یادداشتی از محمد پوستین‌دوز

مسئولیت ما در سخت‌ترین دوران تامین‌اجتماعی

سازمان تامین‌اجتماعی، به نوعی مهم‌ترین صندوق بازنشستگی کشور است که با نگاهی به فلسفه شکل‌گیری قانونش در سال54، می‌توان گفت هدفی والاتر از پوشش بیمه‌ای آحاد ملت نداشته و به‌درستی هم این سازمان را «فصل‌الخطاب» نظام تامین‌اجتماعی خوانده‌اند.

محمد پوستین‌دوز

کارشناس حوزه رفاه و تامین‌اجتماعی

تامین 24 / این یک واقعیت است که صندوق‌های بازنشستگی همانند انسان‌ها متولد می‌شوند و پس از مدت کوتاهی از نظر مالی فربه و برخوردار از استطاعت مالی و منابع مازاد می‌شوند که این منابع باید ذخیره شده و با حفظ ارزش آن برای زمان‌های سخت که بلوغ سیستمی و پیری و نهایتا میرایی سر می‌رسد، به‌کار گرفته شوند. تقریبا از دو دهه قبل، بسیاری از کارشناسان، بحران‌‌زا شدن سازمان تامین‌اجتماعی را  پیش‌بینی می‌کردند.

بحران اصلی، برهم خوردن تعادل منابع و مصارف است که چندین سال است به‌وقوع پیوسته و متاسفانه با تشدید شرایط بحرانی، درآمدهای جاری از هزینه‌ها عقب افتاده است. از سوی دیگر، نیروهای انسانی متخصص و کاربلد در بخش‌های بیمه‌ای، درمانی، اداری و سرمایه‌گذاری در زمره مهم‌ترین سرمایه‌های این سازمان است که می‌توان در شرایط فعلی که تغییرات مدیریتی تمام شده، از آن‌ها مدد گرفت تا نسخه‌ای شفابخش برای حال‌وروز فعلی سازمان تامین‌اجتماعی پیچیده شود. فراموش نکنیم سازمان تامین‌اجتماعی در چند ماه اخیر تحولات زیادی را از سر گذرانده است.

بعد از پایان دوره قانونی مدیرعاملی مرحوم نوربخش در سازمان تامین‌اجتماعی و دوره‌ کوتاه سرپرستی او که با فوت نابهنگام و تلخ ایشان به پایان رسید و دو سرپرست بعدی، یکی از دوره‌های پرفرازونشیب در تاریخ سازمان تامین‌اجتماعی به ثبت رسید.

حالا در نهایت با انتصاب مصطفی سالاری، می‌توان گفت دوباره ثبات به این سازمان برگشته است. همکاران و کارشناسان سازمانی و به‌طور کلی همه کسانی که تحولات و روندهای سازمان تامین‌اجتماعی را رصد می‌کنند، موارد پرشماری برای طی مسیر کشتی تامین‌اجتماعی مطرح کرده‌اند. در حال حاضر کشور در شرایط جنگ اقتصادی قرار دارد و در خط‌ مقدم این جنگ نیز حوزه‌های مالی مانند صندوق‌های بازنشستگی و نظام بانکی قرار دارند. طبیعی است، سازمان تامین‌اجتماعی پرچمدار این خط، رسالت مهمی عهده‌دار شده است.

همه واقفیم که سازمان تامین‌اجتماعی پس از چند دهه، هم‌اینک از دوره بلوغ وارد عصری جدید شده است. علائمی که از سازمان تامین‌اجتماعی ساطع می‌شود و سنجه‌های تحلیلی نشان می‌دهد، سازمان تامین‌اجتماعی به‌طور طبیعی حال و روز چندان خوبی ندارد و به دورانی رسیده که باید برای مدیریت دخل و خرج آن، تمهیداتی جدید اندیشیده شود. در بحبوحه دوران سخت کنونی رده‌ها و ارکان مختلف سازمان تامین‌اجتماعی این ماموریت سنگین را عهده‌دار هستند که مسائل را به‌نحوی مدیریت کنند که هزینه‌هایی که محدودیت‌های اقتصادی بر کشور و ذی‌نفعان این سازمان تحمیل می‌شود، حداقلی و قابل‌کنترل در تمام جوانب باشد. این اولین رسالت مدیران ارشد سازمان تامین‌اجتماعی است که خوشبختانه این خودآگاهی نیز در میان آن‌‌ها دیده می‌شود.

دومین مقوله این است که مدیریت هزینه‌ها در تامین‌اجتماعی صورت بگیرد. به این معنا که در تمام بخش‌های بیمه‌ای، درمانی و اقتصادی، مدیریت هزینه‌ها اعمال شود و اگر احیانا بی‌انضباطی مالی در برخی حوزه‌ها به‌خصوص در بخش اقتصادی و شرکت‌های زیرمجموعه شستا دیده شود، با توجه به شرایطی که بر کشور حاکم است، متناسب با مقتضیات برخورد شود. سازمان تامین‌اجتماعی برای عبور سالم و سلامت از شرایط کنونی، به مدیران جهادی نیازمند است. مدیرانی که ویژه دوران جنگ هستند و با توجه به اینکه ما در دوران جنگ اقتصادی به‌سر می‌بریم، بایستی مدیرانی داشته باشیم که از خودشان هزینه کنند و نه اینکه سازمان تامین‌اجتماعی را قربانی بازی‌های معمول سیاسی و جناجی و ... کنند.

این امر نیازمند بهره‌گیری از مدیرانی است که جرئت و جسارت استفاده از موقعیت‌ها و تبدیل تهدید به فرصت مشابه دوران جنگ تحمیلی را داشته باشند. همه این موارد موید آن است که سالاری در سخت‌ترین دوره حیات سازمان در مقام مدیرعامل، سکان مدیریت بزرگ‌ترین سازمان بیمه‌ای خاورمیانه را به‌دست گرفته که مسئولیت سنگینی را متوجه همه دلسوزان کشور در تمام رده‌ها و ارکان، برای کمک به وی می‌کند؛ با این تفاوت که مسئولیت کارشناسان و مدیران ارشد و میانی سازمان تامین‌اجتماعی دوچندان است.

 

منبع: آتیه نو


ارسال نظر

captcha