یادداشتی از فریدون صدیقی

رسانه‌ها در برابر یک آزمون ملی

به اعتقاد من در جریان حمله موشکی به هواپیمای اوکراینی رسانه‌ها مظلوم واقع شدند. عمده مطالبی که در رسانه‌ها چاپ می‌شود به‌صورت فرمایشی است و آنها برای تحقیق و شفاف‌سازی درباره مسائل حساس زیر ذره بین مسئولان قرار می‌گیرند، به‌طوری که با کوچک‌ترین اشاره‌ای سریعاً مورد سرزنش واقع می‌شوند.

فریدون صدیقی
روزنامه نگار و مدرس ارتباطات

تامین 24 / رسانه‌ها اجازه کار روی موضوعاتی که دغدغه و مطالبه مردمی است، ندارند و از کار روی آنها به‌صورت مستقیم و غیر مستقیم غالباً منع می‌شوند، به‌همین جهت نمی‌توانند رازگشایی لازم را در مورد حوادث انجام دهند.

متأسفانه این اتفاق در 99 درصد حوزه‌های مهم خبری افتاده و آنچه از پرسشگری در رسانه‌های ما باقی مانده، این سؤال‌هاست: «چرا خیابان آسفالت نشده است؟ چرا این خیابان پل متحرک ندارد یا اینکه آیا علی دایی می‌خواهد مربی تیم ملی شود؟» و اجازه پرسشگری درباره مسائل حساس عملاً برای رسانه‌ها وجود ندارد. این اتفاق باعث شده تا رسانه‌های ما بی‌صدا شوند و مرجعیت خود را برای مردم از دست بدهند و مردم ناخواسته و ناچار به سمت شبکه‌های مجازی و رسانه‌های بیگانه حرکت کنند. در این شرایط طبیعی است که رسانه‌ها به بلندگویی برای مسئولان تبدیل شوند و از طرح مطالبات یا نیازهای مردم از مسئولان در حوزه‌های مختلف باز بمانند.


در زمان سقوط هواپیمای اوکراینی ضروری بود که خبرنگاران و رسانه‌ها به پرسشگری درباره احتمال برخورد موشک به هواپیمای اوکراینی بپردازند. مثلاً آنها باید به محل سقوط هواپیما می‌رفتند و از شاهدان سقوط در منطقه پرند راجع به این اتفاق می‌پرسیدند ودرباره احتمال تصادم یک شیء یا موشک به هواپیما تحقیق می‌کردند. متأسفانه به عادت دیرین پی جوی ماجرا نشدند چون می‌دانستند امکان پیگیری چنین پرسشی را ندارند. نتیجه این رویکرد دامن زدن افزون‌تر به بی‌اعتمادی برخی از مردم به رسانه‌ها شد. در چنین شرایطی طبیعی است دیگر تلویزیون نبینند، رادیو گوش ندهند و نسبت به مطالعه روزنامه‌ها کمتر راغب شوند و این یعنی از دست رفتن مرجعیت رسانه‌های داخلی.


در اینجا باید تأکید کنم که سرگرمی، اطلاع‌رسانی شفاف و دانش‌افزایی از مهم‌ترین وظایف هر رسانه‌ای محسوب می‌شود. با توضیحاتی که ارائه شد در وضع موجود آنچه که فعلاً برای مخاطب شاید قابل استفاده باشد فقط وجه حداقلی کارکرد رسانه‌ها یعنی سرگرمی است. مثلاً دیدن دورهمی، خندوانه، مسابقه فوتبال و عصر جدید.نتیجه دوم این رویکرد پیام غیر مستقیم دادن به مخاطب است که ما را نشنوید؛ نخوانید و نبینید.
من از زمان سقوط هواپیما درگیر پیگیری اخبار بودم. به‌طور مرتب رسانه‌های داخلی و خارجی را دنبال می‌کردم. رسانه‌های داخلی یعنی رادیو و تلویزیون یک پیام قطعی و یقینی را مرتب تکرار می‌کردند و آن نقص فنی هواپیما بود. درحالیکه رسانه‌های برون مرزی با وجود سوگیری‌های سیاسی که داشتند پدیده سقوط را با طرح احتمالات مختلف دنبال می‌کردند.


شاید اکنون پرسش این باشد که در فضای کنونی که اعتماد عمومی به رسانه‌های داخلی تا حدود زیادی لطمه دیده، آیا رسانه‌ها برای بازسازی اعتماد عمومی راهی پیش رو دارند؟ متأسفانه باید گفت، خیر مگر آنکه امیدروار باشیم مسئولان بالاسری باور کنند که رسانه‌ها باید نقشی اساسی در توسعه پایدار ملی داشته باشند و این یعنی در هر موردی و در قبال هر رویدادی اطلاع‌رسانی و شفاف‌سازی کنند. اگر چنین شد می‌توان امیدوار بود کم کم اعتماد عمومی را به دست آورند. نخستین گام به گمان من آزمونی است که هم‌اکنون در وهله اول پیش روی رادیو و تلویزیون به مثابه رسانه ملی و روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها به‌عنوان رسانه عمومی قرار دارد. امیدوارم این فرصت به رسانه‌ها داده شود تا از این امتحان سربلند بیرون آیند. امیدوارم.

منبع: روزنامه ایران 


ارسال نظر

captcha