به گزارش تأمین 24، افزایش بیمهشدگان در چارچوب اشتغال رسمی بر پایداری منابع سازمان تأمین اجتماعی بسیار تأثیرگذار است و نقش متغیرهای کلیدی مانند رشد اقتصادی و اعلام دستمزد واقعی نیز در این موضوع قابل توجه است.
باید گفت: رشد ورودیها جان صندوقهای بازنشستگی را نجات میدهند؛ به نوعی نقش اشتغال پایدار در منابع بیمهای بسیار برای همه روشن است. همچنین رشد بیمهشدگان و واقعیسازی دستمزدها نیز میتواند راهی به سوی پایداری تأمین اجتماعی باشد.
افزایش ورودیها؛ درمان کسریها
افزایش تعداد بیمهشدگان اجباری، که عمدتاً از طریق اشتغال رسمی شکل میگیرد، تأثیر مستقیم و مثبتی بر درآمدهای جاری سازمان دارد. هر کارگر جدید، با ورود به چرخه بیمه، سهم ۳۰ درصدی حقبیمه (شامل ۲۳ درصد سهم کارفرما و ۷ درصد سهم کارگر) را به جریان منابع صندوق اضافه میکند.
این منابع جدید، حداقل در کوتاهمدت، میتواند به تأمین بخشی از تعهدات جاری (مانند پرداخت مستمری بازنشستگان فعلی) کمک کرده و از ناترازی فوری بکاهد. با این حال، این افزایش ورودی تنها زمانی به پایداری بلندمدت کمک میکند که از رشد تعداد بازنشستگان و هزینههای درمانی پیشی بگیرد و نسبت پشتیبانی (نسبت شاغلان به بازنشستگان) را بهبود بخشد.
نرگس اکبرپور روشن، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، گفت: افزایش آمار بیمهشدگان در چارچوب اشتغال رسمی و بیمهپردازی آنان، همواره در رشد منابع سازمان تأمین اجتماعی تأثیرگذار بوده است. این تأثیر در پایداری این نهاد بیمهای نیز مؤثر واقع خواهد شد. در واقع میتوان گفت که توسعه بیمهای، رشد منابع تأمین اجتماعی و پایداری سازمانی این نهاد بیمهگر بهطور مستقیم با یکدیگر در ارتباط هستند.
اکبرپور روشن در گفتوگو با تأمین 24 افزود: در شرایط عادی، افزایش منابع تأمین اجتماعی منجر به بهرهمندی جامعه شرکای اجتماعی از انواع خدمات این سازمان خواهد شد. روند افزایشی اشتغال رسمی و متعاقب آن رشد بیمههای اجباری و منابع حاصل از آن نیز بر کمیت و کیفیت سرویسهای تأمین اجتماعی اثرگذار است.
وی ادامه داد: باید دانست که افزایش ورودی تأمین اجتماعی ناشی از جذب بیمهشدگان چه تأثیری در تعهدات این سازمان نسبت به بیمهشدگان دارد. بنابراین در کنار رشد عددی بیمهشدگان، لازم است کیفیت بیمهای آنان نظیر بیمه اجباری و میزان درصد حقبیمه این گروهها نیز مورد توجه باشد یعنی تناسب بین تعداد جذب بیمهشدگان جدید و تعهدات سازمان در قبال آنان لحاظ شود.
به گفته او، شاید نتوانیم بگوییم که افزایش تعداد بیمهشدگان همیشه مفید خواهد بود و ممکن است اثرات نامطلوبی هم داشته باشد. بنابراین باید آثار بلندمدت این پدیده را روی تعهدات مشاهده کرد. با توجه به ارزیابی واقعی مشخص خواهد شد که هر بیمهشده چقدر به منابع اضافه میکند و چه میزان از تعهدات را محقق میکند. در این شرایط است که کیفیت بیمهشدگان بسیار مهم جلوه میکند.
شمشیر دولبه؛ اشتغال، رشد اقتصادی و پوشش بیمهای
سازمان تأمین اجتماعی برای جذب بیمهشدگان جدید، به شدت به عملکرد اقتصاد در خلق فرصتهای شغلی رسمی وابسته است. رابطه به این صورت است که اشتغال رسمی بیشتر به اقتصاد پویا منجر میشود و از طرفی دیگر هم ورودی بیمهشدگان بیشتر نی اشتغال رسمی بیشتر را در پی خواهد داشت.
در شرایط رونق اقتصادی، کسبوکارها رشد میکنند و تمایل بیشتری به استخدام نیروی کار به صورت رسمی و شفاف دارند. همچنین با افزایش تعداد کارگاهها و کارگران رسمی، پوشش بیمهای اجباری گسترش مییابد و در نتیجه، درآمدهای حقبیمه سازمان افزایش مییابد.
اما چالش اصلی در چیست؟ آمارهای اخیر نشان میدهد که در سال جاری روند کاهشی در حوزه اشتغال در کشور وجود داشته است. این روند نزولی در اشتغال، تهدیدی جدی برای ورودیهای صندوقهای بازنشستگی همچون تأمین اجتماعی محسوب میشود و نشان میدهد که ناتوانی اقتصاد در ایجاد شغل، به معنای ناتوانی تأمین اجتماعی در جذب منابع جدید است.
همچنین، گسترش اقتصاد غیررسمی و فرار بیمهای از دیگر موانع اصلی است که باعث میشود بسیاری از شاغلان واقعی، تحت پوشش بیمه قرار نگیرند و سهمی در تأمین مالی صندوق نداشته باشند.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی گفت: درست است که بیمههایی نظیر دانشجویان و زنان خانهدار در قالب بیمه فراگیر خانواده ایرانی برای بیمهشدگان و تأمین اجتماعی مفید بوده و گسترش چتر بیمهای را از طریق بیمهپردازی موجب شده اما از نظر پایداری منابع اثرات کمتری نسبت به بیمهشده اجباری و مشاغل رسمی دارد. بیمهشدگان از نوع بیمه اجباری با داشتن وضعیت اشتغال رسمی در افزایش منابع بسیار تأثیرگذارتر هستند.
وی ادامه داد: به هر اندازه اقتصاد در خلق فرصتهای شغلیِ رسمی، باکیفیت و شایسته موفق و تأثیرگذار باشد، به همان اندازه سازمان تأمین اجتماعی میتواند بیمهشدگانی را جذب کند که در پایداری منابع این سازمان نقش بیشتری داشته باشند. در این وضعیت نسبت بیمهپردازان به مستمریبگیران در قالب ضریب پشتیبانی افزایش مییابد.
وی ادامه داد: در واقع این نسبت هرچقدر بیشتر شود به نفع سازمان تأمین اجتماعی، بیمهشدگان و مستمریبگیران خواهد بود. یکی از موضوعات مهم در این زمینه تعداد بیمهپردازان رسمی و شرایط بیمهشدن این افراد است؛ زیرا وقتی اشتغال رسمی باشد مدت ماندگاری صندوقهای بیمهای و زمان بیمهپردازی بیمهشدگان بیشتر و احتمال اینکه درآمد اظهارشده آنان به واقعیت نزدیکتر باشد بالاتر است.
اعلام دستمزد واقعی؛ کلید طلایی پایداری
یکی از مهمترین و مغفولماندهترین عوامل تأثیرگذار بر پایداری منابع، موضوع اعلام دستمزد واقعی است. حقبیمه به صورت درصدی از حقوق و مزایای مشمول بیمه محاسبه میشود. اگر کارفرمایان برای کاهش هزینههای خود، حقوق کارگران را کمتر از مبلغ واقعی در لیستهای بیمه اعلام کنند، دو آسیب جدی به سازمان وارد میکند.
کاهش درآمد جاری که حقبیمه دریافتی به مراتب کمتر از مقدار واقعی خواهد بود. کاهش تعهدات بلندمدت یکی دیگر از این آسیبها است. مستمری بازنشستگی کارگر نیز بر اساس میانگین حقوق مشمول بیمه محاسبه میشود. با تحتاعلامی حقوق، حقوق بازنشستگی فرد نیز پایین میآید که خود یک چالش معیشتی برای بازنشستگان است.
بنابراین، نظارت دقیق بر اعلام دستمزدهای واقعی، نه تنها به افزایش درآمدهای جاری سازمان کمک میکند، بلکه زمینه را برای تأمین یک زندگی شرافتمندانه برای بازنشستگان آینده فراهم میسازد و در بلندمدت به پایداری صندوق میانجامد.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی افزود: مسائل اشاره شده در ارتباط با فعالیت در مشاغل قانونی و رسمی و اعمال دستمزد واقعی در لیست ارسالی به تأمین اجتماعی هم برای صندوقهای بیمهای و هم فرد بیمهشده مهم خواهد بود. بهطور مشخص این تأثیرگذاری در دوره بازنشستگی و حقوقبگیری افراد از سازمان تأمین اجتماعی تأثیر خود را برای افراد روشن خواهد کرد.
به گفته وی، در نقطه مقابل به هر اندازه دستمزد اعلام شده در لیست حقبیمه بیمهشدگان غیرواقعیتر باشد، مستمری دریافتی آنان تناسب لازم را با دوران بیمهپردازی و اشتغال این افراد نخواهد داشت و این موضوع به زیان آنان تمام میشود. گسترش چتر بیمهای یکی از اقدامات مؤثر در سازمان تأمیناجتماعی به شمار میرود و معتقدم که باید پوشش بیمهای را گسترش دهیم؛ زیرا این موضوع برای آینده کشور و فرد بیمهشده مفید است.
اکبرپور روشن افزود: برای آینده کشور هم باید این مسأله مورد توجه باشد که ایجاد فرصتهای شغلی پایدار و رسمی در راستای بهبود وضعیت سازمان تأمین اجتماعی برای اجرای تعهدات همهجانبه این نهاد به افراد تحتپوشش تأثیرگذار خواهد بود.
چالشهای بزرگتر، کاهش نسبت پشتیبانی و بدهی دولت
افزایش ورودی بیمهشدگان، اگرچه یک ضرورت است، اما نمیتواند بهتنهایی مشکل کسری ساختاری صندوقها را حل کند. دو چالش اصلی در این شامل کاهش نسبت پشتیبانی و بدهی انباشته دولت است.
در بخش کاهش نسبت پشتیبانی؛ با افزایش امید به زندگی و کاهش نرخ باروری، جمعیت بازنشسته سریعتر از جمعیت شاغل رشد میکند. این یعنی تعداد افرادی که از صندوق برداشت میکنند، همیشه بیشتر از تعداد افرادی خواهد بود که به صندوق پول واریز میکنند.
همچنین یکی از عوامل اصلی ناترازی صندوقها، بدهیهای سنگین دولتهای مختلف به سازمان تأمین اجتماعی است که بهموقع پرداخت نشده و به مرور زمان افزایش یافته است.
رونق اشتغال رسمی، گامی ضروری اما ناکافی
افزایش آمار بیمهشدگان در قالب اشتغال رسمی، یک نیاز اساسی برای جلوگیری از تشدید ناترازی صندوقهای بازنشستگی است. هر شغل رسمی جدید، به معنای یک منبع درآ مد پایدار برای سازمان تأمین اجتماعی است. با این حال، برای تحقق پایداری بلندمدت، این راهکار باید در کنار یک بسته سیاستی جامع دیگر اجرا شود که شامل اصلاح ساختار سن بازنشستگی، کاهش اقتصاد غیررسمی، وصول بدهیهای دولت، و اعمال نظارت دقیق بر اعلام دستمزدهای واقعی باشد.
به عبارت دیگر، رونق اشتغال، موتور محرکه صندوق است، اما برای اینکه این موتور به سلامت مسیر خود را ادامه دهد، نیاز به یک سیستم مدیریتی و نظارتی قوی و اصلاحات ساختاری بنیادین دارد.