اولین روز کاری گاهی فقط شروع یک شغل نیست؛ لحظهای است که آدم میفهمد پشت هر پرونده، زندگی و انتظار یک انسان قرار دارد
۱۴۰۵/۰۱/۱۵ | ۱۲:۰۰
پرونده در نایلون زباله
گاهی ماهها جستوجوی اداری و مکاتبههای رسمی به نتیجه نمیرسد، اما پاسخ درست در جایی پنهان است که کمتر کسی به آن فکر میکند
۱۴۰۵/۰۱/۱۵ | ۱۰:۵۳
سرما، جاده و یک خاطره ماندگار
یک مأموریت کاری در زمستانهای سرد فریدن، خاطرهای ساخت که پس از بیستوپنج سال هنوز گرمای چای کنار بخاری هم نتوانسته سرمای آن شب را از ذهن راوی پاک کند
۱۴۰۵/۰۱/۱۵ | ۱۰:۳۱
آنچه در آمارها دیده نمیشود
در شلوغی یک راهروی بیمارستان، گاهی چند جمله ساده، دستی که آرام روی شانهای مینشیند یا توضیحی کوتاه، میتواند از بسیاری داروها آرامبخشتر باشد
۱۴۰۵/۰۱/۱۴ | ۱۹:۴۶
درسهای اولین شیفت
ورود یک جوان بیستوسهساله به پلیکلینیک تأمیناجتماعی، با اضطراب، شوخی همکاران و برخورد با مراجعان آغاز شد؛ روزی که به یک کلاس واقعی تجربه تبدیل شد
۱۴۰۵/۰۱/۱۴ | ۱۹:۳۰
وقتی پول گم نشد
گاهی یک سوءتفاهم ساده در محیط شلوغ بیمارستان، مراجعهکنندهای نگران را سرگردان میکند؛ جایی که توضیح و همراهی روابط عمومی میتواند گره کار را باز کند
۱۴۰۵/۰۱/۱۴ | ۱۹:۲۴
لذت خدمترسانی به مردم
گاهی یک اختلال ساده در یک سیستم، روند کار دهها مراجعهکننده را متوقف میکند؛ اما رفع همان مشکل میتواند امید و آرامش را دوباره به جریان خدمات بازگرداند
۱۴۰۵/۰۱/۱۴ | ۱۹:۱۷
پشت میز پذیرش
در میان شلوغی پروندهها و پرسشهای پیدرپی، گاهی یک شوخی ساده یا سوءتفاهم خندهدار، فضای خشک اداری را صمیمیتر میکند و خستگی روز کاری را میزداید
۱۴۰۵/۰۱/۱۴ | ۱۷:۰۵
جایی میان نفس و امید
در اتاقهای احیا و پشت شیشههای آیسییو فهمیدم پزشکی فقط علم نیست؛ گاهی ایمان، گاهی تصمیم لحظهای و گاهی عشق، نفس تازهای به بیماران میدهد
۱۴۰۵/۰۱/۱۴ | ۱۳:۰۵
یادگاری در دل مترو
روایتی از روزهایی که کارگران پروژه مترو برای درمان به درمانگاه آزادی میآمدند و یک پیشنهاد ساده، نشانی ماندگار از همراهی تأمیناجتماعی در ورودی ایستگاه آزادی برجای گذاشت
۱۴۰۵/۰۱/۱۴ | ۰۹:۲۰
وقتی بیمارستان معلم میشود
تجربهای از نخستین روز کار در بخش بیمارستان؛ جایی که یک جمله ساده از زبان بیمار، نگاه یک تازهکار به حرفه درمان را تغییر داد