به نظر نگارنده، تامین اجتماعی به امنیت سیاسی و امنیتی گره خورده و به این لحاظ عدم توجه کافی به آن تبعات خطرناکی را در پی خواهد داشت.جایگاه امنیتی نهادهای تامین اجتماعی فقط مربوط به کشور ایران نیست در تمامی کشورها، تامین اجتماعی جزء یکی از اساسی ترین ساختارهای اجتماعی و اقتصادی به شمار می رود. در خصوص جایگاه حساس تامین اجتماعی موارد زیر قابل ذکر است:
۱- تامین اجتماعی در تمامی کشورها با اکثریت قریب به اتفاق مردم سرو کار دارد و کسانی که از این حوزه خدمت می گیرند به پهنای جمعیت هر کشوری هستند. هر گونه تحول یا بحران در این عرصه به تمامی عرصه و ساختارهای اجتماعی و حاکمیتی تسری خواهد یافت و هیچ مرجعی از اثرات ان مصون نخواهد بود. پس هیچ حکومت و حاکمیتی نمی تواند در مورد وضعیت صندوق های بازنشستگی بی تفاوت باشد.
حقوق کار و تامین اجتماعی به نظم اجتماعی مرتبط است. نقص و خلل در این خصوص هر حاکمیتی را به چالش می کشد و ممکن است به ساختارهای سیاسی کشور نیز لطمه وارد سازد. بی توجهی به تامین اجتماعی عین بی تدبیری در نظام اجتماعی و اقتصادی است.
۲- سازو کار نظام تامین اجتماعی، تامین کننده عدالت نسبی در بخش بزرگی از جامعه است. توزیع عادلانه ثروت به وسیله نظام تامین اجتماعی، باعث جلوگیری از شکاف اقتصادی عمیق و عدالت معیشتی خواهد شد. زیرا مشمولین نظامهای پایه تامین اجتماعی دارای سطح خدماتی متعادل و تا حدودی همسان هستند که از پرداخت های آنچنانی در آن خبری نیست. در سازمان تامین اجتماعی ایران بین پایین ترین و بالاترین پرداخت ۷ برابر فاصله است که اختلاف زیادی در پرداختهای اقتصادی و اجتماعی به شمار نمی روند. ادامه تامین اجتماعی فراگیر در دراز مدت شکاف اقتصادی را در خانوارها کاهش می دهد و ترمیم خواهد کرد.
۳- ضربه به تامین اجتماعی ضربه به رفاه اجتماعی در جامعه است. جامعه ای که رفاه اجتماعی در آن نزول کند، ساختارهای دیگر سیاسی و اقتصادی و اجتماعی در امان نخواهند ماند. بدانیم که تخریب تامین اجتماعی از طرف هر کسی که باشد بریدن شاخه ای است که در آن نشسته ایم و خیانت نه تنها به بیمه شدگان و مستمری بگیران فعلی بلکه، ویرانی آینده و سرنوشت اکثریت قریب به اتفاق جامعه است. با ورشکستگی صندوق تامین اجتماعی بیشترین ضرر و ضربه به دولت و کارفرمایان وارد خواهد شد، امیدواریم که این دو نسبت به جایگاه تامین اجتماعی در کشور بیشترین حساسیت را داشته باشند. یک جامعه بحران زده با خیل عظیمی از بیکاران و واماندگان که هیچگونه درآمدی ندارند، برای دیگران هم شرایط خوبی رقم نخواهد زد.
لازم است آن شخص کهنسال و سالخورده و ازکارافتاده و بیکار و بیمار را در نظر بگیریم که اکنون با همین حداقلهای پرداختی توسط تامین اجتماعی امرار معاش می کند. یکی از دلایل اصلی ظهور تامین اجتماعی در دنیا، ایجاد حاشیه امن برای دولت و افراد برخوردار(کارفرمایان) است، چرا که در نهایت نیز در صورت عدم تامین معاش توسط تامین اجتماعی، دولت مسئول مشکلاتی است که پدید خواهد آمد. سازمان تامین اجتماعی بار را از دوش دولت و کارفرمایان بر می دارد، نباید در مورد آن نگاه منفی را ترویج و تبلیغ کنیم.
اما دو نکته اساسی را می خواهم خدمت کارفرمایان عزیز مطرح کنم، امیدوارم که به آن توجه کنند:
الف- اگرچه ممکن است در سازمان تامین اجتماعی ایرادات و اشکالاتی وجود داشته باشد، ولی نباید با گفتار و رفتار خود این سازمان را تضعیف کنیم. سازمانتامین اجتماعی ضربه گیر بحرانها و نوسانات اقتصادی است، قدر آن را بدانیم. پایداری این صندوق باعث ثبات نسبی اقتصادی و اجتماعی وضعیت بحران زده فعلی است. بیاییم تامین اجتماعی را از زاویه دیگری بنگریم، وابستگی نیمی از جمعیت به آن. شکست سازمان تامین اجتماعی شکست اقتصاد و رفاه کل کشور است و ایجاد بحرانهای پی در پی و لاعلاج.
نباید این حداقلها را هم از جامعه ای که فقر در آن تشدید شده است، بگیریم. اگر این کشتی سوراخ شود همه غرق می شویم، به این نکته بیشتر توجه کنیم!
ب-در حال حاضر تنها نهاد اقتصادی و مالی جاندار و گسترده که تا حدودی مستقل از دولت عمل می کند سازمان تامین اجتماعی است، همانگونه که همه می دانیم دولت و ساختارها، نهادها و دستگاههای مرتبط با آن، در حال حاضر وضع مناسبی ندارند و روز به روز ناتوانی و ضعف آنها آشکارتر می شود. تمامی صندوقهای بازنشستگی در کشور که به دولت وابسته بوده اند، ورشکست شده اند. تنها نهادی که به طور نسبی هنوز نفس می کشد، سازمان تامین اجتماعی است. بخش عمده عامل پایداری این صندوق، استقلال نسبی آن بوده است.
دست درازی های دولت متاسفانه یکی از عوامل شکست ساختارهای حکومتی است، چرا که دولت خود بحرانهای عدیده ای دارد که بعضی از آنها برایش در اولویت خاصی قرار دارند.
در این مسیر ممکن است دولت و حاکمیت خیلی از نهادها را قربانی اولویتهای خود کند. واقعیت این است که هر دستگاه و ساختاری که دولتی شد به دلایل ناکارآمدی و سیاست ورزی به ورطه نابودی افتاد. به سمتی نرویم که دولت کل این نهاد و ساختار را یکجا در اختیار بگیرد و چیزی از استقلال آن باقی نماند. این اتفاق با توضیحاتی که داده شد، قطعا و به هیچ وجه تامین کننده خواسته ها و امیال کارفرمایان و صاحبان صنایع نخواهد بود.
البته یادآور شوم این گفتار به معنای نادیده گرفتن مشکلات و ضعف ها نیست. فقط لازم است بدانیم که تامین اجتماعی از خود ماست و تضعیف آن بر خود ما اثر منفی خواهد گذاشت.







