
به گزارش تأمین ۲۴، صندوقهای بازنشستگی در ایران با چالشهای ساختاری عمیقی روبرو هستند. تحلیلها نشان میدهد کاهش شدید نسبت پشتیبانی (تعداد بیمهپرداز فعال به ازای هر مستمریبگیر) به کسری نقدینگی و وابستگی سنگین به بودجه عمومی منجر شده است. این کسری زمانی ایجاد میشود که منابع ورودی به صندوق از مصارف آن کمتر شود.
در همین رابطه، منابع اصلی صندوق شامل وجوه ناشی از کسورات بازنشستگی (سهم کارمند و کارفرما) و همچنین درآمد ناشی از سرمایهگذاری صندوقها به ویژه در بزرگترین سازمان بیمهگر اجتماعی است.
همچنین مصارف اصلی سازمان تأمین اجتماعی به موضوعات مهمی همچون پرداخت حقوق و مستمری بازنشستگان و هزینههای سرمایهگذاری و اداره این نهاد بزرگ بیمهگر به شمار میروند.
نرگس اکبرپور روشن، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در ارتباط با فعالیت در مشاغل قانونی و رسمی و اعمال دستمزد واقعی در لیست ارسالی به تأمین اجتماعی گفت: این اقدام هم برای صندوقهای بیمهای و هم فرد بیمهشده مهم خواهد بود. بهطور مشخص این تأثیرگذاری در دوره بازنشستگی و حقوقبگیری افراد از سازمان تأمین اجتماعی تأثیر خود را برای افراد روشن خواهد کرد.
او در گفتوگو با تأمین ۲۴ اضافه کرد: در همین ارتباط به هر اندازه دستمزد اعلام شده در لیست حقبیمه بیمهشدگان غیرواقعیتر باشد، مستمری دریافتی آنان تناسب لازم را با دوران بیمهپردازی و اشتغال این افراد نخواهد داشت و این موضوع به زیان آنان تمام میشود.
وی معتقد است؛ گسترش چتر بیمهای یکی از اقدامات مؤثر در سازمان تأمین اجتماعی به شمار میرود که باید به واسطه آن پوشش بیمهای را گسترش داد زیرا این موضوع برای آینده کشور و فرد بیمهشده مفید و موثر خواهد بود.
زنجیره حیاتی؛ از شغل رسمی تا منبع پایدار
آغاز حل این معضل، در اقتصاد رسمی نهفته است. یک شغل رسمی، دارای قرارداد کار مشخص، ساعات کار شفاف و حقوق ثبتشده است. این فرمالیته به تنهایی کافی نیست، بلکه دستمزد واقعی (دستمزدی که تمامی ساعات و مزایای قانونی را پوشش میدهد) عنصر کلیدی بعدی است.
بنابراین تبدیل شغل رسمی به منابع پایدار به مسائلی همچون وجود شغل رسمی با دستمزد واقعی، محاسبه دقیق حق بیمه (بر پایه دستمزد کامل)، ورودی قابل پیشبینی و کافی به صندوق و امکان برنامهریزی مالی و سرمایهگذاری توسط صندوقهای بازنشستگی به ویژه سازمان تأمین اجتماعی بستگی دارد.
در مقابل، در اشتغال غیررسمی یا قراردادهای با دستمزد اسمی که بخشی از حقوق به صورت غیررسمی پرداخت میشود، محاسبه حق بیمه بر مبنای عددی پایینتر انجام میشود. این امر نه تنها حق بازنشستگی آینده فرد را کاهش میدهد، بلکه جریان منابع حیاتی به صندوق را نیز ضعیف میکند.
نقش بیمهپردازان اجباری
بیمهپردازان اجباری (کارگران، کارمندان و کارکنانی که به موجب قانون ملزم به پرداخت حق بیمه هستند) در حقیقت تامینکنندگان اصلی جریان نقدینگی صندوقها محسوب میشوند. وجوهی که این گروه به همراه سهم کارفرمایان خود واریز میکنند، خون در رگهای صندوق است.
در بخش تامین هزینههای جاری، این وجوه مستقیماً به پرداخت مستمری بازنشستگان فعلی کمک میکند. در حوزه سرمایهگذاری برای آینده نیز مازاد منابع، پس از پوشش هزینههای جاری، میتواند در پروژههای مولد اقتصادی سرمایهگذاری شود تا از طریق بازدهی آن، پایه مالی صندوق برای بازنشستگان آینده تقویت شود.
البته در مسیر کنونی، چالش اصلی کاهش تعداد این بیمهپردازان به نسبت بازنشستگان و همچنین کاهش پایه دستمزدی محاسبه حق بیمه است.
اکبرپور روشن اظهار کرد: برای آینده کشور هم باید این مسأله مورد توجه باشد که ایجاد فرصتهای شغلی پایدار و رسمی در راستای بهبود وضعیت سازمان تأمین اجتماعی در جهت اجرای تعهدات همهجانبه این نهاد به افراد تحتپوشش تأثیرگذار خواهد بود. این موضوع میتواند به صورت جدیتر نفعی چندجانبه برای همه داشته باشد.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی معتقد است، بیمهشدگان از نوع بیمه اجباری با داشتن وضعیت اشتغال رسمی در افزایش منابع بسیار تأثیرگذارتر هستند. به همین منظور توسعه پوشش بیمهای در افراد بدون بیمه باید به سمت این نوع بیمه کشانده شود تا هم بیمهشدگان از مزایای کامل بیمهای استفاده کنند هم میزان پایداری منابع سازمانها و صندوقهای بازنشستگی همچون تأمین اجتماعی نتیجه مطلوبی داشته باشد.
مزایای کلان اقتصاد رسمی برای نظام بازنشستگی
تقویت مشاغل رسمی و اعمال دستمزد واقعی، فراتر از نجات صندوقها، منافع گستردهتری ایجاد میکند، برای دولت علاوه بر کاهش فشار مالی، رشد اقتصادی و عدالت اجتماعی را شامل میشود.
در حوزه کاهش فشار مالی، با افزایش منابع داخلی صندوقها، نیاز به تزریق بودجه عمومی برای جبران کسری کاهش مییابد. همچنین منابع قابل اتکاتر صندوقها میتواند در پروژههای زیرساختی و مولد سرمایهگذاری شود که به اشتغالزایی بیشتر و رشد اقتصادی منجر میشود.در همین رابطه، عدالت اجتماعی به عنوان یک موضوع کلیدی و بسیار موثر است. شفافسازی دستمزدها، تبعیض و نابرابری درآمدی را کاهش داده و به توزیع عادلانهتر بار مالی نظام بازنشستگی کمک میکند.
همچنین برای بیمهپردازان تضمین آینده بسیار تأثیرگذارتر است. فرد از مستمری کافی و قابل پیشبینی در دوران بازنشستگی برخوردار میشود. با پوشش درمانی هم بهرهمندی از بیمه درمانی مکمل که هزینههای سلامت را در دوران بازنشستگی پوشش میدهد.
مشاغل رسمی با دستمزد واقعی، تنها راه نجات صندوقهای بازنشستگی نیست، بلکه سنگ بنای یک نظام تأمین اجتماعی پایدار، عادلانه و مستقل از نفت است. عملکرد بیمهپردازان اجباری امروز، مستقیماً امنیت مالی بازنشستگان فردا و پایداری کل سیستم را رقم میزند. بدون اصلاح اساسی در بازار کار و مبارزه جدی با اشتغال غیررسمی و پرداختهای غیرشفاف، چالش صندوقهای بازنشستگی به بحرانی غیرقابل مدیریت برای کل اقتصاد ملی تبدیل خواهد شد.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی بیان کرد: به هر اندازه اقتصاد در خلق فرصتهای شغلیِ رسمی، باکیفیت و شایسته موفق و تأثیرگذار باشد، به همان اندازه سازمان تأمین اجتماعی میتواند بیمهشدگانی را جذب کند که در پایداری منابع این سازمان نقش بیشتری داشته باشند.
پیشنهادهایی برای سیاستگذاری درست
همیشه برای حل بسیاری از مشکلات در حوزه صندوقهای بازنشستگی راهکارهایی وجود دارد اما پیشنهادهایی برای سیاستگذاری در این عرصه نیاز است که شامل تشویق و الزام، شفافسازی و آگاهیبخشی است. ارائه مشوقهای مالیاتی به کارفرمایان برای رسمیسازی نیروی کار و افزایش شدت برخورد با تخلفات از پیشنهادها محسوب میشود.
همچنین تقویت سیستمهای گزارشدهی دستمزد و یکپارچهسازی سامانههای مالیاتی و تامین اجتماعی و اجرای کمپینهای آموزشی برای کارگران و کارمندان درباره حقوق بازنشستگی آینده و اهمیت پرداخت حق بیمه بر مبنای دستمزد واقعی بسیار مهم و موثر است.






