زمانی که برای استخدام در سازمان تامین اجتماعی داوطلب شده و مراحل گزینشی را طی می کردم، جریانی رخ داد که برایم به عنوان یک خاطره باقی مانده و اغلب نیز برای دوستان آن را تعریف می کنم. جریان این گونه بود که من در سال ۱۳۷۲ برای استخدام اقدام کردم و پس از آزمون کتبی می بایست در مصاحبه حضوری نیز شرکت کرده و پذیرش می شدم. البته اطلاع زیادی از سازمان نداشتم و این موضوع باعث نگرانی و دلهره ام شده بود. مصاحبهگر یکی از مدیران سازمان بود و سوالاتی که برای من طرح کرد تا حد زیادی موجب تعجبم شد، چرا که سوال ها اصلا ارتباطی به تامین اجتماعی نداشت و کلی بود. من از علت پرسیدن چنین سوالاتی سردر گم شده بودم و نمی توانستم درک کنم که این سوالها چه ارتباطی با کار تامین اجتماعی دارد. فقط چندین سوال را به عنوان نمونه عرض می کنم که البته همگی در یک راستا قرار داشتند.
سوالها این بود:
- فرض کنید قرار است با عده ای به کوهنوردی بروید، دوست دارید در اول صف باشید یا وسط صف یا انتهای صف؟
- اگر بنا باشد با جمعی به سفر بروید و سوار قطار شوید، ترجیح می دهید نفر اول باشید یا آخر؟
این سوالها که به اشکال گوناگون تکرار می شد، من را گیج کرده بود و نمی توانستم توجیهی برای آن بیابم. فارغ از جواب هایی که به این سوالها دادم، بیشتر کنجکاو بودم که بدانم هدف از این سوالها چیست؟ چون ارتباط خاصی با وظایف سازمان در آنها نمی دیدم. پس از پایان این سوالها و جوابها؛ به او گفتم: نفهمیدم این سوالها به چه منظور است و هدف از آن چیست؟ حس می کردم جواب درستی به سوالها ندادم و این موضوع نگرانم می کرد و در عین حال بر جسارتم هم می افزود. حس کردم سوال من برایش چیز عجیبی نیست و تازگی ندارد، چرا که خود او اذعان کرد که همه متقاضیان که قبلا با آنها مصاحبه کرده بود، هدف از چنین سوالاتی را پرسیده بودند. البته جوابی که او در آن زمان داد، مرا چندان قانع نکرد. بعدها که مدتی از کارم در سازمان می گذشت سوالها و جوابهای او را بیشتر درک کردم. او در جوابم گفت: سازمان تامین اجتماعی یک سازمان حساس است که با توجه به ماموریتها و وظایف قانونیاش افراد خاصی را نیاز دارد که دارای ویژگی های خاص شخصیتی باشند. او توضیح داد که «سازمان با اقشار مختلف سر و کار دارد و دفاع از منافع کارگران و بیمه شدگان در عرصه های گوناگون نیاز به افرادی قوی، مستقل و به نوعی افراد با ویژگی های شخصیت رهبری و مقتدر دارد. افرادی که بتوانند حقوق قانونی سازمان و بیمه شده را بدون هیچگونه تزلزل و ترس و واهمه ای وصول نمایند و قانون را با جدیت اعمال کنند.
درک این مطالب در آن زمان برایم روشن نبود، ولی با گذشت زمان بیشتر از اشتغال در سازمان تامین اجتماعی و آشنایی با چالشهایی که سازمان با آن روبرو بود و کارکنان باید با قاطعیت آنرا حل می کردند و سازمان را به پیش می برند، رفته رفته اهمیت این بیانات برایم آشکار می شد.
بیان این خاطره بدین منظور بود تا چالشها و مشکلات کاری در سازمان را بشمارم.
این چالشها را به طور مختصر به شرح زیر می توان بیان کرد:
۱-چالش اخذ حق بیمه یکی از مشکلات فراگیر سازمان تامین اجتماعی بوده و هست. فرار بیمه ای اکنون هم در سازمان وجود دارد و در آن زمان این معضل بیشتر به چشم می خورد. پنهان کردن کارگران از دید بازرسین سازمان شیوع بسیاری داشت، تا جایی که در مورد آن داستانسرایی و اغراق گویی هم می شد. بازرسان سازمان به سختی می توانستند وظایف خود را انجام دهند و شناسایی کارگران از مشکلات همیشه بازرسان بود. با وجود این که طبق قانون، بازرسان سازمان در عداد ضابطین دادگستری قرار می گیرند، ولی برخوردهای قهری با آنها بسیار زیاد بود.
۲-سازمان تامین اجتماعی با توجه به تعهدات بیمه ای و درمانی وسیع که نیاز به منابع مالی زیادی دارد، همواره در تامین و اخذ مطالبات از برخی از کارفرمایان مشکلاتی داشته و دارد. اگرچه این مشکلات در حال حاضر کمتر شده و کارفرمایان نسبت به وظایف بیمه ای خود آگاه تر شده اند، با وجود این، در حال حاضر نیز مطالبات بیمه ای سازمان از کارفرمایان قابل ملاحظه است و وصول آنها نیاز به همت و جسارت کافی دارد.
۳-سازمان تامین اجتماعی به لحاظ تشکیلات سازمانی و کشوری یک نهاد عمومی غیر دولتی است، با وجود غیر دولتی بودن، تعهدات دولت نسبت به سازمان بسیار بالا است. تعهداتی که خود دولت و مجلس آنرا ایجاد کرده اند، ولی اخذ آنها از دولت کار آسانی نبوده و نیست. در حال حاضر، تقریبا دولت بیش از ۹۰۰ هزار میلیارد تومان به سازمان بدهکار است. این بدهی طی سالها ایجاد و افزایش یافته است. اگرچه با تلاشهای فراوان مدیران و کارکنان سازمان هر سال دولت بخشی از بدهی های خود را می پردازد، ولی با وجود این، بهخاطر تجدید بدهی در هر سال و افزایش بار دولت با تصویب قوانین جدید و همچنین انباشتگی بدهی ها طی سالهای گذشته، تسویه این بدهی ها تا کنون ممکن نشده است.
به همین دلیل، پیگیری و اخذ مطالبات سازمان تامین اجتماعی از دولت نیاز به توانمندی و جسارت لازم در بین کارکنان و مدیران سازمان دارد.
4-مصوبات مجلس درباره تامین اجتماعی همواره بر منابع سازمان تامین اجتماعی اثرگذار بوده و هست. پیشگیری و ممانعت از تصویب طرح ها و لوایحی که موجب تحمیل بار مالی به سازمان می شود و برای جبران آن نیز منبعی پیش بینی نمی شود، یکی دیگر از چالشهای هر ساله سازمان است که نیاز به بررسی و پیگیری و چانه زنی دارد. به همین خاطر، وجود کارکنان متخصص، متبحر و توانمند با قابلیتهای خاص مدیریتی یک نیاز ضروری برای سازمان بشمار می رود.
5-با عنایت به اختیارات و وظایف سازمان که در قانون تامین اجتماعی درج شده است، این سازمان با اقشار وسیعی در ارتباط است که اکنون نیمی از جمعیت کشور را در بر می گیرند. قرار گرفتن در چنین موقعیتی باعث می شود، تعداد شکایات از سازمان زیاد باشد. این شکایات که در دیوان عدالت اداری، دادگاههای عمومی و هیاتهای حل اختلاف اداره کار و... مطرح و مورد رسیدگی و صدور رای قرار می گیرد، نیاز به دفاع، تهیه لایحه و حضور در جلسات دادگاه دارد. بنابراین به منظور حفظ منافع سازمان و بیمه شدگان و جلوگیری از سوء استفاده احتمالی، نیاز به افرادی قوی و توانمند و کاربلد است.