بیژن نوباوه، خبرنگار و نماینده مجلس:

ما در «روابط‌عمومی» مشکل داریم

به احتمال بسیاری از مردم، او را وقتی جلوی دوربین صداوسیما قرار می‌گرفت و گزارش می‌داد در یاد دارند. اصلا تحصیلاتش را هم در دانشگاه صداوسیما انجام داده و کارشناسی ارشد تولید را از این دانشگاه دریافت کرده است.

تامین 24 / بیژن نوباوه، خبرنگار سابق و سیاستمدار کنونی است که او پیش از این نماینده ادوار هشتم و نهم در مجلس شورای اسلامی بود و در آن دو مجلس به عنوان نایب‌رییس دوم کمیسیون فرهنگی حضور داشت. او در مجلس هشتم و نهم عضو شورای نظارت بر صداوسیما هم بود و سال ۱۳۹۳ نشان افتخار جهادگر عرصه فرهنگ و هنر را به دست آورد. او در دوره دهم موفق به راهیابی به مجلس نشد اما در انتخابات سال گذشته در لیست اصولگرایان قرار گرفت و با کسب ۷۹۲ هزار و ۵۶۵ رای به مجلس یازدهم راه پیدا کرد. با او به عنوان کسی که سال‌ها در زمینه رسانه فعالیت داشته و در حوزه روابط‌عمومی نظرات جالبی دارد، گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

 

از نگاه شما جایگاه روابط‌عمومی در دنیای امروز چگونه است؟

باور من این است که تفاوت بنیادین و اساسی انسان با سایر موجودات همین مساله روابط‌عمومی است. در حقیقت روابط‌عمومی همان رابطه روانشناسانه انسان با انسان است. در واقع علم روابط‌عمومی مهمترین عامل در پیشرفت و توسعه جامعه است. به همین دلیل هم می‌توان دید افرادی که در روابط‌عمومی دچار نقص‌هایی هستند معمولا پایین‌ترین درصد موفقیت را در کارهای‌شان دارند. در مقابل، انسان‌های موفق همان‌هایی هستند که تلاش کرده‌اند با تمرکز روی مقوله روابط‌عمومی ارتباط عمیق‌تری با جامعه هدف‌شان برقرار کنند. البته روابط‌عمومی صرفا محدود به اخلاق و رفتار نمی‌شود بلکه شامل این موضوع نیز می‌شود که شما بدانید چه زمانی با چه کسی و در چه شرایطی ارتباط بگیرید و توانایی‌های آن انسان را مورد استفاده خود قرار دهید. بنابراین علم روابط‌عمومی را شاید بتوان در این عبارت خلاصه کرد: توانایی برقراری ارتباط در زمان مناسب، با شخص مناسب و به شیوه مناسب.

 

با توجه به توضیحات شما، کارکرد روابط‌عمومی در عصر حاضر را چطور می‌شود توصیف کرد؟

در علوم ارتباطات در دنیای امروز علم روابط‌عمومی از اهمیت بالایی برخوردار است و حتی در کشورهای صنعتی برای فروش کالاهای خود نیاز به روابط‌عمومی پیشرفته و گسترده به ‌عنوان مهمترین دغدغه در جهت معرفی و فروش یک محصول خاص در نظر گرفته می‌شود. البته چند سالی است که در کشور ما هم دارد توجهاتی به این دانش می‌شود اما راه بسیار طولانی است و باید در این ‌باره کارها به شکل مستمر و دقیق پیش برود تا بتوانیم به نتایجی که انتظارش را داریم، دست پیدا کنیم. در این ایام یکی از اساسی‌ترین مشکلات موجود در کشور ما در حوزه‌های مختلف از جمله در عرصه تولید، عدم توجه کافی به دانش روابط‌عمومی است تا جایی که برخی بر این باور هستند که ما ایرانیان به علت عدم توجه و فقدان آموزش صحیح در حوزه روابط‌عمومی به ‌قدری دچار مشکل شده‌ایم که حتی در ورزش‌های جمعی توفیق چندانی نداریم و بیشترین به سمت فعالیت‌های انفرادی گرایش پیدا می‌کنیم. اگر به سخنان افراد مختلف در زمین ورزش در سال‌های گذشته دقت کنید این گزاره را بارها و بارها می‌توانید در میان کلام افراد سراغ بگیرید.

 

وضعی که برای خوانندگان این نوشته تصویر کردید، متاثر از چه دلایلی است؟ به ‌بیان ‌دیگر چه مسیری طی شده که امروز ما در زمینه دانش روابط‌عمومی در این نقطه قرار گرفته‌ایم؟

به نظر می‌رسد علت این مساله را باید در علاقه شدید ما به خودنمایی و خوداظهاری جست‌وجو کرد. با بررسی این وضع می‌توان فهمید که ما در حوزه روابط جمعی با مشکلات جدی مواجه هستیم. در این مجال باید بپذیریم و البته اعتراف کنیم که غیبت‌ها، تهمت‌ها و اعمالی از این ‌دست که در کشور ما به‌شدت مرسوم است، در کشورهای غربی اصلا جایگاه تعریف‌شده‌ای ندارد و متداول نیست.

 

این شرایط بیشتر مربوط به وضعیت اجتماعی و فرهنگی کشور است یا می‌توان از نظر جغرافیایی هم آن را تحلیل و بررسی کرد؟

متاسفانه این مساله نه‌تنها در کشور ما بلکه در کل کشورهای منطقه به چشم می‌خورد و چنین شرایطی خود می‌تواند باعث کاهش ارتباطات جمعی ‌شود. برای مثال رواج دروغگویی، برابر با عدم توفیق در روابط‌عمومی است؛ چراکه تعریف بنیادین روابط‌عمومی، برگرفته از نگاه صحیح، راستگویی و دوری از جهت‌گیری‌های شخصی است. با این توضیح، از نظر من روابط‌عمومی علمی است که باعث پیشرفت و توسعه جدی جوامع انسانی می‌شود.

 

فعالان در حوزه رسانه و روابط‌عمومی باید چه شیوه‌ای را در پیش بگیرند که از طریق آن بتوانند گام‌های صحیح‌تری بردارند و به هدف و غایت فعالیت در این زمینه دست پیدا کنند؟

مساله روابط‌عمومی سال‌هاست که مورد بحث قرار گرفته و به نظر من علت اصلی عدم توفیق در این حوزه کمبود دانش مربوط به حوزه علوم ارتباطات است. روابط‌عمومی معنای گسترده‌ای دارد و در هر بخش در معنای مربوط به همان حوزه به کار برده می‌شود؛ در زمینه تجارت معنای خاص خودش را دارد و در عرصه تحصیل علم دارای مفهوم دیگری است. مثلا رابطه بین استاد و دانشجو یا معلم و دانش‌آموز. از سوی دیگر، تفاوت‌های زیادی بین مفاهیم مختلف روابط‌عمومی وجود دارد که باید به آن اشراف پیدا کرد و هر یک را در جای خود مورد استفاده قرار داد. امروزه شاخه‌های مربوط به این علم بسیار تخصصی است. بنابراین اگر بخواهید در رشته تجارت تحصیل کنید یکی از درس‌های مهم در این رشته دانشگاهی روابط‌عمومی مربوط به حوزه تجارت خواهد بود که باید با آن آشنایی کامل پیدا کنید و در نهایت بتوانید از آن برای پیشبرد اهداف کاری‌تان استفاده کنید. مایه تاسف است که امروز در کشور ما در این حوزه شاهد حضور افراد کمتر متخصص هستیم و در بسیاری از نهادها و اداره‌ها وقتی نیروهایی وجود دارند که از مدرک دانشگاهی برخوردار نیستند یا برای انجام خدمات اداری مورد استفاده قرار می‌گیرند یا آنها را راهی روابط‌عمومی می‌کنند. در حالی ‌که من معتقدم باسوادترین انسان‌ها باید در بخش روابط‌عمومی هر نهاد و اداره‌ای مشغول فعالیت باشند. به نظر من، آنچه هم‌اکنون در پیش رو داریم، توجه به تخصص شخصی خودمان و نیاز جامعه نسبت به این تخصص و آنچه تولید می‌کنیم، خواهد بود. برای مثال در رشته مدیریت یکی از مهمترین بخش‌ها، توسعه روابط انسانی است. در واقع مدیر موفق کسی است که بتواند از ارتباط با سایر انسان‌ها به بهترین شکل استفاده کند و اساسا در برقراری ارتباط خوب با افراد گوناگون توانایی بالایی داشته باشد.

 

شاید خوب باشد که در این بخش از گفت‌وگو یک سوال بنیادین را مطرح کنیم. از نگاه شما اصلا معنای دقیق روابط‌عمومی چیست؟

در ابتدا باید بگویم که اغلب ما معنای ظاهری روابط‌عمومی را می‌دانیم اما در اصل معنای روابط‌عمومی دانش برقراری ارتباطاتی خاص در رشته‌های خاص است. اگر بخواهم به ‌عنوان کسی که سال‌ها در زمینه خبرنگاری فعالیت کرده به این پرسش پاسخ بدهم باید بگویم مهمترین ویژگی یک خبرنگار این است که بتواند با مردم به خوبی ارتباط برقرار کند. من می‌توانم با انسان‌های پیرامونم با یک جمله ارتباط بگیرم و از برقراری این ارتباط بهره بگیریم. در مقابل انسان‌هایی هم هستند که باید مدام خودشان را تشریح کنند، توضیح دهند و البته از دیگران به شکل پی در پی عذرخواهی کنند. چرا؟ به این خاطر که توانایی اندکی در زمینه روابط‌عمومی دارند و شاید بهتر باشد بگویم در این حوزه دچار ضعف هستند.

 

با در نظر گرفتن توضیحاتی که تا این جای بحث مطرح شد، از نظر شما روابط‌عمومی خوب حاصل چیست؟

روابط‌عمومی صحیح حاصل یک روانشناسی عمیق و دقیق است. برای مثال یک خبرنگار باید بتواند با یک جمله با هر انسانی اعم از زن و مرد ارتباط برقرار کند. ممکن است یک نفر بپرسد خوب این جمله چیست؟ باید به ظرفیت طرف مقابل خود با ریزبینی نگاه کنید. این دقت عمل باعث تسهیل در ایجاد ارتباط عمومی می‌شود. یعنی یک روانشناسی کامل که به انسان‌ها کمک می‌کند تا با افراد پیرامون ارتباط خوبی برقرار کنند.

 

با توجه به اینکه شما در دوره پیش روی مجلس هم به خانه ملت راه پیدا کرده‌اید، آیا فکر می‌کنید مجلس شورای اسلامی در زمینه قانونگذاری می‌تواند کاری کند تا ارتباط میان مردم و رسانه‌ها و روابط‌عمومی‌ها در اندازه و کیفیتی بیش ‌از پیش برقرار شود؟

به نظر من این موضوع راهکار قانونی ندارد. البته معنای این جمله به‌ هیچ ‌عنوان این نیست که مجلس شورای اسلامی علاقه‌ای به ایجاد این هماهنگی و برقراری رابطه بین مردم و رسانه‌ها و روابط‌عمومی‌ها ندارد. ما قوانین غیرضروری زیادی داریم، اما به عقیده من این مشکل قانون نیست و اگر در این حوزه نیازمند به تصویب قوانین زودبازده فرهنگی هم باشیم، باید این قوانین، قوانین سلبی باشند. به‌ عبارت ‌دیگر، قوانینی که ویژگی برخوردی داشته باشند. تجربه نیز نشان داده، این موضوع به لحاظ روانشناسی پاسخ خوبی را به دنبال نخواهد داشت. بگذارید منظورم را با یک مثال بیشتر توضیح دهم. سال‌های سال است که همه‌ جا می‌شنویم ما در کشورمان با مشکل کمبود آب روبه‌رو هستیم، بنابراین همیشه می‌شنویم که می‌گویند باید آب را کم مصرف کنیم. در حالی ‌که از نگاه علم روابط‌عمومی و البته در دانش رسانه باید مردم را به شکلی هدایت کرد تا در ابتدا معنای مصرف را به خوبی دریابند و در ادامه مشکل کمبود را دقیقا درک کنند. البته این موضوع به قانون هم احتیاج دارد تا به ‌عنوان ‌مثال با شخصی که روش صحیح را در مصارف خود اعمال نمی‌کند، برخورد شود. در نهایت من معتقدم قانون ظرفیتی اضافه است که می‌تواند در دستیابی به اهداف فرهنگی، استفاده شود. در این میان، نقش اساسی را سیاستگذاری، تربیت، تبلیغات و ارشاد در فرهنگ و بلوغ فرهنگی جامعه بازی می‌کند. اگر قوانین موجود در کشور را بررسی کنید درخواهید یافت که تعدادشان کم نیست، اما ما اینجا در مرحله اجرای قوانین با مشکل روبه‌رو هستیم.

 

با این توضیح، علت اجرا نشدن دقیق قوانین در کشور ما چیست؟

از نگاه من دلیل آن، عدم نظارت صحیح در اجرای قانون است. اگر مثلا در بخش پیوست فرهنگی که مصوبه مجلس است و دولت دهم در آخرین روزهای تصدی خود آن را ابلاغ کرد، با جدیت رفتار کنیم، یعنی هر طرحی که قرار است در کشور اجرا شود، نگاه عمیق فرهنگی درباره آن مورد نظر قرار گیرد، حتی در طرح‌های اقتصادی، اجتماعی و سایر موارد می‌توانیم به نقطه‌ای برسیم که در نهایت مشخص شود بر اساس نیازمان حرکت کرده‌ایم و بر اساس شرایط موجود گام برداشته‌ایم. در پایان من معتقدم اگر امروز با همدلی و نظارتی منسجم حرکت کنیم، اصلا در این زمینه، احتیاجی به قانون اضافی نداریم.

 

منبع: هفته‌نامه آتیه نو/ شماره 229/ 27 اردیبهشت 1399


 


ارسال نظر

captcha