مشاور بین‌المللی آکچوئری سازمان جهانی کار:

مزایای تامین‌اجتماعی: دوگانه‌ انتظارات و محدودیت‌ها

پی‌یر پلاموندون، مشاور بین‌المللی آکچوئری سازمان جهانی کار (ILO) و تحلیلگر آکچوئری و مستمری‌های تامین‌اجتماعی، همراه با وینسنت پلاموندون، کارشناس و تحلیلگر آکچوئری پروژه و همکار خارجی ILO، برای آموزش انجام محاسبات و روش تهیه گزارش اکچوئریال مزایای سازمان تامین اجتماعی به ایران سفر کردند.

تامین 24 / نمایندگان ILO ضمن انجام ارزیابی آکچوئریال مزایای سازمان تأمین‌اجتماعی و ارائه گزارش در این زمینه، انجام محاسبات و روش تهیه گزارش ارزیابی آکچوئری را به کارشناسان حوزه تامین‌اجتماعی آموزش دادند؛ جلساتی که در موسسه عالی پژوهش تامین‌اجتماعی برگزار شد.

 

در حاشیه یکی از این جلسات که ماحصل آن، انعقاد قراردادی میان مؤسسه عالی پژوهش تأمین‌اجتماعی با سازمان بین‌المللی کار بوده است، گفت‌و‌گویی با «پی‌یر پلاموندن» ترتیب داده‌ایم تا در آستانه هفته تامین‌اجتماعی از او درباره جایگاه مقایسه‌ای ایران در پوشش و کیفیت بیمه تامین‌اجتماعی بپرسیم و از تاثیراتی که آشفتگی‌های اخیر اقتصادی در ایران بر تامین‌اجتماعی بر جا می‌گذارد و ضرورت اعمال برخی اصلاحات پارامتریک را دوچندان می‌کند، جویا شویم. حاصل این گفت‌وگو پیش‌روی شماست.

 

بهتر است بحث را با اولویت‌های سازمان جهانی کار (ILO) آغاز کنیم. این سازمان چه برنامه‌هایی را در سال‌جاری دنبال می‌کند؟

 

سازمان جهانی کار، اصلی‌ترین هدف خود را پوشش هرچه بیشتر افراد جامعه تحت‌ پوشش خدمات تامین‌اجتماعی قرار داده است؛ موضوعی که تامین منابع مالی کافی برای پوشش افراد را در مواردی چون بازنشستگی، ازکارافتادگی و فوت که شامل بهره‌مندی بازماندگان از بیمه هم می‌شود، به دنبال دارد.

 

با توجه به اوضاع فعلی اقتصاد ایران و ناپایداری و تلاطم‌های شدید که فضای کسب‌وکار ایران را به‌شدت متاثر کرده است، سازمان جهانی کار چه راهکارهایی را برای غلبه بر بحران‌های اقتصادی که می‌تواند به‌طور بالقوه تامین‌اجتماعی را متاثر کند، پیشنهاد می‌کند؟

 

بحران‌های اقتصادی به بیکاری دامن می‌زند؛ معضلی که به شدت تامین‌اجتماعی را متاثر می‌کند. اگر در جامعه‌ای آمار بیکاری بالا باشد تعداد شرکای تامین‌اجتماعی کم خواهد بود. علاوه بر این، بحران‌های اقتصادی بر کارفرمایان و صاحبان مشاغل فشارهایی وارد می‌‌کند که می‌تواند افزایش دستمزد و حقوق کارگران  را محدود کند؛ شرایطی که پرداخت حق‌بیمه را پایین نگه می‌دارد و شرکای اجتماعی کمتری را جذب خواهد کرد. چالش تورم اقتصادی نیز شاخص‌گذاری مستمری‌ها را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد، متغیری که شرکای کمتری را با دستمزدهای پایین مجبور به پرداخت مستمری بیمه تامین‌اجتماعی می‌کند. همه این شرایط طرح کلی تامین‌اجتماعی را به میزان زیادی متاثر می‌کند. سازمان جهانی کار به کشورهایی با موقعیت مشابه ایران پیشنهاد می‌کند مزایای طرح تامین‌اجتماعی را تا حدی کاهش و از طرف دیگر نرخ حق‌بیمه را افزایش دهند، حتی اگر حقوق‌ها به آن اندازه افزایش نیافتند. در این میان باید در نظر داشت که برنامه‌های پیشنهادی به افزایش نرخ بیکاری دامن نزند و فشار زیادی بر کارفرما و شرکای اجتماعی وارد نکند، بنابراین رسیدن به تعادلی که صلاح هر دو طرف باشد، کار آسانی نخواهد بود.

طرح کلی تامین‌اجتماعی در ایران با دشواری‌هایی در زمینه تامین منابع مالی مواجه است، از طرفی مسائل جمعیت‌شناسی مطرح می‌شود. تعداد شرکای اجتماعی در طول زمان به میزان کمی افزایش پیدا می‌کند، در مقابل، تعداد افراد ذی‌نفع و مستمری‌بگیر  بیش از تعداد شرکای اجتماعی بالا می‌رود، بنابراین رفته رفته کارگر کمتری در ازای هر مستمری‌بگیر وجود خواهد داشت تا بتواند تامین‌اجتماعی را محقق کند. راه‌حل این چالش، جلب شرکای اجتماعی بیشتر و کاهش تعداد مستمری‌بگیران است؛ تصمیمی که از منظر سیاسی بسیار دشوار خواهد بود. سازمان جهانی کار در گزارش ارزیابی‌ آکچوئریال، مجموعه‌ای از گزینه‌های اصلاحی احتمالی را برای مقابله با این چالش مطرح می‌کند. برای مثال، اگر افراد 3 یا 5 سال دیرتر از موعد فعلی بازنشسته شوند، این بدین معنی است که آن‌ها مدت زمان بیشتری بخشی از شرکای اجتماعی باقی می‌مانند و از مزایای بازنشستگی در مدت زمان کمتری بهره‌مند خواهند شد، این گزینه می‌تواند بخشی از منابع مالی طرح تامین‌اجتماعی را فراهم کند. اگر نگاهی به سطح مزایای طرح تامین‌اجتماعی بیندازیم؛ پیکره مستمری‌بگیری در ایران در مقایسه با سایر کشورها بسیار سخاوتمندانه تهیه شده است، بنابراین یکی از راهکارهای احتمالی مهار بحران تامین منابع مالی برای تامین‌اجتماعی، تهیه و اجرای فرمولی کمتر سخاوتمندانه است تا بتواند تا حدی از فشارهای مالی بکاهد. این قضیه در مورد بازماندگان مستمری‌بگیر هم صدق می‌کند. در حال حاضر، بهره‌مندی بازماندگان مستمری‌بگیر از مزایای تامین‌اجتماعی ایران بسیار سخاوتمندانه است. اگر فردی فوت کند، همسر، فرزندان و حتی سایر ذی‌نفعان می‌توانند از مستمری برخوردار شوند، به گونه‌ای که اگر فردی از میان بازماندگان صلاحیت‌های لازم برای دریافت مستمری را از دست بدهد (برای مثال ازدواج فرزند دختر) مستمری‌اش به سایر بازماندگان منتقل می‌شود. این موقعیت به این معنی است که پرداخت مستمری فرد بازمانده برای مدتی طولانی پا بر جا می‌ماند. در حالی که لازم است برای ارتقای کارایی این سیستم هزینه‌ها را تا حد امکان کاهش داد.

اصلاحات پارامتریک با فرمول‌بندی مستمری‌بگیری در ارتباط است، در حال حاضر افراد بعد از 30سال بیمه‌پردازی بیش از صددرصد حقوق خود را در دوران  بازنشستگی دریافت می‌کنند. می‌توان تغییر را به این صورت اعمال کرد که فرد بعد از 35سال کار با دریافت 70درصد از آخرین حقوق خود بازنشسته شود. البته با لحاظ‌کردن این موضوع که حقوق برای تامین استاندارد‌های زندگی کافی باشد. همچنین باید قواعد سفت و سخت‌تری را در مورد بازماندگان فرد بیمه‌شده پس از فوت وی اعمال کرد. برای نمونه اگر فرزند خانواده به 20 سالگی رسید، مستمری او قطع شود و کل دریافتی خانواده نیز بالتبع کاهش یابد.

 

سن بازنشستگی و تغییرات پارامتریک به‌طور مشخص در صدر دغدغه‌های کارشناسان حوزه رفاه‌اجتماعی قرار دارد. ایران دیر یا زود با موجی از سالمندی مواجه می‌شود؛ مسئله‌ای که لزوم برخی اصلاحات را برای کارکرد هرچه بهتر تامین‌اجتماعی به‌خصوص در ارتباط با تعهدات بین‌نسلی ضروری می‌کند. نظر شما در این زمینه چیست؟

 

سن بازنشستگی در ایران در مقایسه با استاندارد جهانی بسیار پایین است، بنابراین لازم است به‌تدریج اصلاحاتی در سن بازنشستگی صورت گیرد تا تدریجا بالا برود به‌گونه‌ای که مشمولان مدت زمان بیشتری جزء شرکای اجتماعی باقی بمانند و دوره زمانی کوتاه‌تری از مزایای تامین‌اجتماعی بهره‌مند شوند. این تغییر کمک بزرگی به تامین مالی طرح تامین‌اجتماعی می‌کند. اما باید به این نکته توجه کرد که لازم نیست این اصلاحات ناگهانی اعمال شود. می‌توان به مردم اطلاع داد که اصلاحات برای مثال، در سال 2020 یا 2025  به صورت تدریجی اتفاق می‌افتد. اصلاحات باید در طول زمان رقم بخورد تا مردم زمان و فرصت کافی برای انطباق با الگوهای کاری جدید پیدا کنند. علاوه بر این، می‌توان سن بازنشستگی را با امید به زندگی مرتبط کرد، زیرا سازوکارهایی وجود دارد که با ارتقای امید به زندگی به صورت خودکار سن بازنشستگی با اقبال عمومی بیشتری افزایش می‌یابد.

ذکر این نکته هم ضروری است که تغییرات پارامتریک و افزایش سن بازنشستگی باید همه شرکا و بیمه‌شدگان را در بر بگیرد، زیرا اگر تغییرات فقط بر تازه‌واردان عرصه بیمه تامین‌اجتماعی اعمال شود، تاثیرات مالی در آینده بسیار دور محقق می‌شود، بنابراین برای تاثیرگذاری کاربردی باید همه افراد را تحت‌پوشش این تغییرات قرار داد. اگر طراحی اصولی برای گذار و اصلاحات انجام شود دیگر کسی هنگام اعمال این تغییرات آسیب نخواهد دید.

 

بحران‌های اقتصادی علاوه بر آسیب‌هایی که به پایه‌های اقتصاد یک کشور وارد می‌کنند، اعتماد اجتماعی شهروندان را هدف قرار می‌دهد. با توجه به چالش کمبود منابع مالی که متوجه صندوق‌های بیمه‌گر در عصر حاضر است، سازمان تامین اجتماعی باید چه راهکارهایی را برای حفظ و تقویت اعتماد اجتماعی به‌کار گیرد تا شرکای اجتماعی و بیمه‌شدگان به انجام تعهدات سازمان در آینده‌ باوری قوی داشته باشند؟

 

به نظر من، این موضوع به نحوه مدیریت در سطوح کلان بازمی‌گردد، اینکه بتوان بر وضعیت مالی برنامه تامین‌اجتماعی نظارت کرد. ارزیابی آکچوئریال ابزاری برای زیر نظر داشتن منابع مالی برنامه تدارک‌دیده است، بنابراین لازم است این ارزیابی به صورت مستمر برای مثال هر سه سال اعمال شود؛ دوره‌ای که منابع مالی به صورت مقطعی در حال تغییر هستند. این موضوع یکی از دلایل حضور ما در ایران است. سازمان جهانی کار ارزیابی آکچوئریال را پیشنهاد می‌کند تا اجرای برنامه‌های پیشین را باز‌بینی کنیم و به کارشناسان این حوزه آموزش‌های لازم را برای ارزیابی درست و اصولی ارائه دهیم. با این ارزیابی کارشناسان قادر خواهند بود اصلاحات پارامتریک و مفروضات را شبیه‌سازی کنند و پایداری برنامه در شرایط مختلف را تحت‌نظر بگیرند، بنابراین این مسئله به مدیریت برنامه تامین‌اجتماعی مربوط است. مدیریت مالی باید تضمین کند همه بخش‌‌های برنامه تامین‌اجتماعی مشارکت خود را حفظ می‌کنند. سازمان تامین‌اجتماعی می‌تواند سراغ شرکت‌های طرف حساب برود و برای آن‌ها توضیح دهد که حق‌بیمه‌ای که پرداخت می‌کنند چقدر برای پیشبرد اهداف مالی طرح، ضروری است. سازمان همچنین می‌تواند به دولت فشار وارد کند تا سهمی در پرداخت سهم شرکای اجتماعی داشته باشد، اقدامی که درآمد زیادی را برای تامین‌اجتماعی به همراه دارد، بنابراین راهکارهای زیادی پیش پای تامین‌اجتماعی برای حفظ درآمد و جلب اطمینان شرکا برای انجام تعهدات مالی وجود دارد.

 

شما در صحبت‌هایتان به ساختار سخاوتمندانه تامین‌اجتماعی در ایران اشاره کردید. در مقایسه با دیگر کشورها اعم از توسعه‌یافته و در حال توسعه، در مجموع وضعیت تامین‌اجتماعی در ایران را چطور ارزیابی می‌کنید؟

 

همان‌ طور که گفتم، مزایای تامین‌اجتماعی در ایران سخاوتمندانه است و سن بازنشستگی در مقایسه با دیگر کشورها پایین. نرخ باروری در ایران در حال کاهش است و در نتیجه جمعیت کارگران در سال‌های پیش‌رو به‌شدت کاهش می‌یابد؛ موضوعی که به معنی تعداد کمتر شرکای اجتماعی در مقابل تعداد بالای افراد بازنشسته است. مورد دیگر به پوشش طرح تامین‌اجتماعی بازمی‌گردد. در کشورهای توسعه‌یافته پوشش تامین‌اجتماعی  در سطح جامعه وسیع و همگانی است در حالی که در ایران گروه‌های خاصی تحت‌پوشش بیمه تامین‌اجتماعی قرار دارند و بخش‌های غیررسمی مانند مشاغل خرد در طرح تامین‌اجتماعی جایگاه چندانی ندارند. اتفاقا یکی از اهداف سازمان بین‌المللی کار نیز ارتقای پوشش تامین‌اجتماعی در سطح جامعه است تا هر فرد شاغل بتواند از مزایای این طرح بهره‌مند شود. در مورد جنبه‌های پیشرو و موفق تامین‌اجتماعی در ایران هم باید بگویم در اینجا انواع منافع و مزایای ممکن به شرکای اجتماعی پرداخت می‌شود، بنابراین فرد در مقابل موقعیت‌هایی چون ازکارافتادگی، بازنشستگی و مرگ می‌تواند از دریافت مزایای این طرح مطمئن باشد. فرمول محاسبه مزایای این طرح سخاوتمندانه است و شرکای اجتماعی را درباره حفظ استانداردهای زندگی خاطرجمع می‌کند. پوشش تامین‌اجتماعی کشور ایران گرچه مطلوب نیست، اما در مقایسه با دیگر کشورهای منطقه، این کشور در این زمینه جایگاه مناسب‌تری دارد.

 

منبع:‌ هفته‌نامه آتیه نو، شماره 159

 


ارسال نظر

captcha