سازمان تأمیناجتماعی، بهعنوان بزرگترین نهاد بیمهگر اجتماعی کشور که حدود ۵۶ درصد جمعیت را تحت پوشش دارد، از دیماه ۱۴۰۳ تدوین و اجرای طرحهای تحولآفرین و توسعهمحور را با جدیت بیشتری دنبال کرده است؛ طرحهایی که نقطه عزیمت آنها، نه صرفاً تغییر ابزارها، بلکه بازتعریف رابطه میان بیمه، اشتغال و فناوری است. مدیریت تعهدات بیمهای، تسهیل خدمات برای فعالان اقتصادی و ایجاد امکان پوشش بیمهای کسبوکارهای نوین، در این مسیر اهمیتی دوچندان یافتهاند. این رویکرد را میتوان نشانهای از تلاش سازمان برای همگامی با بازاری دانست که دیگر با قواعد دیروز اداره نمیشود.
بازار کار امروز، آرام و بیسر و صدا، بسیاری از تعریفهای سنتی خود را پشت سر گذاشته است. کارفرمای فیزیکی در مواردی جای خود را به کارفرمای مجازی داده و اشتغال از کارگاه و دفتر به پلتفرم، شبکه و فضای دیجیتال منتقل شده است. در چنین اقتصادی، اجرای قانون با همان رویههای گذشته، الزاماً به عدالت بیمهای منجر نمیشود. مشاغل نوین به سازوکارهایی نیاز دارند که هم واقعیت این روابط کاری را بشناسند و هم امکان وصول حقبیمه و برخورداری شاغلان از حمایت اجتماعی را فراهم کنند. قوانین موجود نیز برای تحقق این هدف، به رویههای اجرایی تازه و هماهنگی میان حوزههای بیمه، درمان و فناوری اطلاعات نیاز دارند.
در این میان، حرکت به سوی «تأمیناجتماعی هوشمند» بیش از آنکه یک انتخاب فناورانه باشد، ضرورتی برای اداره نهادی با این مقیاس است. هوشمندسازی صدور مفاصاحساب کارفرمایان، اصلاح فرایند محاسبه حقبیمه قراردادهای پیمانکاری و اجرای طرح لیست هوشمند حقبیمه، از جمله اقداماتی است که در چارچوب برنامههای ابلاغی و در راستای ماده ۴ قانون برنامه هفتم پیشرفت دنبال شدهاند. تکمیل و ارسال هزاران فهرست بهصورت هوشمند، علاوه بر کاهش خطاهای انسانی، به شفافیت اطلاعات و جلوگیری از انباشت بدهی کارفرمایان کمک کرده است. داده دقیق و بهروز، در چنین سازمانی صرفاً ابزار مدیریت نیست؛ زیرساخت تصمیمگیری، هدفگذاری و تحقق عدالت اجتماعی است.
اهمیت این تحول زمانی روشنتر میشود که بدانیم گسترش پوشش بیمهای مشاغل نوین، یک بازی دوسربرد است. شاغلان تازهوارد به بازار کار از امنیت و حمایت اجتماعی برخوردار میشوند و سازمان نیز از محل بیمهپردازی آنان، منابع جدیدی برای ایفای تعهدات خود به دست میآورد. البته بخشی از این طرحها پیش از این نیز به شکلهای مختلف در جریان بودهاند؛ تفاوت امروز در اراده برای شتاب دادن به اجرا، یکپارچهسازی فرایندها و تبدیل ایدهها به رویههای پایدار است. اگر این مسیر با رصد مستمر و اتکا به دادههای معتبر ادامه یابد، حاصل آن میتواند خدماتی دقیقتر، سریعتر و عادلانهتر باشد؛ تحولی که در نهایت، هوشمندی را از یک شعار فناورانه به تجربهای ملموس برای میلیونها بیمهشده تبدیل خواهد کرد. در این مسیر، سنجشپذیری نتایج، پاسخگویی نهادی و دسترسی امن به دادهها نیز باید همپای فناوری پیش برود تا اعتماد به این تحول تقویت شود.