به گزارش تأمین ۲۴، وضعیت بازنشستگان تحت پوشش بزرگترین صندوق بازنشستگی کشور، یعنی سازمان تأمین اجتماعی به دلیل پرداخت به موقع مستمریها در شرایط بحرانی قرار ندارند، اما وضعیت اقتصادی و تورم کشور بر این گروهها تأثیرگذار خواهد بود و زندگی بسیاری از بازنشستگان تحت تأثیر این شرایط حوزه اقتصاد قرار میگیرد.
با وجود این، سازمان تأمین اجتماعی با پنج میلیون بازنشسته و مستمریبگیر تحت پوشش خود، ماهانه مبلغ ۱۰۰ هزار میلیارد تومان بابت مستمری به همه این گروههای مشمول پرداخت میکند اما همه این افراد انتظار دارند که مسیر بهبود معیشت بازنشستگان بهتر پیش رود تا اثرات تورمی روی این اقشار کمتر مؤثر باشد.
نرگس اکبرپور روشن، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی درباره اثر تورم بر زندگی بازنشستگان گفت: حقوقی که بازنشستگان و مستمریبگیران دریافت میکنند کافی نیست و همین مساله روی زندگی این افراد تأثیر منفی دارد. اینکه موضوع متناسبسازی برای حل برخی از مشکلات در حوزه بهبود معیشت بازنشستگان منظور شده است میتواند تا حدودی در زندگی آنان مؤثر باشد.
اکبرپور روشن در گفتوگو با تأمین ۲۴ افزود: به همان دلیل که حداقل حقوق دریافتی کارگران و برخی از دیگر گروههای شاغل کافی نیست، حقوق و مستمری بازنشستگان نیز به اندازهای نیست که بتواند زندگی آنها را تأمین کند.
وی ادامه داد: این تقصیر یک صندوق بیمهای نیست بلکه به خاطر گرانی و تورم است که وضعیت زندگی گروههای بازنشستگان و مستمریبگیران را به این وضعیت رسانده است. تورمهای بالایی که وجود دارد در این زمینه تأثیرگذار است.
مکانیسمهای تأثیر تورم بر زندگی بازنشستگان
شاید از مهمترین مکانیسمهای مؤثر بر زندگی بازنشستگان کاهش قدرت خرید، فرسایش پسانداز، تحمیل هزینههای درمانی و کاهش ارزش حق بیمه به شمار روند که باید برای حل مشکلات موجود و بهبود وضعیت معیشت زندگی آنان بیشتر تلاش شود.
یا توجه به کاهش قدرت خرید؛ مستمری بازنشستگی معمولاً با تاخیر و کمتر از نرخ تورم واقعی افزایش مییابد. این امر باعث کاهش مستمری واقعی و ناتوانی بازنشسته در تأمین همان سبد کالا و خدمات سابق میشود.
همچنین بسیاری از بازنشستگان برای تکمیل معیشت خود به پساندازهای دوران اشتغال متکی هستند. تورم بالا ارزش واقعی این نقدینگی را به سرعت از بین میبرد. از طرفی دیگر، با افزایش سن، هزینههای بهداشت و درمان سهم بزرگی از درآمد بازنشسته را به خود اختصاص میدهد. تورم در بخش سلامت (دارو، خدمات پزشکی) معمولاً از نرخ تورم عمومی بالاتر است و فشار مضاعفی ایجاد میکند.
کاهش ارزش حق بیمه از دیگر مکانیسمهای موثر بر وضعیت بازنشستگان است. تورم بالا باعث میشود حق بیمههایی که فرد در طول دوران کار خود پرداخت کرده، در زمان بازنشستگی ارزش بسیار کمتری داشته باشد و در نتیجه، مستمری مکفی برای دوران پیری فراهم نکند.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی گفت: بنابراین با اجرای قانون متناسبسازی حقوق بازنشستگان به بخش کفایت مستمری کمک کرده تا مستمریها زندگی راحتتری برای این اقشار ایجاد کند. الزاما به معنای این نیست که این اقدام به عنوان یک وظیفه برای صندوقهای بازنشستگی همچون سازمان تأمین اجتماعی باشد بلکه در نبود یک نظام حمایتی مناسب که بتوانپ درآمد کافی را برای آینده سالمندی تامین کند، نهادهای بیمهای طبیعتاً این کار را انجام میدهند.
به گفته او، فقط کشور ایران هم این روش را برای کمک به معیشت بازنشستگان اجرایی میکند در واقع براساس برخی اهداف و برنامههای رفاهی و راهبردی این اقدام انجام میشود، اما اینکه هر بار این قوانین تکرار شود ممکن است تعهدات سازمانهای بیمهگر در آینده افزایش یابد و در نهایت برای پایداری این صندوقها خطرساز خواهد بود.
اکبرپور روشن با اشاره به اینکه باید مستمریهای افراد بازنشسته براساس نرخ تورم افزایش یابد، گفت: اینکه این برنامه افزایش حقوق متناسب با تورم اجرا نشود، بار سنگینی را به عهده همه صندوقهای بازنشستگی به ویژه تأمین اجتماعی خواهد داشت، زیرا ممکن است هرچند سال یکبار قانون متناسبسازی حقوق اجرایی شود و همین مسأله بار مالی و تعهدی این سازمان را سنگینتر خواهد کرد.
وی معتقد است که باید نگاه اصلاحی به میزان مستمری پرداختی به بازنشستگان در صندوقهای بازنشستگی داشت تا براساس نرخ تورم و در راستای کفایت تأمین معیشت این گروهها اجرایی شود.
تشریح وضعیت بازنشستگان تأمین اجتماعی با استناد به آمار
سازمان تأمین اجتماعی با حدود ۱۷ میلیون نفر بیمهشده اصلی و بیش از پنج میلیون نفر مستمریبگیر (بازنشسته، ازکارافتاده و بازمانده)، بزرگترین صندوق بازنشستگی کشور است که در سالهای اخیر با وجود بحرانهای مالی اما توانسته با اجرای طرحهای مختلفی همچون متناسبسازی حقوق بازنشستگان بخشی از مشکلات این گروهها را به نتیجه برساند.
بسیاری از بازنشستگان معتقدند، شکاف فزاینده بین مستمری و خط فقر وجود دارد که در چنین شرایطی افزایش مستمری و همچنین متناسبسازی حقوق بازنشستگان میتواند این شکاف را تا حدودی کاهش دهد. یک بازنشسته با حداقل مستمری درآمدش تنها درصدی از هزینههای زندگی او را تأمین میکند. این شکاف عمیق، نشاندهنده فقر بازنشستگی در برخی از صندوقهای بازنشستگی است.
بحران کسری بودجه ساختاری صندوقهای بازنشستگی
بر اساس گزارشهای رسمی، کسری بودجه در بسیاری از صندوقهای بازنشستگی و شرایط تورمی در کشور باعث شده که شکاف عمیق بین مستمری و وضعیت زندگی بازنشستگان ایجاد شود.
شاِید دلایل اصلی این کسری را بتوان در نسبت پایین جمعیت فعال به بازنشسته، بدهی کلان دولت و موضوعات مهمی همچون فرار بیمهای و اشتغال ناپایدار جستجو کرد. به عنوان نمونه در سازمان تأمین اجتماعی، این نسبت به حدود چهار به یک رسیده است، یعنی به ازای هر چهار بیمهشده شاغل، یک مستمریبگیر وجود دارد. این در حالی است که برای سلامت یک صندوق، این نسبت باید حداقل ۵ تا ۶ به یک باشد.
در حال حاضر بزرگترین بدهکار تأمین اجتماعی، دولت است. عدم پرداخت آن، صندوق را با کمبود نقدینگی مواجه کرده است. از سویی دیگر فرار بیمهای و اشتغال ناپایدار از دیگر موضوعات مطرح شده است. بخش قابل توجهی از نیروی کار یا بیمه نیستند یا با حداقل دستمزد بیمه میشوند که این امر درآمدهای صندوق را کاهش میدهد.
وضعیت درمان بازنشستگان نیز از دیگر موشوعات مرتبط با معیشت بازنشستگان به شمار میرود. بازنشستگان قشری پرریسک از نظر سلامت هستند. با وجود پوشش درمانی تأمین اجتماعی، تورم بالا در بخش دارو و درمان، همراه با مشکلات نقدینگی صندوق، منجر به مسائلی برای آنها شده است.
کاهش کیفیت خدمات در بیمارستانهای تامین اجتماعی، افزایش سهم پرداختی از جیب بازنشستگان برای دارو و خدمات درمانی و طولانیتر شدن فرآیندهای درمانی به دلیل مشکلات مالی از جمله مسائلی است که افراد بازنشسته با آن درگیر هستند.
نأثیر تورم بر زندگی بازنشستگان
وضعیت کنونی بازنشستگان، بهویژه در تأمین اجتماعی، یک بحران چندبعدی است که ریشه در تورم بالا، مشکلات ساختاری صندوق و مدیریت ناکارآمد دارد. در این مسیر راهکارهای فوری و بلندمدت همچون افزایش مستمریها متناسب با تورم واقعی، تسویه بدهی دولت به تأمین اجتماعی، اصلاحات ساختاری در سازمان تأمین اجتماعی، تقویت پایه درآمدی صندوقها و اجرای نظام جامع و چندلایه تأمین اجتماعی نیاز است.
برای جلوگیری از تشدید فقر، افزایش سالانه مستمری باید حداقل برابر با نرخ تورم اعلامی توسط مراجع رسمی باشد. دولت باید با تزریق نقدینگی یا واگذاری داراییها، بدهی خود را به صندوق تسویه کند تا فشار مالی بر دوش بازنشستگان فعلی کاهش یابد. همچنین به منظور اصلاحات ساختاری در صندوقهای بازنشستگی نیاز است که افزایش سن بازنشستگی، سختگیری در شرایط بازنشستگی پیش از موعد و افزایش نرخ حق بیمه برای مشاغل پرریسک، از جمله راهکارهای بلندمدت برای نجات صندوق به صورت عملیاتی اجرایی شود.
تقویت پایه درآمدی صندوقها و مبارزه جدی با فرار بیمهای و گسترش پایه بیمهشدگان واقعی میتواند درآمدهای صندوق را افزایش دهد. همچنین اجرای نظام جامع تأمین اجتماعی ضروری است. ایجاد یک شبکه ایمنی اجتماعی فراتر از مستمری، مانند کمکهای معیشتی هدفمند، میتواند بار فشار بر بازنشستگان کمدرآمد را کاهش دهد.
در نهایت، حل معضل بازنشستگان بدون کنترل تورم کلان اقتصادی و عزم ملی برای نجات صندوقهای بازنشستگی ممکن نخواهد بود. ادامه روند فعلی نه تنها زندگی میلیونها بازنشسته را به مخاطره میاندازد، بلکه میتواند به یک بحران اجتماعی جدی تبدیل شود.