در یکی از شبهای پراضطراب جنگ کارشناس آزمایشگاه با کمبود ذخیره بانک خون روبهرو شد اما با تلاش و دعا توانست جان یک سرباز مجروح را نجات دهد
۱۴۰۵/۰۱/۰۸ | ۱۸:۴۱
رد پای یک پرونده
گاهی یک پیگیری ساده در میان انبوه پروندهها، سالها بعد در جایی دورتر دوباره به زندگی برمیگردد؛ نه در قالب یک سند اداری، بلکه در شکل خاطرهای که هنوز زنده است
۱۴۰۵/۰۱/۰۸ | ۱۳:۳۳
پیرمرد پرتقالی
صبحی پر از خستگی و دلنگرانی در آزمایشگاه درمانی، با دیدار مردی تنها و یک قند خون خطرناک آغاز شد و با چند پرتقال و دعایی ماندگار به خاطرهای فراموشنشدنی تبدیل شد
۱۴۰۵/۰۱/۰۸ | ۱۲:۵۶
یک سوءتفاهم در سالن اجرائیات
رویارویی پرتنش یک دستفروش با کارکنان شعبه، در نهایت به کشف یک اشتباه ساده و آشنایی او با خدمات بیمهای تأمیناجتماعی انجامید
۱۴۰۵/۰۱/۰۸ | ۱۲:۲۵
لبخندی که ترس را شکست
روایت یک کارمند آزمایشگاه درمانگاه تأمیناجتماعی تویسرکان از نخستین روز کاری؛ روزی که فهمید گاهی یک لبخند و چند لحظه همدلی میتواند بخشی از درمان باشد
۱۴۰۵/۰۱/۰۷ | ۱۶:۲۵
نوروز در بخش نوزادان
روایت پرستاری از کشیکهای نوروزی، میان دوری از خانواده و تولد نوزادانی که امید و زندگی را در دل درمانگران زنده میکردند
۱۴۰۵/۰۱/۰۷ | ۱۶:۰۶
از تجربه بیکاری تا فهم خدمت
تجربه سالهای بیکاری برای یک کارشناس بیمه، به سرمایهای برای همدلی با مراجعان تبدیل شد؛ جایی که فهم رنج انتظار، معنای خدمت را عمیقتر کرد
۱۴۰۵/۰۱/۰۷ | ۱۴:۰۵
وقتی شوخی جدی شد
اولین روز کاری یک کارشناس فناوری اطلاعات با شوخی صمیمانه همکاران آغاز اما به آزمونی واقعی از صبوری، همدلی و مسئولیتپذیری در برابر دغدغه یک خانواده تبدیل شد
۱۴۰۵/۰۱/۰۷ | ۱۱:۵۳
جایی که زندگی ثبت می شود
روایت سالهای خدمت یک کارمند نامنویسی که میان مادری و مسئولیت اداری، دقت را بر سرعت ترجیح داد و احترام به مراجعان را بخشی از درمان دانست
۱۴۰۵/۰۱/۰۷ | ۱۱:۱۶
یک تردید نجاتبخش
در یکی از نخستین روزهای کاری در بیمارستان فیاضبخش تهران، تردید یک ماما نسبت به تشخیص اولیه پزشک، مسیر درمان را تغییر داد و سرنوشت نوزادی را نجات داد
۱۴۰۵/۰۱/۰۷ | ۱۱:۰۶
یک سوءتفاهم اداری
در یکی از روزهای کاری شعبه دهلران، سوءبرداشت از یک کلمه ساده میان کارمند جوان و بازنشستهای معترض، ماجرایی طنزآمیز ساخت که سالها بعد هم با شوخی یاد میشود