اوراق گام و طرح «همگام» میتواند یکی از ابزارهای نوین برای مدیریت این بخش از مطالبات باشد؛ ابزاری که در صورت اجرای صحیح، ضمن کمک به سازمان برای وصول مطالبات، به کارفرمای بدهکار نیز امکان میدهد بدون ایجاد فشار شدید بر نقدینگی، تعهدات خود را مدیریت کند.
موفقیت این رویکرد در گرو سه عامل اساسی است: تقسیم روشن وظایف میان واحدهای مالی و اجراییات، ایجاد درک مشترک با کارفرمایان و تقویت خودباوری مجریان.
وصول مطالبات در سازمان بزرگ تامین اجتماعی نباید صرفاً به معنای اعمال فشار برای پرداخت فوری بدهی تلقی شود. هدف اصلی، وصول قانونی و مؤثر مطالبات است، به گونهای که در صورت امکان، ظرفیت اقتصادی بدهکار نیز برای ادامه فعالیت و ایفای تعهدات حفظ شود. کارفرمایی که با مشکل موقت نقدینگی مواجه است، با کارفرمایی که عامدانه از پرداخت حق بیمه خودداری میکند، شرایط یکسانی ندارد. استفاده از ابزارهای متنوع و متناسب با وضعیت پرونده میتواند این تفاوت را در فرآیند مدیریت مطالبات مورد توجه قرار دهد. در این چارچوب، اوراق گام میتواند در کنار سایر روشهای قانونی، ظرفیت جدیدی برای تعیین تکلیف و وصول مطالبات ایجاد نماید.
v اوراق گام و طرح «همگام»؛ ظرفیت دوسویه
اوراق گام یک ابزار اعتباری است که میتواند در زنجیره تأمین و ایفای تعهدات مالی مورد استفاده قرار گیرد. طرح «همگام» نیز میتواند ظرفیت این ابزار را در مسیر مدیریت مطالبات سازمان تأمین اجتماعی به کار گیرد. اهمیت موضوع در این است که منافع آن میتواند دوسویه باشد. در حقیقت با اجرای این طرح برای سازمان، امکان استفاده از یک ابزار اعتباری دیگر در فرآیند وصول فراهم میشود و برای کارفرما نیز فرصتی ایجاد میشود تا بدون خروج ناگهانی منابع نقدی از چرخه فعالیت اقتصادی، نسبت به ایفای تعهدات خود اقدام کند.
بنابراین، اوراق گام نباید صرفاً «ابزار وصول سازمان» دیده شود؛ بلکه باید آن را ابزاری برای تسهیل ایفای تعهدات کارفرما و وصول مطالبات سازمان دانست.
v مزیت مهم برای کارفرمایان
یکی از مشکلات بنگاههای اقتصادی، الزام به پرداخت همزمان تعهدات متعدد است. کارفرما باید منابع لازم برای حقوق کارکنان، مواد اولیه، هزینههای جاری، مالیات، بیمه و سایر تعهدات را مدیریت کند. در چنین شرایطی، پرداخت نقدی یکباره یک بدهی میتواند سرمایه در گردش بنگاه را تحت فشار قرار دهد.
استفاده از ابزارهای اعتباری در صورت فراهم بودن شرایط قانونی و اجرایی، میتواند فشار نقدینگی را کاهش داده و به کارفرما فرصت دهد منابع خود را با نظم بیشتری مدیریت کند.
این موضوع از یک جهت به نفع کارفرما و از جهت دیگر به نفع سازمان است؛ زیرا بنگاه فعال، ظرفیت بیشتری برای پرداخت حق بیمه جاری و تسویه تعهدات گذشته دارد. از همین منظر، حمایت از استمرار فعالیت اقتصادی نباید در مقابل وصول مطالبات قرار گیرد؛ بلکه در بسیاری از موارد میتواند یکی از عوامل مؤثر بر وصول پایدار باشد.
v اوراق گام نباید جایگزین تقسیط شود
بدون تردید اجرای طرح صدور اوراق گام به معنای ایجاد تعارض میان اوراق گام و تقسیط بدهی نیست.تقسیط، در مواردی که شرایط قانونی آن فراهم باشد، همچنان یکی از روشهای تعیین تکلیف بدهی شعب تابعه سازمان تامین اجتماعی است و اوراق گام میتواند در جایگاه یک ابزار مکمل در کنار تقسیط مورد بررسیو اجرا قرار گیرد. در حقیقت هدف آن است که برای هر پرونده مطالباتی، متناسب با وضعیت بدهی و ظرفیتهای قانونی موجود، مناسبترین مسیر انتخاب شود؛ نه اینکه یک ابزار به صورت انحصاری تعریف و جایگزین سایر روشهای قانونی سازمان شود.
v نقطه کلیدی طرح
یکی از مهمترین الزامات موفقیت طرح «همگام»، تعیین مرز روشن و شفاف میان وظایف واحدهای مالی شعب و واحد اجراییات است. در یک تقسیمبندی عملیاتی، مطالبات جاری و کمتر از یک سال میتواند در حوزه تمرکز اجراییات قرار گیرد و مطالبات قدیمیتر از یک سال نیازمند مدیریت و پیگیری تخصصیتر واحدهای مالی باشد. این تفکیک به معنای انتقال مسئولیت یا کنار گذاشتن یک واحد نیست؛ بلکه تقسیم کار برای افزایش اثربخشی طرح است.
بدون شک واحد اجراییات درشعب باید بر فرآیندهای جاری وصول و اقدامات قانونی مربوط به پروندههای خود تمرکز کند و واحد مالی نیز درباره مطالبات قدیمیتر، علاوه بر پیگیریهای لازم، ظرفیت استفاده از ابزارهای جدید از جمله اوراق گام را مورد بررسی قرار دهد. به این ترتیب، مطالبهای که مدت طولانی در چرخه وصول باقی مانده است، صرفاً با تکرار روشهای قبلی دنبال نمیشود، بلکه میتواند از منظر مالی و اعتباری نیز مورد ارزیابی قرار گیرد. اهمیت نقطه تعیین زمان یک سال در این است که میتواند آغاز یک مرحله متفاوت در مدیریت مطالبات باشد. پروندهای که در بازه زمانی طولانی تعیین تکلیف نشده است، ممکن است به ابزار، تحلیل و شیوه پیگیری متفاوتی نیاز داشته باشد، بنابراین، تقسیم کار میان واحد مالی و اجراییات باید به یک فرآیند زمانی روشن تبدیل شود؛ به گونهای که پرونده پس از عبور از این مرحله، بدون متولی باقی نمانده و کارفرما نیز با سرگردانی میان واحدهای مختلف مواجه نشود. در این مرحله تفکیک وظایف باید موجب تخصصیتر شدن وصول شود، نه پیچیدهتر شدن آن.
v کارفرما؛ بخشی از راهکار حل مسئله است، نه صرفاً طرف مطالبه
در اجرای این طرح اگر کارفرما احساس کند ابزار جدید فقط برای افزایش فشار وصول ایجاد شده است، طبیعی است که استقبال محدودی از آن داشته باشد در این مورد لازم است مزایای واقعی طرح برای کارفرما به صورت شفاف بیان شود و موضوع مدیریت بهتر نقدینگی، حفظ سرمایه در گردش، جلوگیری از فشار ناگهانی بر منابع، استمرار فعالیت و امکان ایفای منظمتر تعهدات برای مخاطبان تبیین شود. این رویکرد به معنای بخشودگی یا حذف بدهی نیست، بلکه تغییر در مسیر ایفای تعهد است. هرچه فرآیند برای کارفرما روشنتر و قابل پیشبینیتر باشد، امکان مشارکت مؤثر او نیز افزایش خواهد یافت.
v حلقه مفقوده؛ خودباوری مجریان
باید به این حقیقت اذعان نمود که حتی بهترین ابزار مالی و دقیقترین دستورالعمل نیز بدون اجرای مؤثر به نتیجه نمیرسد. یکی از موانع مهم در اجرای طرحهای جدید، ممکن است تردید اولیه مجریان نسبت به کارآمدی آن طرح باشد. اگر کارشناسان یا مسئولان اجراییطرح به نتیجهبخش بودن ابزار مورد نظر باور نداشته باشند، معرفی و پیگیری آن نیز معمولاً با انگیزه لازم انجام نخواهد شد از این رو، اجرای طرح «همگام» نیازمند خودباوری سازمانی است.
دراین مورد کارکنان باید آموزش ببینند، فرآیند را به خوبی بشناسند، نمونههای موفق را مشاهده کنند و اطمینان داشته باشند که مدیریت سازمان از اجرای صحیح روشهای جدید حمایت و پشتیبانی لازم را مخواهد کرد. در واقع فاصله میان «تصویب یک ابزار» و «موفقیت آن در میدان عمل» را مجریان پر میکنند. برای موفقیت این طرح، انگیزه کارکنان اهمیت دارد؛ اما این انگیزه الزاماً نباید به مشوق مالی گسترده وابسته باشد.
تقدیر از عملکرد مؤثر، معرفی تجربههای موفق، آموزش، حمایت مدیریتی و شنیدن پیشنهادهای کارکنان میتواند نقش مهمی در ایجاد انگیزه داشته باشد. اگر مشوق مالی نیز در نظر گرفته شود، بهتر است به نتیجه واقعی و قابل احراز وصول مرتبط باشد، نه صرفاً تعداد پروندهها یا اقدامات اداری آن.
v حرکت از سهمیه محوری به نتیجهمحوری
در اجرای این طرح معیار موفقیت، تعداد پروندههای بررسیشده نیست؛ بلکه میزان تعیین تکلیف و وصول واقعی مطالبات و کیفیت فرآیند اجراست. نباید انتظار داشت اوراق گام به تنهایی مشکلات ساختاری منابع و مصارف سازمان تأمین اجتماعی را حل کند. ناترازیهای ساختاری، نیازمند مجموعهای از اصلاحات در حوزه منابع، مصارف، تعهدات، وصول حق بیمه و سیاستگذاریهای کلان است. اوراق گام تنها یکی از ابزارهایی است که میتواند در کنار سایر روشهای قانونی، ظرفیت مدیریت مطالبات را افزایش دهد.
اهمیت آن در همین حد است، اما در همین حد نیز قابل توجه است. تبدیل مدیریت مطالبات از یک فرآیند صرفاً پیگیرانه به فرآیندی متنوعتر، فعالتر و راهحلمحور به اندازه لازم اهمیت دارد و می تواند مشکلات بسیاری را حل نماید.
v الزامات موفقیت طرح «همگام»
برای این که طرح از سطح یک ایده یا دستورالعمل فراتر رود، چند شرط اساسی زیر باید مورد توجه قرار گیرد:
۱. تعیین روشن وظایف واحد مالی و اجراییات.
۲. تمرکز واحد مالی بر مدیریت مطالبات قدیمیتر.
۳. حفظ نقش اجراییات در مطالبات جاری و اقدامات قانونی وصول.
۴. آموزش کاربردی کارکنان و مدیران مرتبط.
۵. رفع موانع بانکی، سامانهای و فرآیندی.
۶. اطلاعرسانی شفاف و قابل فهم به کارفرمایان.
۷. تقویت خودباوری و اعتماد مجریان.
۸. حمایت مدیریتی از تجربههای موفق.
۹. ارزیابی طرح بر اساس نتیجه واقعی وصول.
۱۰. اصلاح مستمر فرآیند بر اساس تجربه شعب و بازخورد کارفرمایان.
اوراق گام و طرح «همگام» میتواند فرصتی برای بازنگری در شیوه مدیریت مطالبات سازمان تأمین اجتماعی باشد؛ فرصتی که در آن، وصول مطالبات و حفظ توان اقتصادی کارفرما در مقابل یکدیگر قرار نمیگیرند. برای کارفرمای مدیون، این ابزار میتواند امکان مدیریت بهتر نقدینگی، حفظ سرمایه در گردش و استمرار فعالیت اقتصادی را فراهم کند وبرای سازمان، ظرفیت دیگری برای تعیین تکلیف و وصول مطالبات ایجاد نماید.اما شرط موفقیت، صرفاً وجود ابزار مالی نیست. تقسیم کار روشن میان واحدهای مالی و اجراییات، فرآیند شفاف، آموزش کارکنان، اعتماد کارفرما و مهمتر از همه، خودباوری مجریان باید در کنار یکدیگر قرار گیرند.
اگر این عناصر هماهنگ شوند، «همگام» میتواند از یک روش جدید وصول به بخشی از یک نظام هوشمند مدیریت مطالبات تبدیل شود. مطالبهای که سالها وصول نشده، لزوماً مطالبهای از دسترفته نیست؛ گاهی فقط به ابزار مناسب، مسیر مناسب و مجریای نیاز دارد که به امکان وصول آن باور داشته باشد.