محمد مهدی حاتمی
روزنامه نگار
تامین ۲۴/جامعه ایران با سرعت در حال پیر شدن است و با توجه به وضعیت موجود، واقعاً باید نگران آینده بود، آینده ای که در آن خیل عظیم بازنشستگان نه دسترسی کافی به خدمات درمانی خواهند داشت و نه منابعی وجود دارد که آنها به راحتی حقوق و دستمزد خود را دریافت کنند. این در حالی است که نرخ مشارکت اقتصادی در اقتصاد ایران هم از 38 درصد فراتر نمی رود و عملاً بخش بزرگی از شهروندان ایرانی اساساً در دوران بازنشستگی خود، مستمری نخواهند داشت که بخواهند به آن اتکا کنند. آیا اقتصاد ایران بحرانی را که اقتصاد یونان از سر گذرانده تجربه خواهد کرد و ورشکستگی صندوق های بازنشستگی در آن به ورشکستگی های بزرگ تر خواهد انجامید؟
سالمندی با خود بیماری، تنهایی و ضعف می آورد و هر چند هستند سالمندانی که دوران بازنشستگی هم ازحجم فعالیت ها و دوندگی هایشان نمی کاهد، بنا بر اظهار نظر چندی قبل وزیر بهداشت، عمده ایرانیانی که بالای 65 سال سن دارند، دست کم با یک مشکل مربوط به سلامتی شان رو به رو هستند و در واقع، 65 سالگی سن ورود ایرانی ها به دوران پیری و بیماری است و این البته سنی نیست که در همه جای دنیا معادل پیری و فرسودگی باشد.
بیمه های درمانی و بیمه های عمر، سرمایه گذاری هایی هستند که سالمندان را برای رویارویی با ایام کسالت همراهی می کنند و نیازی به گفتن نیست که دولت های آینده در ایران با جمعیت چند میلیونی افراد بالای 65 سال، با چه حجمی از تعهدات مالی رو به رو هستند. آمارها نشان می دهند، بسیاری از صندوق های بازنشستگی در ایران، اگر همین حالا هم ورشکست نشده باشند، در آستانه ورشکستگی اند. به عنوان مثال، همین چندی قبل بود که اعلام شد 76 درصد از منابع مالی مورد نیاز صندوق بازنشستگی کشوری توسط منابع دولتی تأمین می شود. این در حالی است که بنا به تعاریف جهانی، صندوق های بازنشستگی باید به شکلی مستقل و با استفاده از حق بیمه کسانی فعال باشند که اکنون مشغول به کارند.
چقدر پیر شده ایم؟
بر اساس داده های سازمان ملل متحد، در زمینه چشم انداز جمعیتی جهان، جمعیت سالمندان ایران (که بنا به تعریف افراد با سن بالاتر از 65 سال را شامل می شود) در سال 1960 میلادی 4 درصد از کل جمعیت کشور را شامل می شده و در سال 2015 میلادی، به 5 درصد از جمعیت کشور رسیده است. محاسبه ای سر انگشتی نشان می دهد، ایران در سال 2015 میلادی، حدود 3.8 میلیون شهروند با سن بالای 65 سال داشته است. این رقم، با توجه به اینکه در این بازه زمانی جمعیت ایران حدود 2.5 برابر شده است، نشان دهنده نسبت جمعیتی جوان در جامعه ایرانی است. هر چند اوضاع به این شکل نخواهد ماند.
بنا بر بخشی دیگر از همین داده ها، در همین بازه زمانی، نسبت سالمندان بالای 65 سال آلمان از کل جمعیت این کشور از 12 درصد در سال 1960، به 21 درصد در سال 2015 رسیده است و این یعنی از هر 5 آلمانی، یکی سالمند محسوب می شود.
اینجا کسی کار نمی کند
اما این تنها معضل خیل عظیم بازنشستگان در فردایی که روز به روز به ما نزدیک تر می شود نیست. آمارهای مرکز آمار ایران نشان می دهند، نرخ مشارکت اقتصادی در جمعیت حدود 78 میلیون نفری ایران، چیزی در حدود 38 درصد است و این یعنی به طور میانگین، حدود 62 درصد از کسانی که شما به صورت روزمره، در خیابان، در میان اعضای خانواده و این سو و آن سو می بینید، برای گذران امور روزمره به اشخاص دیگری وابسته هستند. در واقع در ایران، از میان تمام کسانی که در بازه سنی 15 تا 65 سال قرار گرفته اند و بنا بر تعاریف جهانی می توانند مشارکت اقتصادی داشته باشند، تنها 38 درصد به کار مشغول اند و این در حالی است که بخش بزرگی از افرادی که کار می کنند هم تحت پوشش بیمه نیستند و یا سابقه بیمه ای آنها مخدوش و قطعه قطعه است. خیلی ساده می توان روزی را تصور کرد که میلیون ها ایرانی پا به سن می گذارند و به دلیل آنکه تحت پوشش هیچ گونه بیمه ای نیستند، از خدمات بیمه ای محروم می مانند.
این موضوع زمانی اهمیت خود را نشان می دهد که بدانیم ساختار بیمه های بازنشستگی اساساً بر کار افراد شاغل و انتقال منابع درآمدی به افراد بازنشسته استوار است و در هر بازه زمانی باید چندین فرد شاغل وجود داشته باشند تا بتوان حقوق و دستمزد یک فرد بازنشسته را پرداخت کرد. چنانچه نسبت تعداد افراد شاغل به تعداد افراد بازنشسته (که در برخی موارد دست کم 6 فرد شاغل به یک فرد بازنشسته در نظر گرفته می شود) به هم بخورد، صندوق های بازنشستگی در آستانه بحران قرار خواهند گرفت. این دقیقاً همان بلایی است که سر نظام بیمه ای یونان آمد: توازن تعداد یونانی های شاغل در مقابل یونانی های بازنشسته به دلایل متعدد به هم خورد و این به هم خوردگی کل اقتصاد یونان و حتی اقتصاد اتحادیه اروپا را در هم نوردید.
از سوی دیگر باید توجه داشت بیمه های درمانی، در عداد بیمه های تجاری، مانند بیمه های عمر یا بیمه های آتش سوزی و امثال آنها نیستند که بر پرداخت حق بیمه از سوی اشخاص استوار باشند. به عبارت خودمانی تر، بیمه های درمانی کالاهای لوکس نیستند که تنها در دسترس مصرف برخی طبقات خاص جامعه باشند و دولت ها در اکثر نظام های اقتصادی موظف به تأمین این بیمه های پایه هستند. از طرف دیگر، دولت ها نیز ناچارند برای کاهش هزینه های درمانی در سالیان بازنشستگی افراد، بر روی درآمدهای خود این افراد در دوران فعالیت اقتصادی شان حساب باز کنند و از این طریق، از بار مالی بر دوش خود بکاهند.
به عنوان مثال، «صندوق سرمایه گذاری بازنشستگی دولتی» در ژاپن که توسط دولت این کشور در سال 2006 میلادی تأسیس شده است، اکنون حدود 1.37 تریلیون دلار سرمایه دارد و ژاپنی ها که یکی از پیرترین جمعیت های دنیا را دارند، می توانند با خیال راحت پا به سن بگذارند. این در حالی است که در کشور ما که تعداد صندوق های بازنشستگی هم کم نیست، شفافیت اطلاعاتی تنها تا آنجا وجود دارد که می دانیم بسیاری از صندوق های بازنشستگی در آستانه ورشکستگی اند یا پیش تر ورشکسته شده اند. البته، صورت های مالی این صندوق ها هم عمومی نشده اند و تمام آنچه که در مورد آنها می دانیم همین است که اوضاع مناسبی ندارند.
جامعه ای مانند جامعه ایران را تصور کنید که نه فقط تعداد افراد شاغل در آن بسیار پایین است که دولت نیز به دلیل بحران های اقتصادی مزمن، قادر به پمپاژ پول به نظام بیمه های بازنشستگی نیست و جمعیت نیز با شیبی حیرت آور در حال پیر شدن است. به نظر می رسد واقعاً باید نگران بود.
بحرانی عظیم در کمین آینده ایران
حبیب الله زنجانی، جمعیت شناس، در گفت و گو با «تأمین 24» با اشاره به معیارهای سازمان ملل متحد در مورد سالمندی جمعیت کشورها، ایران را کشوری دانست که همین حالا هم در معرض سالخوردگی قرار گرفته است. زنجانی می گوید: «جمعیت ایرانی هایی که بالاتر از 65 سال سن دارند، اکنون به حدود 5.7 درصد از کل جمعیت کشور رسیده است. از طرفی بنا به معیارهای سازمان ملل متحد، کشوری که نسبت جمعیت سالمندش بیش از 8 درصد باشد، جمعیتی سالخورده دارد. با این همه توجه به این نکته اهمیت دارد که هر چند بنا بر این معیار ما جمعیت پیری نداریم، اما از آن جایی که میانه و میانگین سنی شهروندان ما از 21 سال به 29 تا 30 سال رسیده است، ما همین حالا هم در معرض سالخوردگی جمعیت هستیم.»
زنجانی به ذکر خاطره ای از سفر به ژاپن می پردازد که یکی از پیرترین جمعیت های جهان را دارد اما با سیاست های مناسب توانسته به کنترل این موضوع بپردازد. «من در سال 1995 میلادی سفری به ژاپن داشتم و شاهد بازسازی مناطق مرکزی شهر توکیو بودم که در واقع قلب اقتصادی شهر بودند. در این مناطق ساختمان های جدیدی در حال احداث بودند که کاربری تجاری داشتند اما جالب اینجا بود که بنا بر تصمیمات سیاستگذاران این کشور، طبقات همکف تمام ساختمان ها به اسکان سالمندان اختصاص داشت و در واقع سالمندان ژاپنی حتی در ساختمان های تجاری هم اسکان داده می شدند و برای آنها خدماتی در نظر گرفته می شد. این نشان دهنده نقطه اوج رویکردی است که یک کشور می تواند در قبال جمعیت سالمندان خود اتخاذ کند.»
از زنجانی می پرسیم، برای مقابله با معضلات درمانی مبتلا به جمعیت سالخورده ایران در سال های آینده چه باید کرد؟ می گوید: «اولین قدم این است که ما به درک درستی از اهمیت معضل برسیم تا بتوانیم به دنبال راه حل های مناسب برای رفع و حل آن بگردیم. در حال حاضر، حدود یک سال از ابلاغ سیاست های کلی جمعیت می گذرد اما می بینیم اقدام خاصی صورت نگرفته و کسی به فکر نیست. من در مقام یک جمعیت شناس هشدار می دهم که سالمندی جمعیت ایران بحرانی عظیم است که در کمین آینده ایران نشسته و می تواند رفاه و تأمین اجتماعی عامه مردم را در دهه های آینده با معضلات گوناگون رو به رو کند.»

