به گزارش تأمین ۲۴، اهمیت مدیریت منابع سازمان تأمین اجتماعی به حدی است که این نهاد بزرگ بیمهگر باید ماهانه مبالغ هنگفتی در حدود هزاران میلیارد تومان برای اجرای تعهدات همهجانبه خود در قبال مستمریبگیران و بازنشستگان و همه بیمهشدگان تحت پوشش نیاز دارد.
براساس آخرین دادههای آماری سازمان تأمین اجتماعی ماهانه ۲۲۵ هزار میلیارد تومان برای اجرای تعهدات کوتاهمدت و بلندمدت برای همه افراد مشمول و گروههای هدف هزینه میکند. در همین راستا مدیریت منابع به عنوان یکی از مهمترین طرحهای تحولآفرین سازمان تأمین اجتماعی در دستور کار این نهاد بیمهای قرار گرفته تا از این طریق بتواند به همه تعهدات خود عمل کند.
مدیریت منابع و اهداف کاربردی آن
هدف اصلی، شناسایی و وصول بههنگام مطالبات از دولت و کارفرمایان، واقعیسازی حقبیمهها و کاهش فرار بیمهای است. در این راستا، برنامههایی نظیر هوشمندسازی لیستهای حقبیمه، ابلاغ الکترونیکی اوراق و تعیین هوشمند ضریب قراردادهای پیمانکاری دنبال میشود. یکی از اقدامات عینی این طرح، استانداردسازی در حوزه بیمهای برای شفافسازی صورتحسابهای پیمانکاری است.
سازمان تأمین اجتماعی به عنوان یکی از بزرگترین صندوقهای بازنشستگی و بیمهای کشور برای اهداف بزرگی همچون ارائه خدمات بیمهای و بازنشستگی به همه مشمولان و ذینفعان خود به مدیریت منابع نیاز دارد که در همین ارتباط به منظور توسعه فعالیتهای بیمهای و بازنشستگی در همین مسیر حرکت کرده است.
طرحهای تحولآفرین و توسعهمحور سازمان تأمین اجتماعی نیز در راستای تحول و توسعه در همه بخشهای مختلف سازمان طراحی شد تا منفعت آن برای همه ذینفعان و مخاطبان باشد. در همین ارتباط با مدیریت منابع در قالب این طرحهای تحولی، سازمان تأمین اجتماعی میتواند به صورت ماهانه به همه تعهدات خود عمل کند.
آیا این طرح ناترازی را مدیریت میکند؟
به طور یقین با مدیریت منابع میتوان بخش عمدهای ازناترازی منابع و مصارف در تأمین اجتماعی را هم مدیریت کرد، اما نه به تنهایی. منابع اصلی ناترازی شامل بدهی انباشته دولت از سالهای گذشته تاکنون، بازنشستگیهای پیش از موعد و ارسال دستمزدهای غیرواقعی است.
این طرح با هدف جذب حداکثری منابع بیمهای جاری و کاهش مصارف غیرضروری از طریق کنترلهای سیستمی، به عنوان یک راهکار کوتاهمدت و میانمدت برای بهبود نسبت پشتیبانی صندوق عمل میکند. با این حال، حل ریشهای ناترازی نیازمند اصلاحات ساختاری و ایفای تعهدات دولت است.
مزیتها و تأثیرات این نوع مدیریت بر گروههای ذینفع
همه طرحهای تحولی تأمین اجتماعی مزیتهایی برای همه ذینفعان و خدماتگيرندگان سازمان به دنبال دارد. به همین منظور بخشی از این مزایا برای بیمهشدگان، مستمریبگیران و حتی جامعه کارفرمایی و بخش دیگر آن به نفع سازمان تأمین اجتماعی است تا بتواند روشهای تسهیل ارائه خدمات به گروههای مشمول را دنبال کند.
در همین ارتباط مزیتهای حوزه کارفرمایان برای همه این گروهها است. هرچند هدف طرح وصول مطالبات است، اما هوشمندسازی فرآیندها، ابهامات بیمهای را کاهش داده و از بروز بدهیهای ناگهانی و ابلاغهای سلیقهای جلوگیری میکند. با این حال، اجرای برخی بخشنامههای مرتبط و تنقیح قوانین، بخشنامهها و مقررات میتواند به موضوع شفافیتبخشی در همه عرصهها کمک کند که البته این موضوع نیازمند تعامل و شفافسازی بیشتر از سوی کارفرمایان است.
همچنین در حوزه بیمهشدگان و مستمریبگیران نیز مزایایی را به دنبال دارد. وصول بهموقع منابع، تضمینکننده پرداخت بهموقع حقوق و خدمات درمانی است و پایداری منابع را برای نسلهای آینده تضمین میکند.
در همین راستا خود سازمان تأمین اجتماعی نیز با اجرای طرح تحولی مدیریت منابع مزیتهای را به دست خواهد آورد. این طرح با کنترل هوشمند بر فرآیندها، بهرهوری را افزایش داده و زمینه را برای خروج از بنگاهداری و تمرکز بر مأموریتهای اصلی فراهم خواهد کرد.
تأثیر مدیریت منابع بر تأمین اجتماعی
سازمان تأمین اجتماعی بهعنوان بزرگترین نهاد بیمهگر اجتماعی کشور که هزینه ناشی از تعهدات آن تنها در سال ۱۴۰۵، ماهانه بالغ بر ۲۲۵ هزار میلیارد تومان است؛ بیش از ۹۰ درصد این مبالغ را از طریق وصول حقبیمه و در واقع از مسیر مشارکت افراد تحت پوشش این سازمان تأمین میکند.
بر این اساس و با توجه به تغییرات نرخ هرم جمعیت، کاهش ضریب پشتیبانی و چالشهای دیگری که در خصوص وصول منابع وجود دارد؛ ارتقای مدیریت وصول منابع سازمان بیش از هر زمان دیگری ضروری به نظر میرسد و موضوع این طرح نیز به مجموعه اقداماتی اختصاص دارد که درنهایت باید منجر به افزایش کیفی و کمی منابع در بخش وصول سازمان شود.
بنابراین طراحی انجامشده ذیل طرح ارتقای وصول، تلاش داشته با ایجاد نظام هوشمند، شفاف و کارآمد در مدیریت و وصول منابع حقبیمه، پایداری مالی سازمان را افزایش داده، زمینه کاهش فرار بیمهای را فراهم کرده و با تسهیل تعامل با کارفرمایان، اعتماد ذینفعان را ارتقاء دهد.
مطابق روند پیشرفت طرح، اقدامات مؤثری در خصوص واقعیسازی حقبیمه پرداختی و جلوگیری از فرار بیمهای برخی کارگاهها انجامشده و با صدور بخشنامههای مرتبط، فرایند تقسیط مطالبات سازمان نیز به شکلی منضبط شده تا از «تعویق مطالبات»، «فرسایش منابع سازمان» و «بیانضباطی مالی» پیشگیری شود.
در این مسیر تاکنون، «سامانه تقسیط بدهی با هدف نظاممندی و ضابطهمند کردن تقسیط بدهی کارفرمایان طراحی و عملیاتی شده و داشبوردهای احصاء و رصد دیون ناشی از حقبیمه سهم کارفرمایی کارگران ساختمانی»، «شناسایی مطالبات قطعی سازمان و رصد و پیگیری از طریق ستاد و استان»، «تعیین هرم سنی بدهیهای اجرایی»، «وضعیت لیستهای دریافتی ماهانه» و «گزارش متوسط دستمزد بیمهشدگان و گزارش شناسایی بیمهشدگان جدید» طراحی و اجرایی شده است.
همچنین تمهید لازم جهت ابلاغ آراء و تصمیمات هیأتهای تشخیص مطالبات از طریق سامانه ثنا (قوه قضائیه) صورت پذیرفته و دستورالعملهایی در زمینه کاهش معافیت سهم کارفرما، بررسی دستمزدهای واقعی بیمهشدگان، اعمال ضریب مزدی صنوف، وصول مطالبات قطعی شده بر اساس هرم سنی بدهی قطعی کردن مطالبات شناساییشده فعلی با زمانبندی مشخص، بخشنامه اصلاحی پیرامون نحوه طبقهبندی اسناد در کاربرگ شماره (3)، شیوهنامه و ضابطه تعیین تکلیف اموال و املاک بازداشتی طراحی و ابلاغ شده است. در ادامه مسیر نیز داشبورد احصاء و شناسایی مطالبات سازمان از دولت، اصلاح ماده ۱۶ آییننامه هیأتهای تشخیص مطالبات و دستورالعمل اصلاح آییننامه هیأتهای تشخیص مطالبات در حال پیگیری و اجرا است.
تأمین ۹۰ درصد منابع از محل وصول حقبیمههای کارگران
سازمان تأمین اجتماعی که در حال حاضر حدود ۱۷ میلیون بیمه شده اصلی را به عنوان اصلیترین بیمهپردازان تحت پوشش دارد، ماهانه ۹۰ درصد از منابع خود را از محل وصول حقبیمههای دریافتی از جامعه کارگران و شاغلان در کارگاههای مشمول تأمین اجتماعی دریافت میکند.
در چنین شرایطی شرکای اجتماعی باید برای مدیریت درست منابع همکاری و همراهی جدی در راستای تأمین منابع سازمان تأمین اجتماعی داشته باشند تا این سازمان نیز نسبت به ایفای تعهدات خود برای همه گروههای ذینفع بتواند عمل کند.
تأمین اجتماعی که ۵۶ درصد جمعیت کشور را تحت پوشش دارد باید برای تأمین منابع پایدار خود برنامهریزی راهبردی و عملیاتی داشته باشد تا بتواند به موضوع مدیریت منابع و هزینهکرد ماهانه خود به خوبی عمل کند. در این مسیر بهترین روش پوشش بیمهای گسترده افراد بدون بیمه با جمعیتی بین ۶ تا ۸ میلیون نفر است.
اگر امروز سازمان تأمین اجتماعی به رشد پوشش بیمهای در جامعه فکر کند فردای خود را برای به نهایت رساندن تعهدات در قبال بازنشستگان و مستمریبگیران یعنی همان مصارف را به نتیجه میرساند. امروز توسعه پوشش و تأمین منابع پایدار و فردا انجام تعهدات برای همه گروههای مشمول را به سرانجام خواهد رساند.
بنابراین در چنین مسیری مدیریت منابع براساس اجرای طرحهای تحولآفرین و توسعهای به عنوان یک نیاز اساسی به شمار میرود. حال که یکی از این طرحهای تحولی به همین موضوع ارتباط دارد باید برای جذب منابع پایدار و مدیریت اصولی آن تلاش شود تا همه تعهدات سازمان تأمین اجتماعی براساس تکالیف و وظایف ذاتی انجام شود.
اگر این برنامههای راهبردی در حوزه مدیریت منابع به سرانجام برسد به طور یقین ناترازی منابع و مصارف که اکنون به نوعی مصارف به دلیل رشد تعداد بازنشستگیهای پیش از موعد از منابع پیشی گرفته است، به فرجامی درست خواهد رسید. در صورتی که این تعادل در منابع و مصارف سازمان تأمین اجتماعی رخ دهد، برنامههای راهبردی این سازمان نیز همانند گذشته اما با نظم بیشتری عملیاتی میشود.
طرح ارتقای مدیریت وصول منابع، یک اقدام ضروری و مؤثر برای مدیریت ناترازی از مسیر افزایش کارایی و وصول مطالبات است. با این حال، موفقیت نهایی آن در گرو همراهی دولت در تسویه بدهیهای معوق و اجرای اصلاحات کلان در نظام چندلایه تأمین اجتماعی است تا سازمان تأمین اجتماعی بتواند به پایداری مالی بلندمدت دست یابد.