
هاجر شمسالدینی، مسئول نامنویسی و حسابهای انفرادی شعبه تأمین اجتماعی بندر جاسک در گفتوگو با تأمین ۲۴ از همسرش، شهید ابراهیم شمسالدینی، با حسرت و افتخار یاد میکند؛ مردی که در تاریخ اول فروردین ۱۳۶۵ در روستای گوریچی و در یک خانواده مذهبی چشم به جهان گشود و پس از چند سال، همراه خانواده به شهرستان جاسک مهاجرت کرد.
به گفته شمسالدینی، همسرش از همان دوران نوجوانی در هیأتهای مذهبی حضور فعال داشت و همواره بهعنوان خادم اهلبیت(ع) شناخته میشد.
او از مشارکت شهید شمسالدینی در ساخت حوزه علمیه خواهران در محله یکبنی بندر جاسک یاد میکند و میگوید: او از همان بچههیأتیهای واقعی بود؛ کسی که پای مجالس اهلبیت همیشه حاضر بود و با آرامش و متانت، در کنار مسئولیتهای کاری، نسبت به امور اعتقادی و مذهبی نیز دغدغه جدی داشت.
آخرین تماس؛ چند ساعت پیش از شهادت
وی همچنین توضیح میدهد که شهید ابراهیم شمسالدینی در سال ۱۳۸۶ بهعنوان سرباز گمنام وارد سپاه پاسداران شد و در بخش حفاظت اطلاعات خدمت میکرد. به گفته او، ویژگی برجسته همسرش، علاوه بر آرامش و وقار، روحیه مسئولیتپذیری و حضور همیشگی در صحنه بود.
شمسالدینی در ادامه از روزهای آغاز جنگ رمضان نیز سخن میگوید و میافزاید که از همان زمان، او و فرزندانش را برای امنیت بیشتر به روستا فرستادند. او میگوید تا یک روز پیش از شهادت همسرش، تنها یکبار او را دیده بود و آخرین گفتوگویشان نیز تنها سه ساعت پیش از شهادت انجام شده است.
به گفته او، در ساعت ۱۲:۱۴ با شهید تماس گرفته و فرزند کوچکشان نیز با پدر صحبت کرده است. قرار بوده که شهید در روزهای پنجشنبه یا جمعه همان هفته به مرخصی بیاید، اما این دیدار هرگز محقق نشده است.
او میگوید: در ساعات بعدی نیز چند بار دیگر تماس گرفته، اما چون در دسترس نبوده، نگرانی خاصی پیدا نکرده؛ چرا که این مسأله پیشتر نیز برایشان عادی بوده است.
او از لحظه آگاهی از شهادت همسرش نیز با بغض یاد میکند و میگوید: آن روز تب و لرز عجیبی داشتم؛ دلم بیقرار بود، ولی همان موقع نمیدانستم این حال و هوا خبر از فراق میدهد.
به گفته او، ابتدا خانواده خبر را به وی رساندند، اما باورش برایش دشوار بود و از اطرافیان خواسته بود تا زمانی که خبر قطعی نشده، دل فرزندانش را خالی نکنند. در نهایت نیز یکی از بستگان، خبر شهادت را بهطور قطعی به او اعلام کرده است.
شهادت یعنی «عاقبت بخیری»
این همسر شهید، شهادت همسرش را داغ نمیداند، بلکه آن را «عاقبتبهخیری» میخواند و میگوید: همسرش پس از ۲۰ سال خدمت، مزد تلاش و مجاهدت خود را گرفت.
از شهید ابراهیم شمسالدینی سه فرزند به یادگار مانده و او با امید و مسئولیت از آرزوی خود برای تربیت درست فرزندانش سخن میگوید؛ فرزندانی که به گفته او باید در آینده برای نظام و انقلاب مفید باشند.
شمسالدینی در ادامه با لحنی قاطع و احساسی، شهادت همسرش را نشانه پایبندی مردم ایران به دفاع از سرزمین خود می داند و تاکید می کند: ایران مادر ماست و ما برای حفاظت از این کشور با هیچکس شوخی نداریم. اینجا ایران است و این خاک صاحب دارد.
وی می افزاید: ما فرزندان خود را برای این کشور فدا میکنیم و حتی اجازه نخواهیم داد ذرهای از این خاک در اختیار بیگانگان قرار گیرد. دشمنان باید بدانند که ایران، سوریه، لبنان، عراق، لیبی و یمن نیست؛ اینجا ایران است.
شمس الدینی ادامه می دهد: باید این حقیقت را بارها و بارها تکرار کرد که این کشور، این نظام و این انقلاب صاحب دارد و برای حفظ وجببهوجب این خاک، خونهای بسیاری به ناحق ریخته شده است.
این همسر و فرزند شهید در پایان با بیان پیامی خطاب به مردم دنیا می گوید: من بهعنوان فرزند شهید و همسر شهید، به همه اعلام میکنم که دست هر دشمن و وطنفروشی که نیت سوء نسبت به این خاک داشته باشد، کوتاه خواهد شد.
شهید ابراهیم شمسالدینی در ۴ فروردین ۱۴۰۵، در حمله هوایی رژیم صهیونیستی و آمریکا به فیض شهادت نائل آمد.






