بیست و ششم شهریورماه، روزی است که به نام «اورژانس و فوریتهای پزشکی» در تقویم سلامت نقش بسته است؛ روزی برای پاسداشت فرشتگانِ خط مقدمِ درمان که با هر ضربان قلب و هر ثانیه، برای نجاتِ یک لبخندِ دوباره میجنگند. در آستانه این روز، خبرنگار تامین24 به سراغ صدیقه فخار، سرپرستار باسابقه بخش اورژانس بیمارستان تأمین اجتماعی سلمان فارسی بوشهر رفته است؛ کسی که ۱۵ سال از عمر خود را در بحبوحه حوادث و در سنگرِ ثانیهها گذرانده است. او در این گفتگو از دغدغههایش، ارتقای عملکرد اورژانس تأمین اجتماعی بوشهر در رتبهبندی کشوری و شبهای پرمخاطرهای میگوید که پرسنل این مرکز حتی زیر آوارِ بحران، سنگرِ خود را خالی نکردند. این شما و این هم روایتی از جنس ایثار.
- شما به عنوان سرپرستاربخش اورژانس، جایگاه این بخش و پزشکان آن را در ارائه اقدامات فوری درمانی چگونه توصیف میکنید؟
اورژانس بیمارستان صرفاً به یک گروه خاص اختصاص ندارد؛ بلکه یک کار کاملاً گروهی و تیمی است. پشتِ تمامِ کارهایی که برای بیماران انجام میشود، تیمی قوی از پزشکان، پرستاران، نیروهای حراست و خدمات بهداشتی قرار دارد. در اورژانس، «ثانیه» تعیینکننده است. شاید در زندگی روزمره به ثانیهها اهمیت ندهیم، اما ما در اورژانس بارها دیدهایم که یک ثانیه چقدر برای نجات جان یک بیمار، برای حیات دوباره و بازگشت لبخند به یک خانواده، حیاتی است. پزشک اورژانس به عنوان خط مقدم درمان، مسئولیتی فوقالعاده سنگین دارد؛ چرا که بدون داشتن پیشینه بالینی و تنها با تکیه بر علائمِ ظاهرِ بیمار، باید تصمیمات بزرگ و حیاتی بگیرد. آنها لیدرِ مسیر درمان هستند.
- جایگاه متخصصان طب اورژانس در این فرآیند چیست و وضعیت دسترسی بیماران به متخصصین را چگونه ارزیابی میکنید؟
نقش متخصص طب اورژانس در بیمارستان ما بسیار پررنگ است. خوشبختانه ما در بیمارستان سلمان فارسی به صورت ۲۴ ساعته و در هر ساعت از شبانهروز، متخصص طب اورژانس مستقر داریم که لیدرِ تیم درمان است. در مرحله بعد، سایر متخصصان (داخلی، جراحی، اطفال، نورولوژی و...) وارد عمل میشوند. وقتی بیمار به ما مراجعه میکند، یعنی اعتمادش را به ما سپرده است. طبق آمارهای ما و با توجه به اهمیتی که ریاست بیمارستان برای رسیدگی به بیماران قائل است، ویزیت توسط متخصصان در کمترین زمان انجام میشود و تعیین تکلیف بیماران زیر ۶ ساعت صورت میگیرد؛ این یک آمار موفق و بالقوه در سطح استان بوشهر است که جای خوشحالی دارد.
- با توجه به رصد آمارها، عملکرد اورژانس تأمین اجتماعی بوشهر در مقایسه با سایر مراکز کشور چگونه است؟
ما در سال ۱۴۰۲ بین بیمارستانهای ۲۰۰ تا ۳۰۰ تختخوابی کشور، در رتبه پانزدهم بودیم. اما با تلاش تیم، خوشبختانه در گزارش جدید که به تازگی به دستم رسیده، به رتبه چهارم کشور رسیدهایم و امتیاز ما از ۵۰ به ۷۱ ارتقا یافته است. این پیشرفت ۴ پلهای و امتیاز ۷۱، نشاندهنده عملکرد مطلوب و خدمترسانی سریع به مردم است و نشان میدهد مردم ما از نعمت یک مرکز درمانی کارآمد برخوردارند که در سریعترین حالت ممکن به حوادث رسیدگی میکند.
- با توجه به فشار کاری در مراکز درمانی تأمین اجتماعی، انگیزه شما برای ادامه این مسیر طی ۱۵ سال چه بوده است؟
استان بوشهر بیشترین تعداد بیمه شده را دارد و این وظیفه ما را سنگینتر میکند. من پنج سال است که مسئول اورژانس هستم و انگیزه من چیزی جز «خدمترسانی» نبوده است؛ این اغراق نیست. وقتی میبینیم مردم تحت فشارهای اجتماعی و اقتصادی هستند، رفع حتی گوشهای از مشکلات آنها – ولو با یک داروی ساده – برای ما رضایتبخش است. خانوادهام همیشه میگفتند اورژانس آدم را پیر میکند، اما من با وجود داشتن ۱۵ سال سابقه و امکان رفتن به بخشهای آرامتر، هیچجای بیمارستان را با اورژانس عوض نمیکنم. اینجا فوقالعاده پویاست و هر روز چیز جدیدی یاد میگیریم.
- آیا عادی شدنِ از دست دادن بیماران برای کادر درمان حقیقت دارد؟ چگونه با فشارهای روحی آن کنار میآیید؟
هرگز برای هیچکدام از ما عادی نشده است. ما نمیتوانیم عادی باشیم، چون مدام خودمان را جای همراه بیمار میگذاریم. با این حال، مجبوریم برای انجام کارمان «محکم» باشیم. ما در اورژانس گریههای پنهانی داریم؛ پشت در اتاق احیا، وقتی نمیتوانیم کاری برای یک جوان یا کودکی انجام دهیم، اشک میریزیم. اما بزرگترین پاداش ما دیدنِ دوباره همان بیماران است. به یاد دارم همراه بیماری که چند سال پیش برای نجات فرزندش با من بحث کرده بود، مرا دید و گفت فرزندش الان مردی شده است؛ شنیدن همین جمله برای من بار معنوی بیشتری نسبت به هر تشکر زبانی داشت.
- درباره همکاری با نظام سلامت در بحرانها و حوادث، بیمارستان سلمان فارسی چه نقشی ایفا کرده است؟
ما به عنوان دومین بیمارستان بزرگ استان بعد از خلیج فارس، همکاری تنگاتنگی با حوزه سلامت داریم. در بسیاری از بحرانها یا حوادث ترافیکی سنگین، ما خط اول خدمترسانی هستیم. به عنوان مثال، در اسفندماه ۱۴۰۵ که بیمارستان خلیج فارس به دلیل جنگ از چرخه درمان خارج شد، بیمارستان ما به عنوان تنها مرکزِ فعالِ استان، بارِ سنگینی را به دوش کشید.
- اشاره کردید به شرایط بحرانی اسفندماه؛ در آن ایام پرخطر، پرسنل شما چگونه رفتار کردند؟
-در آن ایامِ جنگی، فشار زیادی به سازمان و پرسنل وارد شد، اما موضوعی که کمتر دیده شد، ایثار کادر درمان ما بود. ما ۵۴ پرستار، ۷ بهدار و ۷ منشی در اورژانس داریم (حدود ۷۰ نفر). حتی یک نفر از این ۷۰ نفر در آن شرایط بحرانی، سنگر را خالی نکرد. من خودم بومی بوشهر نیستم، بچه هایم را به مناطق امن فرستادم و خودم در آن غربت تنها ماندم. بسیاری از همکارانم هم فرزندان خود را به شهرهای مجاور فرستادند و خودشان ماندند. هر دو پرستار اورژانس ما نیز فرزند دو سالهشان را به شیراز فرستادند و خودشان برای خدمت برگشتند؛ این چیزی جز عشق نیست.
حتی یادم میآید روزی که شیشه های اورژانس در اثر حوادث پایین آمد، تنها کاری که کردیم این بود که بیماران را از زیر شیشهها به جای امنتری منتقل کردیم. هنوز هم اتاقها و دیوارهایی که آسیب دیده، تعمیر نشده است. شبهایی که اعلام میشد قرار است حمله شود، دردناکترین شبهای زندگی ما بود چون نمیدانستیم فردا بچه هایمان را میبینیم یا نه، اما همه ما با وجود ترس، در بیمارستان حضور داشتیم؛ چون میدانستیم مردم به ما نیاز دارند.
- مهمترین دغدغههای فعلی شما در اورژانس چیست؟
دغدغههای ما مشخص است؛ ارائه خدمات ایمن در کمترین زمان ممکن، اولویت اول ماست. بهسازی و بهروزرسانی تجهیزات و فضای فیزیکی اورژانس از دغدغههای اصلی ماست که در کمیتههای تخصصی بیمارستان با حضور تیم مدیریتی بررسی میشود. در نهایت، شاخص اصلی ما «رضایتمندی مراجعین» است؛ موضوعی که مدیریت بیمارستان روی آن توجه ویژهای دارد و ما از هیچ تلاشی برای ارتقای حتی یک درصدی این رضایتمندی فروگذار نمیکنیم.
-در خصوص میزان ورودی بیماران به بخش اورژانس بیمارستان سلمان فارسی، به طور میانگین در طول سال چه آماری ثبت میشود و برای مدیریت و ساماندهی رسیدگی به این حجم از بیماران چه تمهیداتی اندیشیدهاید؟
به طور میانگین سالانه حدود ۱۳۰ هزار مراجعه به اورژانس بیمارستان داریم و از این میان، بالغ بر ۴۵ هزار مورد نیز منجر به بستری در بخش اورژانس میشود که رقمی بسیار چشمگیر و از بالاترین آمارها در سطح استان به شمار میرود. برای تسریع در روند خدماترسانی، ساماندهی این حجم از مراجعین و اولویتبخشی به بیماران بدحال، سیستم تریاژ فعال ما به عنوان گلوگاه اصلی به صورت ۲۴ ساعته و در تمام ساعات شبانهروز با بهرهگیری از پرسنل متبحر و باتجربه خدمترسانی میکند؛ چرا که در فلسفه اورژانس مفهوم نوبتبندی زمانی معنا ندارد و درجه وخامت حال بیمار و لزوم نجات جان وی، تقدم و ارجحیت ارائه خدمت را مشخص میسازد. این آمار سنگین، گویای تکاپو، آمادهباش و فعالیت بیوقفه همکاران من در طول شبانهروز است.
- آمار احیا (CPR) و مرگومیر در اورژانس شما در مقایسه با شاخصها و میانگین کشوری در چه وضعیتی قرار دارد؟
این شاخصها ماهیانه به طور مستند به مدیریت و ریاست بیمارستان اعلام میشود. در خصوص موارد احیای قلبیریوی (CPR)، در سال گذشته ۴۳ مورد احیای موفق داشتهایم و نسبت احیای ناموفق ما ۵۷ درصد بوده است. اگر این عدد را با میانگین و استاندارد مورد انتظار کشوری (که شاخص مرگومیر و ناموفق بودن احیا در حدود ۵۵ درصد تعریف میشود) مقایسه کنیم، شرایط ما در تراز مطلوب و در محدوده استانداردهای کشوری ارزیابی میشود. همچنین در راستای کاهش آمار تلفات بیماران بدحال، اتاق احیای تخصصی (اتاق CPR) را به تمامی ملزومات و تجهیزات پیشرفته از قبیل دستگاه ونتیلاتور، مانیتورینگهای علائم حیاتی، ترالیهای احیا و دستگاه دیسیشوک مجهز کردهایم و مهمتر از آن، پرسنلی مجرب و ماهر در این واحد مستقر ساختهایم. عمده موارد فوت یا احیای ناموفق ما مربوط به بیماران استیج پایانی (مراحل پیشرفته بیماری)، سالخوردگان بسیار ناتوان یا بیمارانی است که متأسفانه در لحظات واپسین حیات به اورژانس رسانده میشوند.
- وضعیت میانگین زمان انتظار بیماران برای دریافت نخستین خدمات درمانی به چه صورت است و چه برنامهای برای به حداقل رساندن این زمان دارید؟
مدیریت زمان انتظار، شاخصی بسیار حساس در پروتکلهای کشوری است. در بخش ما زمان انتظار برای بیماران سطح یک تریاژ دقیقاً «صفر» است؛ برای سطح دو حداکثر ۲ دقیقه و برای بیماران سطح سه بین ۵ تا ۷ دقیقه تعریف شده که با حضور مداوم دو پزشک عمومی مستقر در اورژانس و هماهنگی کادر درمان، این استاندارد زمانی به دقت رعایت میشود. در مواقع بروز بحران یا مواجهه با مراجعین انبوه (Mass Casualty)، بلافاصله با فراخوان نیروهای پشتیبان پزشکی و پرستاری و همچنین کادر درمانگاه، ظرفیت خدمترسانی را ارتقا میدهیم تا وقفهای در پذیرش پیش نیاید. البته در بحرانهای خاص و هجوم یکباره دهها مصدوم و بیمار بدحال، ناگزیر تقدم مداخله طبق تریاژ بالینی بازتنظیم میشود.
- در حال حاضر وضعیت فیزیکی، ظرفیت تختها و تجهیزات اورژانس سلمان فارسی چگونه است و چه برنامههایی برای توسعه آن در دستور کار دارید؟
اورژانس ما دارای ۳۰ تخت فعال بستری شامل ۲۰ تخت بزرگسال، ۷ تخت اطفال، یک تخت تخصصی احیا (CPR) و یک اتاق ایزوله مجزا است. افزون بر این، در واحد مراقبت سریع یا همان فستترک (که عموماً به تزریقات و درمانهای سرپایی موسوم است) نیز ۷ تخت فعال در مدار داریم و مجموعاً نزدیک به ۷۰ نیروی انسانی متعهد در این بخش مشغول به خدمت هستند. به لحاظ تجهیزات فناورانه، از دستگاه سونوگرافی پرتابل بر بالین گرفته تا ونتیلاتورها، دیسیشوکها و مانیتورها، منطبق بر استانداردهای روز کشوری تجهیز شدهایم. همچنین امکانات فضایی شامل اتاق عمل سرپایی، اتاق گچگیری، اتاق ایزوله و احیا به طور کامل دایر است. با این حال، به دلیل ضرورت انطباق کامل با الگوهای نوین فیزیکی، طرح بازسازی ساختاری اورژانس بهویژه بهینهسازی محوطه تریاژ با نگاه مثبت مدیریت درمان تأمین اجتماعی استان در قالب برنامههای کلان عمرانی گنجانده شده و انشاءالله با پایان سایر پروژههای عمرانی بیمارستان، فاز تغییرات بنیادین اورژانس نیز به مرحله اجرا درخواهد آمد.
- در این سالها حتماً لحظات عاطفی زیادی را تجربه کردهاید. آیا خاطرهای هست که بعد از سالها هنوز در ذهنتان مانده باشد؟
در پرستاری ثانیه به ثانیه آن سرشار از خاطره است؛ گاه شیرین، گاه اشکبار. گذشته از ایام پراضطراب جنگ و بحرانها که زخمهای عمیقی بر روح همه ما نشاند، یکی از سنگینترین و دردآورترین خاطرات زندگیام مربوط به شیفت شبی بود که برای رفتن به بیمارستان آماده میشدم. پسرم که در آن زمان طفلی یکساله و شیرخوار بود، به دنبالم دوید، سرش به چارچوب در اصابت کرد و شکاف عمیقی برداشت؛ تا جایی که ۳ الی ۴ سانتیمتر از سرش باز شد. با اضطراب شدید او را به اورژانس رساندیم. در آن زمان دکتر دشتی، شیفت طب اورژانس بودند؛ سر پسرم بخیه شد اما به دلیل ابتلای قبلیاش به کرونا در نوزادی و مضرات اشعه، دکتر سیتیاسکن را صلاح ندانست و گفت خودت به عنوان مادر و پرستار باید هوشیار باشی و در منزل علائم خطر را زیر نظر بگیری.
شیفتم جابهجا شد و به خانه برگشتم؛ اما ساعت ۹ شب تماس گرفتند که اورژانس بیش از اندازه شلوغ و بحرانی است و باید فوراً بیایی. من طفل آسیبدیدهام را رها کردم و به بیمارستان بازگشتم. تمام آن شب، تماس تصویری تلفن همراه همسرم روی چهره پسرم باز بود و من در کشاکش کار با چشمان اشکبار از راه دور او را میپاییدم. در همان بحبوحه، همراه بیماری نزدم آمد و با استیصال از بیماری فرزندش گلایه کرد؛ تنها کلامی که با بغض به او گفتم این بود: برو خدا را شکر کن که فرزندت اگر بیمار است، دستکم سایه مادری بالای سرش دارد. آن شب بیتردید تلخترین و شکنندهترین شیفت کاری ۱۵ سال خدمتم بود و هنوز هم وقتی به اثر زخم روی سر پسرم مینگرم، آن حسرت و غربتِ غیبت بر بالین فرزندم برایم تازه میشود.
- با تمام این مصائب و تلخیها، اگر به عقب بازگردید، آیا باز هم پرستاری را برمیگزینید؟
- واقعیت این است که زمان انتخاب این رشته، خانوادهام مخالف بودند؛ معتقد بودند شغل طاقتفرسایی است و مثلاً حرفه معلمی برای یک زن آرامش بیشتری به همراه دارد. البته در این سالها زیر فشار کاری گاهی خسته و مستأصل شدهام، اما اگر بارها به عقب برگردم، باز هم بیدرنگ پرستاری را انتخاب خواهم کرد. خدمت به خلق و نجات جان یک انسان رنجدیده، موهبت و آزمونی الهی است و هیچ رسالتی بالاتر از این نیست. خانواده و همسرم نیز هرچند گاهی از این فشارهای فرساینده گلایه دارند، اما این مسیر و این تعهد انسانی را پذیرفته و در کنارم ایستادهاند.
- شما سالها در خط مقدم درمان، از کرونا تا بحرانهای مختلف، حضور داشتهاید. در پایان، چه مطالبهای از مردم و مسئولان دارید؟
از مردم عزیز صمیمانه استدعا دارم شرایط فرساینده و سخت کادر درمان را لمس و ما را درک کنند. هنگامی که به اورژانس مراجعه میکنند، بدانند اولویتبندی تریاژ نه از سر بیتفاوتی، بلکه بر پایه شتاب برای نجات جان انسانی است که شاید تنها چند ثانیه با مرگ فاصله دارد. ما همواره در کنار دردهای آنان هستیم، اما شکیبایی و همراهی مردم، بزرگترین تکیهگاه ما در ایفای بینقص رسالتمان است.
مطالبهام از مسئولان این است که پرسنل اورژانس بهویژه پرستاران عزیزرا ویژهتر و دقیقتر ببینند. پرسنل اورژانس چند برابر ظرفیت جسمانی خود در کشاکش تنشها، استرسها و کدهای مکرر احیا کار میکنند؛ استرسی که حتی در دقایق سکون نیز دست از سر کادر درمان برنمیدارد. بزرگترین سرمایه هر سازمانی، نیروی انسانی آن است؛ اگر این نیروهای فداکار دچار فرسودگی و بیانگیزگی شوند، برترین تجهیزات پزشکی نیز بیحاصل خواهد بود.