ثمین صدیقی
نماینده سازمان جهانی بهداشت در ایران
تامین ۲۴ / با وجود آنکه مطالعه نظام سلامت آلمان، بهعنوان نظامی پیشرو، مفید جلوه میکند و با وجود آنکه در 40 یا 50 سال اخیر نظام سلامت آلمان یکی از موفقترین نظامها بوده، باید تاکید کنم که آنچه برای سازمان جهانی بهداشت اهمیت بیشتری دارد، کاهش پرداختها از جیب مردم است که این امر نیز در کشورهای مختلف از طرق متفاوتی امکانپذیر است. به طور مثال نظام سلامت بریتانیا و یا نظام سلامت آلمان بهعنوان بهترین انواع نظامهای سلامت از سوی کارشناسان شناسایی میشوند اما مهم این است که هر نظامی متناسب با شرایط آن کشور مورد بررسی قرار گیرد.
در مورد ایران نیز باید گفت بهترین راهحل توسط خودِ ایران و با توجه به نیازهای این کشور میبایست شناسایی شود. چراکه با توجه به دارا بودن جمعیتی بالغ بر 80 میلیون نفر استفاده از یک نظام خاص جوابگو نخواهد بود. بنابراین به نظر میرسد بهترین روش، استفاده از ترکیبی از نظامهای مختلف برای بهرهمندی مساوی همه افراد از حمایتهای سلامت و درمان باشد. در ایران دو سازمان بزرگ بیمهای (سازمان تامیناجتماعی و سازمان بیمه سلامت) نیمی از جمعیت کشور را تحت پوشش قرار دادهاند و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی کشور نیز به بخشهای دیگر خدماتدهی میکند. اگر بیمههای خصوصی را نیز وارد این معادله کنیم، در آن صورت میتوان نتیجه گرفت که کل جمعیت ایران بهنوعی از بیمه خدمات سلامت برخوردارند.
در 2 سال گذشته یکی از مهمترین سرمایهگذاریهای صورتگرفته در حوزه سلامت ایران، اجرای طرح تحول نظام سلامت بوده است. این طرح موفق شده بالغ بر 10 میلیون نفر را تحت پوشش خود قرار دهد و تا حد قابلتوجهی نیز پرداخت از جیب را کاهش و بار هزینهها و مخارج بیمارستانی را از دوش مردم بردارد. در همین رابطه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، بهعنوان متولی اجرای طرح تحول سلامت، ارتباطات نزدیکی دارد با سازمان جهانی بهداشت برای ارزیابی و مطالعات تخصصی در خصوص مدیریت بهینه و اصلاح طرحی که دو سازمان بیمهگر اجتماعی و سازمان بیمه سلامت در اجرای آن نقش زیادی داشتهاند. از همین رو امید میرود با توسعه همکاریها میان این ارکان، طرح تحول نظام سلامت به اهداف ترسیمشده خود دست یابد.
تجربه من در مطالعه و بررسی نظامهای سلامت در کشورهای عراق و پاکستان و مقایسه آنها با نظام سلامتی که هماینک عهدهدار بررسی آن هستم، نشان میدهد که هرکدام از این کشورها با چالشها و موانعی مختص به خود در گسترش پوشش و بهینهسازی خدمات مواجه هستند که البته برخی موارد مشترک نیز میان آنها یافت میشود. در تشریح این چالشها سهم عمده را باید به بخشهای غیررسمی اقتصاد و دشوار بودن خدماتدهی به آنها داد. این چالش کموبیش در تمام نظامهای سلامت دنیا وجود دارد اما واقعیت این است که کشورهای توسعهیافته در مدیریت این بخشها موفقتر عمل کردهاند.
موضوع قابلتامل آن است که بخشهای غیررسمی عموما متشکل از افراد بیبضاعت و مستمند است اما در پارهای موارد نیز گروههایی خاص در این دستهبندی جای میگیرند. به طور مثال در کشور مصر رانندگان از پوشش بیمهای محروم هستند و همین موضوع چالشهای زیادی را برای دولت این کشور به وجود آورده است. در عین حال تایلند هم کشوری است که الگوی پوشش بیمهای آن نکات درخور توجهی پیش روی ما قرار میدهد. در این کشور دولت حقبیمههای گروههای شاغل در بخش غیررسمی را به طور کامل پرداخت میکند و با رفع نگرانی پرداخت حقبیمه در میان افراد، چتر حمایتی خود را بر سر آنها گسترده است. مسئله مهم دیگر، بهخصوص در نظام سلامت ایران، اعتبارسنجی بیمارستانها و مراکز دولتی ارائهدهنده خدمات سلامت است که الزاما میبایست توسط نهادهای مستقل صورت گیرد تا کارایی بازپرداختهایی که عموما به منظور جبران هزینهها صورت میگیرد ارتقا یابد. نکته مهم دیگر کیفیت نظام پرداخت به تامینکنندگان در طرحهای تامین سلامت است که نیازمند بازنگری است. این بازنگری باید با عزم جدی دولت همراه شود و در حوزههایی که ارائه خدمات تابع برنامه مشخص و هدفداری نیست، اصلاحاتی انجام شود. آنچه بهوضوح قابلمشاهده است این است که سازمان بیمه سلامت، سازمان تامیناجتماعی و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نیاز به همکاری متقابل و گسترده دارند و تنها در این صورت است که بررسی و تطبیق الگوهای مورد استفاده در کشورهای دارای نظام سلامت موفق به نتایج مورد انتظار میانجامد.
منبع : هفته نامه آتیه نو

