مهمان غیرمنتظرهدر نخستین هفته کاری کارمند تازهوارد شعبه میمه مردی با عقابی بر شانه برای تعویض دفترچه بیمه آمد و همان دیدار کوتاه به درسی ماندگار از آرامش و حرفهایگری تبدیل شد
۱۴۰۵/۰۱/۱۲ | ۲۱:۱۰
طعم عنابدیداری کوتاه در شعبه تأمیناجتماعی بیرجند با پیرزنی مهربان که برای بازنشستگی همسرش آمده بود با یک کیسه کوچک عناب به خاطرهای ماندگار از سادگی و محبت تبدیل شد
۱۴۰۵/۰۱/۱۲ | ۱۸:۰۷
سرپرستار اخمومنشی تازهکار بیمارستان در نخستین روز آموزش در بخش اطفال با سرپرستاری روبهرو شد که اخمهایش ترسناک بود اما خیلی زود معنای دیگری پیدا کرد
۱۴۰۵/۰۱/۱۲ | ۱۸:۰۰
جریمه روز عیدشوق اولین برنامهریزی شیفت نوروزی برای مسئول تازهکار نامنویسی شعبه ازنا با یک بیاعتنایی ساده به اشاره پلیس راه به خاطرهای پرهزینه و البته ماندگار تبدیل شد
۱۴۰۵/۰۱/۱۲ | ۱۶:۱۱
از غیظ تا دانمارکیروایت یک مواجهه پرتنش در روزهای تحویل مدارک آزمون استخدامی که با چند جمله صریح فروکش کرد و چند سال بعد با یک جعبه شیرینی دانمارکی به خاطرهای متفاوت تبدیل شد
۱۴۰۵/۰۱/۱۲ | ۱۵:۰۱
پاداش یک لحظه انسانیتسیزده سال کار بیصدا در واحد فناوری اطلاعات بیمارستان شهدای کارگر یزد، زیر فشارهای مدیریتی و دلخوریهای کاری گذشت تا یک تماس غیرمنتظره از آستان قدس، معنای تازهای به خدمت داد
۱۴۰۵/۰۱/۱۲ | ۱۳:۲۰
دنبالهرو باباروایت دختری که سالها پیش در کودکی همراه پدر جانبازش به اداره میرفت و سالها بعد، در همان سازمان پشت همان میزها کار خود را آغاز کرد
۱۴۰۵/۰۱/۱۲ | ۱۲:۲۸
بیمارستان در بیابانپرستاری که در نخستین روزهای راهاندازی بیمارستان تأمیناجتماعی یزد پا به ساختمانی نیمهساز گذاشت و بیآنکه بداند نخستین روپوش سفید این مرکز درمانی خواهد شد