«رویای آمریکایی»، دست به ماشه!

تامین 24 /رویای آمریکایی باوری ملی در ایالات متحده است که آزادی را زمینه‌ساز ترکیبی از کامیابی و موفقیت می‌داند. بنا بر تعریف «جیمز تراسلو آدامز» از رویای آمریکایی «زندگی هر شخص باید با فرصت‌هایی که به او بنا بر قابلیت‌ها یا موفقیت‌هایش و فارغ از طبقه اجتماعی یا شرایط زاده شدنش داده می‌شود بهتر، غنی‌تر و کامل‌تر شود». ریشه‌های رویای آمریکایی را باید در اعلامیه استقلال ایالات متحده جست؛ آنجا که قویا اظهار می‌دارد «همه انسان‌ها برابر آفریده شده‌اند» و اینکه «آفریدگارشان حقوق سلب‌ناشدنی معینی به آن‌ها اعطا کرده‌ که حق زندگی، آزادی و جست‌وجوی خوشبختی از جمله آن‌هاست.»

این رویا به حدی گیرا، جذاب و پرکشش است که به‌رغم تغییرات بنیادینی که با اجرای سیاست‌های نئولیبرالیستی در مناسبات اقتصادی- سیاسی جامعه آمریکا ایجاد شده؛ هنوز پا گذاشتن بر خاک آمریکا غایت خواسته مردمی است که از چهارگوشه جهان سرزمین مادری خود را به مقصد آمریکا و داشتن زندگی بهتر ترک می‌کنند. شاهد این مدعا تکرار ثبت درخواست‌های چشمگیری است که هر سال از سوی متقاضیان شرکت در قرعه‌کشی گرین‌کارت آمریکا ثبت می‌شود.
با این حال، هر‌‌از‌‌‌چندگاهی که اخباری ناخوشایند مثل خبر مرگ دلخراش «جرج فلوید» از درون آمریکا به بیرون از این کشور درز می‌کند، ستاره زیستن در رویای آمریکایی کمی تا حدودی کم‌فروغ می‌شود.
واقعیت این است که مرگ دلخراش جرج فلوید و حواشی پس از آن یک‌بار دیگر این تردید را تقویت کرد که در آمریکا شانس برخورداری از زندگی به سبک رویایی آمریکایی برای همه یکسان نیست و دست‌کم جامعه سیاهپوستان آمریکا در این رابطه از شانس کمتری برخوردارند. با انجام یک جست‌وجوی ساده در میان منابع فارسی زبان شبکه اینترنت می‌توان به این نتیجه رسید که اولا خشونت‌ورزی در قبال جامعه سیاهان آمریکا قدمتی به تاریخ استقلال این کشور دارد و ثانیا به‌رغم تمام تطوری که جامعه آمریکا در ادوار و برهه‌های زمانی مختلف پشت‌ سر گذاشته؛ سیاهپوستان این کشور هنوز آنقدر خوش‌شانس نیستند که از گرفتار شدن به تیر غیب خشونت نیروهای پلیس این کشور به سلامت جان به در ببرند. منابع فارسی زبان موجود در اینترنت تایید می‌کنند که از دهه 90 میلادی تاکنون خشونت نیروهای پلیسی دست‌کم جان 6 آمریکایی سیاهپوست را گرفته یا در معرض تهدید قرار داده و تقریبا این اتفاق هربار با موجی از خشم و اعتراضات مردم آمریکا مواجه بوده است.
 
قربانی اول: رادنی کینگ
در سال 92 میلادی که هنوز مانند امروز از شبکه‌های اجتماعی خبری نبود؛ انتشار فیلمی دلخراش موجی از خشم و نفرت را در میان اهالی لس‌آنجلس به همراه داشت. این فیلم به بخشی از برخورد خشونت‌آمیز نیروهای پلیس با یک شهروند سیاهپوست به نام رادنی کینگ (Rodney King) مربوط می‌شد که توسط یکی از شهروندان ضبط شده بود. از قرار معلوم فرد مغضوب خودروی خود را به دستور پلیس متوقف نکرده بود اما رفتار ماموران به قدری خشن بود که موجی از اعتراضات را به دنبال داشت و در نهایت با تبرئه این ماموران در دادگاه کار آنقدر بالاگرفت که پای نیروهای ارتش نیز به میدان باز شد و عاقبت این اعتراضات با بر جای گذاشتن 55 کشته و 2 هزار و 500 زخمی خاتمه یافت و مهمترین دستاوردی که از خود برجای گذاشت آغاز اصلاحاتی در جهت کاستن از خشونت نیروهای پلیس بود. البته سرنوشت رادنی کینگ یک استثنا بود؛ چراکه برخلاف سایر موارد ثبت شده او این شانس را داشت که تا سال 2012 زنده بماند و شاهد تغییرات به وجود آمده باشد.
 
قربانی دوم: تراوین مارتین
نام دومین سیاهپوستی که قربانی خشونت پلیس آمریکا شده با یک اختلاف 11 ساله ثبت شده است. تراوین مارتین 
(Trayvon Martin) سیاهپوست 17 ساله‌ای بود که در تاریخ 26 فوریه سال 2012 به ضرب گلوله یک نگهبان محلی جان خود را در سنفورد فلوریدا از دست داد. او در زمان مرگ یک دانش‌آموز دبیرستانی محسوب می‌شد و بعدها دادگاه رسیدگی‌کننده به پرونده قتل او، اقدام ضارب 28 ساله را دفاع از خود تشخیص داد و در نتیجه رای به غیرعمد بودن قتل صادر شد. صدور این رای دلیلی شد تا بار دیگر موجی از اعتراضات در شهرهای میامی، لس‌آنجلس، نیویورک و شیکاگو به راه افتد و رییس‌جمهور وقت آمریکا از ضرورت بازبینی در قوانین برای پایان دادن به چنین اتفاقاتی خبر دهد.
 
قربانی سوم: اریک گارنر
ظاهرا دو سال بعد از کشته شدن دومین قربانی، نوبت به جان ستاندن از سومین قربانی رسید. این بار نوبت اریک گارنر (Eric Garner) 44 ساله و پدر 6 فرزند بود تا در مواجهه با نیروهای سراپا خشمگین پلیس «استاتین آیلند» از منطقه نیویورک جان خود را مفت و بی‌جهت از دست دهد. در منابع مرتبط به این حادثه آمده است که چهار مامور پلیس به ظن فروش 
«مواد مخدر» تصمیم می‌گیرند تا اریک گارنر را بازداشت کنند و با وجود انکار متهم، اسلحه خود را ابتدا به سمت او نشانه رفته و سپس با احاطه کردن ابتدا او را وادار می‌کنند تا به حالت درازکش روی زمین پیاده‌رو بخوابد و در ادامه چنان فشاری بر گردن و قفسه سینه او را وارد می‌آورند که یک ساعت بعد به مرگ وی در تخت بیمارستان منجر می‌شود.
مرگ این شهروند سیاهپوست آمریکایی که از طرف دوستان و آشنایانش به فردی دائم‌الخمر مشهور بود نیز در زمان خود با موجی از خشم، نفرت و تظاهرات عمومی در سراسر آمریکا همراه شد اما نکته حائز اهمیت شباهت طریقه مرگ او با حادثه اخیری است که به جان باختن جرج فلوید در مینه سوتا منجر شد، از قرار معلوم هر دو قربانی از گردن و قفسه سینه آنقدر تحت فشار بودند که به گفته شاهدان حادثه، مشکل تنفسی خود را با ماموران پلیس در میان می‌گذارند.
 
قربانی چهارم: مایکل براون 
در میان سیاهپوستانی که مورد خشونت پلیس آمریکا واقع شده‌اند؛ فاصله سومین و چهارمین قربانی از همه کمتر است. تقریبا یک ماه از مرگ اریک گارنر گذشته بود که مایکل براون (Michael Brown) 18 ساله در شهر فرگوسن از ایالت میزوری آمریکا مورد اصابت 6 گلوله پلیس قرار گرفت و جان خود را از دست داد. از قرار معلوم این جوان بخت برگشته مظنون به دست داشتن در یک فقره سرقت خودرو بود که تازه دقایقی قبل اتفاق افتاده بود اما آنطور که بعدها اعلام شد در زمان حادثه نه مسلح بود و نه اساسا از او سابقه سویی در نزد پلیس وجود داشت.
به هر طریق این‌بار هم برای مدت یک هفته موجی از خشم و اعتراض منطقه را فراگرفت و برای خاتمه یافتن غائله پای تجهیزات ارتش و وضع مقررات آمدوشد به میان آمد و در این میان آنچه که بیش از همه موجب تشدید اعتراضات مردمی شد، برخورد غیرمسئولانه مقامات پلیس بود که در چند مورد، مکررا روایت خود از ماجرا را به صورت اساسی تغییر دادند.
 
قربانی پنجم: فردی‌گری
بعد از قتل دلخراش مایکل براون دست‌کم تا نزدیک به یک سال بعد در منابع فارسی‌زبان هیچ اثر دیگری از خشونت پلیس آمریکا  نسبت به سیاهپوستان آمریکایی به چشم نمی‌خورد. 25 آوریل سال 2015 بود که انتشار خبر مرگ فردی گری (Freddie Gray) در بازداشتگاه پلیس شهر بالیتمور از ایالت مریلند شوکی بزرگ به افکار عمومی آمریکایی‌ها به‌ویژه مردم بوستن، واشنگتن دی‌‌سی، نیویورک و مینیاپولیس وارد آورد. یک هفته قبل از این اتفاق، فردی‌‌ که از نظر جسمی صحیح و سالم بود به دلایلی نامعلوم در مواجهه با ماموران پلیس اقدام به فرار می‌کند و در نتیجه بازداشت و به زندان منتقل می‌شود اما ظاهرا در حین انتقال اتفاقاتی برای او می‌افتد که ماموران پلیس ناچار می‌شوند تا او را از نیمه راه زندان با آمبولانس به بیمارستان منتقل کنند و عاقبت او در بیمارستان جان خود را از دست داد. بعدها مراسم خاکسپاری او که با شرکت جمعیتی 2 هزار و 500 نفری در حال برگزاری بود به خشونت کشیده شد و عاقبت با مداخله مشترک نیروهای پلیس و ارتش آرامش برقرار شد و آن‌طور که نقل شده است از سوی دادستانی بالتیمور 6 افسر پلیس به اتهاماتی چون قتل غیرعمد، ضرب و جرح و قتل عمد درجه 2 تحت پیگرد قضایی قرار گرفتند.
 
قربانی ششم: جرج فلوید
ششمین سیاهپوستی که قربانی خشونت نیروهای پلیس آمریکا شده همان مورد اخیر قتل جرج فلوید   (George Floyd) است. طبق اخبار منتشر شده این قربانی 44 ساله نیز درست مانند قربانی سوم، اریک گارنر بر اثر وارد آمدن فشاری که از سوی افسر پلیس به ناحیه گردن و قفسه سینه‌اش وارد شده بود جان خود را از دست داده است. حالا کمابیش همه ما از اعتراضات و واکنش‌های مردم آمریکا به این حادثه خبر داریم. از قرار معلوم در زمان دستگیری او ناچار بوده تا به مدت هفت دقیقه وزن یک افسر سفیدپوست را در ناحیه گردن و قفسه سینه تحمل کند و با وجود آنکه در این فاصله چند نوبت از دشواری تنفس خود صحبت کرده اما ماموران پلیس بی‌تفاوت از کنار این موضوع می‌گذرند.
دست بر قضا گویا جرج فلوید با افسر پلیسی که حالا به اتهام قتل او تحت تعقیب قرار گرفته همزمان در بخش مسئولیت حفاظتی- امنیتی یک باشگاه شبانه مشغول کار بوده‌اند اما یکدیگر را درست و حسابی نمی‌شناختند و گویا غیر از این مامور خاطی حالا پای تخلف احتمالی سه مامور دیگر پلیس مینیاپولیس ایالت مینه‌‌سوتا در میان است. تاریخ آمریکا نشان داده که با وجود به سرانجام رسیدن مبارزات علیه برده‌داری و تبعیض نژادی هنوز تضمینی نیست که همه شهروندان این کشور از سفیدپوست گرفته تا سیاهپوست و... به صورت یکسان از شانس زندگی به سبک رویای آمریکایی برخوردار باشند. 
با نهایت ادب و احترام به عنوان عضوی از جامعه انسانی عصر مدرن باید برای شان و منزلت آدمی فارغ از رنگ، جنس، قوم، نژاد و ملیت ارزش قائل شویم. باید گفت در منشور منسوب به مزرعه حیوانات «جرج اورول» اصلی مهم وجود داشت که تاکیدش بر موقعیت برابر همه حیوانات بود و بعدها با تحریفی که در آن صورت گرفت به برابر بودن موقعیت برخی حیوانات تغییر کرد و با اتفاقاتی اکنون که در مینه‌سوتای آمریکا افتاده می‌توان گفت تازه‌ترین مصداق و مراد این عبارت، حال و روز جامعه سیاهپوستان ساکن آمریکاست که رویای زندگی آمریکایی آنها هر‌‌‌‌از‌‌‌چندگاهی به تیر غیب خشونت پلیس این کشور گرفتار شده و تا مرز نابودی پیش می‌رود.  به سختی می‌توان حدس زد که تا به امروز در فهرست قربانیان رفتارهای خشونت‌آمیز پلیس آمریکا، نام چند نفر ثبت شده است. کسی چه می‌داند شاید اگر روزی چنین فهرستی تهیه شود، اسامی مندرج در آن برای سنگفرش کردن یکی از خیابان‌های اصلی و مشهور این کشور کافی باشد.

 


ارسال نظر

captcha