مروری بر فیلم «عرق سرد»

«عرق سرد» روایت بخشی از نابرابری‌های جنسیتی است که در جامعه وجود دارد و در متن برخی قوانین نیز ریشه دوانده است؛ روایت ورزشکار زنی که به راحتی و قانونی‌ترین شکل ممکن از پیشرفت در کارش بازمی‌ماند، در حالی‌که پیشرفت‌ها را به سختی و با تلاش کسب کرده ولی ممانعت‌ها را به واسطه جنسیت‌اش پیش رو می‌بیند. با این حال، برای از میان برداشتن این مشکلات سر خم نکرده و همچنان به تلاش و مبارزه‌اش ادامه می‌دهد.

تامین 24 / «سهیل بیرقی» که فعالیتش در سینما را به عنوان دستیار اول کارگردان آغاز کرده، سه سال پیش اولین فیلمش، «من» را با بازی لیلی حاتمی ساخت که به زنی غیرمعمول می‌پرداخت؛ زنی که شخصیتی خونسرد و درونگرا اما جسوری داشت و دست به کارهایی می‌زد که در عرف زنان سینمای ایران نبود. این‌بار نیز کارگردان در فیلم «عرق سرد» به سمت یک شخصیت زن به عنوان کاراکتر محوری خود رفته است؛ با این تفاوت که بیش از آنکه یک شخصیت غیرمعمولی باشد، اتفاق داستان که برگرفته از یک اتفاق و خبر واقعی بوده، غیرمعمولی است.

فیلم با بازی فوتسال بانوان و یکه‌تازی کاپیتان تیم یعنی افروز اردستانی (با بازی باران کوثری) آغاز می‌شود. در تدوین پرشتاب آغازین فیلم، افروز را در مرکز تشویق تماشاگران و بازی می‌بینیم که با گل پیروزی او تیم فوتسال بانوان ایران موفق می‌شود به بازی‌های آسیایی فوتسال بانوان راه یابد. کمی بعد، بازیکنان تیم ملی را می‌بینیم که در فرودگاه هستند، خیلی خوشحال و سرزنده مدارک‌شان را به مسئول کنترل پاسپورت‌ها می‌دهند ولی ناگهان افروز متوجه می‌شود که توسط همسرش ممنوع‌الخروج شده است. اگرچه ابتدا زمزمه‌ای حول کنسل کردن پرواز تیم اعزامی به بازی‌ها به گوش می‌رسد ولی در آخر به عنوان مسئولان تیم، اردو را همراهی نکرده و در ایران می‌مانند تا تکلیف افروز مشخص شود.

فیلم چهار شخصیت اصلی دارد که موضوع فیلم را پیش می‌برند؛ افروز که از سفر تیم ملی بازمانده، همسر افروز که باعث این اتفاق بوده، خانم نوری که نماینده فدراسیون است و «پانته‌آ آل‌‌داوود» به عنوان وکیل افروز. چینش شخصیت‌ها شبیه چینش یک خبر است تا یک فیلم، همانطور که اغلب شخصیت‌ها نیز به عمق شخصیت‌های یک خبر جنجالی به نظر می‌رسند.

پانته‌آ آل‌داوود بیش از اینکه به دنبال حل کردن مشکل موکلش باشد، سعی می‌کند با خبرساز کردن حواشی، خود را سلبریتی رسانه‌ها کند و به بهانه استفاده از موضوع برای کمک به آیندگان در ژست یک فعال حقوق زنان ظاهر می‌شود و به واسطه مصاحبه‌هایی که با خبرگزاری‌های خارجی انجام می‌دهد، بیش‌ازپیش مساله افروز را پیچیده می‌کند. تنها پیشنهادی که به افروز می‌دهد و ممکن است کمکی به او کند هم ربطی به وکالتش ندارد و حتی در تضاد با شعارهای فعالیت او به عنوان حقوق زنان است؛ چرا‌که از افروز می‌خواهد توانایی‌های زنانه‌اش را به کار گیرد و با استفاده از توانایی‌های زنانه‌اش دل همسرش را به دست بیاورد و رضایت او را برای سفر جلب کند.

همسر افروز، مجری تلویزیون است و برخلاف ظاهر مهربان و انسانی که در تلویزیون از خود نشان می‌دهد، در زندگی شخصی، همسرش را سرکوب می‌کند و می‌خواهد جلوی پیشبرد تمام امید و آرزوهای او را بگیرد و از او زنی مطیع و گوش‌ به فرمان بسازد. در نهایت، افروز برای جلب رضایت همسرش برای سفر، خود را تسلیم مرد می‌کند، اما در نهایت مرد وقتی متوجه می‌شود که افروز او را فریب داده، برگه رضایت را پاره می‌کند.

 

 

فیلم حتی برای یک لحظه به جهان مرد نزدیک نمی‌شود و او را ذره‌ای بیشتر از تصویری که به واسطه شنیدن خبر در ذهن ساخته شده، پرورش نمی‌دهد بلکه تمام شخصیت‌پردازی مرد بر عهده پیش‌فرض‌های مخاطب در مورد چنین مردی قرار گرفته است.

شخصیت‌پردازی خانم نوری نیز دست‌کمی از شاه‌حسینی، همسر افروز ندارد. او به شکل غیرقابل ‌فهمی‌ نسبت به موفقیت تیم ملی بی‌انگیزه و رعایت حجاب بازیکنان برایش مهمتر از پیروزی آنهاست و در همدستی تمام‌قد با شاه‌حسینی تلاش می‌کند که شرایط برای سفر افروز مهیا نشود. حتی وجود مرد مسنی که از مسئولان فدراسیون است و سعی می‌کند چهره مهربانی را کنار نوری بگذارد تا تصویر فدراسیون را تلطیف کند نیز کمکی به تغییر یکجانبه و سطحی بودن نگاه فیلمساز نمی‌کند.

افروز با وجود توانایی‌اش در فوتبال، اما حقوقش از تیم ملی، کفاف زندگی‌اش را نمی‌دهد و کاملا وابسته به همسرش است، ولی تصمیم گرفته که به او باج ندهد و در ادامه وقتی راهی پیش پایش باز نمی‌شود، خود را تنها و بی‌کس می‌یابد.

نابرابری حقوق زنان و خبر ممنوع‌الخروجی یک ورزشکار موفق تنها به واسطه خواست همسرش، نمی‌توانند دلایلی کافی باشند برای آنکه کارگردان در جهان اثرش حقی برای مرد قائل نباشد و جهانش را به ما نشان ندهد. روی فیلم‌ به سمت مخاطبانی است که با او هم‌رای هستند، تا یکصدا علیه این نابرابری فریاد تظلم‌خواهی سر دهند، ولی با این کار اجازه ورود به آن‌سوی خبر گرفته شده، در آن‌سوی ماجرا یک انسان ایستاده؛ انسانی که در این اندیشه تنها نیست و بدون ورود به جهان و خواست‌های او راه برای تعمقی بیش از یک خبر بسته است. حقانیت اثر و پیش‌فرض‌های مخاطب هرگز مواد کافی برای ساخت یک فیلم نیست و در این فیلم نیز به کمک فیلمساز نمی‌آیند.

 

منبع: ماهنامه قلمرو رفاه، شماره 41

 


ارسال نظر

captcha