به گزارش تامین 24، نشست «مسائل سالمندی امروز؛ آینده سالمندی و چالشها» به همت انجمن توسعه و نوآوری اجتماعی ایران و با همکاری مؤسسه عالی پژوهش تأمین اجتماعی و دبیرخانه شورای ملی سالمندان سه شنبه ۷ مهر ۱۴۰۵ برگزارشد.
در این نشست علی ربیعی دستیار اجتماعی رئیس جمهور، ملیحه عرشی، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی، وحیده نگین، مشاور نایبرئیس هیئتمدیره سازمان تأمین اجتماعی، مجید فولادیان، رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور و سید مالک حسینی، معاون توسعه کارآفرینی و اشتغال وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی سخنرانی کردند.
راهکار اتحادیه بینالمللی تامین اجتماعی برای سالمندان
در ابتدای این جلسه حسین مشیری تبریزی، سرپرست مؤسسه عالی پژوهش تأمین اجتماعی با اشاره به اهمیت موضوع کفایت مستمری و پایداری صندوق تامین گفت: ما اکنون با افزایش امید به زندگی مواجه هستیم، در حالی که سن بازنشستگی ما در همان سطح سال ۱۳۵۴ ثابت مانده است. چه کسی هزینههای دوران بازنشستگی را پرداخت میکند؟
او ادامه داد: یکی از موضوعاتی که اتحادیه بینالمللی تأمین اجتماعی برای این امر آغاز کرده و اخیراً نیز توجه بسیاری به آن شده، مبحث مراقبت طولانیمدت است که مجموعهای از خدمات پزشکی و اجتماعی شامل پیشگیری، توانبخشی، حفظ استقلال و مراقبت را در بر میگیرد همچنین واژه دیگری نیز در رابطه با سالمندی مطرح است که مفاهیمی همچون تحرک، مشارکت اجتماعی، ارتباط پایدار با جامعه و کمک به جامعه را در زمره مفاهیم سالمندی در نظر میگیرد.
سرپرست مؤسسه عالی پژوهش تأمین اجتماعی، عنوان کرد: بحث اقتصاد مراقبتی به خانواده مربوط میشود به این معنا که در نبود حمایت کافی از سالمند، بخشی از مراقبت به خانواده منتقل میشود که نتیجه آن، خروج اعضای خانواده از بازار کار، کاهش درآمد خانوار و فشار بر زنانِ است.
تبریزی با تاکید بر اهمیت بازار کار در مباحث سالمندی اضافه کرد: در حال حاضر دیگر سؤال این نیست که افراد کِی بازنشسته میشوند، بلکه با توجه به امید به زندگی، ممکن است افراد دیرتر وارد بازار کار شوند، چندین بار از بازار کار وارد و خارج شوند، شغل دوم داشته باشند، پس از بازنشستگی مجدداً کار کنند و یا مشاغل پارهوقت داشته باشند. یک موضوع بسیار مهم دیگر که این روزها اهمیت بسیاری دارد، بحث دیجیتالیسازی و محرومیت دیجیتال است. به بیان دیگر سازمان تأمین اجتماعی به دنبال دیجیتالی شدن تمامی امور و ارائه خدمات آنلاین است، اما باید بررسی کرد که آیا این خدمات دیجیتال باعث نمیشود که سالمندان از دایره دریافت خدمت خارج شوند؟
دانش بازنشستگان، سرمایه عظیم جامعه
در ادامه نشست علی ربیعی دستیار اجتماعی رئیسجمهور گفت: زمانی که به وزارت کار رفتم، اولین نقصی که احساس کردم، فقدان نظریه بود، به این معنا که بدون چارچوب نظری نمیتوان سراغ حل مسائل رفت. من این ضعف را احساس کردم و امروز خوشبختانه این نشستها کمک میکند که ما بر اساس مطالعه و چارچوبهای نظری مشخص عمل کنیم.
او با اشاره به اهمیت دانشافزایی عنوان کرد: متأسفانه در حوزههای مختلف دانشافزایی نکردهایم و امروز یکی از سرمایههای عظیمی که در دسترس قرار میگیرد بازنشستگان یا همان «دانش زنده» است. آنچه سازمانها و ساختارها را پیش میبرد، دانش زنده است. هدف از این نشستها، افزایش دانش زنده و تبدیل آن به دانش صریح، مکتوب و استاندارد است؛ این اولین انتظاری است که از چنین جلساتی داریم. دومین انتظار ما، آگاهیبخشی به جامعه است و سومین خروجی ما سیاستگذاری خواهد بود تا بتوانیم این سه ضلع یعنی نهاد علم، سیاستگذار و جامعه را در این نشستها دنبال کنیم.
لزوم برنامهریزی برای خدمات خانواده محور برای سالمندان
در ادامه جلسه ملیحه عرشی، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی، عنوان کرد: در مبحث سیاستگذاری رفاه خانواده در بسیاری از کشورها، وزارتخانهای خاص برای این امر وجود دارد و بسیاری از خدمات در کشورهای دیگر، خانوادهمحور و با تمرکز بر خانواده ارائه میشود.
او با طرح این سوال که آیا ما در حوزه سالمندی باید بیشتر بر فرد تمرکز کنیم یا بر مراقبتهای خانواده و سیاستهایی که اجرا و ارائه آن بر عهده خانواده است، اظهار کرد: معتقدم ما سالمندی را بیش از آنکه یک تجربه خانوادگی ببینیم، یک تجربه فردی میبینیم و بهجای آنکه در بستر خانواده راهکاری برای آن بیابیم، بیشتر به گروه سالمندان و جامعه هدف سالمندان میپردازیم. به عبارت دیگر، به گروه هدف سالمندان، تعداد آنها و تغییرات سنیشان توجه میشود، اما به اینکه خانواده چه بار فشار مراقبتی را تحمل میکند، چه خدمتی میتواند ارائه دهد، یا اصلاً آیا باید خدمتی ارائه دهد یا خیر، چندان پرداخته نشده است.
عرشی با اشاره سیر جمعیت کشور به سمت سالمندی، اظهار کرد: من این مسئله را فردی نمیبینم، بلکه آن را مسئلهای خانوادگی و اجتماعی میدانم، مطمئناً این تغییرات در تعداد سالمندان، تغییر در ساختار و اندازه خانوار، بر روابط بیننسلی، بازار کار، صندوقهای بازنشستگی، نظام سلامت، توزیع رفاه، مشارکتهای اجتماعی و اقتصادی و کیفیت زندگی تأثیرگذار خواهد بود. در خانواده سنتی، مسئله سالمندی تا حدود زیادی مدیریت میشد، اما در خانوادههای جدید شرایط متفاوت است، خانواده دارای دو فرزند است، فرزندان معمولاً شاغل هستند، یا دست به مهاجرت میزنند، فاصله جغرافیایی اعضای خانواده افزایش یافته است، طول عمر رو به افزایش است و در نتیجه، نیاز به مراقبت از افراد سالمند بیشتر شده است. بنابراین پیوندهای عاطفی ما باید قویتر شود اگرچه این اتفاق کمتر رخ می دهد.
او ادامه داد: خانواده در حال تغییر است و نیازهای مراقبتی آن رو به افزایش است؛ همچنین نیازهای جامعه ما به خدمات رفاهی، فزونی یافته است. بنابراین اگر مسئله سالمندی را صرفاً مسئلهای جمعیتی نبینیم و به این نکته توجه کنیم که تمامی این ابعاد در آن دخیل بوده و بر آن تأثیرگذار هستند، میتوانیم به آیندهای سعادتمند دست یابیم. بنابراین، برنامهریزیهای ما در حوزههای اشتغال، مراقبت، کمکهزینههای نگهداری و کمکهزینههای مستمر، باید با محوریت خانواده تدوین شود. البته باید تفاوتهای میان مناطق شهری، روستایی و استانی و همچنین تفاوتهای گروههای مختلف سالمندان حتما مورد توجه قرار گیرند.
عضوهئیت علمی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی بر ضرورت برنامه ریزی برای ارائه خدمات یکپارچه و هماهنگ برای سالمندان تاکید کرد و گفت: این خدمات نباید تنها یک بخش را در نظر بگیرند. ضروری است این خدمات بر پایه خانواده ارائه شوند و صرفاً فردمحور نباشند به این معنا که خدمات تنها به فرد سالمند اختصاص نیابد و ملاحظات مربوط به تمامی تغییرات موجود را نیز در بر گیرند.
ضرورت گذار از مدل سنتی صندوقهای بازنشستگی
وحیده نگین سخنران بعدی این جلسه با اشاره به افزایش هر چه بیشتر امید به زندگی در سالهای آینده گفت: کودکی که امروز به دنیا میآید، به احتمال زیاد ۱۰۰ سالگی را تجربه خواهد کرد. آمار موجود برای کشورهای آمریکا و اروپا حاکی از آن است که کودکی که امروز متولد میشود، ۵۰ درصد احتمال دارد تا ۱۰۰ سالگی عمر کند و این رقم در کشوری نظیر ژاپن به ۱۰۷ سال نیز میرسد. سوال این است که ما چگونه میتوانیم این سالهایی را که قرار است به عمر ما اضافه شود، به یک موهبت تبدیل کنیم، نه یک موضوع رنجآور و تاریک.
او با بیان اینکه صندوقهای بازنشستگی ما برای یک دوران بازنشستگی ۱۰ تا ۱۵ساله طراحی شدهاند، توضیح داد: در حال حاضر این نگرانی که امید به زندگی به خطر تمام شدن پول پیش از پایان عمر تبدیل شود، به یک دغدغه مالی مهم بدل شده است. این درحالی است که شتاب سالمندی در کشور ما سه برابرِ میانگین جهانی است و بهزودی در زمره پنج کشور سالمند جهان قرار خواهیم گرفت. این وضعیت نشان میدهد که هماکنون نیز بار سنگینی بر دوش سازمان تأمین اجتماعی است. از سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۴ تعداد سالمندان تحت پوشش سازمان تقریباً ۲.۵ برابر شده است.
نگین به این موضوع هم اشاره کرد که در کشورهای توسعهیافته و حتی در حال توسعه، کاهش نرخ تولد و افزایش امید به زندگی باعث شده که مدلهای سنتی صندوقهای بازنشستگی دیگر پاسخگو نباشند: این صندوقها دیگر نمیتوانند پایداری و کارآمدی خود را حفظ کنند. به این معنا که افراد باید بخشی از آینده مالی خود را شخصاً تأمین کنند. یکی از راهکارهای پیشنهادی متخصصین در این رابطه گذار از مدل مزایای معین به سمت حق بیمه معین است که در واقع ریسک را از سازمان و کارفرما به افراد منتقل میکند. اگرچه این گذار باید بهصورت هوشمندانه صورت گیرد، اما نکته اینجاست که انتقال ریسک به فرد نیز نمیتواند تأمین مالی کاملی برای ایام بازنشستگی در یک عمر طولانیمدت را فراهم کند.
او عنوان کرد: در این میان، داراییهای کلیدی برای زندگی ۱۰۰ساله مطرح میشود که دیگر فقط داراییهای مالی نیستند. شاید اکنون برای ما، پول و کار داراییهای مهمتری باشند، اما داراییهای نامشهودِ ما نیز بسیار حیاتیاند؛ داراییهای سلامت، داراییهای تولیدی که شامل دانش و مهارتهای مداوم است، داراییهای تحولآفرین شامل خودشناسی، آگاهی و انعطافپذیری در برابر تغییر و داراییهای رابطهای مانند شبکههای دوستی و روابط خانوادگی. این داراییهای نامشهود، بههمان اندازه داراییهای مالی برای یک عمر ۱۰۰ساله اهمیت دارند. پس ما نیاز به سرمایهگذاری روی این داراییهای نامشهود هستیم؛ داراییهایی که باید در طول عمر، تجدید و بازتولید شوند.
مشاور نائب رئیس هیئت مدیره سازمان تامین اجتماعی درباره تاثیر افزایش امید به زندگی بر صندوقهای بازنشستگی گفت: همانطور که گفته شد، صندوقهای موجود با فرض ۱۰ تا ۱۵ سال بازنشستگی تعریف شدهاند با توجه به افزایش امید به زندگی اکنون بسیاری از کشورها به مجموعهای از ابزارهای نوین مالی متکی شدهاند و آنها را تجربه میکنند. یکی از این ابزارها «اوراق قرضه طول عمر» و «سوآپ طول عمر» و «بیمههای اتکایی» است. این ابزارها روی کاغذ و از نظر پتانسیل مناسب هستند، اما تجربهای دراین حوزه هنوز تجربه موفقی نبوده زیرا این حوزه هنوز به بلوغ نرسیده است.
نگین به ساز و کاری برای دوران سالمندی با عنوان رهن معکوس اشاره کرد و گفت: در سازوکار «رهن معکوس»، سلامت فرد و ارزش ملک را در نظر میگیرند و ماهانه به فرد مبلغی پرداخت میکنند؛ پس از فوت نیز آن بخشِ توافقشده از ملک را برمیدارند و مابقی را به وراث میدهند. به این ترتیب، فرد در عین حال که در خانه خود زندگی کرده و حس امنیت دارد، درآمد ماهانه نیز دریافت میکند. تنها نکته این است که سهم کمتری به وراث میرسد. این طرح در برخی کشورها از جمله آمریکا، هنگکنگ، سنگاپور و کره جنوبی اجرا شده است و هماکنون نیز در حال انجام است.
او اضافه کرد: در حال حاضر صندوقهای بازنشستگی ما، امنیت درآمدی که همان مستمری است یا امنیت سلامت که درمان است را پوشش میدهند، اما حلقه مفقوده در این میان، بیمه مراقبتهای بلندمدت است. این بیمه علاوه بر ایجاد احساس امنیت برای سالمند، میتواند بحران نقدینگی فعلی سازمان را تا حدی پوشش دهد و کفایت مزایا را بهبود بخشد؛ بدین معنا که فرد در دوران بازنشستگی خود، خدمات مراقبت بلندمدت نیز دریافت کند.
او تاکید کرد: در نهایت، دولتها دیگر به تنهایی قادر نخواهند بود ضامن رفاه یک عمر ۱۰۰ساله یا یک عمر طولانی باشند، بنابراین نیاز است که استراتژیهای فردی تغییر یابد، الگوی زندگی چندمرحلهای طراحی شود و پرورش مستمر داراییهای نامشهود و بهرهگیری از اموال شخصی در دوران سالمندی مدنظر قرار گیرد و دولتها و سازمانها بیمه مراقبتهای بلندمدت و استفاده از ابزارهای نوین مالی را به ساختار خود اضافه کنند.
فقدان برنامه منسجم برای جمعیت بزرگ سالمندان آینده
در ادامه جلسه مجید فولادیان رئیس دبیرخانه شورای ملی سامندان کشور، با اشاره به تحول حوزه سالمندی، گفت: ایران در آستانه یک تغییر بزرگ قرار دارد؛ این تغییر تنها یک تغییر جمعیتی ساده نیست، بلکه ساختار جامعه ایران به طور بنیادین در حال تغییر است. توجه کنید که تعداد موالید از سال ۱۳۹۰ تا امسال ۳۵ درصد کاهش یافته و میزان سالمندی از سال ۱۳۹۰ تاکنون ۵۴ درصد افزایش داشته است. از سوی دیگر، شرایط خانواده نیز دستخوش تغییر شده است؛ ما از یک خانواده گسترده چندنسلی که کنار یکدیگر زندگی میکردند، به سمت خانواده هستهای حرکت کردهایم و در حال گذار به سمت تنهازیستی هستیم.
او با تاکید بر اینکه نسل دهه ۶۰ قرار است آن جمعیت سالمند بزرگ را تشکیل دهند، به مشکلات این نسل در مراحل مختلف زیستش اشاره و عنوان کرد: بازار کار حتی امروز هم تحمل جمعیت این نسل را ندارد، تفاقاً بیمهها نیز پوشش لازم را ندارند، با چنین شرایطی این نسل به میرسد. ساختار خانوادهای که اکنون با آن مواجهیم و تعداد فرزندان کفاف نگهداری از سالمندان در آینده را نخواهد داد. ما باید اکنون به فکر الگوهای جایگزین باشیم که متأسفانه هیچ سیاست منسجمی در این باره وجود ندارد زیرا اساساً تا زمانی که بحرانی در ایران روی میز قرار نگیرد، به رسمیت شناخته نمیشود.
رئیس دبیرخانه شورای ملی سامندان کشور با بیان اینکه افزایش سن، میزان فقر در ایران بهطور معناداری افزایش مییابد، اظهار کرد: صندوقهای بازنشستگی همین امروز ورشکستهاند در سال ۱۴۳۰ که جای خود دارد. این درحالی است که بر اساس گزارشهای جهانی، در سال پایان زندگی هر سالمند، هزینه درمان او بهطور میانگین برابر است با هزینه درمان در کل زندگاش. وقتی سالهای زندگی افزایش مییابد هزینهها بهطور معناداری افزایش پیدا میکند و نظام درمانی ما حداقل باید چندین برابر هزینه فعلی سرمایهگذاری کند تا بتواند با همین سطح پوشش، آن زمان وضعیت را پوشش دهد.
او به کمبود نیروی انسانی مراقب سالمند امروز و در سالهای آینده به مواردی مانند مناسب نبودن منازل و معابر با شرایط سالمندان و معلولان و نامناسب بودن وضعیت تنهایی سالمندان در ایران و بهویژه در میان زنان سالمند اشاره کرد.
فولادیان با بیان اینکه در دبیرخانه شورای ملی سالمندان هفت گام بهسوی آینده طراحی کردیم، اضافه کرد: اولین و مهمترین آن، راهاندازی «داشبورد ملی سالمندی کشور» است که اگر این کار انجام شود، با دادهها و اطلاعاتی که ما داریم، میتوانیم مشخص کنیم هر سالمند در هر نقطهای از ایران چه وضعیت اقتصادی ومعیشتی دارد و از چه مشکلی بیماری رنج میبرد؟ برآورد من این است با این اقدام به حدود ۳۰۰ هزار سالمندی که در دهک یک و دو هستند، بیش از چهار بیماری دارند، همزمان در فقر به سر میبرند و تنها هستند، میتوانیم کمک کنیم تا مشکلاتشان رفع شود.
سرعت فقر در میان بازنشستگان
او از تدوین پیشنویس قانون جامع حمایت از سالمندان و سند جامع اقتصاد نقرهای خبر داد و افزود: سالمندی مملو از تهدید است، اما اگر اقتصاد مرتبط با سالمندی که در دنیا به آن «اقتصاد نقرهای» میگویند و گردش مالی فوقالعاده بالایی دارد را در ایران بازطراحی و شناسایی کنیم، یک فرصت عالی برای کسبوکارها خواهد بود.
به گفته فولادیان در حال حاضر حتی یک شرکت قانونی و رسمی در حوزه اعزام مراقبان سالمند وجود ندارد و همه این شرکتها غیرقانونی هستند: دلیلش این است که اساساً مجوزی به نام «مجوز شرکت مراقبت از سالمند» وجود ندارد. ما این مجوز را طراحی کردهایم و در حال انجام و ساماندهی حوزه مراقبان سالمند هستیم. همچنین طرح «آموزش مراقبان سالمند» با همکاری وزارت بهداشت و سازمان فنیوحرفهای انجام شده است. توجه کنید که بیش از ۹۵ درصد از افرادی که در این شهر به اسم مراقب سالمند اعزام میشوند، حتی یک ساعت دوره ندیدهاند و ممکن است به سالمند صدمه بزنند.
او با اشاره به تدوین سند ملی اشتغال سالمندی عنوان کرد: ما در حال نوشتن پیشنویس سند هستیم. در جهان مشاغل نرمی وجود دارند که مشاغل ویژه سالمندان است. ما هم در کشور قانون حمایتیاش را داریم، یعنی اگر کسی سالمندی را به کار بگیرد، طبق قانون میتوانیم تا ۲۰ درصد از حقوقش را پرداخت کنیم. این قانون وجود دارد، اما مشاغلی برای آن طراحی یا دیده نشده است.
رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور با تاکید بر اینکه در حال حاضر کسی که بازنشسته میشود، منزوی و به حاشیه رانده میشود و بهسرعت هم فقیر میشود: ما در حال ورود به یک ابربحران هستیم سیستم اجتماعی جامعه ایران بهطور کامل در حال تحول است بنابراین به یک بازاندیشی در تمام نهادها، موقعیتها و فرصتهای موجود نیاز داریم؛ باید بتوانیم فرصتها را در این حوزه شناسایی و برای آینده ایران سیاستگذاری کنیم.
روشهایی برای استفاده از دانش بازنشستگان
سید مالک حسینی معاون توسعه کارآفرینی و اشتغال وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی هم در ادامه نشست بر اهمیت مساله آینده سالمندی در ایران تاکید کرد و گفت: یکی از چالشهای ما برای برخی از رشتههای کسبوکاری، عدم جایگزینی نیروی انسانی به شکل مناسب در آینده است. اگر برای آنچه پیش روی ماست، از امروز برنامهریزی نکنیم، در ۳۰ سال آینده با یک بحران امنیت ملی مواجه خواهیم شد. یعنی حتی نیروی دفاعی نخواهیم داشت.
او افزود: ما در حوزه سلامت، تغذیه، سرگرم و سایر حوزهها برای سالمندان آیندهً از نظر نهادی و ساختارهای اجتماعی تقریبا صفر هستیم. در ۳۰ سال آینده جمعیت بالای ۶۰ سالمان دو برابر خواهد شد این درحالی است که ما برای جامعهای که پیر میشود، به بخشی نیاز داریم که بتواند پشتیبان کل این جامعه باشد.
به گفته حسینی، زمان طلایی نیروی کار بین ۱۵ تا ۲۹ سال است که در واقع جمعیت مولد و بانشاط محسوب میشود و از ۲۹ سال به بالا، طبیعتاً این بهرهوری کاهش مییابد. در سالهای آینده جمعیت ۶۵ سال به بالای ما به ۱۹ میلیون نفر میرسد که در واقع یک نقطه اوج است و اگر امروز تدبیری نیندیشیم، طبیعتاً در آینده چالشهای ما بسیار بسیار جدی خواهد شد.
معاون توسعه کارآفرینی و اشتغال وزارت کار، با اشاره به اینکه در ۸۰ سال آینده نه تنها با سالمندی جمعیت، بلکه با کاهش جمعیت مواجه خواهیم شد، عنوان کرد: این موضوعات در حوزه بازار کار، امنیت و بخشهای مشابه، بهشدت مباحث جدی و اثرگذاری هستند که باید مورد توجه قرارگیرد.
او از تجارب سایر کشورها هم گفت: در کره جنوبی، سن بازنشستگی را افزایش دادهاند؛ اقدامی که یکی دو سال پیش در ایران نیز رخ داد و سن بازنشستگی را بالا بردیم. همچنین ایجاد مراکز تخصصی برای انتقال به شغل دوم و بازگشت به کار، و تقویت قابلیت اشتغال از طریق توسعه مهارت و ارزیابی شایستگی صورت گرفته است اما ما هیچ سیاستی در این حوزه نداریم. بازنشستگان ما در هر نوع کسبوکار خصوصی یا دولتی که دارای تخصص و مهارت هستند وقتی به دوره بازنشستگی میرسند، مهارتشان کامل از دست میرود و اصلاً از چرخه خارج میشوند و دانش آنها به نسل بعد منتقل نمیشود.
او اضافه کرد: فرانسه هم در این زمینه عملکرد خوبی داشته است. ما با ایرانی کردن یک مدل فرانسوی پیشنهاد دادیم که بازنشستهها امکان حضور در محیط کار داشته باشند و بهطور تخصصی منتورِ و مربی جوانترهایی شوند که وارد سیستم کاری میشوند. بدینگونه هم مدیریت دانش و انتقال تجربه صورت میپذیرد و هم میتوانیم خلأ نیروی کار را پر کنیم.
معاون وزارت کار گفت: درخصوص جمعیتشناسی بازار کار پروژهای را آغاز کردهایم و مشغول کار هستیم تا سن میانه را برای هر یک از رستههای کسبوکار به دست آوریم و ببینیم آیا این نرخ جایگزینی در حال وقوع است یا خیر، و اگر رخ نمیدهد چه باید بکنیم. ما در آینده سه راه بیشتر نخواهیم داشت، استفاده از نیروی کار خارجی، استفاده از ظرفیتهای فناورانه وگزینه سوم افزایش نرخ مشارکت زنان. نرخ مشارکت زنان در ایران اکنون نزدیک به ۱۳ تا ۱۴ درصد است.
افزایش تقاضا برای بازنشستگی پیش از موعد
به گفته او نتیجه یکی از مطالعات مرکز پژوهشهای مجلس نشان داده است که در یک دهه گذشته تقاضا برای بازنشستگی پیش از موعد از ۱۴ درصد به ۵۰ درصد افزایش پیدا کرده است.
او از دو اقدام همزمان در حوزه بازنشستگی هم گفت: نخست، آموزش کارآفرینی برای بازنشستگان که پروژهای مشترک میان وزارت کار، دانشگاه صنعتی شریف و صندوق بازنشستگی کشوری است؛ و دوم، ایجاد آن پلتفرم یا زیرساختی است که اجتماع نیروهای متخصص و کارشناس بازنشسته را در حوزههای مختلف تشکیل میدهد و دسترسی بنگاههای خرد، کوچک و متوسط را به این شبکه فراهم میکند. گذار تدریجی از اشتغال به بازنشستگی، پیشنهاد دومی است که بر اساس تجربه بینالمللی مطرح کردیم.
حسینی اضافه کرد: اگر سیاست ما به سمت اقتصاد سالمندی پیش رود، همین اکنون برای تخصیص منابع اشتغال که در حوزه ما است و بخشی از آن در اختیار حوزه من قرار دارد، میتوانیم درصدی را اختصاص دهیم تا کسبوکارهایی که به اقتصاد سالمندی مربوط میشوند، در اولویت پرداخت قرار گیرند.
انعقاد دو تفاهم نامه همکاری
در پایان این نشست دو تفاهمنامه با موسسه عالی پژوهش تامین اجتماعی منعقد شد. انعقاد تفاهمنامه همکاری میان انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات با این موسسه و دیگری تفاهمنامهای بود که میان این موسسه با انجمن توسعه و نوآوری اجتماعی منعقد شد.