در بحرانیترین برهه اقتصاد ایران در یک قرن اخیر، سازمان تأمین اجتماعی بهعنوان بزرگترین نهاد بیمهگر کشور، در کانون فشارهای مالی، تعهدات انباشته و انتظارات فزاینده بازنشستگان و کارکنان قرار داشت. دولتی که خود درگیر جنگ اقتصادی تمامعیار، رشد اقتصادی منفی، تورم فزاینده و محدودیتهای بیسابقه ارزی و تجاری بود، عملاً توان حمایت کامل از این سازمان را نداشت.
در چنین شرایطی، مصطفی سالاری سکانداری سازمانی را بر عهده گرفت که بهتعبیری «بحرانزدهترین سازمان کشور» بود. او در دورهای که فشار نقدینگی، کسری منابع و تعهدات معوق، امان سازمان را بریده بود، با تکیه بر مدیریت مستقیم و بدون واسطه، پرداخت حقوق بازنشستگان را بهعنوان خط قرمز مدیریتی خود حفظ کرد. این در حالی بود که بسیاری از سازمانهای مشابه در شرایط مشابه، با تأخیر یا تعدیل تعهدات مواجه شدند.
از منظر شاخصهای کلان، عملکرد سالاری را باید در بستر واقعیتهای اقتصاد ایران ارزیابی کرد؛ اقتصادی با رشد منفی در مقاطعی از دهه ۱۳۹۰ و اوایل ۱۴۰۰، تورم بالای ۴۰ تا ۵۰ درصد در شاخص عمومی و تورم نزدیک به ۹۰ درصد در اقلام خوراکی، کاهش ارزش پول ملی و تحریمهای فراگیر بانکی و مالی. در چنین فضایی، حفظ جریان پرداخت مستمری و مدیریت منابع سازمان، نه یک دستاورد اداری ساده، بلکه مصداق مدیریت بحران در شرایط جنگی اقتصادی است.
نکته مهم دیگر، رویکرد سالاری در برابر واگذاری داراییهای سازمان، از جمله ماجرای واگنهای رجا بود. او حاضر نشد داراییهای بیننسلی سازمان را بدون دریافت منابع واقعی واگذار کند؛ موضعی که شاید برای برخی تصمیمگیران خوشایند نبود، اما از منظر صیانت از اموال بیمهشدگان، اقدامی اصولی و قابل دفاع بود.
از منظر سیاسی-اجتماعی، سالاری از جمله مدیرانی بود که توان گفتوگو با شرکای اجتماعی، بازنشستگان، کارگران و نهادهای صنفی را داشت. او زیادهخواهان را میشناخت و در عین تعامل، تسلیم فشارهای فراقانونی نشد. برکناری او در روز شهادت پیامبر اکرم و تعطیلات آخر هفته، فارغ از انگیزهها، از نظر اداری و اخلاقی با شأن مدیری که در سختترین شرایط ایستادگی کرده بود، تناسب نداشت.
البته هیچ مدیری بدون خطا نیست و ممکن است منتقدان نکاتی به عملکرد او وارد بدانند، اما ارزیابی منصفانه باید مبتنی بر شاخصهای واقعی و شرایط محیطی باشد، نه قضاوتهای سادهانگارانه.
برای او احترام قائلم و معتقدم تاریخ قضاوت خوبی از او خواهد داشت ، اگرچه شاید امروز این مردم خسته و مستاصل از معاش به همه چیز و همه کس به دیده خشم نگاه کنند و معتقدم او تمام نمی شود و در سپهر مدیریت کلان مملکت خواهد درخشید و ارزش های او قابل انکار نیست .