دومین جلسه از سلسلهنشستهای «نظام نوین تأمین اجتماعی؛ چیستی، چرایی و چگونگی» با عنوان «آسیبشناسی صندوقهای بیمهای» به دبیری علمیِ فرشید یزدانی، صبح دوشنبه، سیاُم شهریور در سازمان تأمین اجتماعی برگزار شد.
در ابتدا «محمدهادی شریفی»، مدیر کارگروه مدیریت ریسک معاونت اقتصادی و سرمایهگذاری سازمان تأمین اجتماعی دربارۀ «کالبدشکافی فروپاشی ساختار نظام تأمین اجتماعی» سخن گفت: از ١۴ صندوق بازنشستگی تنها دو صندوق جوان و بدون وابستگی به دولت است. یکی از مشکلات، غیریکپارچگی ساختاری است که تنظیمگر به مداخلهگر تبدیل شده است. در ایران شرکای اجتماعی از اتاق تصمیمگیری اخراج شدهاند، اما در جهان، مدیریت سهجانبه (دولت، کارگر و کارفرما) حاکم است. همچنین در ایران، دولت بهجای تنطیمگری به مداخلهگری رسیده اما در جهان اینگونه نیست.
او افزود: در نظام تأمین اجتماعی، سازمان از فرآیندهای اصلی سیاستگذاری کلان رفاهی کنار گذاشته شده و صدای کارشناسی ذینفعان شنیده نمیشود. از سوی دیگر، شرکای اجتماعی جایگاه چندانی در نظام تصمیمگیری ندارند و با انحلال شورای عالی تأمین اجتماعی، هیئتامنا کاملاً دولتی تصمیم میگیرند. خود سازمان هم یک غول بوروکراتیک است؛ این ساختار سنگین محصول چند دهه انباشت قوانین، فرآیندهای موازی، مقاومت در برابر فناوری و تمرکز افراطی بر فرآیندهای داخلی بهجای ارزشآفرینی است. درنتیجه سازمانی است که بهجای سرمایهگذاری بر نوآوری و حل مسئله، انرژی خود را صرف حفظ رویههای فرسوده و مدیریت روزمره میکند.
شریفی ادامه داد: دولت هم تنظیمگر، هم ابربدهکار و هم مدیر و بهمثابۀ سوپرپاترون است و مبتلا به انتصابات سیاسی، فراموشی راهبردی بلندمدت، و عمر کوتاه مدیریتی. نظام تصمیمگیری دچار کژفهمی بنیادین است. درحالیکه مبتنی بر کمکهای بلاعوض دولتی و تصمیمات سیاسی و عدم نیاز به اندوختهسازی قبلی است، باید مبتنی بر محاسبات آکچوئریال و ریاضی، مشارکت سهجانبه، ارتباط مستقیم میان حق بیمه و مستمری، و استقلال مالی و پایداری بیننسلی باشد.
مدیر کارگروه مدیریت ریسک معاونت اقتصادی و سرمایهگذاری سازمان تأمین اجتماعی افزود: نظام سرمایهگذاری هم دچار سیاهچالۀ مالی شده و منابع با بنگاههای زیانده مصادره شده است. همچنین از فرصت تاریخی مازاد منابع بر مصارف استفاده نشد و دچار کژمنشی ساختاری در اعلام دستمزد شدیم.
او همچنین با اشاره به حکمرانی ناکارآمد صندوقهای بیمهای بیان کرد: نظام اطلاعاتی ناکارآمد، شفافیت حداقلی و نیروی انسانی منجمد و منفعل و خمود و سرخورده محصول نظام کنونی تأمین اجتماعی است و تداوم این مسیر بحران ناترازی مالی را به بحران اقتصادی-اجتماعی تبدیل میکند. دراینمیان البته با پارادوکس انتظارات و واقعیت هم روبهرو هستیم. یعنی کسری شدید منابع، بدهی انباشته و مدیریت ناکارآمد سازمان را حتی در پرداخت مطالبات جاری ناتوان کرده اما در سوی دیگر تورم مزمن و ناامنی شغلی، اتکای مردم به صندوق را بهشدت افزایش داده و بازنشستگان مزایا را نه یک امتیاز، بلکه حق قانونی خود میدانند.
حکایت صندوق های بازنشستگی
«علی حیدری»، مشاور مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی با عنوان «حکایت سازمانها و صندوقهای بیمه بازنشستگی؛ سیاهۀ فعلها و ترک فعلهای کشور در قبال نهاد بیمهگر اجتماعی» صحبت کرد.
او گفت: وضعیت حاکم بر صندوق تأمین اجتماعی تبدیل شدن تعهدات و مزایای بیمهای از پوشش ریسک به یک امتیاز و مطالبه، ایجاد تناظر یک خدمت در مقابل یک حق بیمه فارغ از موضوع ریسکهای غیرارادی و تحمیل سرریزهای حمایتی، عدم پرداخت بهموقع و به ارزش واقعی حق بیمههای متعلقه دولت، تحمیل ریسکهای گزینشی، سرریزهای حمایتی، بیمهگری یارانهای و حمایتی، مداخلات نامساعد، کمرنگ شدن سهجانبهگرایی و فرار بیمهای است.
او در ادامه، ضربات گوناگون بر نظام تأمین اجتماعی را برشمرد و گفت: ضربات اقتصادی شامل تغییر پایۀ پولی در چند مقطع تاریخی، شرایط رکودی-تورمی و کاهش اشتغال ملی، سیل واردات و قاچاق افسارگسیخته، تحریمها، افزایش سطح عمومی قیمتها و تعرفهها بهویژه حوزۀ درمان، مقیاس محدود اقتصاد کشور، وسعت و عمق کم بازار سرمایه و عدم امکان سرمایهگذاری خارجی، سهم بالای اقتصاد رسمی و پنهان و سیاه؛ ضربات قانونی شامل اتخاذ تصمیمات مغایر با اصول و قواعد بیمهای در مجلس، اتخاذ تصمیمات مغایر با اصول و قواعد بیمهای در محاکم؛ ضربات جمعیتی شامل اجرای قوانین بازنشستگی زودرس بدون ارفاق و با ارفاق، جنگ و اثرات آن، خصوصیسازی و واگذاریهای دولتی، برونسپاری و واگذاری تصدیهای دولتی، فضای مجازی و دولت الکترونیک، اشتغال نیروهای مجاز و غیرمجاز خارجی بدون الزام به بیمهپردازی؛ ضربات فرهنگی و اجتماعی شامل کاهش میل به کار و تلاش، کارآفرینی و اشتغال، عدم ایجاد اشتغال واقعی، مصادرهبهمطلوب از قوانین بازنشستگی سخت و زیانآور، فقدان سطح مطلوب دانش و آگاهیهای بیمهای، ضریب نفوذ پایین بیمههای اجتماعی، ترقیق و کمرنگ شدن قانون کار، عدم اطلاع و آگاهی و اشراف متولیان نظام تصمیمگیری؛ ضربات برنامهای و بودجهای شامل عدم اختصاص منابع حاصل از خصوصیسازی برای تقویت نظام تأمین اجتماعی، عدم پیشبینی مناسب و مکفی اعتبارات در بودجههای سنواتی، عدم تخصیص بهموقع و مکفی اعتبارات مصوب؛ ضربات سیاسی و مدیریتی شامل تغییرات متواتر و پربسامد مدیریتی، فساد زنجیرهای و سیستماتیک، استفادۀ ابزاری از خدمات اجتماعی، تصمیمات موسمی، مداخلات در تصمیمسازی و تصمیمگیری؛ ضربات امنیتی شامل انقلاب، جنگ تحمیلی هشت ساله و ۴٠ روزه و ١٢ روزه، کرونا، وقایع انسانساز؛ ضربات سازمانی شامل انتصاب افراد ناآشنا، تغییرات سریع مدیریتی و کارشناسی، استفادۀ ابزاری از شرکای اجتماعی، فقد نظری و یأس عملی، کوتهنگری و عدم آیندهنگری، عدم انجام محاسبات آکچوئری است.
سپس «اسماعیل گرجیپور»، نایبرئیس و عضو هیئتمدیرۀ سازمان تأمین اجتماعی دربارۀ «اهداف چندبعدی اصلاحات نظام بازنشستگی» صحبت کرد.
او گفت: این اصلاحات سه بعد دارد؛ اقتصادی شامل عدالت و انگیزهها، اجتماعی شامل پوشش و کفایت، و مالی شامل پایداری و توانایی پرداخت.
او ادامه داد: در دورۀ گذار برای رسیدن به نظام اجتماعی چندلایه، مرکز ثقل آن سرمایهگذاری است و همراهی و وفاق و اجماع کارشناسی را لازم دارد تا به اصلاحات برسیم.