان نیز در فرصتهای شغلی بسته میشود. به نوعی میتوان گفت که استفاده از بازنشستگیهای پیش از موعد میتواند تهدیدی برای بازنشستگان فردا باشد زیرا هرساله به تعداد این گروهها افزوده شده و بر مصارف سازمان تأمین اجتماعی نیز بسیار موثر است.
نرگس اکبرپور روشن، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در این باره گفت: نگاهی به تجربیات جهانی حوزه بازنشستگی پیش از موعد و بازنشستگی سخت و زیانآور و تفاوت آن با قوانین این حوزه در ایران، برخی از موضوعات را به خوبی نمایان میکند، با توجه به فرهنگ کار حاکم بر مناطق مختلف جهان، برخی کشورها، مشاغلی خاص و بخشی از قوانین مربوط به مشاغل سخت و زیانآور و بازنشستگی مربوط به این بخش را در دستور کار دارند؛ این در حالی است که بخشی از مشاغل مذکور در حوزه بازار کار کشور ما به عنوان سخت و زیانآور تلقی نمیشوند.
اکبرپور روشن در گفتوگو با تأمین 24 افزود: نکته اساسی در ارتباط با مشاغل سخت و زیانآور اینگونه کشورها این است که این مدل مقررات حوزه کار و صندوقهای بیمهای به صورت کاملاً محدود اعمال میشود؛ به عبارتی قوانین حوزه مشاغل سخت و زیانآور در این کشورها به صورت گسترده شامل حال تعداد بالایی از فرصتهای شغلی و نیروی کار نیست.
وی ادامه داد: در ایران اما راههای متعددی به واسطه قوانین مشاغل سخت و زیانآور، زمینه خروج گسترده نیروی کار از بازار رسمی اشتغال را موجب شده است. بدیهی است که نیروی کار برای بهبود شرایط اقتصادی و براساس محاسبات حقوق و دستمزد شخصی، علاوه بر استفاده از شرایط سخت و زیانآور و بازنشستگی پیش از موعد، دوباره شاغل شده و رشد درآمدی را برای خود محقق کند؛ این افراد با اشتغال غیررسمی پس از بازنشستگی به صورت همزمان حقوق مستمری دوره بازنشستگی و دستمزد اشتغال مجدد خود را دریافت میکند.
ضرورت یا امتیاز
بسیاری از نظامهای تأمین اجتماعی در جهان، برای کارگرانی که در مشاغل دشوار یا خطرناک فعالیت میکنند، شرایط ویژهای در نظر گرفتهاند. این شرایط معمولاً به شکل بازنشستگی پیش از موعد ارائه میشود. توجیه این سیاستها بر سه اصل، جبران سختی کار، حفاظت از کارگر در برابر خطرات و برقراری عدالت در سیستم تأمین اجتماعی استوار است.
کارشناسان معتقدند، کارگران مشاغل سخت و زیانآور معمولاً امید به زندگی کمتری دارند. بنابراین، اگر آنها مجبور باشند مانند سایر مشاغل تا سن بازنشستگی معمول کار کنند، عملاً مدت کوتاهتری از مستمری خود بهرهمند خواهند شد. بازنشستگی پیش از موعد، راهکاری برای جبران این نابرابری است.
اکبرپور روشن، کارشناس بیمههای اجتماعی گفت: طبیعی است با توجه به امکان بهرهمندی از بازنشستگی پیش از موعد، نیروی کار شاغل به استفاده از این فرصت ترغیب شده و به واسطه بازنشستگی در سن پایین، از فرصت اشتغال مجدد نیز بهرهمند شود. این بستر در بلندمدت، رشد میزان بازنشستگی پیش از موعد مانند بازنشستگی سخت و زیانآور را فراهم میکند؛ این وضعیت نیز بر حوزه راهبری، پایداری، منابع و مصارف صندوقهای بازنشستگی مانند سازمان تأمین اجتماعی تأثیرگذار است.
به گفته او، حتی با توجه به عدم وجود مکانیزم رصد بازنشستگان شاغل در کارهای غیررسمی، دادههای پراکنده از اشتغال مجدد بخش قابل توجهی از این افراد در مشاغل خارج از حوزه رسمی بازار کار حکایت دارد. این وضعیت را باید محصول اختلال یا اشکال در قوانین دانست و افراد به طور مستقیم در شکلگیری وضعیت اشاره شده نقشی را ایفا نمیکنند.
اکبرپور روشن معتقد است که نکته مورد توجه این است که تجربه کشور ما در حوزه راهبری بیمههای اجتماعی و مواجهه با موضوعاتی نظیر افزایش سن بازنشستگی به تناسب رشد سن امید به زندگی، دقیقاً مقابل تجربیات جهانی این حوزه است. ما در دهههای گذشته به جای افزایش سن بازنشستگی، با تصویب قوانین مختلف این حوزه، کاهش این سن محدوده سنی را در دستور کار صندوقهای بیمهای قرار دادهایم.
وی اضافه کرد: بدیهی است در شرایط افزایش تعداد بازنشستگیهای پیش از موعد و کاهش میانگین سن بازنشستگی، منابع صندوقها و سازمانهای بیمه اجتماعی با چالش و محدودیت مواجه میشود؛ افزایش هزینه بیمهگران نیز از دیگر تبعات این وضعیت محسوب میشود.
پیامدهای مالی برای تأمین اجتماعی
اجرای قوانین بازنشستگی پیش از موعد، چه به صورت عادی و چه برای مشاغل سخت، هزینههای قابل توجهی بر صندوقهای تأمین اجتماعی تحمیل میکند. کاهش دوره پرداخت حق بیمه، فشار بر منابع صندوقها و افزایش هزینههای درمانی از مهمترین راهکارهای افزایش هزینههای سازمان به شمار میرود.
در همین رابطه بازنشستگان پیش از موعد، سالهای کمتری حق بیمه پرداخت میکنند، اما برای دوره طولانیتری مستمری دریافت خواهند کرد. این موضوع تعادل مالی صندوقها را بر هم میزند. از سویی دیگر خروج زودهنگام نیروی کار ماهر از چرخه تولید، هم باعث کاهش منابع واریزی به صندوق میشود و هم برداشتها زودتر آغاز میشود. این فشار مضاعف، به ویژه در شرایط سالمندی جمعیت، میتواند سیستم را با بحران مواجه کند. در نهایت نیز رشد هزینههای درمانی برخی از بازنشستگان پیش از موعد به دلیل مشکلات جسمی برخی از افراد شاغل در حوزه مشاغل سخت و زیانآور را به دنبال دارد.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی گفت: به طور مشخص بازنشستگی پیش از موعد بر میزان پرداخت حق بیمه و درآمدهای صندوقهای بازنشستگی تأثیرات منفی برجای میگذارد؛ از طرف دیگر رشد هزینههای جاری صندوقهای بیمهای به واسطه رشد تعهدات مربوط به جمعیت بازنشسته و مستمریبگیر تحت پوشش در این نهادهای بیمهای اتفاق میافتد.
وی بیان کرد: در این وضعیت؛ کاهش درآمدها و افزایش هزینههای بیمههای اجتماعی موجب ایجاد یا تشدید ناپایداری در این سازمانها شده و منابع و مصارف این صندوقها و ایفای تعهدات و ارائه خدمات به جامعه تحت پوشش بهویژه بازنشستگان و مستمریبگیران را با چالش مواجه میکند.
این کارشناس صندوقهای بازنشستگی اضافه کرد: خروج نیروی کار از بازار کار رسمی، قطع بیمهپردازی و آغاز دریافت مستمری بازنشستگی، موضوعاتی است که با کاهش سن بازنشستگی به صورت همزمان اتفاق میافتد. در این وضعیت، مدتزمان برخورداری از مزایای بازنشستگی نظیر دریافت مستمری بازنشستگی نیز برای این افراد در سالهای بسیار طولانی محقق میشود. کاهش میزان بیمهپردازی به واسطه خروج زودهنگام افراد از بازار کار نیز از دیگر تبعات بازنشستگی پیش از موعد بهشمار میرود.
او اضافه کرد: بازنشستگی پیش از موعد علاوه بر تأثیرگذاری منفی بر منابع درآمدی و هزینههای بیمههای اجتماعی، به لحاظ کلان نیز آثار مخربی بر وضعیت اقتصاد و بازار کار برجای میگذراد، گفت: این وضعیت متعاقباً بر وضعیت صندوقهای بیمهای تأثیرگذار است.
به گفته وی، همچنین از نگاه دیگر با توجه به قرارگیری کشور در شرایط خاص پنجره جمعیتی و حرکت به سمت بسته شدن این روزنه، باید از ظرفیت و توان قابل توجه بازار کار و جمعیت شاغل نهایت بهرهمندی را داشته باشیم. در واقع بسته شدن پنجره جمعیتی در سالهای پس از ۱۴۳۰ را باید هشداری برای بازار کار و بیمههای اجتماعی محسوب کنیم؛ استفاده از این فرصت باید علاوه بر بهبود وضعیت بازار کار، شرایط پایداری برای صندوقهای بیمهای رقم بزند. در غیر این صورت، افزایش قابل توجه تعداد سالمندان و بازنشستگان و به تبع آن رشد تعهدات مربوطه، وضعیت ناپایداری را برای بیمههای اجتماعی به وجود خواهد آورد. از سوی دیگر اقتصاد کشور نیز به واسطه عدم بهرهمندی لازم از نیروی کار موجود، در آینده با چالشهای اساسی مواجه میشود.
اجرای بدون پشتوانه و هزینههای سنگین نظام تأمین اجتماعی
بازنشستگی پیش از موعد برای مشاغل سخت و زیانآور، یک ضرورت انسانی و منطبق بر عدالت اجتماعی است، اما اجرای آن بدون پشتوانه کارشناسی، هزینههای سنگینی بر نظام تأمین اجتماعی تحمیل میکند. همچنین، تصور سادهانگارانه «یک پیرمرد بازنشسته شود، یک جوان سرکار میرود» با شواهد تجربی جهانی همخوانی ندارد.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی گفت: مسأله جالب توجه در راستای وضع قوانین حوزه بازنشستگی پیش از موعد یا مشاغل سخت و زیانآور این است که عمده این مجموعه مقررات بر مبنا و با هدف خروج تعدادی از بازار کار و ایجاد فرصتهای شغلی برای جوانان تصویب شده؛ این در حالی است که مطالعات نشان میدهد، رابطه یک به یکی بین این دو مولفه وجود ندارد.
به گفته او، بازنشستگی یک نفر در سنین پایین به واسطه قوانین بازنشستگی پیش از موعد، الزاماً یک نفر از کارجویان مشغول به کار نمیشود. یکی از دلایل این مهم وجود نیروی کار مازاد بهویژه در حوزه مشاغل دولتی است؛ در این مشاغل حتماً ضرورتی برای جذب و اشتغال نیروی کار جدید وجود ندارد.
اکبرپور روشن بیان کرد: از سوی دیگر توسعه فناوری و تأثیرگذاری آن در وضعیت بازار کار، زمینه کاهش نیاز به بازار کار به نیروی انسانی جدید فراهم کرده است؛ به این واسطه امکان انجام کار چندین نفر توسط یک نیروی کار در بسیاری از مشاغل وجود دارد. در این شرایط، نباید انتظار داشت که قوانین بازنشستگی به شرایط بازار کار کمک کند؛ در حالی که برعکس این موضوع صدق میکند و در واقع بازار کار باید تسهیلگر حوزه بازنشستگی باشد.
برای سیاستگذاری در این حوزه پیشنهاد میشود، با طراحی مدلهای ترکیبی؛ به جای بازنشستگی کامل و ناگهانی، از مشاغل نیمهوقت یا پارهوقت برای افراد مسن استفاده شود تا هم دانش آنها حفظ شود و هم فشار از روی صندوق برداشته شود. همچنین با تقویت ارتباط با بازار کار جوانان نیز باید برنامهریزی موثری داشت. دولتها باید به جای اتکا به بازنشستگی سالمندان، مستقیماً با کارآفرینی، آموزشهای مهارتی و یارانههای دستمزدی به حل بحران اشتغال جوانان بپردازند.
همچنین بازنگری در تعریف مشاغل سخت و زیانآور به عنوان یکی دیگر از این راهکارها به شمار میرود. باید تعریف دقیقتری از «مشاغل سخت و زیانآور» ارائه شود تا از سوءاستفاده و افزایش بیرویه تعداد بازنشستگان پیشازموعد جلوگیری شود. در نهایت، تعادل میان حمایت از کارگران فرسوده و حفظ پایداری مالی صندوقهای بازنشستگی، مستلزم تدوین قوانینی هوشمندانه، مبتنی بر شواهد و متناسب با شرایط خاص اقتصادی و جمعیتی هر کشور است.