
احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی به تازگی در گفت و گو با مجله «اندیشه پویا» از چالش ها و چشم اندازهای کار خود در این وزارتخانه سخن گفته است. در ادامه گزیده ای از این گفت و گو را می خوانید.
🔹 وزارت کار، به تنهایی شبیه یک دولت است. از من بیش از آقای دنیا مالی که وزیر ورزش است. ورزشگاه میخواهند. بیش تر یا دست کم هم اندازه با وزارت بهداشت از من بیمارستان و درمانگاه میخواهند از ما فولاد را بیشتر از وزارت صمت و پتروشیمی را بیشتر از وزارت نفت و خط هوایی و ریلی و قطار را بیشتر از وزارت راه میخواهند هیچ مسئلهای نیست که از ما در این وزارتخانه نخواهند.
🔹 هجمه عجیبی با طرح این مطالبات وجود دارد توانایی مالی ما هم محدود است و برای همین نارضایتی ایجاد میشود.
🔹بخشی هم که به لحاظ سیاسی از ابتدا مخالف ما بودند. همه این ها هست و فشار برای گرفتن امتیازهای بیشتر از مجموعه شرکتها هم وجود دارد.
🔹 ما در حال حاضر میراث دار واگذاریهایی هستیم که از مدیریت دولتی بدتر هستند. چرا بدتر است؟ مثلا وزارت نفت پتروشیمیها را اداره میکرد. در آن جا شیوه آموزش و ارتقا وجود داشت و تنها یک شرکت برای بازرگانی خارجی تمام پتروشیمیها وجود داشت. الان که آن شرکتها واگذار شدهاند هر شرکت برای خودش بازرگانی خارجی دارد هیچ سیستم آموزشی هم وجود ندارد و دست مدیران شرکتها برای ارتقا و انتصاب باز است و برای همین بیشترین فشار سیاسی به آنها وارد میشود که کسی را در هیئت مدیرهشان بگذارند. کاری که ما میخواهیم انجام دهیم این است که مالکیت را در دست بخش دولتی نگه داریم و مدیریت را به بخش خصوصی واگذار کنیم.
🔹 شخص رئیسجمهور قدرت جلب اعتماد نظام سیاسی را داشته است. نظام به ایشان اعتماد کامل دارد و میداند ایشان در چارچوبی که خارج از دربرگیرندگی نظام باشد حرکت نمیکند و تهدید نیست.
🔹 جریانهایی که در دو دههی اخیر بیرون گذاشته شدهاند، احساس تباین با شخص رئیسجمهور نمیکنند. او یک سیاستمدار تنهاست؛ تنهایی در تصمیم، تنهایی اجتماعی و تنهایی سیاسی مسئلهی اول، حل کردن مشکل تنهایی است.
🔹 آقای پزشکیان سالها نمایندهی مجلس بوده و با تعدادی دوست و آدم در اطرافش، بعد از یک اتفاق ناگهانی قرار است مملکت را اداره کند؛ به چه کسی اطمینان کند؟ تصمیم نهایی را به غیر از او چه کسی باید بگیرد؟ این توصیف دقیق تنهایی است.
🔹 محلهمحوری در علوم اجتماعی عاملی مؤثر در ایجاد همبستگی اجتماعی است. اگر افراد در محله خود مؤثر باشند، احساس میکنند در اجتماع هم میتوانند تأثیرگذار باشند و نقش تعیینکنندهای برای افراد ایجاد میشود تا از انزوا بیرون بیایند.
🔹 استدلالش این است که تمرکززدایی اجازه می دهد خیلی از چیزهایی که موضوع اختلاف و تضاد است در یک شهر اجرا شود خطاهایش آشکار شود و زمینه ساز یک توافق در سطوح ملی شود.
🔹 عدالت آموزشی، عدالت درمانی و تمرکززدایی اداری و محله محوری چهار رکن و سیاست عمده هستند که به نظرم در نگاه ایشان زمینه ساز تغییر در جامعه در جهت وفاق می توانند باشند.
🔹 آموزش از زمینه های برابری ساز است که در کاهش شکاف اجتماعی مؤثر است
🔹 پزشکیان وفاق را تنها در سطح سیاسی نمی بیند و وقتی پای مطالبات اجتماعی وسط باشد. ایشان همچنان دغدغه مند است؛ مثل بحث حجاب که گفتند نمی توانم مجری این قانون باشم.
🔹 وقتی آقای پزشکیان از محله محوری، آموزش و بهداشت سخن می گوید، هیچ لبیکی از طرف نیروهای سیاسی شنیده نمی شود چرا صدای موافق و حمایت آمیزی از طرف نیروهای سیاسی پشتیبان شنیده نمی شود؟