همایش تخصصی HEDx2026 با محوریت «آینده گردشگری سلامت و تجربههای نوین این حوزه» در اصفهان برگزار شد و امیر آریازند، مدیرعامل مؤسسه املاک و مستغلات تأمین اجتماعی، در این رویداد با تشریح ظرفیتهای گسترده سازمان تأمین اجتماعی، بر ضرورت ایجاد پیوند میان شبکه درمانی، ظرفیتهای گردشگری، داراییهای ملکی و فناوری برای شکلدهی به یک اکوسیستم یکپارچه گردشگری سلامت تأکید کرد.
به گزارش تامین24 به نقل از روابط عمومی مؤسسه املاک و مستغلات تأمین اجتماعی، متن کامل سخنرانی وی در ادامه میآید:
به نام خدا
اساتید و صاحبنظران ارجمند،
فعالان حوزه سلامت و گردشگری،
مدیران و دستاندرکاران این عرصه،
و همه میهمانان گرانقدر همایش تخصصی HED2026
سلام و عرض ادب
«آینده گردشگری سلامت و تجربههای نوین این حوزه»، صرفاً بحث درباره آینده یک صنعت نیست؛ بلکه گفتوگو درباره آینده یکی از مهمترین پیوندهای میان سلامت، اقتصاد، فناوری، شهر و سرمایه انسانی است.
اگر در گذشته گردشگری سلامت را عمدتاً در «درمان بیمار» خلاصه میکردیم، امروز باید نگاه خود را تغییر دهیم.
گردشگری سلامت، دیگر فقط سفر یک بیمار از یک کشور به کشور دیگر برای دریافت یک خدمت پزشکی نیست؛ بلکه یک زنجیره کامل تجربه است؛ از لحظه تصمیمگیری و انتخاب مقصد، تا دسترسی به خدمات درمانی، اقامت، حملونقل، همراهی خانواده، خدمات پس از درمان و حتی تجربه فرهنگی و اجتماعی فرد از مقصد.
به همین دلیل، آینده این حوزه را نمیتوان صرفاً در بیمارستان جستوجو کرد؛ آینده گردشگری سلامت در اکوسیستم سلامت شکل میگیرد و دقیقاً از همین نقطه است که میتوان به ظرفیتهای گسترده سازمان تأمین اجتماعی نگاه کرد.
سازمان تأمین اجتماعی را معمولاً با مأموریتهای بیمهای و درمانی آن میشناسیم؛ اما در کنار این مأموریتها، مجموعهای از ظرفیتهای ارزشمند و بههمپیوسته در اختیار این سازمان و شرکتها و مجموعههای وابسته به آن قرار دارد که اگر با یک نگاه اکوسیستمی به یکدیگر متصل شوند، میتوانند زمینهساز یک مدل جدید در گردشگری سلامت کشور باشند.
یکی از مهمترین این ظرفیتها، شبکه گسترده مراکز درمانی تأمین اجتماعی در سراسر کشور است.این شبکه، صرفاً مجموعهای از بیمارستانها و مراکز درمانی نیست؛ بلکه یک زیرساخت جغرافیایی گسترده است که در بسیاری از شهرهای کشور حضور دارد.
حال اگر این ظرفیت درمانی را در کنار ظرفیتهای گردشگری کشور قرار دهیم، یک سؤال مهم مطرح میشود:
آیا میتوان از این شبکه گسترده، یک شبکه ملی گردشگری سلامت ایجاد کرد؟
به اعتقاد من، پاسخ مثبت است؛ مشروط بر اینکه از نگاه جزیرهای فاصله بگیریم.
ما میتوانیم به جای آنکه هر مرکز درمانی را به صورت مستقل ببینیم، یک شبکه یکپارچه مقاصد سلامت تعریف کنیم؛ شبکهای که در آن هر شهر بر اساس مزیت درمانی، ظرفیت گردشگری، زیرساخت اقامتی، دسترسی، نیروی انسانی و جاذبههای فرهنگی و طبیعی خود، جایگاه مشخصی در زنجیره گردشگری سلامت داشته باشد.
در این مدل، بیمار فقط وارد یک بیمارستان نمیشود؛ بلکه وارد یک «مسیر سلامت» میشود.از پذیرش و ارزیابی اولیه، تا درمان، اقامت، توانبخشی، مراقبتهای پس از درمان و بازگشت به کشور یا شهر محل اقامت.
این نگاه، ما را به ظرفیت دوم میرساند؛ یعنی املاک و مستغلات.
در نگاه سنتی، ملک عمدتاً یک دارایی و ساختمان است؛ اما در اقتصاد امروز، ملک میتواند یک زیرساخت مولد و پلتفرم ارائه خدمت باشد. مؤسسه املاک و مستغلات تأمین اجتماعی از این منظر میتواند نقشی فراتر از مدیریت دارایی ایفا کند.
بخشی از ظرفیتهای ملکی در مجاورت یا پیرامون مراکز درمانی، میتواند با مطالعات دقیق امکانسنجی، به فضاهای مکمل گردشگری سلامت تبدیل شود؛ از اقامتگاههای استاندارد برای بیمار و همراه، تا مراکز توانبخشی، مراکز سلامت و تندرستی، فضاهای خدماتی، مراکز اقامت کوتاهمدت و مجموعههایی که تجربه بیمار را کامل میکنند.
البته تأکید میکنم که سخن از تغییر کاربری شتابزده یا ایجاد ساختمانهای جدید بدون مطالعه نیست. سخن از بازتعریف اقتصادی و هوشمندانه داراییهای موجود است.
یعنی ببینیم هر ملک، در چه نقطهای قرار دارد، چه نیازی در آن منطقه وجود دارد، در کنار چه مرکز درمانی یا چه جاذبه گردشگری قرار گرفته و چگونه میتواند با حفظ صرفه و صلاح سازمان، وارد یک زنجیره ارزش جدید شود.
اینجا یک مفهوم کلیدی مطرح میشود:
از «مدیریت دارایی» به «خلق ارزش از دارایی». این همان نقطهای است که املاک و مستغلات میتواند با گردشگری سلامت پیوند بخورد.
اما ظرفیت سوم، هگتا؛ هلدینگ گردشگری تأمین اجتماعی است.
اگر شبکه درمانی را «بازوی سلامت» و ظرفیتهای ملکی را «زیرساخت فیزیکی» بدانیم، هگتا میتواند نقش بازوی گردشگری و تجربه سفر را ایفا کند.
اینجا یک فرصت جدی برای همافزایی وجود دارد.
هگتا میتواند ظرفیتهای گردشگری، اقامتی و خدمات سفر را با ظرفیت درمانی سازمان پیوند دهد و به جای ارائه خدمات پراکنده، به سمت طراحی بستههای یکپارچه گردشگری سلامت حرکت کند.
برای مثال، یک گردشگر سلامت که برای دریافت یک خدمت تخصصی وارد کشور میشود، نباید مجبور باشد برای هر بخش از سفر خود با چندین مجموعه مستقل ارتباط برقرار کند.
میتوان یک «پنجره واحد گردشگری سلامت» طراحی کرد؛
از مشاوره و انتخاب مرکز درمانی،
تا هماهنگی سفر،
اقامت بیمار و همراه،
حملونقل،
خدمات گردشگری متناسب با وضعیت بیمار،
و مراقبتهای پس از درمان.
این مدل میتواند حتی به شکل یک پلتفرم دیجیتال گردشگری سلامت توسعه پیدا کند.
پلتفرمی که در آن اطلاعات مراکز درمانی، ظرفیتهای اقامتی، خدمات گردشگری، مسیرهای دسترسی و خدمات پس از درمان در یک منظومه واحد قرار گیرد.
و اینجا فناوری، بهویژه هوش مصنوعی، میتواند نقش مهمی داشته باشد.
آینده گردشگری سلامت، آیندهای است که در آن تجربه بیمار تا حد زیادی شخصیسازی میشود.
ما میتوانیم با تحلیل دادهها، نیازهای گروههای مختلف گردشگران سلامت را شناسایی کنیم؛ بدانیم هر گروه از بیماران چه نوع خدمات درمانی، اقامتی و رفاهی نیاز دارد و بر اساس آن، بسته خدمت طراحی کنیم.
اما یک نکته بسیار مهم وجود دارد: ما نباید گردشگری سلامت را صرفاً به عنوان یک فعالیت درآمدزا ببینیم. سلامت، قبل از آنکه بازار باشد، یک مسؤولیت اجتماعی است. بنابراین هر مدل اقتصادی در این حوزه باید همزمان سه معیار را دنبال کند: کیفیت درمان، رضایت و امنیت بیمار و پایداری اقتصادی.
اگر یکی از این سه ضلع حذف شود، مدل ما پایدار نخواهد بود.
از سوی دیگر، ایران در حوزه گردشگری سلامت فقط با کشورهای رقیب رقابت نمیکند؛ با تجربهای که بیمار از مقصد دریافت میکند رقابت میکند.
ممکن است کیفیت پزشکی مطلوب باشد، اما اگر فرآیند پذیرش پیچیده باشد، اقامت مناسب نباشد، همراه بیمار سرگردان باشد یا ارتباطات و خدمات پس از درمان ضعیف باشد، تجربه نهایی بیمار موفق نخواهد بود. بنابراین، پیشنهاد من این است که در کشور به سمت تعریف یک «استاندارد ملی تجربه گردشگر سلامت» حرکت کنیم. استانداردی که فقط کیفیت پزشک و بیمارستان را اندازهگیری نکند؛ بلکه تمام سفر بیمار را ارزیابی کند.
از اولین تماس تا آخرین مرحله بازگشت و در همین چارچوب، میتوان یک ایده دیگر را نیز دنبال کرد: ایجاد شهرها و پهنههای سلامت مبتنی بر ظرفیتهای موجود.
لزومی ندارد همیشه از نقطه صفر شروع کنیم. در بسیاری از شهرهای کشور، بیمارستان، ملک، ظرفیت اقامتی، جاذبه تاریخی و فرهنگی و نیروی انسانی متخصص در کنار یکدیگر وجود دارند.مسأله اصلی، اتصال این ظرفیتها است.
به اعتقاد من، آینده توسعه گردشگری سلامت در ایران، بیش از آنکه به ساخت ساختمانهای بیشتر وابسته باشد، به اتصال هوشمندانه زیرساختهای موجود وابسته است و این دقیقاً جایی است که سازمان تأمین اجتماعی میتواند یک نمونه قابل مطالعه ارائه کند:
شبکه درمانی + ظرفیتهای ملکی + توان گردشگری هگتا + فناوری + سرمایهگذاری و مشارکت بخش خصوصی.
اگر این پنج عنصر در کنار هم قرار گیرند، میتوانند یک زنجیره ارزش جدید ایجاد کنند. البته این مسیر نیازمند مشارکت است.
هیچ سازمانی به تنهایی نمیتواند صنعت گردشگری سلامت را توسعه دهد.
ما به همکاری وزارتخانهها، دانشگاهها، مراکز درمانی، فعالان گردشگری، شرکتهای دانشبنیان، سرمایهگذاران و بخش خصوصی نیاز داریم.از همین رو، یکی از پیشنهادهای مشخص من در این همایش، ایجاد کنسرسیوم توسعه گردشگری سلامت تأمین اجتماعی با حضور بازیگران تخصصی این حوزه است؛ کنسرسیومی که بتواند پروژههای مشخص و اقتصادی را شناسایی و برای آنها مدل سرمایهگذاری، مدیریت و بهرهبرداری تعریف کند.
در مؤسسه املاک و مستغلات نیز میتوانیم از این منظر به داراییها نگاه کنیم؛ نه فقط اینکه «چه ملکی داریم»، بلکه اینکه:
این ملک چه نقشی میتواند در اقتصاد سلامت و گردشگری کشور ایفا کند؟
این تغییر نگاه، بسیار مهم است.
زیرا دارایی زمانی ارزش واقعی خود را نشان میدهد که در خدمت خلق ارزش قرار گیرد.
در پایان، معتقدم آینده گردشگری سلامت ایران را نباید صرفاً در افزایش تعداد گردشگران جستوجو کرد.
هدف بزرگتر، ساختن یک تجربه قابل اعتماد، انسانی، باکیفیت و متمایز است.
تجربهای که وقتی یک گردشگر سلامت از ایران بازمیگردد، فقط درمان دریافت نکرده باشد؛ بلکه احساس کند با یک نظام منسجم، حرفهای و انسانی مواجه بوده است.
سازمان تأمین اجتماعی، با گستره ملی خدمات درمانی، ظرفیتهای متنوع ملکی و حضور هگتا در صنعت گردشگری، از ظرفیتهای قابل توجهی برای حضور مؤثر در این اکوسیستم برخوردار است. اما این ظرفیت زمانی به مزیت تبدیل میشود که میان آنها همافزایی ایجاد کنیم. از نگاه من، آینده از آنِ سازمانهایی نیست که صرفاً دارایی بیشتری دارند؛آینده از آنِ سازمانهایی است که میتوانند داراییهای خود را به یکدیگر متصل کنند و از این اتصال، ارزش جدید بسازند و شاید بتوان مأموریت امروز ما را در یک جمله خلاصه کرد:
از درمان، به تجربه؛
از دارایی، به ارزش؛
از ظرفیتهای پراکنده، به یک اکوسیستم یکپارچه سلامت و گردشگری.
امیدوارم HED2026 بتواند نقطه آغاز گفتوگوهای جدیتر و همکاریهای عملیتر برای ساختن این آینده باشد.
از برگزارکنندگان محترم همایش، اساتید، متخصصان و همه فعالان این حوزه صمیمانه تشکر میکنم.
برای ایران، آینده گردشگری سلامت میتواند نه فقط یک فرصت اقتصادی، بلکه فرصتی برای پیوند سلامت، فناوری، سرمایهگذاری، گردشگری و مسؤولیت اجتماعی باشد.
با سپاس از توجه شما.