به گزارش تأمین 24، این در حالی است که در سالهای نهچندان دور، نسبت پشتیبانی تأمین اجتماعی حدود ۲۵ درصد بود؛ یعنی ۲۵ نفر بیمه پرداخت میکردند و یک نفر مستمری دریافت میداشت. اکنون به دلیل پیشی گرفتن تعداد بازنشستگان پیش از موعد از افراد بازنشسته عادی، ضریب پشتیبانی در اغلب صندوقهای بازنشستگی به ویژه سازمان تأمین اجتماعی روند کاهشی را دنبال میکند.
این کاهش چشمگیر در نسبت بیمهپردازان به مستمریبگیران، زنگ خطری جدی برای پایداری مالی بزرگترین صندوق بیمهگر کشور به شمار میرود. سازمان تأمین اجتماعی در حال حاضر حدود 17 میلیون بیمهشده اصلی دارد و 5 میلیون و 300 هزار مستمریبگیر را تحت پوشش خود نگه داشته است. در چنین شرایطی رشد بازنشستکان به عدم تعادل منابع و مصارف منجر شده و میشود.
نجات تأمین اجتماعی در گرو جذب بیمهشدگان جدید
تعادل بین منابع و مصارف، یکی از مسائل اساسی تأمین اجتماعی در فرایند حیاتی این سازمان است. ناترازی موجود در این حوزه نهتنها پایداری سازمان را تهدید میکند، بلکه آینده میلیونها بیمهشده و مستمریبگیر را نیز تحت الشعاع قرار داده است.
بررسی ارقام درآمد و هزینه این سازمان نشان میدهد تأمین اجتماعی با یک ناترازی مستمر در منابع و مصارف روبهرو است. این ناترازی بهحدی جدی است که سازمان تأمین اجتماعی ماهانه با کسری بودجه مواجه میشود. این موارد تعادل منابع و مصارف را هم به هم زده است زیرا سالانه بیش از 400 هزار بازنشسته به جمع بازنشستگان این نهاد بزرگ بیمهای افزوده میشود.
علی جهانی، کارشناس بیمههای اجتماعی، در گفتوگو با تأمین 24، حرکت به سمت روند افزایشی شمار بیمهپردازان به ازای مستمریبگیران و راهکارهای حیات معنادار تأمین اجتماعی برای تعادل منابع و مصارف را راهکارهای اصولی دانست و گفت: حیات معنادار تأمین اجتماعی با تعادل منابع و مصارف رقم میخورد. تعادل بین این دو یکی از مسایل اساسی تأمین اجتماعی در فرایند حیاتی این سازمان محسوب میشود.
جهانی ادامه داد: تأمین اجتماعی تنها سازمان بیمههای اجتماعی کشور با رویکرد اجتماعی، اقتصادی، رفاهی، حمایتی، بیمهای و درمانی است. این سازمان باید برای تأمین حیات خود روندی را طی کند تا به شکلگیری حیات معنادار و تعادل بین منابع و مصارف آن کمک کند.
کارشناس بیمههای اجتماعی افزود: اکنون بیش از 80 درصد منابع تأمین اجتماعی با وصول حق بیمه و مابقی از محل سرمایهگذاری و سایر منابع درآمدی تأمین میشود. بنابراین در حوزه بیمه، شاخص تأمین منابع بیمهای مهمترین محور مورد تاکید و تمرکز تأمین اجتماعی محسوب میشود. تعادل منابع و مصارف برای حیات این سازمان تامین اجتماعی ضروری است.
جهانی معتقد است: باید ورودیهای بیمه شده جدید سازمان، تقویت و خروجیهای حوزه بازنشستگان و مستمریبگیران قانونمندتر و هدفمندتر شده و روشهای حرفهای و محاسبات دقیق بیمهای با توجه به پارامترهای و محاسبات بیمهای برای آنها لحاظ شود. توجه به این مقوله موضوعی بسیار ضروری است. البته یکی دیگر از موارد مهم در این زمینه استفاده از اصلاحات پارامتریک در شرایط موجود به شمار میآید.
وصول بیشترین منابع از حقبیمهها
بر اساس آمارها ی موجود بیش از ۸۰ درصد منابع سازمان تأمین اجتماعی از محل وصول حقبیمه پرداختی از سوی جامعه کارگری تأمین میشود و سهم سرمایهگذاری و سایر منابع درآمدی کمتر از ۵ درصد بوده است. این موضوع نشان میدهد که تأمین اجتماعی به این منابع درآمدی خود وابستگی دارد.
این وابستگی شدید به حقبیمه، سازمان را در برابر هرگونه تغییر در تعداد بیمهپردازان و مستمریبگیران آسیبپذیر کرده است. به عبارت دیگر، هرگونه کاهش در تعداد بیمهپردازان یا افزایش در تعداد مستمریبگیران، بهطور مستقیم منابع سازمان را تحت تأثیر قرار میدهد. همان موضوعی که اکنون به دلیل رشد تعداد بازنشستگان، به عدم توازن منابع و مصارف منجر شده است.
راهکار کلیدی؛ افزایش ورودیها مسیر نجات
برای خروج از این وضعیت، باید میزان ورودیها یعنی بیمهشدگان جدید در سازمان تأمین اجتماعی افزایش یابد تا سازمان تأمین اجتماعی بتواند به منابع موردنیاز برای اجرای تعهدات خود دست یابد. این راهکار نهتنها سادهترین، بلکه مؤثرترین روش برای بازگرداندن تعادل به منابع و مصارف سازمان است.
افزایش بیمهشدگان جدید از این نظر حیاتی است که به بهبود نسبت پشتیبانی، افزایش درآمدهای حاصل از وصول حقبیمهها، کاهش نرخ وابستگی و توزیع ریسک در جمعیت بیشتر کمک خواهد کرد. با جذب بیمهشدگان جدید، نسبت بیمهپردازان به مستمریبگیران بهبود مییابد و فشار ناشی از جمعیت سالمندی کاهش مییابد.
همچنین هر بیمهشده جدید، بهطور میانگین ۳۰ درصد از حقوق ماهانه خود را بهعنوان حقبیمه پرداخت میکند (۲۳ درصد سهم کارفرما و ۷ درصد سهم بیمهشده) که مستقیماً به منابع سازمان اضافه میشود. این مسیر به افزایش درآمدهای سازمان تأمین اجتماعی حاصل از وصول حقبیمهها از سوی جامعه کارگری کمک میکند.
از سویی دیگر، افزایش تعداد بیمهشدگان در مقابل مستمریبگیران، نرخ وابستگی صندوق را کاهش داده و پایداری مالی آن را تقویت میکند. همچنین با گسترش پایگاه بیمهشدگان، ریسکهای جمعیتی و اقتصادی بین جمعیت بیشتری توزیع شده و فشار بر صندوق کاهش مییابد.
کارشناس بیمههای اجتماعی افزود: مهمترین مسئله برای حفظ این تعادل براساس چند شاخص در شمار ورودی بیمهشدگان جدید تأمین اجتماعی است. نوع بیمه، دستمزد بیمهشده و میزان ماندگاری بیمهشدگان از موارد مهم در تأمین منابع تأثیرگذار است.
به گفته وی، دیگر موارد تأثیرگذار در تأمین منابع سازمان، نوع خدمات و برخورداری افراد از بازنشستگی، تعهدات کوتاهمدت و بلندمدت بیمهشده در فرایند حیات اشتغال و رسیدن به سن بازنشستگی و حتی پس از این مقوله و استفاده از خدمات ازکارافتادگی و یا فوت فرد بیمهپرداز یا خانواده آنان است.
وی بیان کرد: مهمترین شاخص مورد توجه در حوزه ورودیها و خروجیهای سازمان در سال جدید، بیانگر آن است اگر در این فرایند و چشمانداز آن تقویت و به کمیت و فراوانی افزایش بیمهشدگان برسیم، در پاسخگویی به تعهدات سازمانی موثر خواهد بود. در حوزه ارتباط نسبت بیمهپرداز به ازای بازنشسته، باید تعداد ورود بیمهشدگان به بیش از سه برابر مستمریبگیران برسد تا این روند بتواند تقویت و حیات و منابع سازمان را به سطحی برساند که خدمات در تعهدات کوتاهمدت و بلندمدت پاسخگو باشد.
ارتباط مستقیم بیمهشدگان جدید با رشد منابع
ارتباط بین جذب بیمهشدگان جدید و تأمین منابع سازمان، ارتباطی مستقیم و بیواسطه است. هر بیمهشده جدید، بهطور ماهانه حقبیمه پرداخت میکند که منبع اصلی درآمد سازمان را تقویت میکند. در طول سالهای فعالیت خود، سالها به تأمین اجتماعی حقبیمه پرداخت خواهد کرد. با افزایش تعداد بیمهشدگان، درآمدهای جاری سازمان بهطور مستمر افزایش مییابد. این درآمدهای جدید، بخشی از هزینههای جاری پرداخت مستمریها را پوشش میدهد.
به عبارت سادهتر، هر بیمهشده جدید، یک منبع درآمد پایدار برای دهههای آینده سازمان محسوب میشود. این منابع جدید نهتنها به تأمین حقوق مستمریبگیران فعلی کمک میکند، بلکه ذخایر لازم برای تأمین تعهدات آینده را نیز فراهم میآورد.
جهانی به تحلیل آماری درباره جذب بیمهشدگان در سالهای اخیر اشاره کرد و گفت: با توجه به اینکه سالانه چندین هزار نفر تحت عنوان ورودی جدید در قالب بیمه شده اجباری، اختیاری و در بخشهای بیمههای مختلف جذب سازمان شدند و در کنار آن برقراری مستمریهای بازنشستگی، ازکارافتادگی و بازماندگان به طور تقریبی بیش از 400 هزار پرونده است.
او اضافه کرد: با تقویت این موضوع در قالب روند رو به رشد، میتوان از همه ظرفیتهای موجود استفاده کرد تا زمینه ارتقاء پارامترها، عناصر و عوامل منابعساز سازمان فراهم شود. با این اقدامات ضمن هدفمندی حوزههای مصارف سازمان تأمین اجتماعی شاهد حرکت به سمت میزان مشارکت بیمهشدگان در این زمینه خواهیم بود.
به گفته وی، همینطور با برقراری مصارف یا تعهد، علاوه بر ماندگاری بیمهشده و توجه به مشارکت آنان در تعادل منابع، به توازنی برای پوشش مستمریبگیران از طریق آمار بالای ورودی بیمهشدگان جهت تأمین منابع دست خواهیم یافت. با توجه به رشد مستمری به صورت سالانه، اتفاقات در حوزه خُرد اقتصاد و موضوع تورم، بدون شک این موضوعات، تأمیناجتماعی را به سمت متناسبسازی حقوق هدایت خواهدکرد.
چشمانداز رشد؛ راهی به سوی تعادل
اگر فرایند و چشمانداز رشد بیمهشدگان را مدنظر داشته باشیم، دیگر ناترازی در منابع و مصارف و رشد تعداد بازنشستگان را شاهد نخواهیم بود. این چشمانداز زمانی محقق میشود که پوشش بیمهای شاغلان غیررسمی افزایش یابد. مشاغل جدید و کسبوکارهای نوپا تحت پوشش بیمه قرار گیرند، زمینههای اشتغالزایی در کشور فراهم شود و در نهایت فرهنگ بیمهپردازی در میان اقشار مختلف جامعه نهادینه شود.
در این راستا، لایحه «ایجاد نظام جدید تأمین اجتماعی» با هدف کاهش ناترازی صندوقهای بازنشستگی، بهبود محی ط کسبوکار و افزایش پوشش بیمهای در دستور کار قرار گرفته است.
کارشناس بیمههای اجتماعی افزود: با تقویت این حوزه و رشد میزان مستمری افراد بازنشسته و مستمریبگیر در شرایط اقتصادی موجود، زمینه افزایش قدرت خرید این افراد و هدایت آنها به سمت زندگی بهتر فراهم میشود.
جهانی درباره مهمترین برنامهها برای ادامه این روند بیان کرد: موضوع موردنیاز امروز سازمان برای رسیدن به تعادل منابع و مصارف و تقویت این حوزه، افزایش ورود بیمهشدگان در همه طیفها و گروهها است.
او با اشاره به اینکه تأمیناجتماعی باید به دنبال جذب بیمهشدگان جدید باشد، افزود: سازمان با توجه به افزایش و بازنگری دستمزدها به عنوان یک پارامتر مهم و منابعساز و تقویت اصلاحات پارمتریک از بُعد منابع و مصارف، باید ماندگاری بیمهشدگان را به سطحی برساند که بتواند توجیهکننده مصارف و تعهدات بلندمدت برای ارائه خدمات به ذینفعان سازمانی باشد.
ماندگاری در گرو جذب
برای ماندگاری و پایداری سازمان تأمین اجتماعی، باید بیمهشدگان جدید جذب شوند. این جذب، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت اجتنابناپذیر است. سازمان تأمین اجتماعی با بیش از ۷۲ سال سابقه، امروز بیش از هر زمان دیگری به توسعه پایگاه بیمهشدگان خود نیاز دارد.
راهکارهای عملی در این زمینه شامل تسهیل فرآیند بیمهپردازی برای مشاغل خرد و غیررسمی، افزایش مشوقهای بیمهای برای کارفرمایان و کارگران، بهبود خدمات درمانی و تأمین اجتماعی برای افزایش جذابیت پوشش بیمه و همکاری با دولت برای پوشش بیمهای اقشار آسیبپذیر و فاقد پوشش میشود.
تنها از این مسیر است که سازمان تأمین اجتماعی میتواند تعادل منابع و مصارف را بازیابد و حیات معنادار خود را در تأمین نیازهای نسلهای کنونی و آینده تضمین کند.