
براساس گزارش صندوق بینالمللی پول(2024)، 60 درصد از نیروی کار در اقتصادهای پیشرفته در مشاغلی فعالیت دارند که مستقیم تحت تاثیر هوشمصنوعی مولد قرار دارند؛ اما تنها بخش کوچکی از این مشاغل در معرض جایگزینی کامل هستند. در مقابل، هوشمصنوعی در کشورهای کمدرآمد تهدیدی جدی برای جایگزینی نیروی کار است.
به گزارش تامین24، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در هفدهمین «گزارش سیاستی» خود به موضوع هوشمصنوعی و آینده بازار کار پرداخته است. طبق این گزارش، ظهور هوشمصنوعی مولد در قرن بیستویکم، ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و نهادی بازار کار را در سراسر جهان دگرگون میکند. اما نتایج حاصل از این دگرگونی در کشورهای پیشرفته و درحال توسعه، یکسان نیست و شرایط نابرابری را ایجاد میکند.
به نحوی که هوشمصنوعی در کشورهای پیشرفته به عنوان ابزاری تکمیلی برای افزایش بهرهوری و ارتقای مهارت انسانی عمل میکند؛ درحالی که در اقتصادهای درحال توسعه، خطر جایگزینی نیروی کار به ویژه در فعالیتهایی با قابلیت خودکارسازی، وجود دارد.
در این گزارش همچنین بهنقل از «گزارش صندوق بینالمللی پول» (2024) آمده است؛ 60 درصد از نیروی کار در اقتصادهای پیشرفته در مشاغلی فعالیت دارند که مستقیم تحت تاثیر هوشمصنوعی مولد قرار دارند؛ اما تنها بخش کوچکی از این مشاغل در معرض جایگزینی کامل هستند. در مقابل، در کشورهای کمدرآمد، سهم مشاغلی که چنین ظرفیت تکمیلی دارند، بسیار پایینتر است.
زیرا در کشورهای کمدرآمد، مواجهه با هوشمصنوعی عمدتا در بخشهایی رخ میدهد که وظایف ساده، تکراری و قابل خودکارسازی دارند و بنابراین احتمال جایگزینی نیروی انسانی بالاتر است.
این تفاوت بنیادی به معنای آن است که ماهیت مواجهه با هوشمصنوعی در جهان نابرابر است. آنگونه که کشورهای ثروتمند با چالش سازگاری مواجهاند؛ درحالی که کشورهای کمدرآمد با خطر حذف نیروی کار روبهرو میشوند.
هوشمصنوعی در ایران
در ایران نیز براساس تحلیل مرکز پژوهشهای مجلس (1403)، تنها حدود 20 درصد از مشاغل در معرض اثر مستقیم این فناوری قرار دارند و بیشتر این اثرات تقویتی و تکمیلی است. چنین شرایطی هم فرصتی برای سرمایهگذاری هوشمند در اشتغال فناورانه ایجاد میکند و نیز هشداری درباره آسیبپذیری گروههای خاص بهویژه جوانان تحصیلکرده و زنان شاغل در بخشهای اداری و آموزشی محسوب میشود.
طبق این گزارش در ایران، جوانان 15 تا 29 ساله بیش از 28 درصد از جمعیت فعال اقتصادی را تشکیل میدهند. این جمعیت با وجود داشتن بالاترین سطح دسترسی به فناوری و تمایل به یادگیری مهارتهای دیجیتال، در معرض دوگانگی ساختاری قرار دارند. از یکسو، تقاضای بازار کار برای مهارتهای سنتی درحال کاهش است؛ از سوی دیگر نظام آموزشی و سیاستهای اشتغالزایی هنوز نتوانستهاند جوانان را برای اقتصاد مبتنی بر داده و هوشمصنوعی آماده کنند.
سیاستگذاری هوشمصنوعی
از منظر سیاستگذاری، هوشمصنوعی دو پیام روشن دارد؛ نخست آنکه این فناوری الزاما سبب بیکاری گسترده کوتاهمدت نمیشود، بلکه موجب دگرگونی ماهیت شغل و بازتعریف مرز میان انسان و ماشین میشود. بهطور مثال، بسیاری از وظایف شغلی کنونی مانند طبقهبندی دادهها، پاسخگویی به مکاتبات یا تدوین محتوای آموزشی در آینده به کمک مدلهای هوشمصنوعی انجام خواهد شد.
دوم اینکه؛ کشورهایی که از هماکنون به صورت هدفمند برای این تغییر آماده میشوند، میتوانند از منافع بهرهوری ناشی از هوشمصنوعی بهرهمند شوند. از جمله این تغییرات میتوان به آموزش مهارتهای مکمل، طراحی سیاستهای حمایتی و اصلاح نهادهای بازار کار اشاره کرد.
درحالی که کشورهای غیرفعال با افزایش نابرابری، قطبی شدن بازار کار و بیاعتمادی اجتماعی مواجه خواهند شد.
راهکارهای موثر
«گزارش سیاستی» وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در ادامه راهکارهایی را ارائه کرده است تا هوشمصنوعی بهجای تهدید به موتور افزایش بهرهوری و عدالت شغلی تبدیل شود.
تدوین یک «سیاست ملی» برای مواجهه با اثرات اشتغالی هوشمصنوعی در کشور از جمله این راهکارها بهشمار میرود.
همچنین طراحی سیستمی برای پایش اثرات فناوری، اجرای برنامه مهارتافزایی و بازآموزی نیروی کار، گفتوگوی اجتماعی میان دولت و ذینفعان و بازنگری در نظام آموزشی از گامهای ضروری این مسیر معرفی شده است.
در این گزارش تاکید شده است؛ عدالت شغلی در عصر هوشمصنوعی به معنای تضمین دسترسی برابر به فرصتهای مهارتآموزی و بازتوزیع منافع بهرهوری از هوشمصنوعی است نه صرفا حفظ تعداد مشاغل موجود.







