
مشاور معاونت برنامهریزی، پشتیبانی و مالی سازمان تأمیناجتماعی گفت: توکن مشکلات را از پیش پای وصول مطالبات برمیدارد، در واقع، یک فضای توافق برای تسویه بدهیها بدون نیاز به پرداخت هزینه مازاد ایجاد میکند و در نهایت، بدهیها بدون تاخیر تسویه میشود.
به گزارش تامین24 به نقل از ایلنا، نوزدهم اردیبهشت، آیین رونمایی از طرح توکنایز تأمیناجتماعی (تکو) به عنوان سازوکار نوین در زنجیره مکانیزه تهاتر بدهیها و مطالبات سازمان تأمیناجتماعی برگزار شد.
مصطفی سالاری، مدیرعامل تأمیناجتماعی در جریان جلسه رونمایی از طرح تکو بیان کرد: توکنایز یکی از راههای متنوع سازمان تأمیناجتماعی برای تأمین مالی است؛ تنوع در راهکارهای تأمین مالی، کاهش ریسکهای منابع موردنظر برای ایفای تعهدات را موجب خواهد شد.
وی با اشاره به اینکه امروز، آغاز عملیات اجرایی طرح توکنایز تأمیناجتماعی است، افزود: بخشی از بدهی تأمیناجتماعی به طرفهای قرارداد از طریق توکنها تأمین و بخشی از مطالبات این سازمان نیز از همین روش قابل وصول است. در فرایند مربوط به توکنایز، بانکهای عامل، متولی فنی و بستر اصلی محسوب میشوند.
به نظر میرسد، «طرح توکنایز» ابزار مالی برای ایجاد یک زنجیره تهاتر درون سازمانیست که موجب میشود بوروکراسی نقل و انتقالِ پول نقد میان تأمیناجتماعی و طلبکاران و بدهکاران آن به حداقل برسد و تاخیر در وصول مطالبات در دایرهای که تأمیناجتماعی درمرکز آن واقع شده، کاهش یابد.
برای آگاهی از زیر و بم این طرح، مزایا و چالشهای آن و دستاوردهای اندیشیده شده در طراحی طرح، به سراغ «مقداد نادری» مشاور معاونت برنامه ریزی، پشتیبانی و مالی سازمان تأمیناجتماعی و طراح طرح توکنایز در این صندوق بیمهگر رفتیم. نادری معتقد است؛ در شرایطی که تأمیناجتماعی با کسری منابع و بیپولی مواجه است، توکنسازی بدهیها، از تاخیرهای متداول جلوگیری کرده و موجب بهبود سطح کمّی و کیفی خدمات ارائه شده به بیمهشدگان این صندوق میشود.
- شیوه کلی اجرای طرح توکنایز را تشریح کنید؛ این طرح چه مزایای کلی دارد و با چه چالشهایی مواجه است؛ در کل چه برآوردی از پیادهسازی و اجرای آن دارید؛ آیا این طرح که برای اولین بار در نظام تأمیناجتماعی ایران در دستور کار قرار گرفته، در رسیدن به اهداف تعیین شده موفق خواهد شد؟
یکی از مشکلات تأمیناجتماعی، فقدان نقدینگی است؛ در تأمیناجتماعی ، ما از نهادها و مراکزی بابت حق بیمهها طلبکاریم اما از سوی دیگر، بابت خدمات درمانی به واحدها و مراکز درمانی مختلف بدهکاریم. حجم حق بیمههای معوق بالاست و از سوی دیگر، بدهیهای تأمیناجتماعی نیز عمدتاً بابت درمان است و طبیعتاً وقتی بدهی به مراکز درمانی طرف قرارداد پرداخت نشود، این مراکز خدمات مناسبی به بیمهشدگان ارائه نمیدهند و همین مسئله، یک چالش بزرگ است.
در شرایط کمبود نقدینگی، اگر برای پرداخت بدهیهای سازمان به مراکز درمانی، از نظام بانکی کشور وام بگیریم، حدود ۴۰ یا ۴۱ درصد نرخ بهره بانکیست و این پول از جیب کارگر و بازنشسته میرود؛ اگر بدهی را نپردازیم، خدمات متوقف میشود؛ بنابراین نشستیم فکر کردیم چه بکنیم که این چالش برطرف شود؛ در نهایت، یک زنجیرهای ایجاد کردیم با این هدف که بین بدهکاران و طلبکاران سازمان پُل بزنیم. به جای اینکه پول نقد از بدهکاران بگیریم و آن پول را به طلبکار بدهیم – با تاخیر و بورکراسی فراوان- ابزاری راه اندازی کردیم که این ابزار، گردش مالی را تسهیل میکند.
- در یک توضیحات ساده و عامهفهم، چرخهی مالیِ توکن چطور عمل میکند؛ این پُل چگونه دو طرف رابطه مالی را به هم پیوند میدهد؟
ما به فرد یا نهادی که از تأمیناجتماعی طلبکار است، در صورت تمایل فرد، توکن اختصاص میدهیم. با این توکن چند کار میتواند بکند، میتواند آن را به غیر واگذار کند، مثلاً به یک بدهکار تأمیناجتماعی (یک کارفرما) که با این توکن، بدهیهای خود را به صندوق میپردازد؛ یا طرف میتواند با این توکنی که گرفته، بدهیهای خودش را پرداخت کند. مثلاً یک مرکز درمانی حق بیمه معوق دارد و از سوی دیگر، از تأمیناجتماعی طلبکار است؛ اینجا توکن خیلی مفید است، به طرف میگوییم بیا بدهی خود را با همین توکن، تسویه کن.
- یعنی یک تهاتر درون سازمانی دیگر؟
بله دقیقاً همین است، با طرح توکن، یک چرخهی تهاتر درون سازمانی شکل میگیرد. طرف همچنین میتواند توکن را نگه دارد تا سر سال یا تا زمان انقضای توکن، و با آن حق بیمه خود را بپردازد.
ما در پیادهسازی توکن از بانکها کمک گرفتیم؛ خوشبختانه نظام بانکی هم همراهی خوبی داشتند و قبول کردند که توکنهای افرادی را که از ما بدهکار هستند، بگیرند و آن را تنزیل کنند یا پشتوانه السی برای ارز واردات قرار دهند یا توکن را بگیرند و در ازای آن، اوراق بهادار صادر کنند؛ بانکها گزینههای مختلفی را پیش روی دارندگان توکن قرار میدهند و این همراهی بانکها، باعث استقبال خوبی از طرح توکنایز شده است.
تأمیناجتماعی برای ایجاد مطلوبیت بیشتر طرح، راهکارهایی در نظر گرفته؛ حق بیمه و جرایم را که نمیشود بخشید اما به طرف طلبکار گفته اگر تمایل داری بدهی به صندوق را با طلبت تسویه کنی، درصد کمی مثلا پنج یا 10 درصد روی توکن مشوق یا تخفیف میگذاریم؛ مثلاً طرف ۱۰۰ واحد بدهکار است، به او ۱۱۰ واحد میدهیم به شرط اینکه این ۱۱۰ واحد را در پرداخت بدهیهای خود بابت حق بیمهها به تأمیناجتماعی بدهد. این تخفیف یا جایزه توکنی، به طلبکاران از سازمان داده شده تا تشویق شوند بدهیهای خود را سریع و از طریق توکن بپردازند.
- جایگاه دولت به عنوان بزرگترین بدهکار سازمان در این چرخه کجاست؛ آیا دولت میتواند به زنجیره توکن ورود کند؟
مراکز درمانی دولتی، در این چرخه توکن قرار دارند و میتوانند توکن بگیرند. اما خود دولت به عنوان یک نهاد، در این چرخه نیست. توکن چرخه بستهایست که از تأمیناجتماعی به عنوان صادرکننده توکن آغاز میشود و پایان آن باز به تأمیناجتماعی میرسد.
دولت اما میتواند به نوعی به چرخه توکن وارد شود؛ دولت حدود ۱۲۰۰ همت تا پایان سال قبل به دولت بدهکار است؛ فرض کنید به تأمیناجتماعی میگوید میخواهم بدهیام را تسویه کنم اما پول نقد ندارم؛ شما این توکنهایی را که صادر میکنید و دست طلبکارانتان میدهید، اگر آنها آوردند به سازمان امور مالیاتی، ما به عنوان مالیات قبول میکنیم؛ این شیوهای برای تسویه بدهیهاست؛ فرض کنیم بیمارستان آلفا 100 هزار تومان از تأمیناجتماعی طلبکار است؛ تأمیناجتماعی برای این بدهی، توکن به بیمارستان میدهد؛ بیمارستان هم برای پرداخت مالیات خود توکن را به دولت میدهد. اگر دولت وارد بازی شود، میتواند اینجا ورود کند و توکنها را به جای مالیات بردارد که البته تا امروز دولت وارد این ماجرا نشده است.
تا امروز دولت وارد چرخه توکن نشده اما طراحیها به شکلیست که ما فضا را برای ورود دولت باز گذاشتهایم، امروز اراده کند، فردا میتواند وارد چرخهی توکن شود. در حال حاضر چرخه، یک چرخه کاملاً بسته است و بین سازمان تأمیناجتماعی و بدهکاران و طلبکاران آن میچرخد. داروخانهها، پیمانکاران بدهکار به سازمان، مراکز درمانی و… در این چرخه قرار دارند.
یک آیتم دیگر، قابلیت عرضه توکن در تالار بورس است که موجب جذابیت بیشتر طرح میشود. طلبکاران از سازمان، میتوانند توکنها را به جای عرضه به بانک، در تالار بورس خرید و فروش کنند.
- میدانیم نظام تأمیناجتماعی در بسیاری از کشورهای مترقی جهان از طرحهای توکنایز استفاده کردهاند؛ شما درصد موفقیت این طرح را در ایران با این بازار متورم اقتصاد و نظام بانکی بعضاً ناکارآمد و شرایط رکود بورسی، چقدر میدانید؛ آیا در عمل، احتمال دستیابی به اهداف طرح وجود دارد؟ تا چه میزان تسهیلگری صورت میگیرد و چقدر از حجم بوروکراسی وصول مطالبات و پرداخت بدهیها کاسته میشود؟
تفاوت طرح ما با طرحهای مشابه در کشورهای دیگر این است که در صندوقهای بازنشستگی کشورهای دیگر، داراییها توکن میشود ولی ما بدهیها را توکن کردهایم؛ این تفاوت بزرگیست. اما در پاسخ به اینکه «این طرح چقدر موفق میشود» باید بگویم خیلی زیاد. صادقانه بگویم تامین اجتماعی پول ندارد، دولت هم پول ندارد؛ توکن چرخه پول را حذف میکند؛ تاخیر و بورکراسی گردش پول را از میان برمیدارد. وقتی پول نیست، وام گرفتن برای پرداخت بدهیها، هزینه سنگینی بر دوش بیمهشدگان میاندازد؛ نرخ بهره بانکی وام ۴۰ تا ۴۵ درصد است که واقعاً سنگین است. چون پول نیست، بدهکاران به سازمان هم مجبور به گرفتن وام و پرداخت هزینه مازاد هستند؛ توکن این مشکلات را از پیش پای وصول مطالبات برمیدارد، در واقع، یک فضای توافق برای تسویهی بدهیها بدون نیاز به پرداخت هزینهی مازاد ایجاد میکند و در نهایت، بدهیها بدون تاخیر تسویه میشود.
تا الان استقبال از طرح توکنایز خوب بوده و اگر همه نهادهای ذیربط از جمله بانکها کمک کنند و کنار سازمان بایستند، من فکر میکنم موفقیت این طرح حتمی خواهد بود.