پزشک عمومی درمانگاه تأمیناجتماعی تویسرکان از ۱۴ سال فعالیت در عرصه درمان و سالها خدمت در اورژانس میگوید؛ از روزهای سخت کرونا که بیماران در دوران دوری او برای سلامتیاش دعا میکردند تا خاطره احیای موفق یک بیمار 50 ساله که سالها بعد، دیدن دوباره او به یکی از شیرینترین تجربههای دور پزشکیاش تبدیل شد.
به گزارش تأمین ۲۴، دکتر سید حسین سیدحسینی، پزشک عمومی درمانگاه تأمیناجتماعی تویسرکان، ۱۴ سال است که در عرصه پزشکی فعالیت میکند و از مهرماه سال ۱۳۹۷ به مجموعه سازمان تأمیناجتماعی پیوسته است؛ پزشکی که در روایت خود از سالهای خدمت، از روزهای سخت کرونا، نگرانی بیماران برای سلامتیاش و تجربه ماندگار نجات جان یک بیمار سخن میگوید.
سیدحسینی علاقه به خدمت به دیگران و جذابیت فرایند درمان و نجات جان بیماران را از مهمترین دلایل انتخاب رشته پزشکی عنوان میکند؛ علاقهای که البته در خانواده او نیز ریشه دارد. دو دایی وی از پزشکان متخصص هستند؛ دایی بزرگتر فوقتخصص ارتوپدی و رتبه یک کنکور و دایی کوچکتر فوقتخصص قلب اطفال است.
وی درباره جایگاه اجتماعی و معنوی حرفه پزشکی معتقد است که این جایگاه بیش از هر چیز به شخصیت، رفتار و اخلاق فرد وابسته است. هرچند پزشک بودن نیز در شکلگیری این جایگاه تأثیر بسزایی دارد.
این پزشک عمومی درباره انگیزه خود برای پیوستن به سازمان تأمیناجتماعی میگوید: «هدفم خدمترسانی به قشری از جامعه بود که بخش قابل توجهی از آن را اقشار محروم تشکیل میدهند».
سیدحسینی که سالها در اورژانس بیمارستان ولیعصر تویسرکان نیز فعالیت داشته، شلوغی و حجم بالای مراجعات را مسئلهای بیگانه با تجربه کاری خود نمیداند و معتقد است حضور در محیطهای پرتردد، علاوه بر افزایش فشار کاری، میتواند تجربه و مهارت پزشک را افزایش دهد.
او مهمترین دغدغه خود و همکارانش را حجم بالای مراجعات عنوان میکند و میگوید: «تعداد بالای مراجعان باعث میشود نتوانیم زمان کافی برای ویزیت بیماران اختصاص دهیم و این مسئله میتواند کیفیت درمان را تحت تأثیر قرار دهد».
او تقویت نوبتدهی غیرحضوری، توسعه نظام ارجاع و پزشک خانواده و کاهش مراجعات تکراری و غیرضروری بیماران را از جمله راهکارهای مؤثر برای مدیریت این چالش میداند.
سیدحسینی همچنین مسائل مالی و ضرورت بازنگری در مدلهای پرداخت را از دیگر دغدغههای حوزه درمان عنوان میکند.
این پزشک عمومی درباره راهکارهای حفظ پزشکان متخصص در مراکز درمانی سازمان تأمیناجتماعی نیز بر اهمیت ایجاد امنیت شغلی و آرامش محیط کار تأکید دارد و میگوید: «برقراری بستر حمایتی در محیط کار و همچنین بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور میتواند در حفظ و ماندگاری متخصصان مؤثر باشد».
اما شاید ماندگارترین بخش روایت سیدحسینی به روزهای همهگیری کرونا بازگردد؛ روزهایی که او همزمان در درمانگاه تأمیناجتماعی و اورژانس بیمارستان فعالیت میکرد و دستکم سه بار به کرونا مبتلا شد.
او میگوید: «در آن دوران حداقل سه بار تست کرونای من مثبت شد و خوشبختانه مشکل خاصی نداشتم و فقط به دلیل مثبت بودن تست و برای جلوگیری از انتقال بیماری به دیگران، به مرخصی استعلاجی میرفتم».
اما بازگشت به محل کار برای او با اتفاقی همراه بود که هیچ نسخه و پاداش مادی نمیتوانست جای آن را بگیرد.
سیدحسینی روایت میکند: «وقتی به محل کار برمیگشتم، اظهار لطف بیماران و حرفهای آنها برایم آنقدر لذتبخش بود که تا آخر عمر فراموش نخواهم کرد؛ بسیاری از بیماران، بهخصوص افراد مسن، میگفتند در مدتی که استعلاجی بودم، خیلی نگرانم بودند و بعضیها هر روز بعد از نماز برایم صلوات میفرستادند؛ برخی قرآن میخواندند و جلسات دعا برگزار کرده بودند و بعضی نیز صدقه داده بودند».
برای پزشکی که سالها در خط مقدم درمان فعالیت کرده، شاید هیچ نشانهای گویاتر از این نباشد؛ اعتماد و محبت بیمارانی که سلامت پزشک خود را بخشی از آرامش خویش میدانستند.
سیدحسینی در پایان به خاطرهای از سالهای ابتدایی فعالیت خود در اورژانس اشاره میکند؛ خاطرهای که به یکی از ماندگارترین تجربههای حرفهای او تبدیل شده است.
او میگوید: «در اوایل فعالیت در اورژانس بیمارستان، یک مورد CPR موفق داشتم. خانم ۵۰ سالهای دچار ایست قلبی ـ تنفسی شده بود و با اقدامات انجامشده، عملیات احیا موفقیتآمیز بود؛ حتی به همین دلیل از سوی بیمارستان مورد تشویق قرار گرفتم».
اما سالها بعد، دیدار دوباره با همان بیمار، خاطره را برای او به تجربهای عمیقتر تبدیل کرد که میگوید: «سالها بعد آن خانم را دیدم و با دیدن او که سالم و سرحال بود، خداوند را شکر کردم. به نظرم بزرگترین لذت دنیا، نجات جان انسانهاست».
روایت دکتر سیدحسین سیدحسینی، تصویری از پزشکی است که معنای خدمت را نه فقط در درمان بیماری، بلکه در اعتماد، دعای خیر و بازگشت دوباره یک انسان به زندگی میبیند؛ تجربهای که میتواند خستگی سالها حضور در خط مقدم درمان را به رضایتی عمیق تبدیل کند.