نگاهی به استفاده ابزاری از کودکان در تبلیغات اینترنتی؛

بچه‌های میلیون دلاری یوتیوب

با گسترش سایت‌های اشتراک ویدئو در جهان، پدیده جدید شکل گرفته است که در آن، کودکان محصولی را معرفی می‌کنند و مخاطبان با هدف لذت بردن از معصومیت آنها، سودهای میلیون دلاری به جیب والدین و شرکتهای بزرگ سرازیر می‌کنند.

 

علی پازکیان

تامین 24 / بله یوتیوب در ایران ممنوع است، اما آیا این می‌تواند صورت مساله را برای ما پاک کند؟ آیا می‌توان گفت که رویه بهره‌کشی مجازی از کودکان در ایران قابل پیش‌بینی نیست و یا هنوز اتفاق نیفتاده است؟

رایان کاجی کیست؟ یک کودک هشت ساله با 26 میلیون دلار درآمد از یوتیوب در سال 2019! والدین وی وقتی تازه 3 ساله بود یک کانال یوتیوب برایش ایجاد کردند. روزهای نخست تنها واکنش‌های این کودک در برابر اسباب‌بازی‌های جدید بود که ویدئوهایش را پربازدید می‌کرد، اما با بالا رفتن تعداد اعضای کانال، شرکت‌های تولید کننده اسباب‌بازی به سراغش آمدند و امروز کار به جایی رسیده است که ویدئوهای تقریبا همه‌روزه رایان 23 میلیون بار در روز دیده می‌شوند. مجموع مشاهده ویدئوهای او در 5 سال گذشته به رقم اعجاب‌آور 34 میلیاردبار رسیده است و «دنیای رایان» یکی از 100 کانال برتر ایالات متحده لقب گرفته است. این مقوله می‌تواند هر پدر و مادری را وسوسه کند تا چنین منبع درآمدی را برای خود و «آینده» فرزندشان ایجاد کند. این دقیقا جایی است که مشکل به وجود می‌آید.

 

رسانه قرن21

یوتیوب (و سایر ابزارهای جدیداشتراک ویدئوی شبیه به آن) یک رسانه مدرن است. کودکان و نوجوانان امروز دیگر تلویزیون را مانندوالدین خود دوست ندارند. آنها نمی‌خواهند صبر کنند تا برایشان تصمیم گرفته شود که چه ببینند و امروز، خود برنامه خود را تعیین می‌کنند. در تحقیقی که سال قبل توسط وزارت ارتباطات انگلیس منتشر شد، یوتیوب را رسانه افراد 8 تا 11 ساله معرفی کرد. این تغییر نگرش و مشاهده سفارشی برنامه‌ها توسط این قشر سنی، نمادی است از تعریف جدید رسانه در نسل بعدی. یک سیستم فکری جدید که دیکته شدن رسانه‌ای را برنمی‌تابد. اگر والدین این طیف سنی با ویدئو خانگی احساس قدرت مشاهده در هر زمان را داشتند، فرزندان آنها هر زمان و در هر مکان به هرآنچه میل داشته باشند دسترسی دارند.

در این میان، یوتیوبرها هم آنچه را که این قشر سنی می‌طلبند عرضه می‌کنند. محتوای غالب در این رسانه، بر اساس خواسته همین طیف است و رایان کاجی، نماد این خواسته است. رایان روزانه یک جعبه اسباب بازی که قبلا ندیده باز می‌کند، از دیدنش شگفت‌زده می‌شود (ویا نمی‌شود) و با دقایقی بازی با آن، نظرش را اعلام می‌کند. نظری که می‌تواند یک سود عالی و یا یک شکست تجاری را در پی داشته باشد. این تجزیه و تحلیل کودکانه (از نظر ما) برای مخاطبان او به معنای یک دنیای جدید است و مخاطبان، خواسته‌شان را در دهان و اعمال رایان می‌جویند.

برندها در این میان بیکار نمی‌نشینند. آنها از رایان می‌خواهند که نیم نگاهی به تولیدات آنها داشته باشد و این بخش، نیمی دیگر از درآمدزایی این یوتیوبر نوجوان است. در اینجا رایان نه تنها با آن اسباب بازی کار می‌کند که نحوه عملکردش را نیز آموزش می‌دهد. این یعنی سود همه‌جانبه. تولید کننده از دیده شدن محصولش راضی است. کودکان از دیدن محصول جدید شگفت‌زده‌اند و رایان هم یک سود عمده از «viral» شدن به دست آورده و در کنار آن، چک هدیه شرکت را نیز دریافت کرده است.

 

 

حقوق کودکان

«دنیای رایان» در ابتدا «برررسی اسباب‌‌بازی توسط رایان» نام داشت و صرفا ذوق‌زدگی یک کودک 3ساله  از اسباب بازی جدیدش را به نمایش می‌گذاشت. اما بالا گرفتن کار این کانال و صدها کانال مقلد دیگر در آمریکا و سایر نقاط جهان، صدای فعالین حقوق کودکان را بلند کرد. این عده معتقد بودند که این بچه از محتوای آنچه برایش روی می‌دهد بی‌خبر است و حاصل در عمل نمی‌تواند موافق خواست او باشد. در واقع والدین وی متهم هستند که با بهره‌کشی مجازی، جلوی «کودکی کردن» او را را گرفته‌اند. وکلای رایان (یا بهتر است بگوئیم والدین او) برای عبور از این بحران دست به دامن آژانس تنظیم مقررات تجاری فدرال ایالات متحده شدند و پاسخ این بود که چون کار غیر قانونی صورت نگرفته است، لاجرم نمی‌توان مانع فعالیت آنها شد.

بر اساس قانون یوتیوب، افراد کمتر از 13 سال قانونا نمی‌توانند کانال شخصی ایجاد کنند. بنابراین کلیه کانال‌های ایجاد شده برای افراد زیر این سن توسط والدین ایجاد و به توسط همان‎ها مدیریت می‌شود.

ارتکاب سوءاستفاده از اطفال توسط والدین نه فقط در آمریکا که در اروپا هم سابقه داشته است. چند سال قبل، پلیس اسپانیا از ادامه فعالیت یک کانال که در آن دو دختر خردسال دوقلو با آرایش غلیظ بر روی ترانه‌های روز دابسمش می‌کردند، جلوگیری کرد. پلیس معتقد بود که این رویه می‌تواند زمینه‌ساز سوءاستفاده جنسی از این کودکان و یا سایر تقلیدکنندگان از آنها را فراهم کند.

روانشاناسان می‌گویند، یک کودک 8 ساله از یک فکر انتزاعی برخوردار است و نظری در رابطه با عملکرد واقعی خود ندارد. درواقع عدم برخورداری از ثبات نظری می‌تواند این موضوع را اثبات کند که کودک تبلیغ کننده و پربیننده درکی از آنچه برایش در شبانه روز رخ می‌دهد ندارد.

 

 

درآمدزایی

اینکه کودکان در دنیای مدرن قرن 21 با چه ابزاری درگیر می‌شوند چندان مهم نیست. چه آرایش غلیظ، چه بازی با اسباب‌بازی‌های جدید و یا هر مدل دیگر، مهم آن است که آنها قبل از رسیدن به سن قانونی نمی‌توانند تشخیص دهند که چه چیز را می‌خواهند و جایگاه والدین در اینجا از اهمیت بالایی برخوردار است. در این میان، تنها تشکیلاتی که می‌تواند به این موضوع ورود کند، صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل (یونیسف) است.

پدرو هارتونگ، وکیل برزیلی و یکی از مهمترین فعالان حقوق کودکان در دنیا به تازگی با انتشار مقاله‌ای نسبت به «حضور انبوه کودکان در اینترنت» اعتراض کرده و از مجامع جهانی خواسته تا فکری برای «محافظت از اطفال در فضای مجازی» بکنند. وی با ارائه یک دادنامه اولیه خواستار آن شده است تا از «انتشار اطلاعات شخصی کودکان در اینترنت با هدف درآمدزایی» جلوگیری شود. وی می‌گوید:« یکی از راهکاهایر سوءاستفاده از قانون، بهره‌گیری از تبلیغات کودکان برای کودکان است که باید از جلوی این خلاء قانونی گرفته شود.»

هارتونگ با اشاره به اینکه این سوءاستفاده تنها از آن کودک حاضر در تبلیغات نیست گفت:« تبلیغات کودکان برای کودکان، القای تدریجی فرهنگ مصرف‌گرایی صرف از دوران کودکی است. این نقص صریح حقوق اطفال است. تبلیغات مجازی نباید کاری کند که روح کودک با هدف بهره‌برداری تجاری به فرهنگ مصرف گرایی آلوده شود.»

وی تاکید کرد:« یکی از مشکلات جهانی در این باب، عدم آشنایی والدین با حقوق کودکان است. آنها نمی‌دانند که اطلاعات عرضه شده به کودک آنان در صورت عدم کنترل کافی تا چه حد می‌تواند آسیب‌زننده و خطرناک باشد. ما باید جامعه را با حقوق کودکان آشنا کنیم و حاصل، کاهش تدریجی این سوءاستفاده خواهد بود.»

 

منبع: ABC


ارسال نظر

captcha